فهرست
ستون طنزیم: ما به درک! تتل چکار کند؟
ستون طنزیم: ما به درک! تتل چکار کند؟

ستون طنزیم: ما به درک! تتل چکار کند؟

هومن جعفری/ایران ورزشی آی اسپورت - بله آقا! جرعه‌ای هم از لب لعل دایی فرهاد نچشیدیم و از راه‌آهن گذاشتند کنار او را. حیف دایی فرهاد نبود؟ دایی فرهاد بود که عموتتل را به راه راست هدایت کرد. دایی فرهاد بود که داشت به تتل می‌آموخت که باید خالکوبی‌ها را یک طوری شطرنجی کند. دایی فرهاد بود که داشت راه و رسم مجاز شدن را به تتل یاد می‌داد. دایی فرهاد. بی تو چه کنیم؟ حالا ما به درک! تتل بی تو چطوری مجوز بگیرد؟
من آنتن! یکی از مباحث مدرن رسانه قصه ای ریپورت یا من گزارش می‌دهم است که اگر در دنیای رسانه‌های خاک بر سر غربی چیز جدیدی است در ایران خاصه در ورزش ایران به هیچ عنوان چیز جدیدی که نیست هیچ مبحثی کهن است! چرا راه دور برویم ؟ همین بحث نقد نشدن چک هفت بازیکن استقلال و بعد رفتن آن بازیکنان به باشگاه و قصه مهدی رحمتی و صحبتش با بازیکنان را مگر خبرنگاران گزارش دادند؟ نخیر! یکی آنجا بود که همه خبرها را به صورت آنلاین به کلیه خبرنگاران انتقال داد. به همین راحتی! به همین سادگی! به همین خوشمزگی! یعنی ای ریپورت که می‌گویند همین است. فقط کافی است این رفیقمان حضور داشته باشد. بقیه‌اش با یک خط تلفن همراه حل است! سال‌هاست این مقوله هست و همه می‌دانند و همه در جریانند و همه خبردارند بعد خارجی‌ها این را از روی ما کپی کرده‌اند و می‌خواهند به خودمان قالب کنند و تازه اسمش را گذاشته‌اند ای ریپورت در حالی که به احترام تلاش خاک خورده‌های ما هم که شده باید اسمش را می‌گذاشتند ای سیگنال یا من آنتن!
هایکو تو فحش دادی او سکوت کرد تیمت به بادفنا رفت تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود؟! بخشی از اشعار منتشر نشده جان تری در مورد اوضاع رختکن چلسی و خانوم دکتر و مورینیو و بقیه موارد
فصل و وصل یکی را گذاشته‌اند مترجم. در دسترس نیست. از هر 10 تا تلفن هم یکی را جواب می‌دهد. هیچ وقت هم با مربی تیم در یک زمان و مکان مشترک قرار ندارد. به نظر می‌رسد این مترجمی که برای بنده خدا برانکو گذاشته‌اند جای اینکه برای وصل کردن آمده باشد برای فصل کردن آمده! بیخودی نیست یک روز چلنگر می‌رود سر تمرین پرسپولیس، خبرنگارها به صورت دسته جمعی به درفشی فر کوچ می‌کنند! نتیجه اخلاقی: ‌ای مترجم جان! ای ترجمه!‌ای دیکشنری! ای بوک رایتر! بابا بترجم دیگر!
اندر درویش مسلکی کارلوس و صد هزار دلار آل اشپورت این روزها بحث بر سر این است که کارلوس کی‌روش به زور صد هزار دلار از آل اشپورت گرفته یا به میل و رغبت! البته همه مان می‌دانیم که به زور ستانده و اگر دست آل اشپورت بود دزد هم دست کارلوس نمی‌دادند چه برسد به اینکه با او قرارداد ببندند و صد هزار دلار هم نقدا بگذارند کف دست استاد! منتهی چون الان یک جوی ایجاد شده که این سوال – که از بدیهی‌ترین پرسش‌های عالم است – مجددا از لای قبر آمده بیرون و رو شده،  ناچاریم بحث را باز کنیم. ببینید پول به چند طریق دریافت می‌شود. یکی به زبان خوش و یکی به زبان زور! کارلوس به زبان زور پول را گرفت یعنی آنقدر به آل اشپورت فحش داد و جنس‌های این کمپانی را با جنس‌های سه تا صد منیریه یکی کرد که دست آخر ناچار شدند یک پولی بریزند توی حلق استاد! اما از طرف دیگر یک نکته را هم نباید از نظر دور نگه داشت و آن بحث حلال بودن این صد هزار دلار است. نباید از مرز انصاف دور شد. حقیقتا کارلوس یک طوری ال اشپورت را زد که صدای حلال حلالش تا سقف آسمان‌ها رفت. یک نکته دیگری هم هست که اضافه می‌کنیم ستون به پر شدن نزدیک‌تر شود. ببینید همه جای دنیا وقتی قرار است یک گوشت نان و آبداری تقسیم شود راسته‌اش را می‌برند برای روسا. کارلوس طفلی آدم مبادی آدابی است. یک مدت نشست یک گوشه دید خبری نیست یک مقدار داد و بیداد کرد یک راسته صد هزار دلاری گذاشتند داخل بشقاب پیش روی ایشان وگرنه همان اولش اگر یک تعارف خشکی می‌کردند شاید با هفده هزار و دویست و ده دلار و سی و دوسنت هم راه می‌آمد. اینطوری نگاهش نکنید آب از دستش نمی‌چکد. معرفت رو بکنی آدم درویش مسلکی می‌شود که بیا و ببین!

کد خبر:9402
     
آی اسپورت
2015-09-21 13:06:04
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر