فهرست
یادداشت ویژه :پایان یک مربی
یادداشت ویژه :پایان یک مربی

یادداشت ویژه :پایان یک مربی

فرشاد کاس نژاد
آی اسپورت- او از در دیگری آمد، نه از در فوتبال. سرمربیگری اش در تیم ملی ایران پس از دو دهه هنوز حیرت انگیز است. فدراسیونی بی اختیار به یک دستور تعظیم کرد و برای محمد مایلی کهن سرمربیگری در تیم ملی ایران شروع شد. آن آغاز می تواند شخصیتی بسازد که امروز از محمد مایلی کهن می بینیم، هنوز او می خواهد از در دیگری به فوتبال بیاید. مایلی کهن آنقدر بازیکن قابلی بود که بتواند در این فوتبال کاره ای باشد اما او راه دیگری را ترجیح داد و شاید او حق دارد همچنان راههایی را امتحان کند که راه فوتبال نیست.
مایلی کهن در تیم ملی هرگز مربی جوان و پیشرو نبود، جوانگرایی کرد اما جوانگرایی محصول او نبود بلکه محصول زمانه بود. مایلی کهن اگر برای خود کاریزما ساخت، اقتدارش را مدیون خشونت در رفتار و رعب آفرینی به واسطه وابستگی های غیرورزشی بود. فرصت عجیبی به مایلی کهن رسید، سرمربیگری تیم ملی ایران در سالهایی که همین فوتبال چهره هایی شاخص تر و مربیانی با ظرفیت های فنی و حرفه ای بزرگ تر داشت. ناصر حجازی که پیش از انتصاب مایلی کهن، گزینه فدراسیون مصطفوی بود، همیشه درباره آرزوی مربیگری در تیم ملی کنایه آمیز می گفت:"در آن دنیا مربی تیم ملی می شوم." حجازی پرخاشگر شد و مایلی کهن نیز راهش را یاد گرفت، راهی که به فوتبال باز می شد اما از در دیگر!
مایلی کهن سالهای سال به سیاق خودش بازاریابی کرده است، داستان آخرین حضورش در سایپا یک مثال از چندین مثال است، همان داستان معروف، همان سفارش معروف. سقوط و نتایج خانمانسوز برای مایلی کهن سقوط نبود. او می تواند از شکست، پیروزی بسازد. از شکست ها، شکستی نصیب مایلی کهن نمی شود، او از در دیگر دوباره برمی گردد.
او هرگاه تیم نداشته باشد آسیب هایش برای این فوتبال بیشتر است. مایلی کهن وقتی مربی یک تیم است، به یک تیم آسیب می زند، اما وقتی تیم ندارد ذهن فوتبال را آشفته می کند، وقت فوتبال را می گیرد و آسیب هایش افزون تر می شود.
از مایلی کهن خسته می شوید وقتی مسلسل انتقاد را به دست می گیرد، حتی گاه وارد حوزه های اجتماعی می شود و فریاد "مردم-مردم" سر می دهد. انتقاداتش از جنس انتقادات سیاسی در تاکسی هاست، حتی دیگر عوام پسدانه هم نیست. گاه حرفهایی منطقی می زند اما در واقع بدیهیات را می گوید. موضع گیری اش مقابل علی دایی و دیگران نیز یک جدل شخصی است که این رسانه های پرحوصله از پرداختن به آن خسته نمی شوند و این خستگی ناپذیری شان از عجایب ژورنالیستی است.
مایلی کهن البته خط قرمز هم رد می کند، خط قرمزهایی که رد کردنش با توجه به سوابق مایلی کهن برایش دردسرساز نیست و او خوب می داند که از این فرصت چگونه بهره ببرد. مایلی کهن به جای آنکه مربی فوتبال شود، حالا یک چهره حرفه ای در خبرسازی است. از او درباره فوتبال چیزی نمی شنوید. با صدای مایلی کهن کسی به یاد فوتبال نمی افتد و این یعنی پایان یک مربی، یک مربی که در آغاز از در دیگری آمد.
مایلی کهن دوباره تیم می خواهد. این تاوان فوتبال ایران است بابت داشتن محمد مایلی کهن، فوتبالی که شاخص ترین چهره هایش را که از جنس دیگری هستند، طرد کرده و مایلی کهن تیتر یک است، فوتبالی که گرفتار خبرها و خبرسازی هاست. در این فوتبال مایلی کهن می تازد

     
آی اسپورت
2014-03-02 15:19:32
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر