فهرست
نابغه‌ی معروف در ناکجاآباد
نابغه‌ی معروف در ناکجاآباد

نابغه‌ی معروف در ناکجاآباد

1- علی پروین که از شورِ بچه های والیبال لبریز شده بود, سعید معروف را با انگشتش نشان داد و گفت «این بچه کاپیتانه خوبیه منو یاد احمدرضا عابدزاده ی میندازه» .

2- سعید معروف پسری مستعد که یک به یک پله های پیشرفت را طی کرد تا برسد به آن قله ای که در دیگر همه ی جهان او را با انگشت نشان میدادند و از او به عنوان «نابغه» نام میبردند. معروف,معروف شد حتی محبوبیتی بدست آورد که در والیبال کمتر دیده بودیم. شده بود جادوگرِ والیبال, تصویرش آهسته آهسته در کنارِ علی کریمی جا خوش کرد و تیتری نوشته شد با عنوانِ «جادوگران» ؛ حقیقت بیراه هم نبود. سعید معروف بسیار زحمت کشید تا برسد به آن رویدادی که باعثِ افتخارِ خود و کشور بود. تا اینکه معروفیت کار دستِ معروف داد, درگیری با مربی های تیم ملی آغاز شده بود. باندبازی سعید و سلطه بر مربیانی که اگر به او بازی هم نمیدادند باید دیر یا زود عطای کار را به لقایش میسپردند. نمونه اش کواچ بود که وقتی به سعید بازی نداد صحنه ای را دیدیم که متحیر شدیم؛ سعید معروف بر روی نیمکت «ولو» شده بود و همان لبخندها بر لبانش بود؛ او دراز کشیده بود. انگار نه انگار این پیراهنِ تیم ملی است و او سربازِ کشور. لبخندهای چندش آورِ «سعیدِ دوست داشتنی ایران» پس از شکست مقابلِ لهستان و آلمان اوجِ درد برای مردمی بود که دوستش داشتند. معروفیت زهرِ خودش را بر نابغه ی کشورمان ریخته بود دیگر هیچ رویدادی انگار نمی‌توانست جلوی دایره ای که برای خود ایجاد کرده بود را بشکند. دعوت از بعضی بازیکنها و عدمِ دعوت از بعضی دیگر؛ و حتی بازی دادن به بازیکنی دیگر و عدمِ استفاده از بازیکنی دیگر, و حتی پاس های «سعیدمعروفی» ندادن به بازیکنی که دوستش نداشت؛ همه ی این اتفاقات نابغه را لحظه لحظه زیرِ سوال میبرد و او را به ناکجاآباد می‌برد.

والیبال رزمنده‌ها در مناطق جنگی
والیبال رزمنده‌ها در مناطق جنگی


3- خیلی هاشون عاشقِ والیبال بودند؛ در اون شرایط با اون امکاناتِ کم به هر طریقی بود توپ و تور و یه زمین درست میکردند و بازی رو به پا میکردند. اکثرشون مثلِ سعید جوون بودند اما «معروف» نبودند, حقیقت خیلی خوب بازی می‌کردند اما مثلِ معروف نابغه نبودند؛ خوب می پریدند؛خـوب توپگیری میکردند؛ خوب پاس میدادند, خوب سرویس میـزدن اما معروف نبودند. خلاصه عملیات که می‌شد همین بازیکن ها پستاشون عوض می‌شد؛ یکی شده بود غواص، یکی آرپی جی زن، یکی تخریبچی، یکی قایقران، که پاس بده هر دوتا دستاش رو تو جبهه جا گذاشت. اون توپگیره یا بقولِ والیبالی ها لیبرو دیگه نفس نداره که بازی کنه؛شیـمیایی شده ریه هاش داغونه؛ داره یه گوشه مـیمیره. اون کسی که آبشار می‌زد پاهاش رو تو میدونِ مین جا گذاشت دیگه نمیتونه بپره. اونیکه خوب سرویس میزد تو شلمچه جا مـوند دیگه برنگشت.

4- حالاکه بچه های تیم ملی مردان و کاپیتان سعید معروف رو میبینم که برای افتتاحیه ی ریو در اتاقش میماند و میخندد و یا خودش را گم کرده است و یا نسبت به پیراهنِ تیم ملی ادای دین نمی‌کند یادِ خیلی از اتفاق هایی می‌افتم که درد دارد. کاش معروف می‌دانست حال که در گوشه و کنارِ جهان جلوی تیمهای غربی و شرقی ایستادگی میکند تا همیشه مدیونِ همان بازیکن‌هایی است که سالها قبل جلوی ابر قدرتهای واقعی ایستادند؛ خـون دادند و اجازه نداند خاک و دین و ناموسمان/ناموسشان به خطر بیفتد. کاش کاپیتانِ تیم ملی دوست داشتنی‌مان تا بیشتر از این دیر نشده همانی بشود که سالها پیش بی‌تابِ مامان نصرت آنقدر لبریز شده بودکه با انگشت به شیشه تلوزیون زد و گفت او عابدزاده ی والیبال است.

۳۷ ۶  
آی اسپورت
2016-11-12 15:12:00
نظر دهید
۶ نظر
آراز
شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۵:۳۵
شما برو به خوابت ادامه بده،ظاهرا خواب بودی!شب خوش!!!!
۶
کیان تاجی
شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۶:۲۱
خیلی خودشو‌میگیره،ب جای تینکه افتاده تر باشه روز ب روز مغرورتر میشه
۶
afahin
شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۷:۳۲
اهااااای خانم کجا کجا?????
با تمام تعظیم ها و احترامایی که برا شما قائلم باید بگم خدمتتون سعید معروف خود خط قرمزه یه چیزی در حد مجتبی جباری
اگه هم رژه المپیک نرفتن واسه حمایت از مسئول تیم بود دیگه تو که اینارو بهتر میدونی
معروف مغرور نیست همونطور که جباری مغرور نیست ولی زیر بار حرف زور نمیرن و نون و به نرخ روز نمیخورن
۵
بهروز
شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۲۰:۰۸
اينكه سعيد معروف از مسير درست منحرف شده شكي نيس ولي شما هم الكي اسمون ريسمون نباف هرچيزي رو ك ب شقيقه نميزنن!!
۳
هموطن
يكشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۵، ۰۰:۴۵
اره دیگه، الان که این همه زحمت کشید و تموم افتخارات و کسب کرد وقتشه بزنیمش، یعنی همه مربیان به خاطر باند بازی بازیش دادن ، انگار یادتون رفته که چه کیفیتی داره و قبل از اون پاسورا توپاشون از کجا سر در میاورد. یادش به خیر روزایی که تو تهران به پاکستان 3-0 میباختیم.
هیچ زمان ترکیب قلم و غرض چیز خوبی از اب درنمیاد خانوم.
۴
زهراموسوی
چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۰:۱۴
با سلام.فقط خواستم بگم فقط اگه یه کم چشاتونو باز کنید میبینید که مثال عینیش اینه که سعیدکل موهاش به خاطر والیبال ایران سفید شده!کاش اینقدر قدرنشناس نبودید!!واقعا براتون متاسفم...فعلا که چشم همه شما حسوداش رو کور کرده ....ایشاالله کور تر هم میکنه....فقط حواست باشه خانم اشک ریز که این مقالت برات دردسر ساز نشه!!!چون کلی شکایت پشتشه!!
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر