فهرست
بزرگ بود، بزرگ ماند و بزرگ رفت
بزرگ بود، بزرگ ماند و بزرگ رفت

بزرگ بود، بزرگ ماند و بزرگ رفت

آی اسپورت- «وقتی از طوفان می گذری، سرت را بالا بگیر و از تاریکی نترس. در پایان طوفان، آسمان طلایی وجود دارد و صدای زیبای آواز چکاوک. به راهت در میان بادها ادامه بده . به راهت در میان باران ادامه بده. اگر رویاهايت در آستانه فروپاشی قرار گرفت، ادامه بده. ادامه بده... با امیدی در قلبت. تو هیچگاه تنها قدم نخواهی زد. تو هیچگاه تنها قدم نخواهی زد».

تو هيچگاه تنها قدم نخواهی زد. معروف‌ترين آهنگ فوتبالي تمام دوران‌ها. موزيكي دلنشين كه تبديل به سرود اصلي تماشاگران در آنفيلد شده و دروازه «بيل شنكلی» در اين ورزشگاه، منقش به اين تكه از سرود است: «You'll never walk alone با ترجمه: تو هيچگاه تنها قدم نخواهي زد!» استيوي هيچگاه از تنهايی قدم زدن هراسي نداشت. او طوفان‌ها را يكی پس از ديگری پشت سر می‌گذاشت و به راهش درميان بادها و باران ادامه می‌داد. روياهايش در آستانه فروپاشي قرار مي‌گرفت، اما ادامه می‌داد. فينال استانبول، زمانی كه با نتيجه سه بر صفر به رختكن رفت، تنها اميد، در قلبش بود كه موفق شد تيمش را برای يك معجزه رهبری كند. «معجزه استانبول» بزرگ‌ترين اتفاق فوتبالی قرن بيست و يكم بود. هنوز هم حرفش كه می‌آيد مو بر اندام فوتبال‌دوستان راست مي‌شود. شايد فقط يك تيم باشد كه بتواند در فينال ليگ قهرمانان سه گل بخورد و سپس جبران كند: «ليورپو»!

تاريخ آنفيلد با نام استيوي گره خورده است. قهرمان بدون افتخاري بزرگ در انگليس، كه اسطوره چندين نسل از ليورپولی‌هاست. زماني كه او فوتبالش را شروع كرد، دو ماه از تاسيس كمپاني بزرگ گوگل گذشته بود و رحيم استرلينگ، تنها سه سال سن داشت. بيل شنكلی بزرگ، در يكي از جملات ماندگارش مي‌گويد: «بازیکنی برای آنکه برای لیورپول خوب بازی کند باید آماده باشد تا برای من از بین دیوار آجری عبور کرده و با جنگندگی از آن طرف دیوار خارج شود.» استيون جرارد، بازيكنی بود كه از ديوار آجري عبور كرد. او در مكتبي بزرگ شده بود كه معتقد بودند اگر اول شويد، اوليد و اگر دوم شويد هيچي نيستيد.

بخشي از ابرقهرمان‌ها، مثل سوپرمن و بت‌من آنقدر می‌مانند تا تكراري شوند، اما بخشي ديگر، مثل استيون جرارد مي‌روند و داغ بر دل می‌گذارند. حالا ديگر استيون جرارد را در زمين فوتبال نخواهيم داشت. او رفت، براي هميشه كفش‌هايش را آويخت. شايد براي مردم مرسی‌سايد، او سال 2015 براي هميشه رفت. اما بخش ديگري از فوتبال‌دوستان او را الان از دست دادند. مردي كه به دنبال روياي آمريكايي به سرزمين يانكي‌ها رفته بود و ديد آنطور هم كه فكر مي‌كرد، اوضاع مناسب نيست. او به رويايش نرسيد و خداحافظي كرد. حالا يك نفر بايد به جرارد بگويد «آسمان طلايی وجود دارد.» برای سرخ‌های مرسی‌سايد، در سال2015 سخت بود باور كنند كه خورشيد هنوز هم طلوع می‌كند و آنها همچنان بايد به ورزشگاه بروند. از امروز بايد از خودشان اين سوال را بپرسند كه آيا هنوز هم بايد فوتبال ببينند؟ آيا فوتبال واقعا ديدن دارد؟‌ اوضاع در مرسي‌سايد واقعا سخت است.

او در اروپا فقط در يک باشگاه بازي كرد. زير نظر 5مربی و با 160بازيكن هم‌تيم بود. او در هر بازی ميانگين 7كيلومتر دوندگی داشته در دوران فوتبالش. تنها سوپر فرانكي عملكردي بهتر از او در بين هافبک‌های ليگ برتری داشته است. تعداد بازی‌های او درمجموع از ژاوی، ويرا، پيرلو و بالاك، هم‌پست‌های مطرح بيشتر بوده و تعداد گل‌هايش هم قابل مقايسه نيست. شايد در آينده، جام قهرمانی ليگ برتر اين حسرت را داشته باشد كه هيچگاه توسط جرارد لمس نشده.

 

۸    
آی اسپورت
2017-11-25 00:30:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر