فهرست
نام‌آوران، ردیف ۵۸ شماره ۱۲؛ شبیه‌ترین به حجازی
نام‌آوران، ردیف ۵۸ شماره ۱۲؛ شبیه‌ترین به حجازی

نام‌آوران، ردیف ۵۸ شماره ۱۲؛ شبیه‌ترین به حجازی

آی‌اسپورت- هزاران نفر با سینه‌ای سپر شده، بدون آن که دلواپس تحقیر نگاه دیگران باشند اعتقاد داشتند علی کریمی «قدیس» است. این مسائل ارتباطی به دریبل‌های مسخ کننده و درخشیدن‌هایش در زمین‌های مسابقه نداشت؛ داشت اما آن‌چنان نبود که باعث شود پیرمردهای گیلانی زیر کت‌های‌شان پیراهن او را بر تن کنند. و بچه‌های هفت هشت ساله با کوباندن شماره‌ هشت بر پشت پیراهن‌های‌شان در کوچه‌ها دو دروازه بکارند و جنگ «کریمی شدن» را آغاز کنند. صحبت از یک قدیس است همانی که وقتی جایی در خانه‌اش نداشت میخی بر دیوار کوباند و کفش‌هایش را آویخت. خبری که پذیرش آن سخت که چه عرض شود، غیرقابل تحمل بود. یک هجرت، که هم‌قواره مرگ شده بود. نشان به آن نشان که سربازی خودش را به تهران رسانده بود و روبه‌روی خانه‌اش خبردار ایستاده بود، زنی روسری‌اش از سر افتاده بود، آن مرد بلندقد هم به آلبومش خیره مانده بود، پسرک چاق، پیراهنی که از او به یادگار گرفته بود را بوسه می‌زد، عمو موسی هزارباره تشنج کرده بود و بازهم رفت و باز هم برگشت. صحبت از یک قدیس دیروزی‌ست، صحبت از دیگوی وطنی‌ست. همانی که وقتی خداحافظی‌اش دادند، گل‌دسته‌های چهارراه هم با گل و اسپند در دست، گوشه‌ای کز کرده بودند انگار نه انگار که چراغ، قرمز شده بود. همانی که وقتی رادیو خبر خداحافظی‌اش را اعلام کرد راننده‌های تاکسی هم دیگر میلی برای کار کردن نداشتند؛ آبی‌های افراطی هم نه حوصله‌ای برای زخم زبان زدن داشتند، و نه دیگر شوری برای کری خواندن. همه چیز با یک داغِ بر دل تمام شده بود، با این تفاوت که اسطوره سرخ‌ها، دیگر تبدیل شده بود به اسطوره ایران. و چه زیبا گفته بود پیرمردی که با عصایش خط و نشان می‌کشید: «من می‌دانستم فوتبال یک روز تمام می‌شود، دیدید؟» جورج بست راست می‌گفت که «فوتبال سراسر غم است.» این را می‌شد از هجرت ستاره‌ها و مرگ اسطوره‌ها فهمید، و داغ چه هجرتی فراتر از آویختن کفش‌های یک قدیس.

نمی‌دانم از «بوسه مرگ» چیزی شنیده‌اید یا نه. بوسه مرگ تنها یک واژه احساسی یا افراطی نبود، بلکه یک تراژدی بود، یک سنت بود. هر بازیکنی که در آرژانتین می‌خواست در ردای دیگو مارادونا باشد، یا به قولی ال‌دیگو (دیگوی دوم) باشد باید مارادونا او را می‌بوسید. صحبت از ال‌دیگو بود. لقبی که بر روی هر که گذاشته شد جز فروپاشی عایدی نداشت. صحبت از میلیون‌ها افراطی بود، صحبت از برهنگانی بود که اعتقاد داشتند فوتبال بدون مارادونا دیگر رسمیت ندارد. این توهمی بزرگ و دروغی آشکار بود اما کار از کار گذشته بود؛ پیروان دیگو نه تنها کمتر نمی‌شدند بلکه بر روی دیوارها، کلیساها و حتی ابتدای جاده‌ها نامی از مارادونا را نوشته بودند. تصاویر مریم مقدس را در می‌آوردند و تصویری از دیگو را در آن می‌گذاشتند. مقاومت مقابل آنها امکان نداشت، پس چاره یک راه حل بود. خلق مارادوناهای دیگر. خلق یک اثر هنری دیگر. پس خیلی زود «بوسه مرگ» اتفاق افتاد. مردم یک مارادونا می‌خواستند، کسی که وارث دیگو باشد، بشود مارادونای دوم، بشود ال‌دیگو. از آریل اورتگا تا آندره ده‌الساندرو، از خوان رومن ریکلمه تا پابلو آیمار. بوسه‌ها برای دیگوی دوم ساختن هیچ‌وقت تحقق نیافت. ستاره‌هایی که زیر فشار دریبل‌های مارادونایی خرد می‌شدند؛ بازیکن‌هایی که در ردای مارادونا تاب یک تنه به دل دشمن زدن را نداشتند. نابغه‌هایی که زیر تیترهای مجلات و رسانه‌های آرژانتینی دوام نمی‌آوردند، همان‌ها که با مشت‌های گره زده فریاد می‌کشیدند «چه زمانی پس دیگو می‌شوی؟» فردای وداع علی کریمی، چنین دلهره‌ای بر داغ خداحافظی‌اش افزوده بود. که دیگر خبری از دیگوی وطنی‌مان نباشد، دیگر خبری از لذت فوتبال نباشد، دیگر خبری از خلق یک اثر هنری که قرن به قرن به‌وجود می‌آید نباشد. از علی پروین سوال کردند پرویز قلیچ‌خانی بهتر بود یا علی کریمی، پروین پاسخ وحشتناکی داد «مثل علی مادر نمی‌زاد.»

برای نسل ما خرداد یاداور درد و زهر است. می‌خواهد فریادهای «ما به خرداد پر از خاطره عادت داریم و به این سید و آن میر ارادت داریم» باشد یا می‌خواهد تداعی کننده داغ آخرین پرواز عقاب‌ ایران باشد. همانی که وقتی اصغر حاجیلو تلوتلوخوران آمد دم در کسری و گفت «عزیزان حال ناصر خوبِ خوب شد» الوند بسته شد. زن و مرد، پیر و جوان، آبی و قرمز همان‌جا که آتیلا گفت «پدرم رفت» کمرشان شکست. دیگر کسی از پاسداران تا هروی باقی نمانده بود که با شنیدن این خبر تلخ اشک نریزد؛ همه خودشان را رسانده بودند به بیمارستان. در آن شلوغی احمدرضا عابدزاده در گوشه‌ای کز کرده بود و غریبانه نجوا می‌کرد. اگر او به خوبی در یاد نداشته باشد مردم در خاطرشان هست که روزی در همین بیمارستان میله‌های تخت را می‌فشارد، سیم‌های رنگی را از سر و بدنش دراورده بود، پنجعلی را هل می‌داد و با تکلم دست‌وپاشکسته‌ای زمانه را به ناسزا گرفته بود که همین الان مرا ببرید به خانه. عابدزاده می‌دانست همین مردم، همان مردم بودند که شبانه‌روز دم همین بیمارستان با سجده‌ها و خون دل خوردن‌ها معجزه آفریدند تا به این دنیا بازگردد. احمدرضا عابدزاده اشک می‌ریخت و زیر لب تکرار می‌کرد «خدایا چه شد؟» در آن ازدحام یک هوادار خوزستانی فریاد می‌کشید: «ناصرخان بلند شو، این همه راه را با اتوبوس آمده‌ام تا تورا ببینم به من نگویید او رفته، چون خسته راه هستم.» پرسنل بیمارستان کسری بهت زده و درمانده. آنها در این چند روز صحنه‌هایی را دیدند که کمتر تجربه کرده‌ بودند. متعجب از این همه محبوبیت. یکی از آنها می‌گوید: «فوتبال این همه محبوبیت می‌آورد؟» یکی در پاسخ می‌گوید: «مردانگی محبوبیت می‌آورد، ناصرخان مرد بود.» و اشک از چشمان پرستار بیمارستان کسری سرازیر می‌شود. گویی همین دیروز بود که تاجِ استقلال، اسطوره مردم ایران، بدون آن که دلواپس تیفوسی‌ها باشد با صراحت می‌گفت: «تنها کسی که از لحاظ اخلاقی به من شباهت دارد علی کریمی هست و بس.» سوال اینجاست به‌راستی ناصرحجازی چه دیده بود که اسطوره رقیب را، عصیان‌گر زمانه را محرم و پیرو اعتقادات خود می‌دانست؟

خیلی‌ها بودند در مستطیل سبز نگذاشتند توپ وارد دروازه‌شان شود اما چرا کسی ناصر حجازی نشد؟ چرا هنوز عکس تختی روی دیوارها جای دارد؟ ناصرخان اسطوره‌ی آبی‌‌ها بود اما چرا امروز وقتی صحبتی از ناصرحجازی می‌شود حتی قرمزها هم اشک در چشمان‌شان حلقه می‌زند؟ پاسخ این چراها دلیل ماندگاری حجازی و تختی است. اما نکته‌ای مهم این است که جهان پهلوان تختی را نسل جدید هرگز ندیده‌اند و فقط از منش پهلوانی و مردانگی وی شنیده‌اند. باید بپذیریم این نسل نیاز داشت به یکی همانند جهان پهلوان تختی تا الگوی مردم شود. مردمی که سالیان دور چشم امیدشان برای گفتن حرف‌های دل‌شان به مسوولان وقت تنها «تختی» بود. و چه زیبا گفت جهانفرد که این نسل نیاز به الگویی داشت که همانند وی سرشار از مردانگی، صداقت و رک‌گویی باشد؛ کسی که اسطوره‌ی دل‌های مردمش باشد؛ کسی که عاشق وطنش باشد، کسی که اخلاق را مهم‌تر از کاپ و مدال بپندارد. کسی‌ که واژه «جهان پهلوان» برازنده قامتش باشد. ظهور ناصر حجازی همان هدیه آسمانی بود، کسی که بارها ثابت کرد محبوب تمامی مردم سرزمینش است. همانی که با صراحت می‌گفت: «من نمی‌توانم ببینم مردمم صاحب نفت هستند اما چشم به یارانه داشته باشند. گدا خودتان هستید. مردم ما ثروتمند هستند. من مردم را دارم چه سرمایه‌ای بالاتر از این؟ چگونه می‌خواهید مرا ساکت کنید؟ من اسطوره مردم شدم حرف‌شان را بزنم. یک سفره پهن کرده‌اند و دور هم می‌خورند، اصلا برای‌شان فرقی ندارد مردم در چه وضعی هستند. اگر مردم عادی شرایط امروز مرا داشتند و با یک بیماری پرهزینه روبه‌رو شوند چه باید بکنند؟ بروند بمیرند؟ آخر یک کارگر که ماهی چندصدهزارتومان حقوق می‌گیرد و کرایه خانه، خرج زندگی و... دارد چگونه می‌تواند پولی پس‌انداز کند تا اگر مریض شود پول دوا دکترش را داشته باشد یا اگر پدر شد هزینه مراسم ازدواج فرزندش را داشته باشد. من غصه مردمم را می‌خورم، دست خودم نیست. دختر پسر بچه‌های فال‌فروش یا گل‌فروش را می‌یبینم جگرم می‌سوزد. کجا بروم؟ من کجا بروم وقتی مردمم مرا ناصر حجازی کردند؟»

باید کریمی را آن‌طور که هست دوست داشت، نه آن‌جور که گمان می‌شود باید باشد. همان‌اندازه سرکش، همان‌اندازه قدیس. برای نسل ما علی کریمی اثری متفاوت بود؛ آن‌قدر متفاوت که برخلاف بعضی‌ها هرگز حاضر نشد از رئیس جمهور وقت لایی بخورد، هرگز راضی نشد آن مچ‌بند غرورآمیز را از دستان‌اش در آورد، هرگز برای رفتن به موسسه‌های رعد و محک شهر را خبردار نکرد، و حتی برخلاف خیلی‌ها هرگز نیازی ندید برای نذر و نیاز تصویری از او ثبت شود. روزی تیتر زده بودند «جادوگر به ملاقات جادوگر رفت» و تنها عکسی کوچک از علی کریمی در کنار بابک معصومی بود. بیش از این چیزی در کرنا نشد. روزها گذشت تا آن که مادر بابک معصومی در تدفین فرزندش بابک وقتی متوجه شد علی کریمی از آن دور دارد می‌آید به سمتش رفت و او را در آغوش کشید: «قسمم داده بود نگم، ولی روزی همین آقای علی کریمی به ملاقات بابک آمد، روی میزی که کنار بابک بود چک سفید گذاشت و تمامی هزینه‌های بیمارستان را حساب کرد و بدون آن که حتی بابک یا ما متوجه شویم، چشم‌هایش را بست و رفت.» باید رفت به گذشته، به روزهایی که ماموران نیروی انتظامی بنرهای ناصر حجازی را از استادیوم و مراسم به زیر می‌کشیدند؛ در روزهایی که سایت‌های ویژه‌ای با بیانیه‌های تند علیه ناصر حجازی قد علم کرده بودند و او را تهدید به هرچه بود و نبود کردند، در روزهایی که پخش صدا و تصویر ناصرحجازی هم ممنوع شده بود، این علی کریمی بود که ناصرحجازی را محکوم کرد که از آن تخت بیمارستان بلند شود و با بیماری مبارزه کند. گویی که بغض ترکانده باشد و بگوید تو حق نداری بمیری آقای ناصرخان حجازی. اما دیگر دیر شده بود؛ حجازی مرده بود. در روزهایی که مراسم هفتم و چهلم ناصر حجازی لابه‌لای خبرهای دوچرخه سواری توردوفرانس محو و محوتر می‌شد، این باز علی کریمی بود که در عین ناباوری، در آغوش آبی‌ها خودش را به سنگ قبر ناصر حجازی رسانده بود و در حرف‌هایی تاریخی گفت: «اسطوره‌ها را می‌کشند اما آنها نمی‌میرند. این موضوعی است که بعد از پرواز ناصر حجازی عزیز بیشتر به آن پی بردم. ناصرخان از بین ما رفت اما افکاری که داشت هنوز هم در یاد ماست. حجازی حرف‌هایی می‌زد که باب میل بعضی‌ها نبود ولی مردم حرف دل او را می‌فهمیدند. حجازی از جنس مردم بود و برای همین صدای‌شان را فریاد می زد.» آری آقای کریمی! همان روزی که بی‌خبر به قطعه ممنوعه نام‌آوران آمده بودید، اشک ‌ریختید و یک ملت را بهت زده کردید. همان روزی که حرف دل آبی‌ها هم همان بود که بهناز شفیعی گفت و بس؛ «سوگند به خاک پاک ناصر و قسم به هجرت پرستو‌ها، دلم می‌خواهد باقیمانده افتخارات گرفته‌نشده ناصر را تو بگیری و به افتخارات خود اضافه کنی، چون تو لایق آن هستی علی کریمی.»

کارلوس کی‌روش می‌گفت: «چیزی در وجود علی کریمی دیده‌ام که مطمئنم می‌تواند پرواز کند.» و هواداران فوتبال هم، سوا از قرمز و آبی بودن اعتقاد داشتند کریمی بال‌های خوبی برای اوج گرفتن دارد. می‌گفتند کریمی اعتقادات حجازی را دارد، این را در عمل و گفتار نشان می‌دهد. زمزمه می‌کردند اگر هیچ لباسی برای کریمی وفا نکرد، نیمکت ملی خواهد داشت. قصه‌مان ردِ درد بود، سرگذشتِ یک اعتقاد، سرنوشت علی فقط کریمی بود. عاصی زمانه بی‌بندوبار، تنها کسی که باعث شد خط‌های موازی عشق و جنون هم‌دیگر را تکه و پاره کنند. همانی که پیراهن استیل آذین را در آسمان رها کرده بود تا ظاهر و باطن‌ را یکی کند. همانی که به قول کی‌روش بال پرواز داشت؛ اصلا چه فرقی دارد از از کجا آمده به کجا می‌رود، هنوز هستند مردمانی که می‌خواهند اوج پروازش را ببینند، همان قدیس دیروزی را ببینند نه این علی کریمی را. همانی که حرف حق را می‌زد و حصاری نمی‌کشید میان حق و باطل، بندی نمی‌کشید میان قرمز و آبی‌ها، شکافی نمی‌انداخت میان مردم و مفسد بانکی. آقای علی‌کریمی! ناصر محمدخانی و مجتبی محرمی را دیده‌اید که چگونه همانند بادیگارد کنار حاج حسین ‌هدایتی ایستاده بودند؟ آیا شنیده‌اید که یکی همانند آقای هدایتی را امیرکبیر می‌خواندند؟ آیا اصلا شنل سرخ بااصالت پرسپولیس را روی دوش چنین شخصی که با پول‌های مردم می‌تازد دیده‌اید؟ به‌ راستی دیدید و شنیدید و دم نزدید؟ به کجای قصه‌مان رسیده‌ایم که به میمنت شما، تیم‌ملی در آستانه جام‌جهانی آن‌چنان درو شده است که هواداران‌تان آرزوی ذلت تیم‌ملی را در قلب دارند؟ آقای کریمی! کارلوس کی‌روش با هر نتیجه‌ای که در جام جهانی برای کشورمان به ارمغان بیاورد (تاکید می‌شود با هر نتیجه‌ای) به ایران بازنخواهد گشت. اجازه نمی‌دهیم بازگردد. اصلا کارلوس کی‌روش مهم نیست؛ شما بگویید چه زمانی به ما باز می‌گردید آقای کریمی؟ شما چه زمانی دوباره «مردمی» می‌شوید؟ چه زمانی دوباره قدیس می‌شوید؟ اصلا ناصر حجازی را یادت می‌آید آقای کریمی؟

چگونه باید نوشت همان عاصی‌ای که کرکره فوتبال زوار در رفته را به پایین کشید و رفت، رفت که رفت. چگونه باید به مردمان کوچه و خیابان که هنوز علی را فقط کریمی می‌پندارند گفت که اسطوره‌شان دیگر مردمی نیست؟ با چه قلمی باید نوشت که علی کریمی هم‌سایه قدرت و باطل شده است. آقای کریمی؛ آبی و قرمز یک ملت بودند؛ در قبال تختی و حجازی و شما یک‌دل بودند. ملتی که پای یک اعتقاد، پای یک روش، به جهنم پای یک جادوگر مانده بودند. ملتی که پای محرومیت طاقت‌فرسای کریمی ماند، پای بیانیه‌های شریعت‌مداری و ابتکار ماند، مقابل فدراسیون بی‌کفایت یا به قول شما پنج‌ستاره قد علم کرد، روبه‌روی وزارت ورزش کودتا کرد، برای استقبال از کریمی در بازی با تیم گیلانی کارستان کرد، مقابل سردار آجرلو و سردار رویانیان به خط ایستاد، در جام جهانی ۲۰۰۶ به تبعیت از کریمی خداحافظ برانکو سر داد، و امروز در جام جهانی ۲۰۱۸ برای کی‌روش شانه بالا انداخت و مقابل تیم‌ملی به صف ایستاد چون کریمی گفته. و این آخری چه قدر تلخ است که تیم‌ ملی‌مان، وطن‌مان پاره پاره شد. آیا تسویه حساب‌های شخصی ارزش این را داشت که یک ملت به دست فراموشی سپرده شوند؟ ناصرحجازی می‌گفت: «بارها دوستان با من تماس گرفتند و پیشنهاد گرین کارت آمریکا را دادند، اما جواب من نه بوده و عوض هم نمی‌شود. حجازی در ایران حجازی است. اینجا مردم در کوچه و خیابان‌ها مرا می‌شناسند، صحبت دارند، درد دل دارند. من اسطوره مردم شده‌ام تا حرف‌شان را بزنم، به درد دل‌های‌شان گوش دهم، در کنار مردمم خواهم ماند. من تا آخر این زندگی‌ام در این وطن خواهم و ماند یک وجب خاک ایران را با دنیا عوض نمی‌کنم.»

ناصرحجازی پیش از مرگ جمله عجیبی گفت که امروز بهتر می‌شود آن را درک کرد. آقای حجازی می‌گفتند: «وقتی که بمیرم آن‌وقت می‌بینید که مردم چه قدر مرا می‌خواهند.» آقای کریمی! دوباره به قبرستان بیایید؛ قبر ناصر حجازی همانی که شما را شبیه به خود می‌دانست هنوز همان‌جاست، پر از عطر مریم و یاس. همان آزاده‌ای که هفت سال است آرامیده اما اعتقادات‌اش هنوز پابرجاست. آقای کریمی! برای حجازی شدن یک جای کار ایراد داشت. نمی‌دانیم حجازی را هنوز در خاطر دارید یا نه، اما آدرس هنوز همانجاست؛ قطعه ۲۵۵ نام‌آوران ردیف ۵۸ شماره ۱۲.

۲۳ ۱۴  
آی اسپورت
2018-05-26 03:34:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۱۴ نظر
برای همه تهمتهایی که به قلعه نویی زدی - برای کسانیکه مقاله تو رو خوندند اما جوابش رو نخوندند - یک کپی ساده برای خانم کپی پیست
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۱۸
مسئله تو به هیچ وجه ناصرخان نیست . مسئله تو کیروش بوده و هست و خواهد بود . یک عکس غیر فتوشاپی از خودت در کنار ناصرخان (قبل از دوران بیماری ناصرخان) بذار تا کارشناسان عکاسی نظر بدهند شاید بتونیم یک ذره باورت کنیم


کیروش دستیار فرگوسن بوده اما آخرین درس مربیگری رو از ونگر یاد گرفت . آرسنال شانس آورد که با ونگر به فینال نرسید و اگر نه تا 2050 با ونگر

اگه ایران یک امتیاز درجام جهانی بگیره فردوسی پور پروژه تا 2030 با کیروش رو تحت هر شرایطی با نظرسنجی های ساختگی شروع میکنه حتی اگه توی جام ملتها از گروه صعود نکنیم

آقای هنرپیشه درسش رو خوب یاد گرفته . اول معصومانه روی زمین میشینه و به تابلوهای تبلیغاتی تکیه میکنه تا عکاسان 100 تا عکسش بیندازند و حالا هم فیلم ونگر رو میخواد برای ما اجرا کنه

آقای هنرپیشه نمیدونه اخبار آرسنال داره لحظه به لحظه به گوش مردم ایران میرسه . آقای هنرپیشه آرسنال پرهوادار رو با ناگویا گرامپوس ژاپن اشتباه گرفته

البته خود ونگر هم از دوپینگ روحی ادواردو بریزو سرمربی اسبق سویا در بازی با لیورپول تقلید کرد با این تفاوت که ادواردو بریزو صداقت داشت اما ونگر نه
عرفان
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۲۳
خیلی خوشحالم از بازگشتتون و نخونده کامنت میزارم بیشتر بنویسید خواهشا
۶
برای همه تهمتهایی که به قلعه نویی زدی - برای کسانیکه مقاله تو رو خوندند اما جوابش رو نخوندند - یک کپی ساده برای خانم کپی پیست
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۲۳
مسئله تو به هیچ وجه ناصرخان نیست . مسئله تو کیروش بوده و هست و خواهد بود . یک عکس غیر فتوشاپی از خودت در کنار ناصرخان (قبل از دوران بیماری ناصرخان) بذار تا کارشناسان عکاسی نظر بدهند شاید بتونیم یک ذره باورت کنیم


می دونی اشکریز ، وقتی مقالاتت به گوشم میرسه یاد شهره لرستانی سریال مختارنامه می افتم

قسمت معجزه طلا

همون قسمتی که ابن زیاد به جارچیهاش گفت در شهر جار بزنید که هرکس شمشیر و زره خودش رو تحویل بده در ازای اون طلا می گیره

درگیری بالا گرفت و وقتی شهره لرستانی خواست شوهرش رو از بین یاران مختار بیرون بکشه تا طلا نصیبش بشه حبیب دهقان نسب مانع شد

شهره لرستانی گفت : اگه به من اجازه ندید شوهرم رو از بین جمعیت بیرون بکشم لخت و عور میشم تا دودمان مختار به آتیش کشیده بشه

حبیب دهقان نسب گفت : بروید کنار برادران . در شان شما نیست که با این زن هم کلام شوید یا با او برخورد کنید

زنی که به یک مرد فحش ناموسی میده یعنی دیگه ته خط (ح......ه)

ما دیده بودیم مرد جلوی جمعیت به زن فحش ناموسی بده اما این جوری دیگه نه . یا تمام مخاطبان سایت متحجر هستند یا شما فرا روشنفکر

به اکبر طاهری چی گفتی خانم اشکریز ؟ اگر امیرپور سانسورش نمی کرد الان این سایت فیلتر بود




هر کسی از کیروش انتقاد کنه از نظر ایشون قصد جانشینیش رو داره. جالبه . انقدر گفت برانکو بفکر جانشینیمه و برانکو تمدید کرد حالا گیر داده به قلعه نویی



چرا دقیقا یک هفته بعد از اینکه انتقادات قلعه نویی از کیروشی پور به اوج رسید

https://www.tarafdari.com/node/798459

https://www.tarafdari.com/node/799399

https://www.tarafdari.com/node/803685


چرا دقیقا فقط کمتر از یک هفته خانم اشکریز در حمایت از کیروشی پور دقیقا همین چرندیات رو با چاشنی کمتر در سایت طرفداری قرار میده ؟ چقدر تابلو آخه ؟؟؟ دقیقا فقط یک هفته

https://www.tarafdari.com/node/803685


نقل قول از روزنامه ای اوردی که یک شایعه رو مطرح کرده بود و به دلیل اتهاماتی که در همون شایعه به قلعه نویی زد 6 ماه توقیف شد و انقدر به قلعه نویی تهمت زد تا بعد از 3 بار لغو امتیاز شد


اگر واقعا صداقت داری توضیح بده چجوری 4 تا بازیکن سرشناس که فقط اسم منصوریان رو بردی میتونند تصمیم هیئت مدیره رو لغو کنند . اگه قلعه نویی انقدر قدرت داشت پس چرا نتونست نظر اون 4 بازیکن رو رد کنه و خودش جایگزین ناصرخان بشه


گفتی : آقای قلعه‌نویی! آن روزها و جفا به ناصرحجازی را یادتان می‌آید؟

این رو نیم ساعت پیش به متن اصلی که در سایت طرفداری کار کردی اضافه کردی تا نظرات رو به نفع خودت بچرخونی برای همین پاراگراف بندی رو رعایت نکردی

گفتی : به‌راستی چه کسی توهم داشت آقای قلعه‌نویی؟

این عبارت آقای قلعه نویی رو هم نیم ساعت پیش اضافه کردی . بذار ادامه بدیم





گفتی : چگونه به خودتان اجازه می‌دهید که حضور در دسته سوم را هربار بدون هیچ مقدمه‌ای -حتی بیش از هواداران پرسپولیس- بر سر همان مردم همانند پتک می‌کوبانید؟

هر بار یعنی چی ؟ حتی بیش از هواداران پرسپولیس ؟

آخه خانمی تو مگه چند سالته ؟ بیشتر از 30 سالته ؟؟؟

اون موقع که قلعه نویی به استقلال اومد تو اصلا به دنیا نیومده بودی . اون موقع که استقلال به دسته 3 رفت و قلعه نویی مصدوم شد از فیروز کریمی و پاس تهران پیشنهاد داشت تو هنوز مدرسه نمی رفتی . همون سال پاس قهرمان آسیا شد . مصاحبه فیروز کریمی که این ادعای قلعه نویی رو تایید کرده هنوز موجوده

اون موقع که استقلال مظلومانه به دسته 3 رفت چند تا از بازیکناش به الکویت کویت رفتند ؟ مرفاوی

چند بازیکن با استقلال به دسته 3 نرفتند و استقلال رو تنها گذاشتند ؟ عابدزاده - مختاری فر - احدی - نامجو مطلق - عبدالعلی چنگیز

تقریبا تمام ملی پوشا از استقلال رفتند تا مبادا به تیم ملی رفتنشون خدشه ای وارد بشه

زرینچه اون موقع ملی پوش بود ؟ حمید بابازاده دروازه بان بود اصلا ؟

چرا بیانی از وضعیت استقلال در دسته ناراحت بود ؟ چون استقلال بی پناه مجبور بود خونه هواداراش اردوی قبل از بازی رو برگزار کنه تا موقعی که شرایطی مهیا شد و برای چند بازی استقلال در خونه قلعه نویی اردو زد

اردوی بازیکنان الان با بازیکنان اون موقع قابل قیاس نیست



قلعه نویی به تمرین پرسپولیس رفت ؟ بر دروغگو لعنت . حداقل مدرک بیار . علی پروین که هنوز صجیح و سالمه


قلعه نویی پنالتی رو بد زد . اما آیا خندید ؟ اون رحمتی بود که بعد از گل بنگسون خندید . شرف روزنامه نگاری رو به چی فروختی ؟ به چند دلار پول کیروش دقیقا ؟ برای اینکه حساب بانکیت لو نره تو کدوم بانک خارجی حساب باز کردی ؟


قلعه نویی سر بازوبند دعوا کنه ؟ عزیزم اون نامجو مطلق بود

http://www.varzesh3.com/news/1295676




یک سری اتهام سراسر دروغ زدی اما فعلا این رو بخون و ساکت باش البته به شرط اینکه بعدا به دوستانت در سایت طرفداری درخواست حذف این لینک رو ندی هر چند لینکهای جایگزین رو هم باید حذف کنی :

https://www.tarafdari.com/node/105896

http://akharinkhabar.ir/sport/769603

http://www.jamnews.com/detail/News/354590

https://www.afkarnews.com/fa/tiny/news-336252

احمد جمشیدیان

از احمد جمشیدیان می‌شود شروع کرد. بعضی‌ها علت ده روز عدم تمرین جمشیدیان در ابتدای فصل پیش را نوعی پنهان‌کاری بابت منشوری بودنش قلمداد می‌کنند و ورم روده ناشی از فتق را بهانه‌ای می‌دانند که استقلالی‌ها آن را علم کرده‌اند تا اگر کارت بازی جمشیدیان صادر نشد در مردم شائبه‌ای ایجاد نشود.‌‌

همان روز‌ها علیپور مصاحبه‌ای می‌کند و شایعه نداشتن کارت بازی جمشیدیان و نظری را تکذیب می‌کند و علت دعوت آن‌ها را به کمیته اخلاق حرف‌هایی می‌داند که در روزنامه‌ها و میان خبرنگاران نقل می‌شود.

جمشیدیان در بازی اول مقابل گسترش فولاد پس از مدتی فیزیوتراپی حدود ده دقیقه بازی می‌کند که با توجه به مصاحبه قبل از بازی نوروزی مبنی بر تست بدنی جمشیدیان کار عجیب و غریبی نبود.

شایعه دیگر در مورد او این است که مقابل استقلال پنالتی را از قصد خراب کرده. جمشیدیان در آن بازی نیمکت‌نشین بود و دقیقه ۱۲۰ بازی به جای نویدکیا که روی خطای محمدرضایی مصدوم شده بود وارد زمین می‌‌شود و پنالتی پنجم را می‌زند.

ضربه او به وسط دروازه می‌رود و درست در خلاف جهت حرکت رحمتی اما توپ به نوک پای رحمتی برخورد می‌کند و توپ گل نمی‌شود. بر اساس قاعده و تحلیل هیچ کس وقت خراب کردن پنالتی ضربه را به چهارچوب نمی‌زند. کدام عقل سلیمی برای یک بازیکن ذخیره برنامه‌ریزی می‌کند که کادر فنی استقلال برنامه‌ریزی کند؟

آورده‌اند که جمشیدیان باید با خسرو حیدری حرکت می‌کرده و در آن صحنه که استقلال به سپاهان در دور رفت سال پیش گل زده کم‌فروشی کرده.

وقتی خسرو حیدری دو ثانیه قبل از جمشیدیان استارت زده و سرعت ذاتی بیشتری نسبت به جمشیدیان دارد چطور جمشیدیان می‌توانسته او را مهار کند در حالی که توپ در محوطه جریمه بلاک می‌شود و توپ به پشت سر اشجاری می‌افتد و خیلی اتفاقی حیدری از راه می‌رسد و توپ را گل می‌کند!

جالب اینکه جمشیدیان در دقیقه شش این بازی خود را در موقعیت گل قرار می‌دهد و ضربه‌ای می‌زند که می‌تواند دروازه استقلال را باز کند.

محمدمهدی نظری

در مورد محمدمهدی نظری گفته می‌شود او دو موقعیت بالای ۸۰ درصد را مقابل استقلال از دست داده. در بازی برگشت سال پیش بهترین موقعیت در اول بازی نصیب حکیم نصاری شد. او توپ را از منتظری دزدید و از شش قدم به آسمان زد که به اشتباه، گزارشگر شیرازی او را نظری صدا کرد.

در نیمه دوم وقتی استقلال سه هیچ از حریف پیش بود موقعیتی در ضدحمله برای نظری پیش آمد که حمودی مقابل ضربه او ایستاد و توپ به او برخورد کرد.

حال اینکه شایعه‌سازان محترم چطور این موقعیت را بالای ۸۰ درصد دانسته و دقیق‌تر اینکه عدد ۸۰ را از کجا آورده‌اند خود مسئله مهمی است.

شاید هم اگر آن توپ گل می‌شد استقلال چهار بر سه بازی را واگذار می‌کرد. اگر این فصل نظری به نفت تهران پیوست حتما او با نفت تهران سر و سری داشته که در بازی رفت دروازه خالی را به بیرون زده است.

میثم بائو

انتقال میثم بائو ربط داده شده به سه اخطاره شدن و محرومیت او در بازی برگشت مقابل تراکتورسازی. میثم بائو در بازی رفت مقابل تراکتور بازی کرد و شهرداری که هفته پیش از آن پرسپولیس را در تهران برده بود بازی را به تراکتور پنج بر یک باخت.

حال اینکه چرا در بازی برگشت امیر قلعه‌نویی باید به بائو بگوید بازی نکن کمی دور از عقل نشان می‌دهد. آن هم به وعده‌ اینکه بیا پول کمتری بگیر و روی نیمکت بنشین و لذت ببر!

بائو از قراردادی که با استقلال بسته بود تنها ۲۳ درصد دریافتی داشته. یعنی کمتر از ۲۰۰ میلیون تومان. در حالی که در تراکتور یا قبل‌تر از آن شهرداری تبریز جزء قراردادهای گران به حساب می‌آید.

در بازی رفت شهرداری تبریز جزء تیم‌های بالای جدول بود و در بازی برگشت انتهای جدول. این شایعه از دهان مدیرروستایی آمد که ۱۳ بازی را در شهرداری تبریز با بائو و بی‌بائو واگذار کرد.

شاید هم از آن بازی آخری که قلعه‌نویی در سپاهان ذخیره‌هایش را بازی داد و باخت و پاس همدان سقوط کرد کینه به دل داشته. پاس همدانی که اگر به استقلال در همدان نمی‌باخت در لیگ بر‌تر می‌ماند.

بد نیست مدیرروستا در مورد قرارداد خودش با شهرداری تبریز که مربی تیم هشتم جدول (میودراگ یشیچ) را اخراج کردند تا او بیاید و تیم را بیاندازد هم شفاف‌سازی کند.

ابراهیم توره

محرومیت توره در بازی برگشت مقابل استقلال در فصل ۸۷-۸۸ را مشکوک می‌دانند و کارت زردی که او مقابل پگاه گرفته را هم به واسطه‌گری و تبانی ربط می‌دهد.

بهتر بود که بگویند در آن بازی توره برای پرسپولیس گلزنی کرد و اگر قلعه‌نویی چنین نفوذی روی این بازیکن داشت چرا ابتدای فصل که خیلی به استقلال نزدیک بود او را به دلارهای هدایتی باخت.

اگر جماعت شایعه‌ساز، کارت زرد توره را مفتی می‌داند کارت قرمزی که او مقابل بنیادکار در سپاهان گرفت را چطور توجیه می‌کند؟ بهتر نبود قلعه‌نویی مثل نظری به توره می‌گفت بازی کن و موقعیت بالای ۸۰ درصد را به بیرون بزن.

توره چند بار سابقه حرکات غیرحرفه‌ای دارد. در ابتدای‌‌ همان فصلی که به سپاهان رفت قراردادی با نانت بسته بود که با شکایت سپاهان ملغی شد.

ابراهیم تقی‌پور

شایعه طنزگونه‌ای هم وجود دارد. انتقال تقی‌پور به استقلال را به خاطر نزدن اوت دروازه مقابل استقلال می‌پندارند. ایشان حتما مثل بقیه نتوانسته‌اند نقش تقی‌پور در گل‌های استقلال را ببیند که این حرف را زده.

استقلال در آخرین روزهای نقل و انتقالات آن سال به خاطر رفتن صادقی به مس کرمان هیچ گزینه‌ای جز تقی‌پور نداشت. تقی‌پور حتی با پگاه قرارداد داخلی هم امضا کرده بود.

بهتر است بدانند آن بازی را استقلال به سختی در وقت اضافی برد و شاید در تمام گل‌ها تنها کسی که مقصر نبود تقی‌پور بود که اگر بود هم دلیلی بر گناهکار بودن او نبود.

رامین محرم‌نژاد

سال هاست دهان به دهان می‌چرخد که محرم‌نژاد توپ را می‌اندازد جلوی پای اکبر‌پور و اکبر‌پور آن توپ را سانتر می‌کند. در آن صحنه توپ بلند به سمت دروازه شموشک دفع می‌شود. توپ زیر پای محرم‌نژاد قرار می‌گیرد و اکبرپور با او بیشتر از ده متر فاصله دارد.

وقتی او به سمت دروازه برمی‌گردد تا توپ را به دروازه‌بان پاس دهد اکبرپور استارت می‌زند و توپ را از بین پای محرم‌نژاد می‌زند. توپ با سرعت زیاد به سمت خط عرضی می‌رود اما به خاطر بد بودن چمن پله می‌شود و سرعتش کم می‌شود و اکبرپور می‌تواند در حالت نشسته هم توپ را سانتر کند و عنایتی توپ را گل می‌کند.

کسانی که انتقال محرم‌نژاد به استقلال برایشان عجیب به نظر می‌رسد باید بدانند که او حتی دوره‌ای کاپیتان تیم ملی جوانان هم بوده و در آن دوره شاید پیروز قربانی و امیرحسین صادقی که بازیکنان فیکس استقلال بودند کم اسم و رسم‌تر از او بودند.

خریدهای آن سال استقلال هم طالب‌نسب و محرم‌نژاد و جباری بودند. آن روز‌ها این‌ها جزء ارزان‌ترین‌ها بودند.




درباره زرینچه و استقلال اهواز و شکایت قلعه نویی

قلعه نویی زرینچه رو به عنوان دستیار خودش انتخاب نکرد و زرینچه هم در اقدامی تلافی جویانه علیه قلعه نویی مصاحبه سراسر دروغ کرد و فرزاد مجیدی و بختیاری زاده و همدانی حرفهای زرینچه رو سراسر دروغ دانستند

چه کسی از چه کسی شکایت کرد ؟ چرا وارونه جلوه دادی ؟ قلعه نویی از زرینچه شکایت کرد و زرینچه در دادگاه بخاطر نشر اکاذیب محکوم شد و در مصاحبه با خبرگزاری مهر از قلعه نویی رسما عذرخواهی کرد

http://aftabnews.ir/vdca0mna.49nim15kk4.html

https://www.mehrnews.com/news/860493



گفتی : روزهای وحشتناک فرا رسید و ژنرال با استقلال دو فصل پنجم و ششم شد تا ناکامی چندباره در آسیا را هم تجربه نکند

روزهای وحشتناک یعنی خیانتی که کیروشی پورها و کیروش و بعضی بازیکنان استقلال به آن کردند



خــــــــــیــــــــــانــــــــــتــــــــــــــ به تـــــــــــــــــــــــــــــاج آسیــــــــــــــــا


وقتی قلعه نویی گفت دست های پشت پرده یعنی این . لینک اول گویای همه چیز هست

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921022001380


به گزارش خبرگزاری فارس، لیگ فوتبال قطر درست در روزهایی به پایان می‌رسد که قرار است اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی 2014 آغاز شود.


امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم فوتبال استقلال روز گذشته در گفت و گوی پس از تمرین این تیم در پاسخ به این سوال که آیا فکر می‌کند جدایی بازیکنان ملی‌پوش تیمش از جمله جواد نکونام و پژمان منتظری و حضور آنها در تیم‌های قطری به دلیل حضور در اردوی تیم ملی به خاطر جام جهانی است؛ یادآور شد: مدتی است که دو سه سؤال در ذهن من وجود دارد. چرا فقط روی بازیکنان استقلال دست می‌گذارند با توجه به اینکه ما چند هفته‌ای نیز از صدر جدول فاصله داشتیم باید تحقیق کنیم تا از پایان لیگ قطر اطلاع پیدا کنیم. باید ببینیم آیا لیگ قطر قبل از 20 فروردین به پایان می‌رسد یا نه چراکه ما موقع شروع اردوها در لیگ قهرمانان بازی داریم. پرسپولیس تیم بسیار خوب و پر مهره‌ای است چرا هیچ‌کس روی بازیکنان آنها دست نمی‌گذارد؟ بحث مشکوک بودن وجود ندارد بلکه سوال‌هایی در ذهن ما شکل گرفته است. تمامی بازیکنان هم راهی قطر می‌شوند به هر حال اردوی تیم ملی از 20 فروردین شروع می‌شود و باید دید این تیم‌ها درگیر بازی‌های آسیایی هستند یا خیر. مردم همه‌چیز را به خوبی متوجه می‌شوند و آنها از ما جلوتر هستند. مردم می‌دانند به عنوان سرباز تمام تلاش‌مان را انجام می‌دهیم.


رسیدن به پاسخ سؤال قلعه‌نویی خیلی سخت نبود، تا جایی که با جست و جو در بین سایت‌های قطری می‌شد به راحتی فهمید به طور دقیق لیگ برتر قطر چه روز و حتی چه ساعتی به پایان می‌رسد و خیلی تحقیق و تفحص خاصی را نمی‌طلبید.

هفته بیست و ششم و پایانی رقابت‌های لیگ برتر فوتبال قطر ملقب به لیگ ستارگان طبق اعلام سایت‌های قطری طی 7 دیدار همزمان جمعه 22 فروردین 93 و 2 روز پس از لیگ برتر فوتبال ایران به پایان خواهد رسید، تا پایان این لیگ مصادف شود با آغاز اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی 2014 برزیل، اما این همه داستان نیست و از سوی دیگر درست در همین برهه زمانی تازه کار اصلی تیم‌های ایرانی حاضر در لیگ قهرمانان آسیا از جمله استقلال در هفته‌های سرنوشت‌ساز این رقابت‌ها برای صعود آغاز می‌شود و آبی‌های پایتخت باید 2 دیدار حساس و سرنوشت‌ساز هفته‌های پایانی مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا را در روزهای 27 فروردین و 3 اردیبهشت برگزار کنند و این در حالیست که در صورت صعود نیز باید 2 دیدار رفت و برگشت مرحله یک هشتم نهایی این رقابت‌ها را هم به این فاصله زمانی افزود که در 2 تاریخ 2 16-17 و 23-24 اردیبهشت برگزار خواهد شد.



به عقیده سرمربی استقلال، بازیکنان ملی‌پوش این تیم به خاطر همین موضوع عزم سفر به قطر کرده‌اند تا پس از پایان لیگ قطر، دیگر دغدغه باشگاهی نداشته باشند و به راحتی بتوانند به اردوی تیم ملی بپیوندند و جالب اینکه تیم‌هایی هم که بازیکنان استقلال در آن سوی آب به آن می‌پیوندند، خیلی تیم‌های مطرحی نیستند و علاوه بر اینکه در لیگ قهرمانان آسیا حضور ندارند، حتی در رده‌های پایانی جدول برای ماندن در لیگ ستارگان دست و پا می‌زنند. (از جمله ام‌صلال، تیم پژمان منتظری که در قعر جدول قرار داشت)

امسال تیم‌های قطری السد و الریان کار را از مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا آغاز می‌کنند و الجیش و لخویا هم از پلی‌آف کار را آغاز می‌کنند و استقلالی‌ها دقیقا تیم‌هایی را انتخاب می‌کنند که در این رقابت‌ها حضور ندارند تا پس از سپری کردن نیم‌فصلی فوتبالی در قطر، به راحتی روانه اردوی تیم ملی شوند.

البته سرمربی استقلال که این روزها استاد کُد دادن شده است، چند روز پیش یک کد دیگر هم به خبرنگاران و هواداران داده بود: «برخی حاضرند با مربی تیم ملی مشورت کنند اما با مربی باشگاهی هرگز» و این یعنی اینکه به عقیده قلعه‌نویی، شاید پای کادرفنی تیم ملی هم در میان است تا با توصیه‌های آنها، ملی‌پوشان استقلالی به تیم‌هایی بروند که پس از پایان مسابقاتش، خبری از آسیا نباشد تا به سرعت برق و باد باشگاه خود را به مقصد اردوی تیم ملی برای آماده ‌سازی حضور در جام جهانی ترک کنند.

فارغ از همه این حرف و حدیث‌ها و شایعه‌ها و شائبه‌هایی که وجود دارد، حالا مثلث ملی‌پوشان استقلالی یعنی جباری، نکونام(پیشنهاد تیم کویتی هم موجود است) و منتظری در قطر توپ می‌زنند (شاید خیلی‌ها جباری را به این ماجرا بی‌ربط بدانند اما هنوز به خوبی به یاد داریم که هشت شاکی هم از یک قدمی بازگشت به استقلال، مسیرش را به سمت قطر کج کرد و رفت) و این استقلال است که هر روز خالی‌ و خالی‌تر از ستاره می‌شود و مشخص نیست در صورت ادامه این داستان آیا تا پایان فصل، سایر ملی‌پوشان دیگر این تیم از جمله تیموریان، حیدری، بیک‌زاده، صادقی و ... همچنان پیراهن آبی را بر تن خواهند داشت تا در روزهایی که استقلال خیلی از دومین عنوان قهرمانی پیاپی‌اش دور نیست این مهم را یک بار دیگر تجربه کنند یا اینکه آنها هم به بهانه‌ بندهای مختلف در قرارداد خود بار سفر را خواهند و بست، در این بین دیگر حضور پرقدرت استقلال در آسیا هم بماند که دیگر با خاموشی این ستاره‌ها چیزی شبیه به یک رویا خواهد بود.


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921014000964



کسانیکه حاج علی و رسولی نژاد رو از استقلال دور کردند و بودجه استقلال رو به بهانه خصوصی سازی دروغین قطع کردند و افشارزاده رو جایگزینش کردند فقط بخشی از دستهای پشت پرده بودند

خصوصی سازی چی شد ؟ وقتی ترامپ اومد آقایون بنفش رو خصوصی سازی کرد ... ادامه دارد


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920919000838

http://isna.ir/fa/news/92092516932

http://www.varzesh3.com/news/1032683



مصاحبه مشاور لاریجانی لنگی که قلعه نویی رو تا سر حد استعدادیاب های لالیگا بالا برد

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921015000097



لاریحانی تنها نماینده مجلسی بود که در اینستاگرامش گذشت هادی نوروزی 30 ساله رو تسلیت گفت

هادی نوروزی ملی پوش عزیز همه ما بود اما اگر تسلیت برای هادی عزیز بخاطر این بود که هادی نوروزی جوان بود پس مهرداد اولادی رو چرا تسلیت نگفت ؟ چون مهرداد بخاطر بازگشت به تیم ملی کیروش ، پیراهن تاج آسیا رو به تن کرد ؟

چرا در فیسبوکش درگذشت ناصرخان رو تسلیت نگفت ؟ چرا ناصرخان باید رد صلاحیت می شد اما رییس صدا سیما تایید صلاحیت شد ؟ اگه ناصرخان رجل سیاسی محسوب نمیشه لاریجانی با کدوم سابقه رجل سیاسی محسوب میشه ؟ چرا برای مراسم تشییع پیکر منصورخان حاضر نشد ؟

چرا به مشاورش نمیگه برای همیشه ساکت باشه ؟ 5 هزار دلار جریمه رو کی باید بده ؟ رییس آقای مشاور بیاد جواب بده . چرا حتی وقتی که منصوریان بازی رو می برد باز هم از منصوریان انتقاد می کرد ؟



گفتی : چشمان ناصرخان

چشم خودت مشکل داره چرا به چشمان ناصرخان ایرادی می گیری ؟


نهم شهریور 93 بصیرت با کجا مصاحبه کرد ؟ یا متن مصاحبه رو کاملا تغییر دادی یا چنین مصاحبه ای وجود نداره که اگر وجود داشت حداقل در فضای مجازی قابل رویت بود


یکی از اتهاماتی که قلعه نویی با توجه به اون توانست حکم 6 ماه توقیف خبر ورزشی رو بگیره همین اخبار دروغ بود که در نهایت بعد از اینکه سردبیر خبر ورزشی تعداد زیادی از روزنامه نگاران استقلالی رو واسطه کرد قلعه نویی به حرمت دوستان مشترکش با سردبیر خبر ورزشی و خانواده های پرسنل خبر ورزشی از شکایت خودش صرف نظر کرد

البته دلیل اصلی توقیف 6 ماهه خبر ورزشی همون تهمتی بود که خبر ورزشی در رابطه با ابوبکر کبه به قلعه نویی زد

http://jahannews.com/fa/doc/news/424304/

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/04/22/1128206/


گفتی : امیر قلعه نوعی در استادیوم آزادی از دست دادن با یک جانباز شیمیایی خودداری کرده است

یک دروغ دیگه . یا مدرک بیار یا دروغ نگو


درباره پسر قلعه نویی : هر کسی که با ماشینی که توی خیابون بوده عکس بگیره یعنی پشت فرمان آن ماشین نشسته ؟ یک نوجوون دوست داره هر طوری که دلش بخواهد با ماشینش در خیابون عکس بگیره و ادای رانندگی رو در بیاره


درباره تیم ملی : لوپتگی سرمربی تیم ملی اسپانیا لیست 30 نفره رو به فیفا فرستاد اما لیست 23 نفره رو 21 ماه می یعنی بعد از پایان لالیگا اعلام می کنه و تا قبل از اون هیچ اسمی افشا نشده

تو که فرق ارسال لیست با اعلام عمومی لیست رو نمی دونی ساکت باش

الان لیست اسامی 30 نفره بازیکنان اسپانیا برای جام جهانی اعلام شد ؟

https://www.tarafdari.com/node/974075



گفتی قلعه نویی دیگر هواداران هیچ تیمی به سراغ قلعه نویی نمی آیند تا سرمربی فصل بعدشان شود

پیشنهاد می کنم اخبار خبرگزاریهای آذربایجان و اصفهان و خوزستان رو با دقت بخونی


تو که انقدر ادعای روزنامه نگاری حرفه ای بودنت میشه به من بگو در 3 سال اول حضور قلعه نویی در استقلال مقاله یا نقدی علیه قلعه نویی با امضای خودت نوشتی ؟؟ سندی داری که ثابت کنی اون مقاله مال خودته ؟ از اسم و امضای بقیه استفاده نکنی ها . آرشیو مطبوعات فقط در دسترس تو و کیارش نیست خانم اسکرین شات . راستی سال 84 دقیقا چند ساله بودی ؟ کاملا جدی میگم . یک دانش آموز 15 ساله که کارش در مطبوعات رو با ویر استاری شروع کرد



در پایان باید بگم بترس از اون روزی که برانکو جایگزین کیروش و علی دایی جایگزین برانکو بشه . هنوز هم فکر می کنی دولتی که به کیروش 2 میلیون دلار معادل 15 میلیارد تومان در سال حقوق میده به سراغ مربی ایرانی میاد تا از هزینه های دولت کم بشه ؟


توهم کیروش و تو و بقیه کیروشی پورها پایان ندارد
۷
عرفان
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۴۴
این آقای علی کریمی شجاعتش ناشی از بینیاز بودن مالیشه چون دو سال در بایرن و چند سال در الاهلی و حتی قبل و بعد از اون در ایران انقدر پول درآورد که دیگه به هیچ کی نیاز نداشت ولی امروز پشت بزرگترین بدهکار بانکی و مالمردم خور دزد مشهور در ایران وایمیسته چون منافعش اونجاس ایشون منافع شخصیشون رو همیشه به کشورش ترجیح داده برعکس دایی که با این که هیچوقت با سیاست کار نداشت ولی فوتبال ملیمون به شدت مدیونشه و همیشه پشت تیم ملی بوده چون خودشو جزو اون میدونه
پرسپولیسی عاشق
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۰۵
توچقدر حرف میزنی تو اصلا درجایگاهی نیستی که درمورد ناصرخان یا علی کریمی حرف بزنی تو از خبرنگاری کپی پیست و چسبوندن خودت به بزرگان فوتبال باگیرهای الکی رویاد گرفتی تا اسم درکنی تادیروز بنده خدا قلعه نویی بود که اینهمه افتخار برا تیم محبوبت آورد امروز نوبت جادوگر بس کن بابا
۶
ميلاد
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۲۴
گيريم كه همه اين حرفا درست، فقط يه سوال؟؟ چرا خود ناصر خان حجازي عيادت هدايتي رفت؟
۳
فواد
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۱۷
این حجم از جفنگ در یک مطلب شگفت آوره، این حجم از بلاهت که سعی در ساختن چهره های اساطیری از مردمانی سطح پایین و کم سواد (مثل حجازی و کریمی) واقعا حیرت انگیزه. حیرت انگیزتر از همه اینها اینه که سایت با کلاسی مثل آی اسپورت به خودش اجازه میده این چنین مطالب سراسر جفنگی که هیچ ارتباطی به خط مشی رسانه ها نداره توی این سایت بازتاب پیدا کنه.
۲
جو زده نباشیم
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۵۳
زنده باااد
عالی بود
افسوس که جهالت این مردم پایان نداره
۴
جو زده نباشیم
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۵۳
زنده باااد
عالی بود
افسوس که جهالت این مردم پایان نداره
۵
رامین
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۴۵
کمتر پیش میاد کامنت بذارم..
اما..
این همه از ناصر حجازی خرج کردی و این و آن را مسخره کردی تا به نقطه دلخواه برسی و از کیروش حمایت کنی؟؟؟
اگر قلم خودت رو میفروشی خب مال خودت هست و بفروش
مردم هم یا باور می کنند قلم فروشی تورو یا نمی کنند
اما تو رو به معرفتی که نداری قسم همراه با قلمت اسطوره های مردم رو هم نفروش و سر جهازی کیروش عزیزتر نکن
عجیب از سایت های خبری و تحلیلی این مملکت که تو سال 2018 به جای چهار تا تحلیل گر و منتقد درست و درمان هنوز از آدم هایی مقاله کار می کنند که در بهترین حالت انشا نویسان خوبی هستند
۸
((
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۱۳
کاش یه بار بیای بگی مشکلت با پرسپولیس و پرسپولیسیا چیه؟ درد تو ناصر حجازی نبود تو این نوشته
۲
majid
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۱۳
شک نکن اگه حجاری هم زنده بود و میدید کیروش چطور داره سر لجبازی حق بازیکنا رو پایمال میکنه و با دروغ های احمقانه میخواد اونا رو مقابل باشگاه هاشون قرار بده ساکت نمیموند! حجازی هم کنار علی کریمی بود نه کنار کیروش پرست ها!!بیخود از اسم حجازی سو استفاده نکن!!! این تیم مزخرف هم تیم ملی ما نیست تیم کیروش و کیروش پرست هاست!!
۸
!!!
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۱۷
چه نویسنده خوشش بیاد چه نیاد علی کریمی واسه فوتبال این مملکت زحمت کشیده و یه اسطوره اس اینکه مسئولان این سایت چقدر راحت از کنار توهین های مکرر این معلوم الحال میگذرن جای سوال داره. یه بار فقط یه بار واسه رد گم کنی هم شده علیه تیم محبوبت بنویس ولی نمیتونی چون درد تو نه فوتباله نه فساد. تعصب های رنگی داره خفه ات میکنه. یه بار اومدی بعد بازی اسیایی به خیال خودت قلعه نویی رو خراب کنی کل قهرمانی های مسئله دار تیمت رو، افشا کردی و نوشته ات پاک شد. حتی اون روز هم از مرحوم حجازی استفاده کردی.
۵
پرسپولیس واقعی
شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۳۲
خانم اشک ریز گرامی
لطفا دیگر راجع به کریمی ننویسید!
انسان بالغی که بجای جواب فحش می دهد قابل احترام نیست.
در این روزها بروید و راجع به تیم ملی و بازیکنان بزرگی که در این تیم تشنه موفقیت هستند بنویسید!
از جوانان آینده دار این تیم بگویید!
کریمی دوران خودش را داشت ، مگر الان رونالدوی اوریجینال یا رونالدینیو یا ریوالدو دایم تو رسانه ها هستند.
۹
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر