فهرست
استتوس: همه‌ی مؤمنان آزادی
استتوس: همه‌ی مؤمنان آزادی

استتوس: همه‌ی مؤمنان آزادی

آی اسپورت - فوتبال، توتم ماست. بگذار همین، در جهانِ بی‌حبل‌المتینِ امروز، میله‌ی اتوبوسِ زواردررفته‌ای باشد که راننده‌اش آن پایین داد می‌زند: «اسسادیوم... اسسادیوم!». بایستیم و بگیریم‌اش تا همه‌ی ماها را، «ما» کند. ما؛ مؤمنانِ این آخرین دین. احترام خدای بزرگ هم البته محفوظ، حتا در چنین روزی. اما: خدایا؛ خدایا؛ خدایا! توی دنیای بزرگت، پوسیدیم می خواستیم مث این روز رو نبینیم، که دیدیم که! *** هادی نوروزی - که چقدر سخت است الان نوشتن این‌که بسیار کوشید اما هنوز تا الیت شدن راه داشت، و چقدر سخت‌تر است اشاره به این که در روزهای متوسط به پایین پرسپولیس، او یک کاپیتان متوسط به بالا بود - امروز در ورزشگاه آزادی بازی نمی‌کند؛ تشییع می‌شود! ناز اون، بلای اون، حسرت دل، عذاب عالم هر چی باید همه تک تک بکشن، ما کشیدیم که! *** مگر نه که رفتن با آمدن، آمده؟ مگر نه که باید برویم چون خبط آمدن را مرتکب شده‌ایم؟ محتوم‌تر از این هم مگر هست؟ پس چرا نگوییم خوش به حال او که سی‌سال‌اش نشده، رسیده بود به آن‌جا که هر چند سال فقط یکی می‌رسد: اولین مردی که با آن لباس سرخ از تونل بیرون می‌آید و پشت سرش ده‌تای دیگر؛ اولین سرخ‌پوشی که چمن را می‌بوسد. و آن بازوبند، به بازوی او بسته شده. «بچه‌ها؛ داور هنوز هیچی نشده کفریه؛ حواس‌تون باشه.» توی آن حلقه‌ی سرخ، او حرف می‌زند. و بعد می‌دود که آن جلو بایستد. نه؛ این‌ها کم چیزی نیست. فقط اگر داور بزرگ، سر دقیقه‌ی ۳۰، سوت پایان را نزند. حالا که تازه نفس باز کرده‌ای. حالا که کو تا بریدن...: زندگی می‌گن برای زنده‌هاست اما خدایا بس که ما دنبال زندگی دویدیم، بریدیم که! *** صبح جمعه. مسیرِ آزادی. خبری از صدای اسسادیوم نیست. آن‌ها که خواب را حرام کرده‌اند و آمده‌اند اما، مؤمن‌ترینانند. مؤمن‌تر از دربی‌بازهایی که هر سال دو شب را آن‌جا می‌خوابند. مومن‌ترینانِ ما. کسانی که ایمان دارند فوتبال، چیزی بیش‌تر از دویدن ۲۲ نفر دنبال یک توپ است. چیزی بیش‌ از آبی و قرمز حتا. چیزی که می‌تواند ابزورد دنیا را، به یک جایی بند کند بالاخره. اگر یکی، و فقط یکی از آن آبی‌هایی که سه بار گلزنی نوروزی در دربی‌ها را دیده، امروز صبح هم خود را برای وداع با پیکر رقیب، به آزادی رسانده باشد. وگرنه که: چشمی بهم زدیم و دنیا گذشت دنبال هم امروز و فردا گذشت دل می گه باز فردا رو از نو بساز ای دل غافل دیگه از ما گذشت. *** آدمی، حتی با شماره‌ی ۲۴ هم می‌تواند بازیکن خوبی باشد. آدم‌حسابی و آقا هم. برای در یادها ماندن اما، به چیزی بیشتر از شوت‌های زیرتاقی و شش‌های کشتی‌گیری نیاز دارد. به قلبی که نایستد. و اگر ایستاد، آن‌چنان شگفت و حسرت‌بار که داغ بزند. به شگفتیِ جوان‌مرگی؛ وقتی عکسی داری که پسرت روی چمن دنبال‌ات می‌دود...: وای بر ما وای بر ما خبر از لحظه‌ی پرواز نداشتیم تا می خواستیم لب معشوق رو ببوسیم، پریدیم که! *** فوتبال هادی را به ما شناساند و باعث شد شریک اندوهِ هم باشیم در این روز سخت. پس، این مسیر پادساعت‌گرد را، از آزادی تا کپورچال، با او وداع می‌کنیم و خوبی‌هایش را به یاد می‌سپریم. باشد که فوتبال باشد و هوادارانِ هادی را، محض تسلی کنار خانواده‌ی او نگه دارد. و ما را کنار هم. برپا و استوار. در لحظه‌های سخت، در روزهای غم.


عیسی عظیمی
  ۱  
آی اسپورت
2015-10-02 18:11:46
نظر دهید
۱ نظر
گتاب سیتی
جمعه ۱۰ مهر ۱۳۹۴، ۱۸:۳۸
تلفیقی از آهنگ هایده و متن زیبا
۱
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر