فهرست
به جامانده از برادرکشی در آزادی!
به جامانده از برادرکشی در آزادی!

به جامانده از برادرکشی در آزادی!

آی‌اسپورت- این بار نه در خرابه‌های حلب که تلاش برای آزادسازی استقلال در خود آزادی بود! جبهه نبرد نه کوچه‌پس‌کوچه‌های ویران و خاکیِ حمص که وسط مستطیل سبز بود! یک برادرکشی تمام‌عیار که نه مانند سکانس انتهایی فیلم واریر دراماتیک بود و نه مثل فیلم رام و شام پایانی تماماً هندی داشت!

بازی ایران و سوریه هیچ شباهتی نه به لبخندهای استراتژیک و شبه برادر گونه‌ی رهبران سیاسی دو کشور به یکدیگر داشت و نه به جمله ی معروف "مهدی طائب" که -اگر خوزستان را هم بدهیم سوریه را نمی‌دهیم-! این بار شعار نبرد نه استکبارستیزی و مرگ بر امریکا  بود و نه فوتبال برای فوتبال که جدالی قمار گونه نه بر سر قدرت که این بار برای حیثیت! تلاش برای آزادی در خود آزادی!

از تکل ها و نبردهای تن‌به‌تن بوی باروت بلند می‌شد! تا آمدیم به خودمان بیاییم و شبه‌نظامیانمان را با فریادهایمان از پشت خط مقدم سکوها تهییج کنیم صدای شلیک توپ از اردوگاه بیگانه برادر خاک‌ریز دروازه‌مان را فروریخت! انگار که خط دفاع‌مان یادش رفته بود ژن خوب حفاظت را از دی ان ایِ اعتقاد مدافعین حرم در زمین شبه خودی‌ها به ارث ببرد!سکوت به یک آن آزادی را به اسارت گرفت! مگر شوخی بود! ۱۲ خط را بدون شهید شکسته بودیم! حالا داشتیم در زمین خودمان درست در لحظه جاودانه شدن و ثبت‌مان در تاریخ جلو چشمان ناسیونالیستی‌مان به دست برادر ناتنی شهید می‌دادیم! نفرت ماهم شعله‌ور‌تر شد و نسل‌کشی به‌رسم تلخِ معمول این روزها طلایِه دار میدان پیکار! یکی را با دوتا جواب دادیم! آنهم به دست سردار سپاه شبه‌نظامیانمان! دوباره آزادی جان گرفت و ما مسلط بر مواضع خاک دشمن در زمین سبز خودی!

صدای قریبِ فتح خاک‌ریزهای حریف، این بار نه در حلب که از تهران و سکوهای خودی به گوش می‌رسید! در وقت‌های اضافه‌ی نمایش اقتدار به‌یک‌باره دومین شلیک توپ حریف دروازه‌های آزادی‌مان را فروریخت! تیری که لاشه‌ی سوخته ی عقد اخوتمان را در دفترخانه بی سند سیاست نشانه گرفته بود!

حال انگار آن‌ها برده بودند و راهی روسیه شده بودند، ما شکست‌خورده بودیم و باید راهی پلی اف می‌شدیم!انگار آمده بودند تا انتقام جنگ داخلی و ساختمان‌های ویران‌شده‌شان را نه از داعش که از برادر ناتنی‌شان بگیرند!

نمی‌دانم چه شد که بازی برده را مساوی کرده باختیم؟ آیا سیاست زیرآب فلسفه را هم زده و مثل همه‌ی قربانیان دیگرش میان فوتبال و لذت هم علف‌های هرز عداوت کاشته؟ یا نه! نحسیِ ۱۳ ما را گرفت و یا اکبیر چشم‌چرانی به خواهران سوریِ محجبه‌مان یا آه زنان بدحجاب ایرانی پشت درهای آزادی! آن‌هایی که حتی با بلیت آزادی هم نمی‌توانند رنگ رهایی را ببینند! اما این شر را نیک میدانم که ریشه‌ی سیاه این نفرت ، بذرش در باغ سرد و آفت زده سیاست به دستان خام و صلب ایدئولوژی کاشته شده بود.

اگر راه آرامش و ثبات هنوز هم برای ما از حزب‌الله و سوریه می‌گذرد برای آن‌ها مسیر رسیدن به خوشبختی از آزادی! می‌گذشت! هرچند برایشان خوشبختی واژه‌ای بیگانه‌تر از هویتشان است! آن‌ها که حتی در خلوت‌خانه خودشان هم مهمان هستند چه برسد به آغوش اسارت برادر ناتنی‌شان در آزادی و چه در دامن سرد طمع پدر ناتنی در روسیه!

هر نتیجه‌ای به‌غیراز پیروزی پرگل برای ما به‌منزله‌ی شکست بود! شاید هم اصلاً یک تقابل دو سر باخت که نتیجه‌اش نه در چمن سبز آزادی که در نیزارهای سرخ خصم حمص رقم خورده بود! شاید هم این بار نتیجه را دست‌های پشت پرده بیرون از زمین بازی رقم زده بود! جایی آنسوی ابرهای توهم یتیم‌نوازی در دستان زعامت سرنوشت! بعد از بازی بازهم حرف از کمک‌های ایران به سوریه بود! این بار کمک نه از جنس توپ و تانک و سقوط که از نوع گل و دروازه و صعود! البته که هر چه این وصله‌های ایدئولوژیک به لباس‌های انقلابیِ  سیاستمداران وطنی جور دربیاید به شلوار جین اجنبی کیروش وصله ناجور است!

 خواهشاً روح فوتبال را عین دیانت آلوده سیاستتان نکنید...

۲۷ ۴  
آی اسپورت
2017-09-10 17:24:00
نظر دهید
۴ نظر
masoud
يكشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۱۸:۵۹
هر جا مخالف شما بخواد نظرشو راجع به این طور مسائل مطرح کنه شما فوری میگید ورزش رو سیاست زده نکنید٬ولی هرجا که به نفعتون باشه و بخواید نظر خودتون رو بگید کلا ورزش و سیاست رو به صورت همگن با هم مخلوط می کنید.کلا شما خیلییییی با حالید
پدراام
يكشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۱۹:۱۰
مقاله واقعا زیبایی بود...احسنت
۸
شاهین
يكشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۲۱:۵۱
هدف مقاله تبرئه کیروووش بود :)))
جامعه شناس
دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۲۶
کسانی که خشمشان از حکومت رو بر سر تیم فوتبال سوریه می ریزند مثل بچه هایی هستند که توی جامعه باهاشون بدرفتاری میشه اما جرات دفاع از خودشون رو ندارن و وقتی بر می گردن خونه ، خشمشون رو سر مادرشون خالی می کنن. خشم این روزهای بعضی از مردم ما ناشی از ترس از مبارزست. کسانی که وقتی صدای شلیک هوایی میشنون خودشون رو خیس می کنن . کسانی که خودشون عرضه ی جنگیدن ندارن اما آرزو می کردن نیروهای ایرانی توی سوریه شکست بخورن . اما حالا سوریه شده نماد قدرت حکومت ایران و ترسوها را خشمگین تر کرده
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر