فهرست
برای تولد ستاره محبوب فوتبال ایران؛ کیای شگفت‌انگیز!
برای تولد ستاره محبوب فوتبال ایران؛ کیای شگفت‌انگیز!

برای تولد ستاره محبوب فوتبال ایران؛ کیای شگفت‌انگیز!

توی لقب های داده نشده، لابد عنوان "بهت آور ترین ضربه " می‌رسد به شوتی در شرق آسیا درلحظه اوج ناامیدی یک تیم درخشان که برای بازگشت به چنین اتفاقی احتیاج داشت. یک گل عجیب که در شگفت انگیزترین وضعیت ممکن به ثمر برسد. یک شوت سی–سی و پنج متری از گوشه سمت راست زمین، که از داخل یک تونل نامرئی شتاب بگیرد و بچسبد به تور دروازه چین . عین لحظه کلیدی نبرد در فیلم های کلاسیک که نیزه، سردار سپاه پیروز را از پا می اندازد و شکست خورده ها جنگ را می‌برند. عین اتفاقی در بازی چین -ایران (مقدماتی جام جهانی 98) در دالیان. 18 سال پیش که مهدی مهدوی کیا هنوز یک الف بچه بود اما همه می دانستیم باید زلفمان را به او گره بزنیم که پیش خواهد رفت. او تازه جای نعیم سعداوی را در پیستون راست تیم مایلی کهن گرفته بود. آنقدر عالی که همه خوشحال باشیم از کنترلرهای دوپینگ در ای اف سی که نعیم را یک سال از ما گرفتند!

مهدی، کمی قبل تر از آن گل، گل کرده بود. یکی دوسال قبل از برد 4-2 دالیان، وقتی همه دفاع چپ های خاکی های جنوب شهر ، عاصی بودند از دست او که صبح تا شب از این زمین به آن زمین، توپ را از راست برمی‌داشت و می رفت و می رفت ، تا برسد به شش قدم حریف. عین آن شب، بازی قرن؛ که یک هو دیدیم ورزشگاه ژرلاند توی موقعیت نوجوانی مهدی در زمین بانک ملی است؛ وقتی رسید به کیسی کلر و با آن چشم از حدقه در آمده ، توپ را فرستاد به مخالف ترین زاویه ای که توی یک بازی ایران – آمریکا در جام جهانی 98 هدف گرفته شده.
مهدی، جوان ترین ستاره نسل 98 است و البته مثل دایی، کریم، عابدزاده و خداداد یکی از ستون‌ها. پس چه جشن هایی را مدیون اش هستیم؛ پایکوبی بعد از برد آمریکا و البته شادی بعد از صعود در ملبورن. ما درست یک ساعت بعد از آنکه مهدی، در اوج فشار استرالیا از نیمه خودی کند تا برسد به مارک بوسنیچ توی خیابان ها بودیم. فرار او اولین پالس بزرگ تیم ملی برای فرار از ناامیدی و حرکت به سمت آن صعود باورنکردنی بود. ما، بعد از سال ها، داشتیم "شدن" را جشن می گرفتیم؛ شدن هایی که بعدا فهرستشان بیشتر هم شد؛ از بازی 8 ساله در یک تیم تراز اول اروپایی تا لمس توپ طلای آسیا.
آخ که چقدر دوستش داشتیم، با آن منش و خلق و خو. بی تکبر و محترم. وقتی با علی کریمی چفت شد، عین گوزن بزرگ و گوزن کوچک دیگر کسی جلودارشان نبود. پس درخشش در جام ملتهای آسیا و صعود دوم به جام جهانی هم از پی آمد. روزهایی که مثل برق گذشت تا برسد به روز تلخ خداحافظی و امروز که او – موسفید نکرده – اما الک آویخته ، یک مشت بچه را از همه جای ایران جمع کرده تا از همه نشد های دوره بازیگری بگذرد؛ با بچه هایی از ده کوره های غربی و مرکزی و قریه های شمالی و کویری که آقای کیا، فکر می کند می توانند مسی و رونالدو باشند.
آخرین باری که او را دیدیم با حرارت از بچه ها می گفت و از علاقه اش به حضور در هامبورگ برای مربیگری در تیم زیر 14 ساله ها. در تولد 38 سالگی، فکر می کنیم چقدر خوب است او در مربیگری هم ، افق ما را از جایی که هست پیش تر ببرد. همان کاری که در اوقات بازیگری کرد؛ از خاکی های ته تهران تا زمین اعیان های تورین؛ با سرعت از باکس تا باکس. از ناامیدی تا امید. تولد مبارک آقای مهدوی کیا.

پژمان راهبر
  ۳  
آی اسپورت
2015-07-25 14:46:10
نظر دهید
۳ نظر
-
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴، ۱۴:۵۲
در مورد رسوایی اخلاقیش تو آلمان چیزی ننوشتین
علی
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴، ۱۶:۱۵
تو خفه بشی بهتره شیشتایی کثیف و حسود
-
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴، ۲۳:۱۴
علی جان کثیف و حسود خودتی لنگی کثیف و حسود و بدبخت, ای اسپورت توهین ا ن لنگی رو تایید کردی, اینم تایید کن
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر