فهرست
آنالیز: تصمیماتِ تاکتیکیِ کلیدیِ مورینیو
آنالیز: تصمیماتِ تاکتیکیِ کلیدیِ مورینیو

آنالیز: تصمیماتِ تاکتیکیِ کلیدیِ مورینیو

آرشِ حقیقی



هر تیمی که قهرمانِ لیگ می‌شود از بازی‌هایی کلیدی عبور می‌کند، بازی‌هایی که برایِ عبور ازشان به تصمیماتی کلیدی از مربی‌اش نیاز دارد در آنالیز زیر نگاهی می‌اندازیم به تصمیماتِ این فصلِ مورینیو که باعثِ قهرمانیِ چلسی شد.


فابرگاس و کاستا؛ مغز و عضله

 

واقعا سخت است بین فابرگاس و کاستا یکی را به عنوانِ بهترین و موثرترین خریدِ تابستانی چلسی انتخاب کنیم. آنچه آسان و واضح است اما دیدن و درکِ تاثیر این دو اسپانیایی در تیمِ مورینیو است. کاستا امسال ماشینِ گلی بود که هر تیمی برایِ جنگیدن سرِ قهرمانی بهش نیاز دارد (19 گل در 23 بازی در ترکیب اولیه). کاستا عاشقِ پاسهایِ عمقی‌ای است که از پشتِ فول‌بک‌ها رد می‌شود، فابرگاس هم عاشق فرستادنِ این پاس‌ها. همین هماهنگی بود که از همان هفته‌یِ اول لیگ برایِ چلسی گل پشتِ گل ساخت. اگر جان تری را قلب چلسی بدانیم، فابرگاس امسال مغز و کاستا عضله‌یِ چلسی بودند؛ یک شماره‌یِ 9 کلاسیک و یک رجیستایِ در اوج.

 

1-3-2-4 نامتقارن

 

فورمیشنِ چلسی تقریبا کلِ فصل یکسان بود. مورینیو شاگردانش را خیلی خوب عادت داده بود به این سیستم و وظایفشان را کاملا برایشان جا انداخته بود. در این 1-3-2-4 نامتقارن ایوانوویچ از راست نفوذ می‌کرد تا عرضِ بیشتری به تیمش بدهد و سزار آسپلیکتا در چپ عقب می‌ماند تا پوششی برایِ ادن آزار باشد و آزادیِ بیشتری به ستاره‌یِ بلژیکیِ تیمش بدهد. نمانیا ماتیچ هافبکِ دفاعیِ مقتدری بود که در نیمه‌یِ اول فصل بیشتر در حمله شرکت می‌کرد، اما خستگی در نیمه‌یِ دوم باعث شد تا معمولا بچسبد به بک‌فورش و صرفا نقشِ پوششی بازی کند. اسکار هم در نیمه‌یِ اولِ فصل در پستِ شماره‌یِ 10 آگاهیِ تاکتیکی و پرسینگِ سنگینی از خودش نشان داد. در نیمه‌یِ دوم نقشِ رامیرس بیشتر شد. وقتی تیم به دویدن بیشتر نیاز داشت رامیرس به زمین میرفت و فابرگاس به یک خط جلوتر منتقل می‌شد. بالانسِ سیستمِ چلسی ناشی از همین نکات بود.

 

آقایِ فلینی، با آقایِ زوما آشنا بشید

 

چلسی نیمه‌یِ اول فصل را با فوتبالی هجومی و پرواکتیو پیش برد و با اقتدار به صدر رسید. اما در نیم فصلِ دوم مصدومیت‌ها و خستگیِ مهره‌هایِ اصلی‌اش باعث شد تا ژوزه مورینیو به ریشه‌هایِ خودش و فوتبالِ ری‌اکتیو بازگردد. شاهکارِ مورینیو مقابلِ یونایتد در استمفورد بریج بود. یونایتد در شرایطی مقابل چلسی قرار گرفت که تاتنهام و لیورپول و سیتی را با دو پستِ جدیدِ ابداعیِ لویی فن‌خال برده بود: فلینی در نقشِ مهاجم هدفِ عقب (deep-lying target man) و ماتا در نقشِ بالِ کاذب (false winger). اما مورینیو خیلی زود آنتی‌تزِ این سیستمِ فن‎‌خال را معرفی کرد: کرت زوما در نقشِ هافبکِ دفاعی. خطرناک‌ترین عنصرِ یونایتد بازیِ مستقیم و هوایی و فیزیکالیته‌یِ فوق‌العاده‌یِ فلینی بود. مورینیو زومایِ پرانرژی و مستحکم را در ترکیبِ اصلی قرار داد و ازش خواست 90 دقیقه به فلینی بچسبد. بدین ترتیب عنصرِ فلینی خنثی شد و یونایتد راهی به دروازه‌یِ چلسی پیدا نکرد. به همین سادگی.

 

رئالیست، پراگماتیست

 

فریادهایِ هوادارانِ آرسنال که چلسی را متهم به ضدِ فوتبال و بازیِ کسالت‌بار می‌کردند برایِ ژوزه مورینیو کومپلیمان بود. مورینیو این فصل در هیچ مقطعی ریسک نکرد، یعنی چون بازی‌هایِ آسانترش را راحت می‌برد در بازی‌هایِ بزرگ نیازی به ریسک نداشت. حتی در خانه مقابلِ سیتی و یونایتد نیازی نمی‌دید برایِ 3 امتیاز بجنگید و ریسک کند. چلسی با رویکردی کاملا رئالیستی عقب می‌نشست و منتظرِ اشتباهِ حریف می‌شد. این کلیدِ اصلیِ چلسیِ مورینیو بود، مربیِ پراگماتیستی که هرگز مغزش تسلیمِ احساسش نمی‌شود و تحتِ تاثیر هیچ فشاری رویکردش را تغییر نمی‌دهد.  

     
آی اسپورت
2015-05-04 11:34:41
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر