فهرست
یادداشت ویژه: ...و این‌گونه پرسپولیس 8تایی شد
یادداشت ویژه: ...و این‌گونه پرسپولیس 8تایی شد

یادداشت ویژه: ...و این‌گونه پرسپولیس 8تایی شد

«یک بار هم استقلال به پرسپولیس هشت تا زده، کسی هم تا امروز خبر نداشته». یعنی از این ابلهانه‌تر نمی‌شود اما همین خبر خنده‌دار در روزهای گذشته خیلی‌ها را به خودش مشغول کرد و برای روزهای متوالی تیتر روزنامه‌ها را دنبال خودش کشید و در برنامه نود هم به آن پرداخته شد اما چرا؟ چطور می‌شود در زمانه‌ای که همه از انفجار اطلاعات می‌گویند، هنوز هم یک مطلب بی‌پایه و اساس می‌تواند جامعه‌ را این‌طور تکان دهد؟ آن‌وقت جامعه‌ای که با شنیدن خبری تا این اندازه مضحک تحت تأثیر قرار می‌گیرد و به همه دانسته‌های قبلی‌اش شک می‌کند، درباره دیگر مسائل چطور می‌اندیشد؟ چرا اینقدر ساده‌گیر و زودباور است؟ این بی‌دفاعی‌اش در برابر شایعه و اباطیل از کجا می‌آید؟ شاید یک جواب به همه این سؤالات، فضای همچنان غبارآلود و غیرشفافی باشد که در آن راست گفتن و صراحت داشتن گوهر کمیابی است و دوغ و دوشاب را نمی‌شود از هم تشخیص داد. فضایی که همه به راحتی هرچه می‌خواهند می‌گویند و به کسی پاسخگو نیستند و کسی نمی‌فهمد که آخرش حقیقت کدام است و ناراستی کدام. نورافکن رسانه‌ها خاموش است و در تاریکی هر که هرچه دل تنگش می‌خواهد می‌گوید و می‌کند. به این تیترها نگاه کنید، این‌ها تنها بخشی از تیترهای چهارشنبه 25 شهریورند: «بابک زنجانی، مخزن مفاسد اقتصادی»، «ناگفته‌های رئیس کمیسیون برنامه و بودجه از اموال زنجانی در تاجیکستان: چمدان چمدان پول می‌بردند»، «افخمی: بی‌بی‌سی در سوریه مستند ساختگی تولید می‌کند»، «حادثه خونین مکه، توفان یا بی‌تدبیری»، «پیام‌های مستتر عکسی از ملاقات رئیس‌جمهور با سردار سلیمانی»، «چرا پخش برجام از سیما متوقف شد؟»، «شایعه بزرگ در اصفهان: نویدکیا خداحافظی کرد»، «همدستی ستاره و مدیرعامل برای اخراج سرمربی» و... بگیر برو تا آخر. تیترها و مطالبی که خودشان سرشار از ابهام‌اند. یا دارند خبر از سردرگمی ناشر خبر در برابر واقعیت می‌دهند، یا دارند خبری جعل می‌کنند، یا از خبری بی‌منبع و خاله‌زنکی حکایت می‌کنند. در چنین فضایی چطور می‌شود انتظار داشت جامعه به آرامش و آسودگی خیال برسد و اطلاعات درستی داشته باشد و بتواند در مورد مطالب کذب و مغرضانه به قضاوتی درست برسد؟ بیش از دو سال از پایان حضور محمود احمدی‌نژاد و همراهانش در دولت می‌گذرد و هر روز اخبار تازه‌ای از فساد و فاجعه مالی آن دوران منتشر می‌شود و مدیران آن دولت به زندان می‌افتند اما چون خود آقای رئیس سر و مر و گنده دارد، می‌گردد و سؤالی از او نمی‌شود و نیازی به پاسخگویی‌اش نیست، طرفداران آقای احمدی‌نژاد همچنان می‌توانند به او اعتقاد داشته باشند و او را پاک‌دست‌ترین بدانند و مدعی باشند. هر روز هم ادعاهای جدیدی مطرح کنند. پرونده هسته‌ای را نگاه کنید. نشست آلماتی مال همین دو سال قبل است اما چون شفافیتی در کار نبوده و واقعیت‌ها در دوران خودش بیان نشده و انتقادی نشده و آقای جلیلی بابت آن نشست و قبل و بعدش یک کلمه در داخل و در مجلس توضیحی نداده‌، حالا می‌شود هر ادعای عجیب و غریبی مطرح کرد و گفت در همان نشست کار تحریم‌ها تمام شده! ظریف و رقبایش هی باید تهدید کنند که متن کامل آن نشست را منتشر می‌کنند اما چون نمی‌کنند این ماجرا کش می‌آید و کسی کوتاه نمی‌آید و کسی به نتیجه نمی‌رسد. درباره متن برجام که برای همه قابل خواندن است، هر روز حرف تازه و شگفت‌انگیز جدیدی منتشر می‌شود. همآن‌طور که درباره دکل‌های گمشده همچنان ادعاهای تازه‌ای مطرح می‌شود و کسی نمی‌فهمد چطور گم شده‌اند و چه کسی پاسخگوست. بابک زنجانی همچنان مخزن‌الاسرار است و حرف نمی‌زند و وزرایی که پای اسناد پرداختی به او را امضا کرده‌اند حرفی نمی‌زنند و مراکزی که در دوران تحریم او را برای گرفتن میلیاردها دلار پول نفت تأیید کرده بودند حرف نمی‌زنند و همه چیز اسرار‌آمیز باقی می‌ماند. خوراک فوق‌‌العاده‌ای برای درست کردن شایعه درباره همه چیز. رفته‌ایم به جلسه‌ای با آقای وزیر و ایشان از گم شدن چند میلیارد تومان از حساب‌های دولتی یکی از مدیران سابق می‌گوید و اینکه جناب آقای مدیر در برابر همه پرسش‌ها یک نامه برای خلاصی گرفته‌اند و خلاص! وقتی این همه ابهام در جامعه هست، طبیعی است که مردم خیلی چیزها را باور نکنند و خیلی از دروغ‌ها را هم جدی بگیرند. وقتی بالاخره معلوم نمی‌شود که چرا در بازی آخر لیگ در تبریز تراکتوری‌ها گمان قهرمانی برده‌اند، که تقصیر کی بوده، وقتی کسی نمی‌فهمد نتیجه پرونده اسیدپاشی در اصفهان چه شد و کسی نمی‌داند رحیم‌مشایی امروز کجاست و چه می‌کند. این‌ها که همه مال همین چند ماه اخیر است. آن‌وقت جای تعجب دارد که هر نشریه‌ای را باز می‌کنی یکی دارد ناگفته‌های یک دوران را بازگو می‌کند؟ که همه دارند از اتفاقات نامکشوف تاریخ مملکت از صد سال پیش تا همین چند روز پیش می‌گویند؟ عجیب است که همه از اسنادی حرف می‌زنند که اگر رو کنند فلان خواهد شد؟ که خاطره گفتن‌های مقامات تبدیل به سوژه و لطیفه شده است؟ واقعاً کجای دنیا این همه جعبه سیاه و اسناد رو نشده هست و کجای دنیا این همه نیاز به بازگویی حقایق و فاش‌گویی و رمزگشایی هست؟ جز اینکه اینجا همه چیز رمزی و امنیتی است و هر چند وقت باید به عقب برگشت و محرمانه‌هایی را که تاریخ مصرف‌شان تمام شده، مرور کرد؟ تازه این‌ها وجه مه‌آلود ماجراست تا حقیقت خیلی از ماوقع روشن نشود. یک وجه دیگر داستان، تلاش و همت همه‌جانبه‌ای است که برای زیر مخدوش واقعیات و بدیهیأت صورت می‌گیرد. فکر کنید در همین روزهای گذشته چه هجمه‌ای شد تا از سقوط یک جرثقیل در مکه روایتی مخوف و مافیایی ساخته شود. عکس‌های توفان هست و کشته‌ها بی‌شمارند. آن‌وقت اینکه از صداوسیما تا سایت‌ها و نشریات خاص همه سعی خودشان را بکنند تا این اتفاق را تبدیل به پروژه کنند و از آن بهانه‌ای برای دشمنی و کینه‌جویی بیرون بکشند حیرت‌انگیز بود. تازه اینکه موضوع کوچکی بود. پانزده سال از ماجرای یازده سپتامبر می‌گذرد و ریز عملیات تروریستی برای تخریب برج‌های دوقلو موجود است و همه کسانی که در ماجرا دست داشته‌اند و همه سابقه‌شان و ارتباطات‌شان با القاعده مستند و موجود است. بهره‌برداری که آمریکایی‌ها ا این قضیه کردند هم چیز عجیب و نوظهوری نبود اما هنوز هم کم نیستند از دوستانی که با ذره‌بین دنبال ادعاهای خنده‌داری می‌گردند که بگویند ماجرا طور دیگری بوده و مثلاً پنتاگون خودش برج‌ها را نابود کرده تا یک سناریو را کلید بزند! دون‌کیشوت‌هایی هستند که چند دهه است همه چیز را انکار می‌کنند تا بگویند انسان نرفته کره ماه. نسل‌کشی نازی‌ها در جنگ جهانی دوم را چند ملت به چشم دیده‌اند. آمار کشته‌های هولوکاست از چند صد هزار تا چند میلیون نفر است. بازمانده‌ها هستند. آنهایی که پدر و مادرهای‌شان را در اتاق‌های گاز و اردوگاه‌های تصفیه نژادی از دست داده‌اند. تصاویر اردوگاه‌های داخائو و آشویتس بوخن‌والد هست و افسرانی که مأمور قتل‌عام بوده‌اند اعتراف‌هایشان هست و همه چیز هست. هالیوود هم تا بخواهی درباره این وقایع اغراق کرده اما بعضی‌ها همچنان دل‌شان می‌خواهد لبخند بزنند و با نگاهی فیلسوف‌مآبانه بگویند، شما ساده‌اید! نسل‌کشی کلاً وجود نداشته! این‌ها ساختگی است! چند وقت پیش برای مصاحبه با یکی از مدیران دولت قبل رفته بودیم و ایشان در اظهاراتی حیرت‌انگیز می‌گفت مطمئن است که میوه‌های وارداتی به کشور برای مقطوع‌النسل کردن ایرانی‌هاست! می‌گفت این موضوع در دولت قبل هم به شکل جدی مطرح شده و در دستور کار بوده! (این مصاحبه هم چاپ نشد تا این حرف‌ها هم نگفته بماند). قضیه شبیه چمدان‌های دلاری است که همیشه می‌گویند به کشور آورده شده اما نه شاهدی هست و نه سندی. فقط اتهام است و متهم. در چنین شرایطی چطور می‌شود اطمینان کرد؟ چطور باید باور کرد؟ چطور باید راست و دروغ را از هم تشخیص داد؟ این بهترین فضاست برای کسانی که می‌خواهند حرف بی‌مدرک بزنند. که کذبی را راست جا بزنند یا حقایق را زیر سؤال ببرند. در چنین فضایی هشت-هیچ استقلال پرسپولیس هم می‌شود جزئی از تاریخ. شش- هیچ را هم می‌گوییم کسی ندیده و می‌بریمش زیر سؤال. همه‌مان هم ناگفته‌هایی داریم که بالاخره یک روز باید گفته شود. کی این ناگفته‌ها تمام می‌شود؟

سیامک رحمانی
  ۱۲  
آی اسپورت
2015-09-19 16:34:33
نظر دهید
۱۲ نظر
افسون
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴، ۱۷:۱۱
مسخره تر از این سراغ دارید الان چند ساله مطرحه 6 تایی.حالا فکر کن اونا جلوتر 8 تا زده بودند و این همه سال ساکت میشوند. نه بابا یه کاغذ پاره روزنامه پیدا کردن جابجایی حروف و اعداد تا درد 6 تایی را کاهش بدن .از قدیم می گفتیم تاج نامرد حالا این نسل به باور این جمله رسیدن.یا علی
-
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴، ۱۷:۱۲
آخه لنگی, اصن فرض کم لنگ هر بیست دربی که از تاج برد, با شش گل بوده, خب که چی؟ براتون افتخاره؟ ازتون یه تیم بین المللی می سازه؟ لنگ چه افتخاری داره؟ تا حالا تو باشگاههای اسیا قهرمان شده؟ چرا نشده؟ من میگم, چون مافیای لنگ فقط تو فوتبال داخلی جواب میداد,اما اس اس چی؟ اس اس ما تاج سره, افتخار فوتبال ایرانه, آبروی فوتبال ایرانه, اگه قهرمانی های استقلال نبود, الان فوتبال ما تو اسیا همین اعتبار رو هم نداشت
-
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴، ۱۷:۲۱
متوجه شدیم که عقده ای هستی
-
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴، ۱۸:۰۲
خاک تو سرت لنگی عقده ای
تاج همیشه تاج هست
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴، ۱۸:۲۴
واقعا متاسفم واسه تمام لنگیا چرا شما خودتون رو با ما تاجیا مقایسه میکنید وقتی حتی جام حذفی هم کمتر ما دارید چ رسد به لیگ برتر ورجام باشگاهای اسیا
Danial
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴، ۲۱:۲۳
مقاله بسیار خوبی بود ممنون از نویسنده. تمام مباحث مطرح شده بجا و درست بود اما بنا به دلایل بسیار واضح هیچ راه حلی در حال حاضر وجود ندارد. در یک جامعه یا باید افراد جامعه نسبت به گفتار خود احساس وظیفه و مسولیت بکنند که جامعه ایران فاجعه هست از این نظر یا اینکه حاکمیت قوانین بسیار شفاف و محکم جهت مقابله با رواج دروغ و بدون سند و مدرک صحبت کردن داشته باشه که اون هم وضعیت کاملا مشخصه.
اشکان
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴، ۲۱:۴۷
مرسی واقعا عالی بود...وقاحت و دروغ گویی جز خرده فرهنگای جامعه شده و این رو از همه جا میشه فهمید یکیشم کری های فوتبالی...
-
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴، ۲۲:۴۸
فتل - کیسه - کلاه گیس. شیش تایی
هرکی تونست یه جمله بسازه با این کلمات
-
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴، ۲۳:۲۷
خفه
فرزاد
يكشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۴، ۰۳:۱۰
نویسنده داره چی میگه.. شما دارین در باره ی چه چیزهایی، احمقانه جدل مییکنید...
این مقاله رو که خوندم یاد رملن 1984 افتادم. وقتی واقعیت رو با خرافات وو افسانه میکس کرده بودند و از برادر بزرگ میساختند...
-
يكشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۴، ۱۲:۱۷
کیسه کش 6 تایی
master
يكشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۴، ۲۰:۵۷
از مقاله ی زیباتون لذت بردم. واقعا همین جوری هست که میگین. همه بدون مدرک و سند یک شایعه رو دهن به دهن می چرخونن در مورد کرکری فوتبال هم همین طوره --آخرین بارش هم موضوع کشته شدگان مکه بود... آمار ها و عمق فاجعه ای که از زبون مردم میشنیدی خنده دار بود.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر