فهرست
سوپر دربی منچستر، اپیزود دوم: جایی برای بازنده نیست
سوپر دربی منچستر، اپیزود دوم: جایی برای بازنده نیست

سوپر دربی منچستر، اپیزود دوم: جایی برای بازنده نیست

آی‌اسپورت – چیزی به عنوان دربیِ منچسترِ غیر حساس نداریم، اما اتفاقاتی که این هفته گذشت حساسیت و فشردگیِ بازی امشب را بیشتر کرده است. دوتا از متمول‌ترین باشگاه‌هایِ جهان تحت رهبریِ دوتا از بهترین مربیان جهان، و هیچکدام امشب نباید ببازند، چون با درجه‌ای از انتقاد عمومی روبرو خواهند شد که تاثیری منفی بر رختکن‌شان خواهد گذاشت. نظر به اینکه اول فصل اکثرِ هواداران و کارشناسان انتظار داشتند این دو تیم در لیگ با سرعت باقیِ تیم‌ها را پشت سر بگذارند، بازی امشب به شکلی غیر منتظره اهمیتی ویژه پیدا کرده است.

بینِ دو مربی این پپ گواردیولاست که روندِ بدتری داشته: پنج بازی بدونِ پیروزی، برایِ اولین بار از مارچِ 2009 تا امروز. ژوزه مورینیو برای پیدا کردنِ آخرین پیروزی‌اش فقط باید شش روز به عقب بر گردد: یک بردِ مقتدرانه با نتیجه‌یِ 1-4 مقابل فنرباغچه. اما بین این پیروزی و بازیِ امشب شکست تحقیرآمیزِ 0-4 برابر تیم سابقش، چلسی رخ داد که او را به دردسری عمیق انداخت.

با این حال، با وجود تمام این سر و صداها، اگر در نظر بگیرید که دو مربی چه زمان کمی در دو باشگاهِ منچستری داشتند می‌توان از عملکردشان دفاع کرد و نمایش تیم‌هایشان را قابل پیش‌بینی جلوه داد. در واقع هیچکدام از یونایتد یا سیتی با بحران روبرو نیستند. یک ربعِ اول لیگ برترِ این فصل به قدری فشرده بوده که اختلافِ سیتی در صدر با تاتنهام در رده‌یِ پنجم تنها یک امتیاز و دو تفاضلِ گلِ بیشتر است. یونایتد هم تنها شش امتیاز با صدر فاصله دارد. برای همین هنوز برای نگران شدن خیلی زود است.

این همان نکته‌ای بود که مورینیو یکشنبه ازش حرف زد، از هفته‌ای سخت که با دو بازیِ خارج از خانه مقابل دو مدعی قهرمانی همراه بود. مورینیو گفت حالا یونایتد باید مقابلِ سوانزی و میدلزبورو و ساندرلند بازی کند، بازی‌هایی که تیمش می‌تواند خیلی راحت‌تر ازشان امتیاز بگیرد. مورینیو با این حرف دستِ پر ریسکی را بازی کرد، مخصوصا اینکه تیمش در واقع تا قبل از ژانویه با ساندرلند و میدلزبورو بازی ندارد. اما مفهومِ حرفش قابل درک بود. نتیجه‌یِ نهایی گرفتن از تنها شش روز فوتبال کار عاقلانه‌ای نیست.

با تمام این حرف‌ها اما شروعِ مورینیو در یونایتد شروعی ناامیدکننده بوده، مردی که به چند زبان مسلط و استاد برقرای ارتباط در رختکن‌هایِ چندملیتی است معمولا هیچوقت زمان زیادی برای رساندن پیغامش به بازیکنانش نیاز نداشته. مورینیو با پورتو تنها یکی از 19 بازیِ اولش را باخت، با چلسی یکی از 24‌تا، با اینتر یکی از 18‌تا و با رئال مادرید تنها یکی از 26تا. اما مورینیو حالا با یونایتد در 14 بازیِ اولش چهار بار شکست خورده است.

با اینکه وسوسه‌آمیز است مورینیو را نیرویی تمام شده در نظر بگیریم، اما برای این قضاوت هم هنوز زود است. بله او 156 میلیون پوند خرج کرده، خرجی که دو سومش فقط برای پل پوگبایی بوده که بزرگترین دستاوردش تا اینجای فصل این بوده که نشان دهد وین رونی چقدر بیشتر از خودش می‌تواند در خط میانی موثر باشد. و نه، نمایشِ مقابل چلسی فقط یک بازی نبوده. یونایتد در پیروزیِ 0-1 مقابل هال ضعیف بود، در شکست 1-2 مقابل سیتی به شدت ضعیف بود و هشت روز بعدش در شکست 1-3 مقابل واتفورد وحشتناک بود. اما بعد از سه سال ناکامی و فوتبالی بیش از حد محافظه‌کارانه، برای بازسازی این تیم زمانی بیشتر از 14 بازی نیاز است.

با این حال تئوریِ مورینیو به عنوان مربی‌ای تمام شده هم چندان بی‌ربط نیست. تفاوت رابطه‌یِ او با چلسی‌ای که اولین بار قهرمانش کرد و چلسی‌ای که آخرین بار تحت رهبریش تاج لیگ برتر را روی سر گذاشت بسیار زیاد است. بازیکنانی مثلِ فرانک لمپارد، جان تری، دیدیه دروگبا و پتر چک، بازیکنانی که راهی سخت را پیموده و برای رسیدن به این سطح از موانع زیادی عبور کرده بودند، این‌ها مردانی بودند که شیوه‌یِ مربیگریِ مورینیو رویشان تاثیر می‌گذاشت. بازیکنان نسل جدید که از بچگی لایِ پر قو رشد کرده‌اند خیلی کمتر به این همدلی و اتحاد تن می‌دهند و با توجه به نمایش‌هایشان حتی گاهی انگار به حرف مربی‌شان گوش هم نمی‌دهند.

این مسئله‌یِ تازه‌ای نیست. حتی سر الکس فرگوسن هم بعد از دهه‌ها استفاده از رویکردِ "سشواری‌"اش که همیشه جواب داده بود مجبور شد برایِ اینکه بازیکنان نسل جدیدش زیر گریه نزنند خودش را با شرایط جدید تطبیق بدهد. جامعه تغییر می‌کند. انگیزه‌ها تغییر می‌کنند. به این خاطر برای دوام آوردنِ بیش از یک دهه در سطح اول فوتبال، و فراموش نکنید که مورینیو همین حالا از این مرز گذشته و از سالِ 2002 در باشگاه‌هایِ درجه یک (دوران کوتاهش در بنفیکا را به حساب نمی‌آوریم) کار کرده، باید تغییر کرد.

گواردیولا هرگز مشکلی با تغییر کردن نداشته. در واقع او فقط در جریانِ یک بازی بارها تغییر می‌کند، تیمش را از چهار دفاع به سه دفاع می‌برد، فولبک‌هایش را به میانه‌یِ زمین می‌فرستد و برای پیدا کردنِ برتریِ عددی در نقاط مختلف مدام سیستم و جای مهره‌هایش را تغییر می‌دهد. اما سوال اینجاست که بازیکنانش در سیتی چقدر زمان نیاز دارند تا به این هیجان جدید عادت کنند. مانوئل پیگرینی مربی‌ای بی سر و صدا بود و گواردیولا دقیقا در نقطه‌یِ عکسش قرار دارد.

و البته که این هیجان بسیار سرگرم‌کننده است، اما دلیلی وجود دارد که اکثر مربیان ترجیح می‌دهند روند تغییرات در تیمِ جدیدشان را آهسته پیش ببرند و فقط با جنگیدن در جدال‌هایِ قابلِ پیروزی کم کم سلطه‌یِ خودشان را به اثبات برسانند. اگر مربی‌ای در ابتدای حضورش دروازه‌بانِ محبوب و با سابقه‌یِ تیمِ جدیدش را کنار بگذارد و دروازه‌بانی که جانشینش کرده مدام اشتباهات مرگبار کند و اگر این مربی دستور خرید مدافعی جوان و مستعد را بدهد و این مدافع پاس‌‌هایِ رو به عقبِ انتحاری بدهد، مردم کم کم به قدرت قضاوتش شک می‌کنند.

گواردیولا برای تمام این موارد دلایل و منطقِ خودش را دارد، دلایل و منطقی که با توجه به افتخاراتی که به دست آورده قطعا با ارزش هستند. گواردیولا می‌خواهد با استفاده از دروازه‌بان به عنوان یک بازیکنِ آتفیلد بازیسازی را از عقب زمین شروع کند و برای اجرایِ این طرح در نظرش جو هارت کیفیت لازم را نداشته. احتمالا حق با اوست. گواردیولا می‌داند مدافعینِ میانیِ پا توپ بعدی جدید به تیمش اضافه می‌کنند، به خصوص استعدادِ بزرگی مثل جان استونز با آن تکنیک بالا و حرکات پیچیده‌اش. از این منظر هم حق با اوست. اما این سبک‌هایِ مختلف بازی نمی‌توانند مدام مثل چراغی روشن و خاموش بشوند. بازیکنان برای تطبیق با شرایط جدید نیاز به زمان دارند و اشتباهاتی که در جریان دوران انتقال سریع رخ می‌دهند می‌توانند ضرباتی جبران‌ناپذیر به تیم بزنند.

بدین ترتیب حالا مورینیو و گواردیولا، دو مربیِ کاملا متفاوت، خودشان را در شرایطی مشابه می‌بینند: هر دو نیاز به زمان دارند، هر دو نیاز شکیبایی دارند و هر دو می‌دانند هیچکدام از این عوامل از خارج از باشگاه‌شان برایشان فراهم نخواهد شد، به خصوص اگر بعد از هفته‌ای که پشت سر گذاشتند در دربیِ امشب هم شکست بخورند.

در تازه شروع راه جام حذفی درجه‌یِ دویِ داخلی واقعا هیچ افتخاری در کار نیست و آنچه هست تنها شکست است.

۱۱ ۲  
آی اسپورت
2016-10-26 10:24:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید
۲ نظر
علی کچل
چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲
جمله آخر محشر بود
در بازی ابتدایی جام حذفی خبری از افتخار نیست، هر آنچه هست تنها شکست است.
۲
مجید
پنجشنبه ۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۰:۲۸
یه سلامی بکنیم به مربی که بدترین نتیجه دوران پرافتخار کاریشو در شبی ثبت می‌کنه که مقابل رقیب دیرینه که معمولا می‌بردتش ببازه. سلام پپ!! سلام 6 تایی!!!
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر