فهرست
شبکه رشت؛ موفق در اختلاف افکنی در سپیدرود!
شبکه رشت؛ موفق در اختلاف افکنی در سپیدرود!

شبکه رشت؛ موفق در اختلاف افکنی در سپیدرود!

آی اسپورت - داد و فغان باشگاه‌های فوتبال از دست تلویزیون در تمام این این سال‌ها نه شنیده شده و نه قرار است ظاهرا شنیده شود و اگر فدراسیون فوتبال به تیم‌های خصوصی فشار می‌آورد که باید بیلان مالی سود دهی داشته باشند تا بتوانند مجوز حرفه‌ای دریافت کنند، این نکته فراموش می‌شود که بزرگترین منبع تامین مالی فوتبال در سراسر جهان دریافت حق پخش تلویزیونی است که شوربختانه در ایران همیشه به هیچ انگاشته می‌شود. مبلغ پرداختی تلویزیون به فوتبال آنقدر اندک و ناچیز است که اگر بر تعداد باشگاه‌ها و زمان پخش بازی‌های آنها از تلویزیون تقسیم شود مشاهده می‌شود که این رقم پرداختی تنها در حد رفع تکلیف و رعایت کردن ظاهر داستان است تا کسی نگوید تلویزیون مجانی‌خور است!

این مساله در لیگ‌های دسته اول و دسته دوم و توسط شبکه‌های محلی به صورت وحشتناک‌تری در جریان است و شبکه‌های محلی برای پخش بازی‌های تیم‌ها رقم‌های عجیب و غریب و گاه نجومی از باشگاه‌هایی که اغلب هشت‌شان گروه نه است طلب می‌کنند و تا آن مبلغ به صورت تمام و کمال به حساب بخش مالی صدا و سیما واریز نشود هرگز اقدام به پوشش این مسابقات نخواهند زد.

داستان سپیدرود و شبکه محلی باران هم از همین دست است و در حالی که در دو فصل گذشته تیم سپیدرود به عنوان شاگرد اول فوتبال استان در کارنامه‌اش دو صعود حماسه‌ساز و خاطره‌انگیز داشته است، اما هرگز گردانندگان این شبکه منافع اقتصادی خود را به مطالبات عمومی و منافع مردم گیلان نبخشیدند و در بحرانی‌ترین روزهای این باشگاه ریشه دار اول منتظر امضای قرارداد و دریافت رقم مالی خود ماندند و سپس در نقش یک قدیس وارد صحنه شدند و در پیش چشم مردم خود را پیگیر مطالبات‌شان که همان پخش بازی‌های سپیدرود بود، نشان دادند!

فراموش‌مان نمی‌شود که مدیران وقت باشگاه سپیدرود برای تخفیف گرفتن از صدا و سیما با نماینده مجلس و اعضای شورای شهر و پیشکسوتان و موسپیدان فوتبال به دیدار مدیران تلویزیون رفتند و سر آخر تن به امضای قراردادهایی می‌دادند که تنها یک میلیون تومان تخفیف! در آن اعمال شده بود و هرگر دوستان پاسخ قانع‌کننده‌ای به این پرسش اساسی مدیریت باشگاه سپیدرود ندادند که کدام برنامه این شبکه به اندازه ده درصد مسابقه سپیدرود – بادران در لیگ دسته دوم، سپیدرود – ملوان و یا سپیدرود – نساجی بیننده دارد و تکلیف خروار خروار آگهی پخش شده در قبل و حین و پس از مسابقه‌ای که به حلق ملت فرو می‌برند چه می‌شود؟

حالا که سپیدرود به پشتوانه حمایت هواداران به لیگ برتر صعودی دراماتیک داشته و شبکه‌های محلی بر مبنای دستور‌العمل صادره از مرکز مجبورند رایگان! بازی‌های این تیم را پخش نمایند، حاشیه‌سازی تلویزیون از نقطه‌ای دیگر برای ضربه زدن به این تیم وارد عمل شده تا شاید هر چه سریع‌تر سپیدرود به لیگ پایین برگردد و این پخش رایگان زودتر جمع شود!

تنها برنامه ورزشی شبکه باران که تنها زمانی بییننده دارد که به بررسی مسایل فوتبال می‌پردازد و در سایر روزها فقط وقت خودشان و تلویزیون را تباه می‌کنند در اقدامی شائبه‌برانگیز و آماتوری در شبی که دلخوری مابین کاپیتان تازه کفش آویخته با سرمربی سپیدرود به وجود آمده با بنزین ریختن بر آتش اختلاف و عصبانیت سعی در گرم کردن ناصواب خود و اطرافیان می‌کند. این در حالی است که در تمام سه ماهی که از صعود سپیدرود به لیگ برتر گذشته و در دوران آماده سازی و اردوها و یارگیری این برنامه فراموش کرده بود که اصلن تیمی به نام سپیدرود وجود دارد و قرار است در سطح نخست فوتبال ایران از اعتبار فوتبال نه فقط گیلان که کل شمال ایران دفاع نماید.

در روزهایی که سپیدرود نیاز به حمایت داشت نه خبری و نه گزارشی و نه مهمان حضوری و تلفنی! اما درست در روزی که هواداران و بازیکنان نخستین برد تاریخ لیگ برتری خود را جشن گرفته بودند به بهانه تقدیر از کاپیتان و در واقع برای ایجاد شکاف در داخل تیم این برنامه با حضور یک مجری تازه‌کار آنچنان حاشیه‌ای برای سپیدرود به وجود آورد که تصور می‌شد حالا حالا این تیم نتواند کمر راست کند!

رو در رو قرار دادن مربی و بازیکن در زمانی که هر دو دلخور از برخی اتفاقات در شب خداحافظی سهیل حق‌شناس بودند و در حالی که هر دو سوی ماجرا سعی در کنترل خود داشتند با سوالات جهت دار و از پیش طراحی شده مجری بی‌تجربه کار را به جایی کشاند که حرمت‌ها پاره شود و قند در دل دوستان آب گردد!

اینکه برنامه‌ای بدون بیننده فقط و فقط برای جذب مخاطب بخواهد این چنین نظم یک تیمی را برهم بزند که به جز هوادار و تعداد محدودی از مسئولان هیچ کسی را ندارد نه شرافتمندانه هست و نه حرفه‌‎ای. که البته اختلاف ایجاد شده توسط این دوستان خیلی زودتر از تصور در داخل خانواده بزرگ سپیدرود در همان ساعت‌های نخستین حل شد و تنها رو سیاهی برای زغال ماند و بس. تنها ثمره این برنامه آب به آسیاب دشمن ریز برای خانواده بزرگ سپیدرود این بود که همه درک کردند که در ادامه راه این مبارزه دشوار چقدر تنها هستیم و بس. ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!

۱۳ ۱  
آی اسپورت
2017-08-20 14:37:00
نظر دهید
۱ نظر
saman
يكشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۶:۲۷
کاملا درست گفتی
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر