فهرست
ساوت‌گیت و استرلینگ، ما و یاغی‌های‌مان
ساوت‌گیت و استرلینگ، ما و یاغی‌های‌مان

ساوت‌گیت و استرلینگ، ما و یاغی‌های‌مان

آی اسپورت - رحیم استرلینگ بازیکن منچستر سیتی به دلیل درگیری در پی شکست ۳-۱ مقابل جو گومز مدافع لیورپول، با تصمیم گرت ساوتگیت از لیست تیم ملی انگلستان برای بازی روز پنج‌شنبه تیم ملی در مقدماتی یورو برابر مونته نگرو خط خورد. این خبر برای ما در فوتبال ایران به شدت درس دارد، حرف دارد، کلی باید از روی آن نوشت حتی شبیه به جریمه. مثل آن روزها که معلم می‌گفت صد بار از روی فلان جمله بنویس. دقیقا باید روی آن فکر کرد، رویه‌ای که گرت ساوت‌گیت دارد نسخه ایرانی ندارد چون اینجا ما اصول فوتبال را به عنوان یک کار گروهی نمی‌شناسیم.

دهداری را با گلوله برف زدیم!

به سال‌ها قبل برگردیم، آن روزها که دهداری 15 بازیکن را از تیم ملی کنار گذاشت و نسل نامجومطلق‌ها و زرینچه‌ها را به فوتبال ایران معرفی کرد و مردم با گلوله‌های برفی آقا معلم را زدند که چرا ستاره‌های دریبل‌زن قبلی را عوض کرده است.

مایلی‌کهن را له کردیم!

به آن روز برسیم که محمد مایلی‌کهن علی دایی را از تیم ملی خط زده بود و از من و مای تماشاگر تا رئیس سازمان تربیت بدنی و معاون فنی وقت جناب فائقی مثل کوه جلوی او ایستادیم که باید دایی را به نوک حمله تیم ملی ایران برگردانی.

جباری همیشه می‌ماند و مربیان می‌رفتند!

دوباره مرور کنید، امیر قلعه‌نویی 9 بار و ناصر حجازی و مظلومی یک بار با مجتبی جباری به مشکل خوردند اما تقریبا همیشه این جباری بود که می‌ماند و این مربیان بودند که می‌رفتند.

80میلیون نفری پشت رحمتی بودیم!

رحمتی را به خاطر بیاورید که از تیم ملی خداحافظی کرد و کی‌روش او را خط زد. تقریبا همه 80 میلیون نفرمان به تقابل با کی‌روش پرداختیم و می‌خواستیم او برود اما رحمتی بیاید. به خیال‌مان رحمتی با واکنش‌های فردی خود می‌توانست همه چیز را به هم بریزد و ما را به جام جهانی برساند.

کسی جرات داشت به علی کریمی چپ نگاه کند؟

حتی علی کریمی در پرسپولیس هم همین وضعیت را داشت، او هم حریم امن داشت و شرایطی بسیار خاص تا جایی که گاهی با دایی و رویانیان و ... به سادگی درگیر می‌شد و مردم هم طرف او را می‌گرفتند و البته شاید به همین دلیل هم بود که پرسپولیس با جادوگرش هرگز جام نبرد.

مربی بازیچه بازیکنان بود!

در تیم برانکو هم اوج این حریم امن‌ها به دایی و کریمی و مهدوی کیا و کریم باقری در جام 2006 برمی‌گشت. آن روزها برانکو کلا حریف این بازیکنان نبود که نبود. به چشم هم نگاه می‌کردند و پاس نمی‌دادند، ائتلاف می‌کردند و ترکیب تیم را عوض می کردند. به ساک پزشکی شوت می‌زدند و تقریبا هر کاری که دوست داشتند انجام می‌دادند اما توسط مردم حمایت می‌شدند.

در آمریکای جنوبی هم آش و کاسه همین است که هست. اگر لئو مسی باشی در آرژانتین می‌توانی مربی تعیین کنی و ترکیب بچینی، اگر مارادونا باشی پرستیده هم شاید بشوی اما همان مسی در اروپا و در بارسا اجازه اظهار نظر اشتباه، بی‌نظمی هر چند کوچک و ... را ندارد. شاید به همین خاطر است که بارسا نتیجه می‌گیرد و آرژانتین نه!

فوتبال را یاد گرفته‌ایم؟

به گرت ساوت‌گیت برمی‌گردیم و خط زدن رحیم استرلینگ در تیم ملی. باید بپرسیم از خودمان که آیا با آوردن کی‌روش و برانکو و استراماچونی و شفر و کالدرون و .... این موضوع را یاد گرفته‌ایم؟ یاد گرفته‌ایم که بی‌نظمی حتی برای برترین بازیکنان جهان هم غیر قابل قبول است و این باشگاه و تیم ملی هستند که مهم هستند؟

یاد گرفته‌ایم که قاعده‌های فوتبال اروپا را باید جانشین فوتبال آمریکای جنوبی کنیم؟ امروز که تیم ملی به دلیل ساختاری که کی‌روش ساخت ستاره‌ای بی‌نظیر و بی‌بدیل ندارند اما اگر داشت، اگر داشت فوتبال مدرن را به اجرا در می‌آوردیم یا باز هم با گلوله برفی یا ناسزا گفتن در فضای مجازی به استقبال مربی و مدیر می‌رفتیم؟

 

۱۹ ۱  
آی اسپورت
2019-11-12 19:09:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۱ نظر
علیرضا
سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸، ۲۰:۱۰
کریم باقری اصلا در جام جهانی ۲۰۰۶ حضور نداشت و از تیم ملی خداحافظی کرده بود
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر