فهرست
استاتوس: هادی و هیولا
استاتوس: هادی و هیولا

استاتوس: هادی و هیولا

آی اسپورت- «کارگاه واقعی» سریال مورعلاقه کوئینتین تارانتینو و بسیاری دیگر از آدم های هیجان دوست کره زمین نیست اما حداقل برای لحظاتی، شانس منقلب شدن را به مخاطبش می دهد. مثلِ یکی از لحظه های بازجویی راس کوهل، با حرف هایی که از لا به لای هر خبری خودشان را به ذهن آدم می رسانند.  آن جا که او، وقتِ درست کردن آدمک با قوطی‌های آبجو، درباره مرگ توضیح می‌دهد و چقدر آن کلمه‌ها، چیده‌شدن‌شان کنار هم، تصویری که می‌سازند، هراس‌ناک به نظر می رسد. کوهل، عکس‌ مقتول‌ها را به یاد می‌آورد و چشم‌هایی که انگار درست توی لحظه آخر، از مرگ استقبال کرده‌اند. اینکه لابد توی یک ثانیه خاص قبل از بسته شدن همیشگیِ چشم‌ها، فهمیده‌اند مردن، خیلی ساده‌تر از حد تصورشان بوده و آن‌ها مجبور نبوده‌اند زندگی را سخت بگیرند و می‌توانستند توی هر لحظه‌ای رهایش کنند. اینکه همه زندگی، عشق، نفرت، خاطره‌ و درد، یک رویایِ مشترک بوده. رویایی پشتِ درِ قفل شده. رویایِ واقعا کسی بودن. و مثلِ هر رویایِ دیگری، آخرِ کار یک هیولا از راه خواهد رسید. یک هیولا. که نامش را خوب می دانید. 

کدخبر:9405
     
آی اسپورت
2015-10-01 15:54:30
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر