فهرست
داستان جنایی آدبایور درباره برادرانش؛ می خواستند مرا بکشند
داستان جنایی آدبایور درباره برادرانش؛ می خواستند مرا بکشند

داستان جنایی آدبایور درباره برادرانش؛ می خواستند مرا بکشند

آی اسپورت-امانوئل آدبایور قسمت سوم از نوشته های انتقادی از خانواده اش را منتشر کرد. او که پیش از این که درباره خانواده اش موضوعات عجیب مطرح کرده بود در صفحه فیس بوکش نوشته:«یک روز از تمرین به خانه بازگشتم. خسته بودم و تصمیم گرفتم استراحت کنم. اما وقتی بیدار شدم دیدم چاقو زیر گلویم است. چشمانم را باز کردم و دیدم هر دو برادرم آنجا بودند. فریاد می زدند و می گفتند که من وقتشان را تلف کرده ام. پیتر دیوانه شده بود و کولا هم او را تائید می کرد. پرسیدم این تنها راه حل این مسئله است؟ اگر این طور است مرا بکشید و پول هایم را بردارید. همان موقع چاقو را پایین آورد. بعد از آن از آپارتمانم بیرون رفتم و به والدینم زنگ زدم. مادرم توصیه کرد که به پلیس زنگ بزنم. فقط این طور می توانستم به خانه برگردم و مطمئن باشم که جای امن است. کاری که مادرم گفت را کردم. برادرانم آن زمان با من زندگی می کردند. چند روز بعد پیتر رفت که یکی از دوستانش  را در پاریس ببیند. من و کولا در خانه تنها بودیم. سعی کردم هرچه پول می خواهد به او بدهم که در امنیت باشم. فقط خدا می داند آن روز چقدر به او پول دادم. چند ماه بعد اما به خانه بازگشتم و برایم جای تعجب داشت که مادرم از من پرسید که چرا به پلیس زنگ زدم و من آدم بدی هستم که این کار را کردم». 



کد خبر 9404
     
آی اسپورت
2015-05-20 16:26:44
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر