فهرست
حق انتخاب، حق پیشرفت
حق انتخاب، حق پیشرفت

حق انتخاب، حق پیشرفت

آی اسپورت - یکم- ۸ آذر! حماسه هشتم آذر سال ۷۶ که سازندگانش خود نیز به تاریخ پیوستند و جغرافیای فوتبال ایران را گسترش دادند که البته در باور ما می‌گنجید و انتظارش را همواره داشتیم! تیم طلایی با مردانی که آفتاب‌نشین شدند! ۸/۹/۹۹، آیا می‌شود تا بشود آن‌طور که فوتبال ایران از شر کوچک‌اندیشی‌ها و از قید و بند کوچک‌اندیشان و سلسله زنجیره ندانم‌کاری و فقر دانستگی اینان نجات پیدا کند؟

راه حل این «فلاح» و رستگاری کدام است؟ تیم ملی در روز ۸/۹/۷۶، به یک باره به خود آمد و شد آنچه که بود و کرد آن کاری که همیشه باید می‌کرد! و همیشه باید با قدرت بیشتر، با کوبندگی افزون‌تر انجامش دهد! روز ۸/۹/۷۶، چهارده مرد ملی‌پوش به خود آمده، قد علم کردند و توانستند! امروز هم همان نسخه را باید پیچید! ۸۴، ۸۵ مرد صاحب حق رأی، صاحب حق تشخیص، صاحب حق انتخاب، باید سرنوشت‌سازی کنند! مردان مرد و میانه میدان! فوتبال ایران چه آینده‌ای را لایق است؟ همین که هست و محصول تسلط فقراندیشگی است؟ یا به راه دیگری می‌رود که راه نجات است و راه فلاح است و راه بزرگ شدن و بزرگی کردن! نه در خاورمیانه که در جهان! فوتبال ایران، چنانچه توسط اهلش اداره شود، لیاقت و «حق» بزرگ شدن را دارد!

مجمع فدراسیون فوتبال نقش درجه اول دارد! این نهاد راه را با علم و فضیلت‌های علمی می‌گشاید تا جهالت را منکوب و مغلوب کرده و برای همیشه از شرش خلاص شود!

 

این ریش و این‌هم قیچی!

دوم- مدت ۱۲ سال، یک غلط فاحش را درست انگاشتیم و به قول «قاآنی»: ...این رفت ستم بر ما، یعنی بر فوتبال ما! حالا برای خارج شدن از این بن‌بست خودساخته، باید حتی شتاب کنیم! شتاب در پرهیز از اشتباهات پیشین! برای سپردن کارهای بزرگ به کاردان‌ها! نیازمودن دوباره آزموده‌ها! رودربایستی کافی است! شرم حضور، با فوتبال چه بدها که نکرد! مجمع فوتبال، باید به مسئولیت بزرگ و تاریخی خود عمل کند و می‌کند! عمل کردنی تمام و کمال! فوتبال ایران چشم به راه تصمیم متهورانه مجمع است! بستن راه بر نااهلی و نااهلان!

 

منازعه آذری و مددی

سوم- می‌دانستیم که مناظره‌ای در کار نخواهد بود اما به خود وعده می‌دادیم که شاهد ترش‌گویی و حتی بدتر، تلخ‌گویی و دشنام‌های مؤدبانه هم نخواهیم بود! توقع داشتیم بیننده محاجه مدیرعامل باشگاه فولاد اهواز و استقلال باشیم! خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم! چرا که سعید آذری را دیدیم و احمد مددی را که قرار بود انگار، جور دیگری برخورد کنند و چه خوب هم موفق شدند! در ناسزاگویی، هر دویشان از پس هم برآمدند! با ادبیاتی نه در خور مردان اول دایره مدیریت دو تیم لیگ برتر! هدف روشنگری نبود که گویا آمده بودند تا دمار از روزگار ادب گفتاری و آداب با هم و حتی بر هم سخن گفتن را، درآورند! فقط آخر خشونت کلام! END خط کشیدن بر نزاکت گفتار! و تازه گل از گلشان هم شکفته می‌شد! دلایلشان، همه عذر بدتر از گناه بود! استدلالشان هم چوبین و آن هم موریانه خورده بود! سست‌بنیان و غیر قابل اتکا! به شدت بی‌تمکین! به شدت دور از شخصیت دو مرد فرهنگی! و دو مدیر ورزش حرفه‌ای!

 

مدینه فاضله یا شهرک جاهله؟

چهارم- به هیچ یک از اشارات واضح یا به طعنه بیان شده نمی‌پردازیم که در منازعه- که جانشین مناظره شده بود- حلوا تقسیم نمی‌کنند ولی، سعید آذری با احمد مددی، چه نزاعی می‌توانست داشته باشد و یا برعکس! احساس گول‌خوردگی، حس غالب است! مدام از خود می‌پرسیدیم: ...این بود مدیری که این همه حضورش را در عرصه فوتبال لازم می‌دانستیم؟ ...و این بود مدیری که در اولین و دومین حضورش، نوید یک مدیر اهل مروت و مدارا را می‌داد؟ آذری همیشه این بود؟ مددی قرار است این باشد؟ در این صورت، چه میان نقش دیوار و میان آدمیت!

ما را چه می‌شود؟ به کجا خواهیم رسید؟ مدینه فاضله فوتبالشهر ما از این قرار است، پس چه شهری است مدینه جاهله‌اش! آقای آذری، خراب کردی! آقای مددی، نیامده امیدهای فراوانی را به باد دادی! شما کجا و این لحن و ترتیب حرف زدن کجا؟ یا، خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم!

 

حاتم‌بخشی در کمیته ملی المپیک

پنجم- خبری شنیدیم از کمیته ملی المپیک که در یک اقدام سنت‌شکنانه و آینده‌ساز، مبلغ ۵ میلیارد تومان به فدراسیون‌های المپیکی تخصیص یافته و کل این پول کلان (!) در اختیار آقای نصرا... سجادی است تا ترتیب تقسیم شدنش را، آن‌طور که نه سیخ بسوزد و نه کباب، بدهد!

آقای صالحی‌امیری، کاری درست را دستور داد که پول مورد نظر را به دکتر سجادی بسپارند که خمیره‌اش ورزش المپیکی و مدیریت همه امور منوط و مربوط به المپیک‌هاست! ولی...  ولی جناب آقای دکتر امیری، ریاست محترم کمیته ملی المپیک ایران! محض اطلاع حضرت عالی باید گفته آید این نکته که:

...در فوتبال ما که همه در حال دعوایند و تمام دعواها نیز بر سر «لحاف ملاست» بازیکنانی را می‌بینیم که اطلاق نام بازیکن به اینان بسیار سخت و سنگین است! سنگین‌تر و سخت‌تر اینکه حضرتشان، برای یک سال توپ لو دادن و پول هدر کردن، بیش از ۱۰ و ۱۲ و ۱۴ میلیارد تومان حق‌الامضا دارند! خب! حالا چه باید کرد؟ یواش یواش آدم مورمورش می‌شود! که در این ملک و با این ملت چه می‌شود؟ یک فدراسیون و چند فدراسیون ۵ میلیارد، یک بازیکن- از همان نوع که افتد و دانی...- ۱۳، ۱۴ میلیارد تومان!

 

خبر ورزشی 

۱    
آی اسپورت
2020-11-26 10:59:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر