فهرست
یادداشت ویژه:‌ لطفا در این مکان شوخی نکنید
یادداشت ویژه:‌ لطفا در این مکان شوخی نکنید

یادداشت ویژه:‌ لطفا در این مکان شوخی نکنید

فضای شبکه‌های اجتماعی برای همه آشناست. می‌خواهد یک صفحه برای افراد فامیل باشد یا صفحه تخصصی برای اهالی ورزش، سینما یا حتی سیاست، چندان فرقی نمی‌کند. هر صفحه‌ای که باز شود دو روز نگذشته عده‌ای شروع می‌کنند به گذاشتن پست‌های نامربوط. صفحه هرچقدر هم که جدی یا کاری باشد، باز هم جوک می‌گذارند و فیلم و عکس و لاطائلات می‌گذارند و داستان و روایت و جملات حکیمانه از بزرگان و مشاهیر که البته اغلب هم فیک‌اند و هیچ‌وقت از زبان آن خدابیامرز یا بنده خدا بیان نشده‌اند. تذکر آیین‌نامه‌ای هم بی‌فایده است. خیلی‌ها خودشان ته پست‌شان این را هم قید می‌کنند که «ببخشید می‌دونم ربطی به این صفحه نداشت، اما به نظرم جالب بود!» یا «نامربوطه ولی امیدوارم خوشتون بیاد»، تازه خیلی‌ها هم خوششان می‌آید. و این‌طوری صفحه‌ای که قرار بوده درباره یک موضوع مشخص در آن صحبت شود، شبیه می‌شود به بسیاری صفحات دیگر. پر از لطیفه و هِر و کِر. یک وقت احساس شرمساری هم نکنید. دوستان زیادی داریم که در صفحات تخصصی پزشکان یا اساتید دانشگاه، صفحات کارشناسان اقتصادی گردن کلفت و دیگر جاها عضوند و اغلب‌شان تایید می‌کنند که اوضاع آنها هم بر همین منوال است. در علمی‌ترین مجموعه‌ها هم عده‌ای هستند که می‌خواهند فضا را عوض کنند و شروع می‌کنند مزه ریختن و همه چیز را به هم می‌ریزند. اینها البته به این معنی هم نیست که جوک گفتن ایرادی دارد. لابد خیلی از ما عضو صفحات بذله‌گویی و شاد هم هستیم و داریم کِیفش را می‌بریم. مشکل اصلی جایی است که اندازه نگه نمی‌داریم. که به قواعد و تعریف‌ها پایبند نیستیم. که اگر یک بار، در یک مورد، استثنایی قائل شدیم بعد همه چارچوب‌ها برایمان به هم می‌ریزد و بلبشو حاکم می‌شود. هردمبیل می‌شود. نمونه‌اش هم همین صفحات شبکه‌های اجتماعی که خیلی وقت‌ها اگر اسم‌هایشان را بردارید ممکن است هیچ‌کس نفهمد که صفحه شما برای چی تشکیل شده و اشتراک آدم‌هایش چی هست و قرار است چه دیالوگی برقرار کنند. این بی‌قاعدگی، این هردمبیل بودن و زیر سوال بردن همه قواعد و چارچوب‌ها نتیجه‌اش سطحی شدن است. بی‌نتیجه ماندن کارها و ختم شدن همه چیز به من بمیرم و تو بمیری. به قول کی‌روش که می‌گوید در ایران برای هر کاری دو پلن داریم؛ پلن یک این است که ان‌شا‌ءلله درست می‌شود و پلن دو همه مشکلات و گرفتاری‌های واقعی است. برای دیدن بی‌نظمی فوتبال ایران یک نگاه به دور زمین بیاندازید کافی است. خیل آدم‌هایی که همیشه هستند و معلوم نیست چکاره‌اند. هر کس مسوولیتی دارد دست بچه فامیل و در و همسایه را می‌گیرد می‌آورد توی پیست تا ستاره‌های محبوبش را به جای لانگ‌شات در مدیوم‌شات ببیند و بروند برای دوستان تعریف کنند. در بهترین حالت جانبازها و فوتبال‌دوست‌های نازنینی را می‌بینید که مسوولان برگزاری بازی چون می‌خواسته‌اند بهشان لطف کنند آنها را آورده‌اند کنار زمین. بعد این ماجرا تبدیل شده به سنت و همیشه دور زمین پر از این عزیزان و فامیل‌هاست. به جای اینکه برای تکریم، جایگاهی در وی‌آی‌پی تدارک ببینند و افراد معلول را ببرند آنجا تا راحت بازی را ببینند. و به این ترتیب زمین‌های فوتبال ما همیشه پر از افراد متفرقه‌ای است که تا تقی به توقی می‌خورد هم وسط زمین‌اند. مثل همه عوامل تیم‌ها که مدام در طول بازی می‌روند وسط زمین. همیشه هم باید بروند تا از یک اتفاق بدتری جلوگیری شود. ماجرا از حد اتفاق و پیشامد گذشته. همیشگی است. برنامه نود هم مدام اینها را نشان می‌دهد و همه می‌بینیم و می‌خندیم و قرار نیست کسی برگردد سر جای خودش. قرار نیست خط و مرز و قاعده‌ای رعایت شود. چون برنامه نود هم خودش رعایت نمی‌کند. شاید یک بار در برنامه مرور تاریخ یک اتفاق غیرفوتبالی نشان داده‌اند و بامزه بوده، دیگر قرار گذاشته‌اند که مدام این کار را تکرار کنند. چون عادل یک بار برنده شدن فرهادی در کن را تبریک گفته و همه خوششان آمده، دیگر رسم شده که هر موضوع مربوط و نامربوطی در برنامه گفته شود و کسی خودش را به تعریف برنامه و قاعده‌مندی آن متعهد نداند. می‌خواهد پخش تصاویری از مهران دوستی عزیز باشد – که معلوم نیست چه ربطی به برنامه نود دارد و جایش اینجا نیست- یا دعوت مدام مردم برای کارهای خیریه. که همه‌شان هم کارهای محترم و درستی هستند اما نه برای این برنامه. همان‌طور که خیلی از آن جوک‌ها هم بامزه هستند اما نه برای صفحه‌ای که قرار است به مسائل ورزشی یا فرهنگی اختصاص داشته باشد. این هر کی هر کی بودن البته خیلی ریشه‌دارتر از این حرف‌هاست و آن را در مهمترین مسائل زندگی‌مان می‌توانید ببینید. اینکه هر کس و هر نهادی در کشور به هر کار غیرمرتبطی سرک می‌کشد شاید ریشه در همین بی‌نظمی ذاتی در این چارچوب‌گریزی ما داشته باشد. اینکه شهرداری خودش تصمیم می‌گیرد که چه فیلم‌هایی برای دیدن مردم مناسب‌اند یا نه، اینکه این تعداد سینما دارد و در خیلی از شهرها تیم فوتبال دارد. همان‌طور که ارگان نظامی یا صنایع مختلف، تیم دارند و معلوم نیست چرا. آیا تیم‌داری نیاز به مدیریت ورزشی ندارد؟ الان در اسپانیا و انگلیس و آلمان ارگان‌های مختلف تیم فوتبال دارند؟ ایران‌خودرو و سایپایشان می‌روند باشگاه‌های بزرگ را می‌خرند؟ ایران خودرو و سایپا چه تخصصی در ورزش نشان داده‌اند که الان باید صاحب دو باشگاه پرطرفدار شوند؟ اینها اصلا مگر کارشان تیم‌داری است؟ البته وقتی آقای رویانیان برای پرسپولیس شرکت صادرات و واردات تاسیس می‌کرد و در کشورهای دیگر دفتر می‌زد - کسی فهمید چرا؟- خب خودروسازها هم دل‌شان می‌خواهد تیم‌داری کنند. همان‌طور که همه دلشان می‌خواهد فیلم بسازند، از مراکز علمی تا این وزارت‌خانه و آن بانک همه زده‌اند توی کار فیلم‌سازی. همه هم برنامه تلویزیونی برای خودشان درست می‌کنند. دقت کرده‌اید که از نیروی انتظامی تا وزارت برق و شهرداری و این نهاد و آن ارگان هر کس برای خودش یک سریال یا برنامه‌ای درست می‌کند تا پخش شود؟ یعنی این کارها نیاز به تخصص ندارد؟ یعنی کارهای این ارگان‌ها نیاز به تفکیک ندارد؟ چه لزومی دارد که همه توی این مملکت روزنامه سراسری و خبرگزاری داشته باشند؟ هلال احمر و دانشگاه آزاد سازمان ایکس و نهاد ایگرگ. شنیده‌اید صلیب‌سرخ در کشور درست و درمانی در دنیا – حتی کشور جهان سومی- روزنامه منتشر کند؟ یعنی نمی‌شود هر کس در چارچوب وظایف و مسوولیت‌های خودش، بر اساس تعریف و تخصص خودش کار کند و نسبت به همه کس و همه چیز احساس مسوولیت نکند؟ که همه به پرنسیب‌ها، اصول سازمانی، استانداردهای جهانی، اخلاق و کمی از این قید و بندها تن بدهیم؟اتفاقی که در هفته گذشته افتاد حیرت‌انگیز بود. اینکه در جلسه غیرعلنی مجلس مسائلی را مطرح کنند و همه قول بدهند که بنا بر مصالح ملی حرف‌ها بیرون نرود، بعد یکی از نمایندگان بیاید و هر چیزی را که دیده و شنیده روی سایت شخصی منتشر کند. این دیگر آخر لاقیدی و بی‌توجهی به قول و اخلاق و همه مسوولیت‌های نمایندگی است. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد چطور می‌توانیم فکر کنیم که چنین نمایندگانی به دیگر قواعد اخلاقی پایبند هستند؟ که برای شرافت وکالت و نمایندگی مردم ارزشی قائلند؟ چطور نگران نباشیم که شاید بقیه خطوط قرمز، چارچوب‌های اخلاقی، قانونی، شرعی هم به همین سادگی و بنا بر مصالح و تشخیص شرعی به هیچ انگاشته شوند. مگر نمی‌شود؟ وقتی که چنان فسادهای بزرگ مالی در مملکت رخ می‌دهد و معلوم است که خیلی از درهای قانونی باز بوده و خیلی‌ از چشم‌های نظارتی بسته بوده. همه این نظم‌گریزی‌ها و این شلم‌شوربا، شاید همان جایی شروع می‌شود که قواعد یک صفحه در تلگرام و واتس‌آپ را محترم نمی‌شمریم و هر متن و پیامی را مجاز می‌دانیم و استثنا تبدیل به روال می‌شود. و اینکه... ببخشید اگر لطیفه‌‌اش نامربوط بود!

سیامک رحمانی/ تماشاگران امروز
  ۲  
آی اسپورت
2015-05-30 14:53:49
نظر دهید
۲ نظر
یاسان
شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۴، ۱۵:۲۶
خبر مربوط به والیبال ایران در سایت فوتبالی ای اسپورت هم جزو مصادیق گزارش شما می شود یا خیر؟! خبر تبریک به اصغر فرهادی و چندین خبر هنری دیگر هم در این سایت فوتبالی مشاهده شده است
بهتر نیست قبل از خرده گرفتن به این و آن جویای احوال کارهای خود هم باشیم؟
-
شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۴، ۱۵:۳۰
متن خیلی خوبی بود... فقط یه نکته میتونم عنوان کنم که بهتره نگم...
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر