فهرست
یادداشت روز: به بهانه 49 سالگیِ عابدزاده/ یک مشت پرِ عقاب
یادداشت روز: به بهانه 49 سالگیِ عابدزاده/ یک مشت پرِ عقاب

یادداشت روز: به بهانه 49 سالگیِ عابدزاده/ یک مشت پرِ عقاب

یک/ چهل و نه. این عدد حالا شمار سال‌های عمر آدمی است که عادت نکرده‌ایم با عدد و رقم به خاطر بسپاریمش. که همیشه بهانه‌های بهتری از «آمار» برای به یاد آورده شدن به دست‌مان داده و یاد نگرفته‌ایم توی صفوف منظم میانگین‌ها، سبک‌سنگین‌اش کنیم. آنچه امروز لابه‌لای شمع‌های آب شده در واژه‌ها به آوازهای دلربای جشن سپرده می‌شود، داستان تولد یک تفاوت است. مانیفست تمام‌عیار منحصر به فرد بودن. البته که با سطح خاصی از توانایی، می‌شود روی خط سرنوشت دروازه‌ها ایستاد، می‌شود داربی را نباخت، می‌شود سوپرسیو داشت، می‌شود پنالتی گرفت و درخشید و تشویق شد و روی جلد روزنامه‌ها رفت اما برای احمدرضا شدن، نیاز به فرمول مرموزی است که تنها نسخه تاریخش را توی ژن‌های او کار گذاشته‌اند. پرواز را از یک جایی، همه پرنده‌ها یاد می‌گیرند اما همیشه گروهی از آن ها بلد‌تر می‌پرند.

دو/ «آشیانه‌بان» قلب‌هایی که به اطمینان حضورِ او نگرانی برای تیم ملی را فراموش کردند، مردِ اول سرخ‌هایی که چون احمدرضا را داشتند، باورشان شده بود تیمِ شان بایرن مونیخ است،  روزهای خوب و بد زیادی را در فوتبال تجربه کرد. از پنالتی‌های مهار شده دیدار با کره شمالی در مسابقات آسیایی پکن تا روزِ عجیبی که که نتوانست یکی از خروج‌های باصلابت همیشگی‌اش را به نمایش بگذارد و جرات گل زدن و غش کردن را به هاشمی نسب داد.  میزانسن همه روزهای تلخ و شیرین او اما با لبخندهای محونشدنی‌اش تزئین شده‌اند. برای همین است که او را به جای واکنش‌ها و نتیجه‌ها، با لبخند‌ها و وارو‌های بی توجه به جریان بازی و آدامس جویدن‌ها به خاطر سپرده‌ایم. احمدرضا، به آدم های زمانه اش یاد داد که می شود با یک لبخندِ شیطنت آمیز، یقین پیروزیِ را از رقیب گرفت و او را به تردید انداخت. که می شود وقتِ هجوم تیکی تاکا وارِ تلخکامی، آدامس جوید و آرام ماند و کره زمین را با یک دست مهار کرد.
سه/ اصلی‌ترین تمایز آقای عقاب، با خیل عظیم فوتبالیست‌های وطنی، به ویژه مدرن‌ها و پست‌مدرن‌‌هایشان، در جلسات تمرینی رقم خورده است. حتی اگر حامد کاویانپور خاطره مشهور یکی از اولین روزهای تمرینش با پرسپولیس و تماشای تمرینات پل گاسکویین‌وار احمد را روایت نکرده باشد، حتی اگر علیرضا حقیقی از فشار تمرینات او به مرحله پودر شدن نزدیک نشده باشد، در انحنای عضلاتش می‌شود به ساعت‌های صرف شده برای آماده بودن پی برد و به تاوانی که برای پروازهای بلندش پرداخته است. او در سال های خمیازه-تمرین مثلا ستاره های تازه به دوران رسیده هم از این جلسات مخوف تمرینی دست نمی‌کشد. جلساتی که شاید روزی برای شکنجه در زندان‌های مخفی مورد استفاده قرار بگیرند!

چهار/ سهم این روزهای جماعت مفتون فوتبال از عابدزاده در این مرز، فقط خاطره‌هایش هستند. اینجا، طرح پیراهن‌های قدیمی‌اش را به تن گلر‌ها کرده‌اند تا شاید جادوی نقش و نگار و خط و خطوط معجزه‌ای را سر راه آن‌ها قرار دهد. خودش اما آن طرفِ دنیاست تا «معلم» بچه هایی باشد که زندگی‌شان هم مثل خیابان‌ها‌شان آرام است و ما اینجا، توی هفته دروازه بان ها در پرمخاطب ترین برنامه تلویزیونی‌مان، به این سوال برسیم که معنی «نکیسا» چه می تواند باشد؟ احمدرضا که در آبان ماه ۸۸ با آرای مردم در نظرسنجی نود محبوب‌ترین فوتبالیست سه دهه اخیر فوتبال ایران معرفی شد، هنوز هم جایگاهی فراموش‌نشدنی در اذهان مردم ایران دارد. حتی اگر افعال را اشتباه ادا کند، حتی اگر فوتبالش به واسطه آن بیماری لعنتی زود‌تر از موعد تمام شده باشد، حتی اگر تاریخ را درباره او تحریف کنند و حتی اگر دیگر به خانه برمی گردد و از عقاب، تنها یک مشت پر برای دوستدارانش بماند. نام او برای همیشه توی فهرست دست‌نیافتنی‌ترین‌ها برای آیندگان خواهد ماند. نامِ آقای مثبتِ بی نهایت!


محمدحسین عباسی/ آی اسپورت

کدخبر:9405
  ۱  
آی اسپورت
2015-05-26 13:06:01
نظر دهید
۱ نظر
hsn
سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۴، ۱۶:۴۳
تنها کسی که واقعا یه تیم بود ، تمام خاطرات خوب فوتبال من با رفتن عابدزاده تموم شد،واژه محبوب برای عابدزاده کمه، او یک بت در خاطرات فوتبالی دهه شصتی هاست.فردی با مشخصه های یک قهرمان اساطیری.تمام حسرت فوتبالی من ،الان، بازی نکردن عابدزاده است.تنها فوتبالیستیه که دوست دارم یه روز از نزدیک ببینمش.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر