فهرست
در ستایشِ دیکتاتوری: یک تیم، یک فرمانده
در ستایشِ دیکتاتوری: یک تیم، یک فرمانده

در ستایشِ دیکتاتوری: یک تیم، یک فرمانده

آی اسپورت - «او ارباب ماست». این جمله منصور پورحیدری، تازه‌ترین کنایه به سرمربی تیم ملی فوتبال ایران به شمار می رود. سرپرستِ کهنه کار آبی های تهران که اتفاقا روزهای خوشایندی را روی نیمکت این تیم سپری می کند، تفقدِ تازه ای برای مرد اول نیمکت تیم ملی کنار گذاشته تا دور جدیدِ انتقادها از کی روش را کلید بزند. انتقاد پورحیدری در نگاه اول شاید در استیلایِ تندروی و خشم به نظر برسد و استفاده از کلمه ارباب در آن نیز تصویرِ تمام عیار اغراق باشد اما حقیقت آن است که اتفاقا سیستم کاری کی روش در فوتبال ایران، بر همین اساس چیده شده است. حالا دیگر تردیدی وجود ندارد که آقای سرمربی، هنوز هم تحت تاثیر فرهنگ ایرانی قرار نگرفته و برای مواجهه با مسائلِ کلان فوتبال ایران، از درِ تعامل و ریش سفیدی وارد نمی شود. او بعد از 4 سال حضور در ایران به خوبی می داند که سپردن سررشته امورد به دست کفاشیان ها و تاج ها، چه عواقبی برای تیم ملی خواهد داشت. در این مدت، مبلغ قرارداد سی کیو همواره محل اعتراض مربیان داخلی بوده اما به نظر می رسد این مربی گرانقیمت وظایفی به مراتب مهم تر از سرمربی بودن در فوتبال ایران بر عهده دارد. وظایفی مثل کمک به برنامه ریزی لیگ برتر و اردوهای تیم ملی که شاید اگر قرار بود تماما به دستِ مدیران غیرقابل اعتماد فوتبال ایران شکل بگیرند، هرج و مرج بر فضای فوتبال حاکم می شد. در یک شرایط استاندارد، سرمربی تیم ملی باید از مدیران بالادستی تبعیت کند اما در فدراسیونی که همه چیز در آن همیشه با استاندارد بودن فرسنگ ها فاصله داشته، سینیور کی روش نیز راهی به جز اتخاذ تصمیم های خودش و برقرار کردن دیسیپلین شخصی اش در فوتبال ایران پیش رو نداشته است. او سال های سختی را سپری کرده تا اینجا. تا فرماندهیِ فوتبال با مدیرانی که خوب می شناسیم. مردانِ بیگانگی با تصمیم های درست و دوبارگی با تاثیرهای غلط.
پیشکسوتی مثلِ پورحیدری، به تمامیت خواهی کی روش در فضای اطراف تیم ملی نقد دارد اما شاید این الگو حتی برای تیم خودِ او نیز راهگشا باشد. البته که در استقلال هم به وجود یک مربی/دیکتاتور نیاز است تا تک تک اعضای کادر مدیریتی باشگاه اجازه اظهارنظر در مورد وضعیت یک بازیکن خاطی را نداشته باشند و سرمربی به عنوان نفرِ آخر، به ماجرا واکنش نشان ندهد. همانطور که در باشگاه رقیب نیز سیاستِ امتیازدهی به مدیران مافوق، از مربی داشمندی مثلِ برانکو، مردی سازشکار ساخته که به حضور محسن مسلمان در تیمش و امضای قرارداد 400 میلیونی با یکی از دوستان مدیرعامل به عنوان کمک مربی تن می دهد و به جای انتقادِ از مدیرانی که بعد از سپری شدن یک چهارم از زمان لیگ برتر هنوز هم موفق به جذب اسپانسر برای باشگاه پرهوادارشان نشده اند، نقد به نیت اصلاح اجتماعی را می گذارد برای تهران و نصف جمعیت اش که فقط به خاطر تشویق سیدجلال حسینی از نگاه او دلال هستند. اینجا، دیکتاتور نبودن سرمربی مسنِ سپاهان را به تحملِ اطوار هافبک همیشه مصدوم تیم وا می دارد. هافبکی که خودش را توی ژست تعصب غرق کرده اما به خاطر مسائل مالی ساده حالاحالاها قهر می ماند و تا همیشه قدم اش روی چشم مدیرعامل و به تبع آن سرمربی تیم است. اینجا، حرف شنوی از بالادستی ها یعنی سرمربی استقلال اهواز باشی و روی نیمکت تیمی که در لشکرآباد از فلافل هم محبوب تر است، ناچار شوی هر هفته در پاسخ به استفاده ثابت از مبین میردورقی، فقط سه حرف برای مدیران باشگاه داشته باشی. چ.ش.م.
کارلوس کی روش در اولین ماه های حضور در ایران، رابطه کاملا دوستانه ای با علی کریمی داشت اما بعد از شنیدنِ اولین تصمیم او برای خداحافظی، دیگر روی آینده تیم ملی برای این فوق ستاره قمار نکرد و او را برای همیشه از لیست های تیم کنار گذاشت و هیچوقت در برابر فشارها برای بازگرداندن جادوگر از اصولش کوتاه نیامد. درست برعکس برانکو که چند سال بعد از خدحافظی خداداد عزیزی از تیم ملی، در برابر جو عمومی فدراسیون و جامعه تسلیم شد و این بازیکن را برای چند ماه دوباره به رخت سفید برگرداند. همین موضوع به تنهایی، تفاوت دو سرمربی خارجی موفق یک دهه اخیر فوتبال ایران را عیان می کند. کی روش، هیچ ادایی را در اطراف تیم ملی تحمل نمی کند و تجربه رحمتی، عقیلی و خلعتبری نیز نشان می دهد که بازیکنان دور شده از تیم او، با مصاحبه کردن نمی توانند دوباره مورد توجه این مربی قرار بگیرند. اینطورهاست که در تیمِ مرد پرتغالی، هیچ خبری از تویِ چشم نگاه کردن و پاس ندادن و باندبازی های مرسوم تیم ملی نیست. شاید دلیلِ علاقه بیشتر مردم به تیم این روزهای سی کیو نیز همین باشد. یک تیمِ واقعا ملی، با پدرسالاری که ارزش پیراهن تیم را به پسرانش می فهماند و برای آن ها، حاضر است روبروی هر مدیری بایستد.


محمدحسین عباسی / تماشاگران امروز
  ۴  
آی اسپورت
2015-09-28 18:09:05
نظر دهید
۴ نظر
kia
دوشنبه ۶ مهر ۱۳۹۴، ۲۱:۳۷
aaaaaaliiiiiii booooooooooood
Danial
سه شنبه ۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۴۰
بسیار عالی بود. این موضوع که در ایران اینقدر عجیب هست در فوتبال حرفه ای بسیار عادی هست. هر انچه که به تیم ملی فوتبال ایران مربوط هست به کی روش هم ربط دارد. از هتل تا کمپ و پرواز که همه اینها در کیفت بازی تیم تأثیر گذار هست. تازه این در فوتبال ملی هست. در فوتبال حرفه ای سر مربی حتی در مورد قرارداد بازیکن ها و مبلغ قرارداد هم نظر میده. من میخواستم یک درخواست کنم از شما. اگر در یک مقاله درباره تفاوت head coach و manager منتشر کنید و شرح وظایف هر کدوم رو توضیح بدید فکر میکنم خیلی روشن میشه این موضوع. ما تو ایران فقط کلمه سر مربی داریم که واژه کامل و درستی نیست و کسی مثل کی روش manager تیم هست. این همون بحث کی روش با فدراسیون بود راجع به پست سرپرست که هیچ جا تو فوتبال روز دنیا وجود نداره و manager تیم هست که تمام تصمیمات مربوط به تیم رو میگیره و البته هستند افرادی در کنار تیم که دستورات مدیر تیم رو اجرا میکنند.
بهزاد
سه شنبه ۷ مهر ۱۳۹۴، ۱۳:۲۷
زنده باد کارلو بزرگ . فوتبال ما در حد و اندازه نظر دادن در مورد کیروشم نیست
kami
سه شنبه ۷ مهر ۱۳۹۴، ۱۸:۴۱
vey good
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر