فهرست
یادداشت: پیروزیِ ماشینِ سرخِ خورخه سامپائولی
یادداشت: پیروزیِ ماشینِ سرخِ خورخه سامپائولی

یادداشت: پیروزیِ ماشینِ سرخِ خورخه سامپائولی

 
گابریله مارکوتی
 
بینِ مرزِ قدیمیِ شیلی و آرژانتین مجسمه‌یِ "عیسی مسیح، رستگارنده‌یِ کوهستانِ آند" ایستاده است. این مجسمه که 111 ساله پیامی صلح برایِ دو همسایه‌یِ آندی دارد: «باشد پیش از آن هنگام که شیلی و آرژانتین صلحی را که در درگاهِ عیسی مسیح، رستگارنده‌یِ آند، منعقد کرده‌اند، بشکنند، کوه‌ها فرو بریزند.» وقتی سوتِ شروعِ بازی زده شد، کوهستانِ آند به لطفِ بادی که می‌وزید برایِ اولین بار در چند روزِ گذشته مشخص بود. در پایانِ بازی ترکیبِ دود و مه و تاریکی، آند را از چشمان مخفی می‌کرد. البته می‌شد به جرات ادعا کرد که کوهستان هنوز سرِ جایش باقیست. اما شیلی برایِ 120 دقیقه صلحش را با آرژانتین شکسته بود.
شیلی برایِ 120 دقیقه به آرژانتین حمله کرد، انگار پدالِ گازشان گیر کرده بود، چون این فوتبالی است که تیمِ خورخه سامپائولی بازی می‌کند و این فوتبالی است که آرژانتین معمولا باهاش مواجه نمی‌شود و در تقابل با آن چندان راحت نیست. نتیجه این شد که بعد از 120 دقیقه و ضرباتِ پنالتی، شیلی بالاخره بعد از 99 سال قهرمانِ کوپا امریکا شد.
فوتبالی که سامپائولی از تیمش می‌خواهد هرگز بدونِ کارِ تیمی در نهایتِ خودش و خودباوری و از خودگذشتگی، به سرانجام نمی‌رسد و بیشتر شبیه فیلم‌هایِ صامت دهه‌یِ 20 می‌شود با آدمهایی که بی‌جهت دورِ خودشان می‌چرخند. شاید شیلی قبل از فینال از امتیازاتِ میزبانی، از جمله تصمیماتِ داوران تا حدی استفاه کرده بود، اما بی شک و تردید تیمی که حریفی را شکست می‌دهد که نفر به نفر ازش برتر است، لیاقتِ قهرمانی دارد.
(کاری ندارد، شروع کنید به انتخاب کردن بینِ بازیکنانِ دو تیم در پست‌هایِ مختلف. براوو یا رومرو؟ ایسلا یا زابالتا؟ سیلوا یا اوتامندی؟ این کار را بینِ 11 بازیکن ادامه بدهید. اگر نتیجه‌یِ نهایی بیش از 4 بازیکن از شیلی داشت، یا اشتباه شمرده‌اید، یا خیلی فوتبال تماشا نمی‌کنید.)
دلیلِ وجودِ مربیان هم همین است، اینکه با استفاده از تاکتیک با مجموعه‌ای از پرسونلِ ضعیف‌تر، تیمِ برتر را بسازد. بازیکنانی مثلِ والدیویا، دیاز و آرانگوئیز شاید فقط بازی‌هایِ حذفیِ چمپیونز لیگ را از تلویزیون تماشا کنند. اما برایِ سه هفته و نیم، این سه در حدِ بهترین‌هایِ چمپیونز لیگ بازی کردند.
اما آیا تمامِ این‌ها هم برایِ شکست دادنِ آرژانتین کافی بود؟ در روزی دیگر شاید نه. خطایِ پنالتی‌ای که ویلمر رولدان برایِ آرژانتین نگرفت، ضربه‌یِ کیک‌باکسینگِ گری مدل به شکمِ مسی که می‌توانست اخراجِ مستقیم داشته باشد و البته فرصت‌هایی که آرژانتین از دست داد (مهمترین‌اش هیگوایین در آخرین دقیقه‌یِ نیمه‌یِ دوم که خاطراتی از فینالِ ماراکانایِ یک سال پیش را به ذهن می‌آورد)، و البته ضرباتِ پنالتی‌ای که آرژانتینی‌ها پشتِ سرِ هم خراب کردند، همه و همه عواملی تاثیرگذار در قهرمانیِ شیلی بودند.
اما نتیجه‌یِ مسابقاتِ فوتبال از کنارِ هم گذاشتنِ وقایع و لحظاتِ بازی و جمع کردنشان به دست نمی‌آید. وقتی فاصله‌ها اینقدر نزدیک است، ضرباتِ پنالتی تای‌بریکی است که همه آن را قبول کرده‌ایم.
در این شب برنامه‌یِ سامپائولی برایِ بازی کار کرد و نتیجه داد. چالشِ اولِ مهارِ مسی، نسخه‌یِ 2.0 بود (با اضافه شدنِ کیفیتِ بازیسازی از خطِ میانی به کیفیاتِ دیگرش). برایِ این چالش سامپائولی خطِ دفاعش را تغییر داد و مثلِ سابق مقابلِ حریفی قدرتمند به دفاعِ سه نفره رویِ آورد. اما تفاوت در پرسونل بود. در غیابِ گونزالو خارا، سامپائولی از فرانسیسکو سیلوا، که آخرین بار در اکتبرِ سالِ گذشته برایِ شیلی بازی کرده بود، استفاده کرد و دیاز را هم یک خط عقب‌تر آورد تا کنارِ مدل خطِ دفاعی را تشکیل بدهند. در واقع سامپائولی از سه هافبکِ میانی در خطِ دفاعی‌اش استفاده کرد و ایسلا و بوسوژور را هم به عنوانِ وینگ‌بک‌هایِ راست و چپ قرار داد.
خودِ سامپائولی سیستمش را اینطور توضیح داد: «من مدافعی با خصوصیاتِ سیلوا می‌خواستم. با اینکه او خیلی بازی نکرده بود اما می‌دانستم آماده است. ایسلا و بوسوژور هم خیلی جلوتر از آنچه در یک دفاعِ چهارنفره بازی می‌کنیم، پیش می‌رفتند و این باعث می‌شد تا ادو (وارگاس) الکسیس (سانچز)، با عرضِ کمتری بازی کنند و بیشتر رویِ مدافعینِ مرکزیِ آرژانتین فشار بیاوردند. دیاز هم مهره‌یِ کلیدیِ ما در این بازی بود که بینِ خطِ دفاعی و خطِ میانی بازی می‌کرد و هروقت توپ داشت تیم را بالا می‌آورد. ماموریتِ ما این بود که بهترین بازیکنِ جهان را مهار کنیم. برایِ این کار باید رویِ بازی مسلط می‌شدیم، خطِ میانی را کنترل میکردیم و حریف را زیرِ پرسِ شدید قرار می‌دادیم. اگر در این کار شکست می‌خوردیم مسی حتما آزارمان می‌داد.»
حتی اگر روزِ خوبِ مسی هم نبود – همانطور که در نیمه‌یِ دوم افت کرد – آگوئرو و دی ماریا و پاستوره می‌توانستند باعثِ شکستِ شیلی بشوند. اما به گفته‌یِ سامپائولی: «آرژانتین بیشتر رویِ دفاع متمرکز بود و منتظر اشتباهاتِ ما نشسته بود. ما اشتباهاتی داشتیم اما فوتبالِ فشرده و بازیِ منطقه‌یمان این اشتباهات را جبران کرد.»
همینطور که بازی پیش رفت، سرعتش مدام افت کرد و دیگر آن تمپویِ بالایِ نیمه‌یِ اول را ندیدم. به نظر می‌رسید شاگردانِ تاتا مارتینو بیش از حد رویِ لحظات و خلاقیت‌هایِ انفرادیشان تکیه کرده بودند. در نهایت کار به پنالتی کشید و بعد از اینکه هیگوایین و بانگا ضرباتشان را خراب کردند، الکسیس سانچز پشتِ توپ قرار گرفت. او با ضربه‌ای شبیهِ "پانکا" رومرو را فریب داد و کار را تمام کرد. «من تمامِ پنالتی‌هایی که الکسیس در تمرینات می‌زند را دیده‌ام. او هرگز چنین ضربه‌ای نزده بود.»
شاید الکسیس سانچز، کنارِ آرتورو ویدال دو نامِ بزرگِ فوتبالِ شیلی باشند، اما در این شب، و در این تورنمنت، این دو تنها چرخ‌دنده‌هایی در ماشینِ سرخِ خورخه سامپائولی بودند. فینالِ کوپا امریکایِ 2015 پیروزیِ یک تیم بر مجموعه‌ای از ستاره‌ها بود. شیلی اولین قهرمانی‌اش را با شکست دادنِ آریستوکرات‌هایِ فوتبالِ آمریکایِ جنوبی، همان همسایه‌هایِ آندی‌اش، به دست آورد، چیزی که شیرینیِ این پیروزی را چند برابر می‌کند.
 
 
کد خبر: 9409
 
 
     
آی اسپورت
2015-07-05 09:33:17
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر