فهرست
یادداشت ویژه: پرسپولیس؛ چه تیمِ خوبِ کم‌هوشی!
یادداشت ویژه: پرسپولیس؛ چه تیمِ خوبِ کم‌هوشی!

یادداشت ویژه: پرسپولیس؛ چه تیمِ خوبِ کم‌هوشی!

آی اسپورت - پرسپولیس در این روزها متناسب با شرایط واقعی، بازی نمی‌کند. اگر فیلم بازی پرسپولیس-ذوب‌آهن را دارید، 10 دقیقه‌ی اول بازی را دوباره تماشا کنید. در این دقایق اغلب بازیکنان پرسپولیس، طوری با عجله بازی می‌کنند که اگر یک نفر در همان لحظات تلویزیون را روشن کرده باشد و خبر از شرایط بازی نداشته باشد، فکر می‌کند نزدیک به دقیقه 90 است و پرسپولیس برای نجات پیدا کردن، نیاز ضروری به زدن گل دارد. سوشا مکانی برای آغاز بازی از کنار دروازه، عجله دارد. وقتی خطا روی یکی از بازیکنان پرسپولیس انجام می‌شود، بازیکن به سرعت از روی زمین بلند می‌شود تا بازی را از سر بگیرد. عجله‌ی پرسپولیسی‌ها برای رسیدن به چیزی/موفقیتی که به‌ش باور ندارند را در صحنه‌ی پنالتی زدن عالیشاه هم می‌توان تماشا کرد. سوت داور که زده می‌شود، عالیشاه به سرعت به سوی توپ حرکت می‌کند. پای تکیه‌گاه‌اش را در جای درست و در فاصله‌‌ی مناسب پشت توپ قرار نمی‌دهد و ضربه‌یی که زاویه‌ی مناسبی ندارد، به آسانی از سوی دروازه‌بان ذوب‌آهن دفع می‌شود. به ما یاد داده‌اند که معمولا در چنین پنالتی‌هایی، پنالتی-زننده، تا لحظه‌ی ضربه زدن به توپ، تصمیم نگرفته بوده که توپ را به کجای دروازه بزند؛ بی‌تصیمی و عجله که با هم همراه‌ می‌شوند، صحنه‌یی شبیه صحنه‌ی پنالتی عالیشاه به ذوب‌اهن را ایجاد می‌کند. بی‌تصمیمی و عجله در فوتبال، معمولا در کنار هم مفهوم «ناباوری» را می‌سازد. پرسپولیسی‌ها باور ندارند که از حریف خود بهتر هستند و باور ندارند که می‌توانند برنده شوند، با اینکه از حریف بهتر بازی می‌کنند و باید برنده شوند. عالیشاه پنالتی را خراب می‌کند و چند دقیقه بعد در موقعیتی دشوارتر از صحنه‌ی پنالتی، گل اول بازی را می‌زند. در صحنه‌ی گل، عالیشاه دیگر نیازی به فکر کردن، به بررسی شرایط و تصمیم‌گیری در پروسه‌یی حدودا یک دقیقه‌یی ندارد؛ توپ به سوی عالیشاه می‌آید و او سر-ضرب شوت می‌زند. 12 دقیقه فاصله میان گل عالیشاه(دقیقه 64) و گل تساوی کاوه رضایی(دقیقه 76)؛ در این 12 دقیقه، بهترین موقعیت بازی را پرسپولیسی‌ها می‌سازند و عالیشاه این فرصت را از دست می‌دهد. پرسپولیس یک بر صفر جلو است، اما در این دقایق هم اگر کسی تازه به خانه برسد و تلویزیون را روشن کند و خبر از شرایط زمانی و نتیجه بازی نداشته باشد، احتمالا نمی‌فهمد که پرسپولیس از حریف پیش افتاده است. برانکو یک تعویض داشته در دقیقه 54 و علیپور به جای احمدزاده به زمین رفته تا پرسپولیس از 1-1-4-4 به سیستم 2-4-4 تغییر سیستم دهد و با علیپور و طارمی در مرکز خط حمله، هجومی‌تر از قبل بازی کند؛ تعویضی که نتیجه داده و ده دقیقه پس از این تعویض، گل عالیشاه ثبت شده است. حالا اما در فاصله 12 دقیقه‌یی میان گل پرسپولیس تا گل تساوی ذوب‌اهن، نه تعویضی از سوی برانکو در کار است و نه خطوط چهارگانه‌ی پرسپولیس، پشت توپ فشرده‌تر شده‌اند. پرسپولیس متناسب با شرایط واقعی و بیرونی بازی نمی‌کند. یک بر صفر جلو است اما گرایش، فرم و شکل بازی‌اش، جلو بودن از حریف و ضرورت نگه داشتن برتری را نشان نمی‌دهد. پرسپولیس در دقیقه 76 یک گل خیلی آسان می‌خورد. نیاز نیست صحنه را بررسی کنیم. همه صحنه‌ی گل تساوی ذوب‌اهن را دیده‌ایم. پس از گل اول ذوب‌اهن، باز بهترین فرصت گلزنی را پرسپولیسی‌ها ایجاد می‌کنند؛ علیپور در محوطه جریمه‌‌ی حریف، توپ را با سر به طارمی می‌رساند و طارمی در شرایط پرفشار توپ را از پای چپ می‌آورد روی پای راست. شوت طارمی را مدافع ذوب‌اهن چنان هنرمندانه از جلوی دروازه دفع می‌کند که پس از این حرکت، مدافع بلند می‌شود و مشت‌ها را گره کرده، خوشحالی می‌کند. رابین فن‌پرسی از خبرنگاران زیادی این پرسش را شنید که «چرا از آرسنال به منچستریونایتد رفتی؟» فن‌پرسی پس از قهرمانی با یونایتدِ فرگوسن در لیگ برتر، به این پرسش، پاسخِ دقیق داد: «در آرسنال، ما همیشه می‌خواستیم پیروز شویم، اما در یونایتد باید پیروز شویم». تیم‌هایی که «می‌خواهند پیروز شوند»، ظرفیت روانی پایین‌تری در مقایسه با تیم‌های «باید پیروز شویم» دارند. پرسپولیس ذاتا تیمی است که «باید پیروز شود». کلمه‌ی باید به صورت تاریخی، در ذهن بازیکن و مربی و هوادار پرسپولیس رسوب شده است، اما در چند سال اخیر، ناکامی‌های پیاپی و عادت کردن به شکست، «باید» را کمرنگ کرده و «خواستن» را در ذهن بازیکن و مربی و هوادار پرسپولیس پررنگ کرده است. راه حل چیست؟ برانکو ایوانکوویچ یک مربی باکلاس است. اوست که باید راه حل را پیدا کند. پولِ خوبی گرفته برای پیدا کردن راه حلِ این معضل. او یک تیم خوبِ کم‌هوش دارد. تیمی که بهتر از حریف بازی می‌کند و می‌بازد، در بهترین حالت اینگونه توصیف می‌شود: تیمِ خوب کم‌هوش. چنین‌ تیم‌هایی را هر فصل در لیگ‌های معتبر اروپایی هم می‌بینیم. تاتنهام سالها یک تیم خوبِ کم‌هوش در انگلیس بوده و حالا دارد از این دو صفت، که کنار هم یک ترکیبِ زننده می‌سازند، فاصله‌ می‌گیرد. پرسپولیس به ذات تیمِ «باید پیروز شدن» است. راستی  مسئولِ اینکه از دقیقه 64 تا 76 پرسپولیس از نظر فنی و نمایش عمومی، تیمی برای نگه داشتن برتری نبود، کیست؟ برانکو ایوانکوویچ یک مربی باکلاس و باهوش است، و مسئول تبدیل کردن تیم خوبِ کم‌هوش‌اش، به تیم‌ای خوب و باهوش؛ تیمی که پیش از هر بازی، در ذهن بازیکن و مربی و هوادارش، جمله‌ی «باید پیروز شویم» شکل بگیرد؛ تیمی که عاقل باشد. و البته که این تغییر ذهنی از خواستن به بایستن، در یک پروسه شکل خواهد گرفت؛ در پروسه‌یی چند هفته‌یی و چه بسا چند ماهه.

فرزاد حبیب‌اللهی/هفت صبح

کد خبر:9402
  ۴  
آی اسپورت
2015-08-22 11:50:52
نظر دهید
۴ نظر
sina
شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۵۲
آفرین عالی بود.البته پرسپولیس در حد رءال هم بازی کنه وزارت ورزش و فدراسیون و تاج اصفهانی با داوری و هزار جور کثافت کاری نمیزارن
حسین
شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۴:۳۶
تیم خوبیه ، فقط مشکلشون اینه که 2 تا دروازه خالی و 2 تا تک به تک رو گل نمیکنن و یه پنالتی هم از دست میدن ، اونوقت نمیدونن مشکل کجاست و به داور و هوا و گرما و اب و فلافل گیر میدن
-
شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۵:۰۳
دمت گرم داداش به برانکو فرصت بدین تا همه چیز درست بشه
-
شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۵:۰۹
ممنون از شما دقیقا اومدم نظر بدم که این مطلبو تو سایتتون کار کنید.
این تیم خوب کم هوش واقعا دوست داشتنیه
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر