فهرست
ستون طنزیم: چون شمایی...!
ستون طنزیم: چون شمایی...!

ستون طنزیم: چون شمایی...!

شرط بلاغ! وقتی مراد محمدی سرمربی تیم ملی کشتی آزاد نوجوانان یک حرفی می‌زند اینطور نیست که ما سکوت کنیم و اجازه بدهیم که حق پایمال شود! حالا درست است که تیم ملی ایشان قهرمان آسیا شده اما دیگر شاخ غول را که نشکسته! استاد می‌فرمایند: «بچه‌های من کتک نخورند، پاداش پیشکش!» یعنی چه؟ اول اینکه دست مسئول گل است هر کس کتکش را نخورد خل است! دوم اینکه کی کتک زده؟! حالا یک مسئولی به شوخی دو تا بزند پس گردن ورزشکار که حساب نیست! سوم اینکه آقای عزیز! بگذار از الان شاگردانت با واقعیت‌های جامعه آشنا شوند. از الان کتکخور بار نیایند چیزی نمی‌شوند ها! می‌آیند بالا در اردوها جواب وزیر را می‌دهند از اردو خط می‌خورند ها! ما آنچه شرط بلاغ بود گفتیم. دیگر بقیه‌اش را خودتان می‌دانید! غافلگیری به سبک مدیر موفق ایرانی یعنی اینطوری هم نیست که تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد! بعضی از روسای فدراسیون ما یکطوری سخن می‌گویند که نه تنها عیبشان نهفته می‌ماند بلکه عیب دیگران هم دو صد چندان افزایش می‌یابد و فقط هنر این عزیزان است که مثل آینه می‌درخشد! بخوانید: «دبیر فدراسیون بوکس کسب دو مدال برنز توسط نو‌جو‌ا‌نان در مسابقات قهرمانی آسیا را عملکردی خوب ارزیابی کرد و گفت: این مدال‌ها علی‌رغم تمام بر‌نامه‌ریزی‌های قبلی برای مدال نگرفتن ایران به دست آمد. وی افزود: ما پنج بوکسور را به این رقابت‌ها اعزام کرده‌ بودیم اما یک نفر از آنها به دلیل آسیب‌دیدگی‌ که از ایران به آن دچار بود نتوانست در مسابقات شرکت کند و به میهن باز گشت. از چهار نفر دیگر هم دو نفر از ملی‌پوشان به جمع چهار نفر پایانی رفتند که متاسفانه به دلیل ناداوری‌ها از رسیدن به فینال باز ماندند.» یعنی اگر نبود ناداوری و برنامه‌ریزی رقبا برای مدال نگرفتن ما قطعا بچه‌های بوکس شاخ غول را هم می‌شکستند. البته امکان دارد یکی بپرسد: چرا با وجود ناداوری‌ها و قرعه بد دو مدال گرفتیم؟ اینجاست که هوش و نبوغ مسئولان فدراسیون آشکار می‌شود. رقبا وقتی می‌بینند مسئولان تیم ملی ما حتی از تشخیص دادن اینکه ورزشکار اعزامی مصدوم هست یا نه و اصلا می‌تواند مسابقه بدهد یا خیر عاجزند، بچه‌های ما را دست‌کم گرفتند و ما توانستیم شبیخون بزنیم و گازانبری دو تا مدال بیاوریم. پیشنهاد می‌کنیم برای اردوی بعدی ما دو تا ورزشکار مصدوم بفرستیم که غافلگیری حریفان بیشتر شود! چون شمایی! یعنی اینطوری می‌شود که آنطوری می‌شود! گاهی اوقات می‌شود و گاهی اوقات نمی‌شود! گاهی به یک خط شایعه می‌شود و گاهی با دو صد مصاحبه نمی‌شود! گاهی برای بعضی‌ها می‌شود. گاهی برای بعضی‌ها نمی‌شود! نمونه می‌خواهید؟ همین قصه رحمان احمدی! یک خط خبر نوشتند که رحمان می‌خواهد برود لیگ ترکیه چنان از چشم سپاهانی‌ها افتاد که دیگر اصلا راه برای برگشت ندارد! بابا این بنده خدا بازیکن بی‌حاشیه‌ای بود. یک بار شیطون گولش زد که بازارگرمی کند. یعنی بی‌جنبه‌ها شما جنبه یک بازارگرمی کوچولو را هم ندارید؟ ندارند دیگر رحمان جان! اگر خلعتبری بود ایرادی نداشت ولی چون شمایی... از دست تو بهرام یعنی بهرام شورش را درآوردی با این مربی انتخاب کردنت! کلی وقت تلف کردی با منصوریان حالا هم سر یک نگه داشتن یا رد کردن استیماچ ببینید چه اعصابی از آدم خرد می‌کند ها! خب مرد حسابی شما که توی جیبت دلار ملار هیچی نداری چه اصراری بود مربی خارجی بیاوری تهران؟ می‌خواستی مربی تیم ملی کرواسی را با قیمت مربی تیم ملی افغانستان بیاوری می‌گفتی سرمربی تیم شیر و بز را برایت بیاورند دیگر! یک ساعت با خودش فکر کرده بعد به خبرنگاران گفته: شما باید درک کنید که مربی خارجی فقط دلار نیست. باید خانه و ماشین و مترجم برای خودش و دستیارش نیز فراهم شود! نه بابا! تازه فهمیدی نابغه؟ ما استیماچ را آوردیم تهران؟ خودت آوردی! خب از اول فکر می‌کردی بعد که می‌دیدی جیبت خالی است نه وقت مردم را تلف می‌کردی نه 50 دلاری استیماچ را هدر می‌دادی!


روزنامه ایران ورزشی/هومن جعفری


کد خبر:9402
     
آی اسپورت
2015-06-21 13:26:02
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر