فهرست
یادداشت ویژه: پیرمردهای همیشگی نقل و انتقالات
یادداشت ویژه: پیرمردهای همیشگی نقل و انتقالات

یادداشت ویژه: پیرمردهای همیشگی نقل و انتقالات

یک/ در آغاز روزهای پرتب و تاب نقل و انتقالات تابستانی فوتبال ایران، قائم مقام سابق باشگاه پرسپولیس از تمایل به جذب مهدی رحمتی، به عنوان گلری 27 ساله(!) که می تواند کمک زیادی برای باشگاه باشد خبر داد. تراکتوری ها نیز برای جانشینی حامد لک، نام سید را توی لیست خرید باشگاه گذاشتند. سنگربانِ تیم سقوط کرده پیکان، در صدر فهرست تابستانی استقلال نیز بود و نفتی ها با مطرح کردن نام او در میان خریدهای احتمالی، علی بیرانوند را دلخور کرده بود. در واقع مرد شماره یک سابق تیم ملی فوتبال ایران، پیش از امضای قرارداد با استقلال تبدیل به اولویت اول بیشتر مدعیان لیگ برتر برای خط دروازه شد و در همه این تیم ها، اولویت دوم جذب علی بیرانوند بود. این ماجرا، یک معنی آشکار داشت. اینکه قاطبه باشگاه های مطرح فوتبال ایران، یک گلر 35 ساله را که نهایتا می تواند چند فصل دیگر بدرخشد، به یک دروازه بان جوان 22 ساله که آینده را پیش روی خود دارد، ترجیح می دهند.

دو/ مرور قراردادهای فصل گذشته فوتبال ایران نشان می دهد در رقابت های لیگ برتر، بازیکنان مسن تر ارزش به مراتب بیشتری برای باشگاه ها دارند و مبلغ توافق بازیکنان با باشگاه ها، با افزایش سن آن ها بیشتر و بیشتر می شود. در پرسپولیس، محسن بنگر یکی از گران ترین بازیکنان به شمار می رود. در ذوب، قاسم حدادی فر و مهدی رجب زاده بیشترین دستمزد را گرفته اند، غلامرضا رضایی گران ترین بازیکن نفت بود و آندو نیز سنگین ترین قرارداد را با استقلال تهران به امضا رساند. در روزهای اخیر نیز، ستاره های اول نقل و انتقالات عموما بازیکنانی هستند که از مرز 32 سالگی رد شده اند و باشگاه های ایرانی، مشغول صرف انرژی برای خرید مهره هایی شده اند که قبل تر، هر چه داشتند رو کرده اند و حالا در آستانه پایان فوتبال هستند. این دهن کجی به آینده، در حالی رقم می خورد که در روند طبیعی ماجرا در فوتبال اروپا، افزایش سن بازیکنان یک فاکتور منفی در قرارداد آن ها به شمار می رود و باشگاهی مثل چلسی، حاضر است از گلری استثنایی مثل چتر چک عبور کند تا تیبو کورتوآی جوان تر، با تمرکز بیشتری به کار در باشگاه ادامه بدهد.

سه/ در فوتبال ایران، هیچکس از سرنوشت سالِ آینده‌اش باخبر نیست و تمام تحلیل ها از واژه آینده، نهایتا به 24 ساعتِ پیش رو ختم می شوند. مربیانی که به خوبی می دانند بعد از اولین شکست ها در آستانه از دست دادن شغل شان قرار می گیرند، همه فعالیت های نقل و انتقالاتی را در زمان حال خلاصه می کنند و قراردادها را پیش روی بازیکنانی قرار می دهند که بیشترین بازدهی در لحظه را داشته باشند. حتی اگر در سال های پیش رو نتوانند هیچ تاثیری روی باشگاه داشته باشند و کمکی برای آن به حساب بیایند.  در این بی ثباتی مطلقِ فوتبالی که هر روز یک شوک تازه برای نیمکت باشگاه هایش کنار گذاشته، مدیران برای حفظ صندلی ها به سرعت دست به تغییر مربی می زنند و مربی ها نیز برای حفظ جایگاه روی نیمکت ها، تنها زمانی به جوانگرایی روی می آورند که به این کار وادار شده باشند. بیشتر مربیان لیگ برتری فوتبال ایران، تیم ها را در شرایطی ترک می کنند که کوچک ترین میراثی برای جانشینان خود باقی نگذاشته اند و بیشتر آن ها ترجیح می دهند این جانشین ها نتیجه نگیرند و خودشان بار دیگر به باشگاه برگردند. برخورد این روزهای مربیان فوتبال ایران که غرق زندگی در زمان حال هستند با مفهومی به نام آینده نگری، چیزی شبیه برخورد حسین فرش بخش با منتقدان فیلم ها به نظر می رسد. آنطور که باد به غبغب بیاندازند و به اطراف نگاه کنند و با صدای بلند به این سوال برسند که:«خوردنی یا پوشیدنی؟».

محمدحسین عباسی / تماشاگران امروز
     
آی اسپورت
2015-07-05 15:48:03
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر