فهرست
عادل و شهاب/ درخششِ ابدی دو ذهن بی‌آلایش!
عادل و شهاب/ درخششِ ابدی دو ذهن بی‌آلایش!

عادل و شهاب/ درخششِ ابدی دو ذهن بی‌آلایش!

یک/ بیست‌وچهار ساعت قبل از طولانی‌ترین شبِ سال، پربیننده‌ترین برنامه تلویزیون با حال و هوای یلدا گره خواهد خورد. عادل فردوسی‌پور در هیجان‌انگیزترین بخش از نودِ ویژه این هفته، روبروی یکی از محبوب‌ترین بازیگران مرد تاریخ سینمای ایران خواهد نشست تا شاید از او درباره نوجوانی پررمزوراز، فوتبال، خرس‌نقره‌ای، جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن و تفاوتِ پایانِ تلخ و تلخیِ بی‌پایان سوال کند. پخشِ گفتگوی عادل با شهاب حسینی از چند روز قبل بسیاری از مردم را به وجد آورده است. روزنامه‌ها به هر قیمتی از این ماجرا باخبر شده‌اند و آن را پوشش داده‌اند و کانال‌های تلگرامی نیز از همین حالا برای این دو ستاره، فرش‌قرمز پهن کرده‌اند و از انتظار برای تقابلِ این دو چهره، پرده برداشته‌اند. از آخرین بار قبل از شروع مخاطب‌های رسانه‌ملی با این حجم از اشتیاق، هیجان و بی‌صبری در انتظار یک برنامه در این رسانه بوده‌اند زمان زیادی سپری شده و حالا زوجِ عادل-شهاب، شرایط را برای آتش‌بس موقت بین مردم جامعه و تلویزیون فراهم کرده‌اند. فردوسی‌پور و حسینی، شباهت‌های زیادی با هم دارند. هر دو متولد اولین سال‌های دهه پنجاه هستند. هر دو، در آخرین سال‌های دهه هفتاد فرصت چهره‌شدن را به دست آورده‌اند و هر دو، به بهترین شکل از این فرصت استفاده کرده‌اند و برای پیشرفت سقفی درنظر نگرفته‌اند. آن‌ها پسران سال‌های اوج تلویزیون هستند. پسرانی که در سال‌های ستاره‌ستیزی، با لوبیای سحرآمیزی که توی جیب‌های و تصمیم‌های‌شان داشتند رشد کردند، از نحوستِ کوتوله‌ها در امان ماندند و به جایی رسیدند که رسانه ملی، برای قدوقامت‌شان کوچک باشد.

دو/ «پلیس جوان» با سکانسی از شهابِ حسینی روی صندلیِ عقب یک تاکسی آغاز می‌شد. آخرِ وراجی‌های راننده، شهاب بدون آن‌که کلمه‌ای بر زبان بیاورد ازماشین پیاده شده و کرایه‌اش را روی همان صندلی عقب گذاشته بود تا راننده‌ و بیننده‌ها را با هم شگفت‌زده کند. او که میخکوب‌کردن تماشاگرها را خیلی خوب بلد بود، در همین سریال میترا حجار را روی صفحه تلویزیون محو کرد تا تماشای سریال، تنها بهانه‌ای برای کشفِ استعدادش باشد. ستاره سال‌های خوب تلویزیون، ستاره سال‌های بهتر سینما شد. شهاب با هر نقش، وجه تازه‌ای از توانایی‌هایش را به نمایش نگذاشت و به خوبی از محدودشدن در قاب صداوسیما، گریخت. شاهینِ دیوانه زهرعسل، بابک عصیانگر شمعی در باد، امیرعلی خجالتیِ دل‌شکسته، احمدِ شوکه‌شده درباره الی، کوروشِ مغرور سوپراستار، امینِ مردد و بیمار پرسه در مه، احمدِ جدایی نادر از سیمین با آن سکانسِ شاهکار خودزنی، رضای غمگین و عاشقِ حوض نقاشی و بالاخره عمادِ فروشنده که قیصر روزگار خودش بود، تنها بخشی از کاراکترهای فراموش‌نشدنی او در همه این سال‌های درخشان بوده‌اند. کنار این درخشش ابدی، در شهاب همیشه طمانینه‌ و آرامشی قابل‌ تحسین وجود داشته است. او سوپراستار سینما بوده اما نامش، هرگز به جار و جنجال پیوند نخورده و تصویر جنتلمن‌مابانه‌اش هرگز مخدوش نشده است. وقتی سیمرغ گرفته؛ از خسرو شکیبایی حرف زده و وقتی به مهم‌ترین جایزه فردی یک بازیگر در سینمای ایران رسیده، آن را بدون واسطه‌تراشی به مردم تقدیم کرده است. بدون تردید او و عادل، مکمل‌های خوبی برای هم هستند. اگر کار شهاب به آرامش و تمرکز همیشگی نیاز داشته، وظیفه عادل قرارگرفتن در دلِ هیاهو و جنجال بوده است. پسرِ ناشناخته‌ کرمانی با سماجتیِ نفوذناپذیر، تبدیل به موفق‌ترین چهره رسانه‌ای چند دهه اخیر ایران شده است. او بارها سوزن را وسط انبار کاهِ فوتبال کشف کرده و هرگز اجازه نداده مشتِ مدیران فوتبالی برای مردم بسته بماند. قانع‌نشدن و کوتاه نیامدن، از صفات بارز مردی بوده‌اند که از صفر تا نود را با خلاقیت و اشتیاق پیش آمده تا روبروی شهاب حسینی، چیزی کم نداشته باشد. حسینی و فردوسی‌پور، شبی باشکوه را برای نود خواهند ساخت. چه کسی به خودش اجازه می‌دهد که آن‌ها را دوست نداشته باشد؟

سه/ تلویزیون حالا بیشتر از همیشه به عادل و شهاب نیاز دارد. به پسرانش. به پیچیدن صدای‌شان و به نمایش درآمدن تصویرشان در جعبه‌ای که فراموش کرده جادویی باشد. دوشنبه، آدم‌های زیادی به اعتبار این دو نفر شبکه سوم را برای دیدن انتخاب می‌کنند و حتی چند ثانیه از این گفتگو را از دست نمی‌دهند. آن‌ها، آسمان‌خراش‌های شهرِ کوچک انتهای جام‌جم هستند. حرفه‌ای اما نجیب، بی‌رقیب اما پرانگیزه. هنوز تماشای فوتبال با صدا و اطلاعاتِ عادل لذت بیشتری دارد، هنوز بهترین سکانس‌های فیلم‌های استثنایی فرهادی با نبوغ شهاب ساخته می‌شوند و رسانه ملی، بازنده‌ای بزرگ خواهد بود اگر از آن‌ها، بیشتر از یک گفتگوی مناسبتی استفاده نکند. کاش عادل بماند و کاش شهاب برگردد تا جستجوی کنترل تلویزیون در خانه‌های ایرانی به فراموشی سپرده نشود.

۲۰ ۵  
آی اسپورت
2016-12-19 22:19:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۵ نظر
رضا
دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ۲۲:۴۱
عادل جلو خندوانه و دورهمي زانو زد و تمام
۳ ۱
البي
سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۵
دور همي؟؟؟!شوخي مي كني يا مي خواي بتمرگي تو خونت؟
۸
جاهد
سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۲۰
بسیار عالی بود.ممنون اقای عباسی.خصوصا به خاطر حسن انتخاب تیتر این خبر.فقط من تعجب میکنم که چرا سایت ای اسپورت که مطالبی به این خوبی منتشر میکنه در روزی که دو ابر ستاره سال های اخیر ایران(البته هر کدام در حیطه خود) باهم گفت و گو جذابی داشتند، نظر سنجی تحت عنوان کدام یک را بیشتر دوست دارید رو روی خروجی میزاره.واقعا نمی دونم کی میخوایم این تفکر جهان سومی مقایسه کردن رو کنار بزاریم.پدرتو بیشتر دوست داری یا مادرتو؟!خواهر یا برادر؟!معلم یا مدیر؟!و... حالا هم حسینی یا فردوسی پور.واقعا امروزه منسوخه.چیزی که برام جالبه اینه که بر فرض هم یه نفر بخواد یکی از این دو تا رو انتخاب کنه واقعا چطوری میتونه اینا رو با هم مقایسه کنه؟!قیاس مع الفارقه.که البته از ریشه اشتباه ست.
جاهد
سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۲۰
بسیار عالی بود.ممنون اقای عباسی.خصوصا به خاطر حسن انتخاب تیتر این خبر.فقط من تعجب میکنم که چرا سایت ای اسپورت که مطالبی به این خوبی منتشر میکنه در روزی که دو ابر ستاره سال های اخیر ایران(البته هر کدام در حیطه خود) باهم گفت و گو جذابی داشتند، نظر سنجی تحت عنوان کدام یک را بیشتر دوست دارید رو روی خروجی میزاره.واقعا نمی دونم کی میخوایم این تفکر جهان سومی مقایسه کردن رو کنار بزاریم.پدرتو بیشتر دوست داری یا مادرتو؟!خواهر یا برادر؟!معلم یا مدیر؟!و... حالا هم حسینی یا فردوسی پور.واقعا امروزه منسوخه.چیزی که برام جالبه اینه که بر فرض هم یه نفر بخواد یکی از این دو تا رو انتخاب کنه واقعا چطوری میتونه اینا رو با هم مقایسه کنه؟!قیاس مع الفارقه.که البته از ریشه اشتباه ست.
۱
بهراد
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۱۵
"چه کسی به خودش اجازه میدهد آنها را دوست نداشته نباشد؟"باور کنید این جمله عینا تو متن نوشته شده.آخرین جمله پاراگراف 2 یه راهنمایی دوستانه برای دوستان منتقد هتاک: چرا خودتونو عصبی و بی شخصیت میکنید. گاهی عین جمله متنو دوباره بنویسید تاثیرش از هزار تا فحش به نویسنده بیشتره.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر