فهرست
با یحیی می‌رقصند! / یادداشتی برای مخالفان دیروز و عاشقان امروز
با یحیی می‌رقصند! / یادداشتی برای مخالفان دیروز و عاشقان امروز

با یحیی می‌رقصند! / یادداشتی برای مخالفان دیروز و عاشقان امروز

آی اسپورت- «یحیی هرگز مربی بزرگی نمی‌شود. او کاریزمای لازم را ندارد...» دو سال قبل در چنین روزهایی، وقتی یحیی در حال ترک پرسپولیس بود، این جمله را می‌شد از زبان جمع کثیری از ورزشی‌نویسان شنید. حتی از همان‌هایی که امروز طرفدار سینه‌چاک او شده‌اند و تازه یادشان افتاده یحیی یک «پاکدستِ پیروز» است.
یحیی گل‌محمدی، پیش از نشستن روی نیمکت پرسپولیس هم سرمربیگری را تجربه کرده بود، اما عملکرد او در نساجی و صبا و... دور از ویترین اصلی فوتبال قرار داشت و اصلا به چشم نیامد. تا این‌که در میانه لیگ دوازدهم به پرسپولیس آمد تا شاید بتواند باشگاهی را که سال‌ها در آن بازی کرده بود از آشفته‌ترین وضعیتش در دهه اخیر نجات دهد. وقتی در نیم‌فصل، لشکر شکست‌خورده را از مانوئل ژوزه تحویل گرفت کسی گمان نمی‌کرد راه نجاتی برای سرخپوشان وجود داشته باشد، اما تحول مثبت پرسپولیس در دور برگشت لیگ، چیزی بود شبیه متحول شدن ذوب‌آهن در نیمه دوم همین فصل. آنها از انتهای جدول به جمع 7تیم اول رسیدند و در جام حذفی با قلع و قمع کردن رقبای قدری چون ملوان و نفت تهران تا فینال پیش رفتند.



شکست در فینال جام حذفی نقطه عطفی تاریخی برای یحیی بود. جایی که ماجرای کنار گذاشتن مهدوی‌کیا سایه سنگینش را روی تیم انداخت و فضای روانی بازی فینال را کاملا به ضرر یحیی چرخاند. داستانی که در مورد آن فقط می‌توان به همین جمله بسنده کرد که یحیی در ماجرای مهدی سیاستمدارانه عمل نکرد. این بود که بار سنگین شکست در فینال جام حذفی کاملا به دوش او افتاد و تازه خداحافظی غریبانه مهدی هم قوز بالای قوز شد و یحیی را به گوشه رینگ فرستاد.
البته ناگفته نماند که با شیوه‌های احساسات‌گرایانه و شتابزده‌ای که محمد رویانیان در مدیریت پرسپولیس به کار می‌برد، گل‌محمدی حتی در صورت بردن جام حذفی هم شانس چندانی برای باقی ماندن روی نیمکت نداشت. چه، سردار نشان داده بود تصمیمات جنجالی و پرسروصدا را خیلی بیشتر از تصمیمات راهگشا و خردمندانه می‌پسندد. پس اگر جام روی دست یحیی می‌رفت، باز هم علی دایی و دارودسته‌اش پشت درهای باشگاه آماده ورود بودند.
یحیی با این شرایط از پرسپولیس رفت، اما تلخ‌تر و سنگین‌تر از خداحافظی اجباری او، برخورد اهالی فوتبال و کارشناسان ورزشی با این مربی نوپا بود. کسی عملکرد فنی او را مورد توجه قرار نداد، و موفقیتی که در راه جمع و جور کردن تیم آشفته ژوزه کسب کرده بود ناگفته و نادیده باقی ماند. دیگر یحیی گل‌محمدی کسی نبود که پرسپولیس را با هیجان و رفاقت و پیروزی آشتی داده، او فقط با یک جمله تعریف می‌شد: هیولای بی‌رحمی که مهدی مهدوی‌کیا را وادار به خداحافظی کرد!



حالا یحیی برگشته و دوباره روی بورس است. آنهایی که می‌گفتند کاریزما ندارد حالا او را صاحب کاریزما می‌دانند و حواس‌شان نیست که در 20دقیقه پایانی فینال –در حساس‌ترین 20دقیقه فصل- کوچینگ کنار میدان را دستیار او انجام داده نه خودش. آنها که می‌گفتند یحیی حرف زدن بلد نیست الان سخنان گهربارش را واژه به واژه می‌بلعند و لابد به فکرشان هم نمی‌رسد که بعد از قهرمانی در جام حذفی، تشکر کردن از تمام حاضران در ورزشگاه و کلیه کسبه محل(!) در شأن یک مربی قهرمان نیست.
یحیی شاید امروز بیش از هر چیز به نگاه‌ها و تحلیل‌ها و قلم‌هایی نیاز دارد که او را درست و دقیق و کامل ببینند. به دور از شتابزدگی، و با رعایت فاصله لازم از احساسات‌گرایی. قلم‌هایی که بابت ثبت رکورد 67پاس متوالی تحسینش کنند، اما بابت بردن اولین جام عمرش او را جوری به هوا پرتاب نکنند که با مغز به زمین بخورد. جامی که یحیی دیروز برد، همان جامی است که علی دایی دو تایش را در خانه دارد اما هیچ یک از آنها موقعیت او را به عنوان یک مربی موفق و استاندارد تضمین نکرده‌اند.
این‌که با یحیی گل‌محمدی (و منصوریان و...) می‌توان به آینده فوتبال ایران در بخش فنی و مربیگری بسیار امیدوارتر از پیش بود، گزاره اشتباهی نیست. اما بند و تبصره زیاد دارد. برای تحلیل یحیی باید جام‌ها را کنار بزنیم و خود او را ببینیم. اشتباهی که دو سال پیش در مورد او مرتکب شدیم، یک بار دیگر و در مسیر معکوس تکرار نکنیم. نگذاریم فراموش کند که صعود به قله‌های ماندگار در مربیگری با یک پروسه به دست می‌آیند نه با یک پروژه. که در فوتبال حتی موفق‌ترین بناها هم با یک حرکت «چیپ» فرو می‌ریزند.

فرناد فروتن/ آی اسپورت
     
آی اسپورت
2015-06-02 15:33:11
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر