فهرست
تصمیمات بزرگ هفته هفت: بزنگاه فصل
تصمیمات بزرگ هفته هفت: بزنگاه فصل

تصمیمات بزرگ هفته هفت: بزنگاه فصل

آی اسپورت - پیش از آنکه هفتمین هفته از رقابت های لیگ چهاردهم از راه برسد، هنوز هیچکدام از مدیران لیگ برتری پایِ برگه اخراج سرمربی تیم‌شان را امضا نکرده بودند و لیگ بدون تغییر پیش می رفت. در همان روزها بود که سست شدن اعتمادها؛ نیمکت دو باشگاه را لرزاند. زلاتکو کرانچار و علی دایی، اولین مربیان برکنار شده لیگ لقب گرفتند و یک ماه بعد، مهدی تارتار و نصرت ایراندوست نیز شغل‌شان را از دست دادند. تغییرات کادر فنی باشگاه ها، با قدرت دنبال شدند تا بعد از برکناری منصور ابراهیم زاده، 5 مربی دیگر نیز به سمت درب‌های خروجی هدایت شوند. پایانِ لیگ پرتغییرِ چهاردهم، مجالی برای رسیدن به یک پرسش کلیدی بود. اینکه آیا بعد از همه کش و قوس‌ها، آیا این حجم از تغییر در نهایت به سود باشگاه ها و فوتبال ایران تمام شد؟
پرسپولیس در دوران بعد از علی دایی، هیچوقت به آرامش مدنظرش نرسید و فصل را با نتایج ایده آلی پشت سر نگذاشت. همانطور که پیکان نیز بعد از به ثبات رسیدن با ابراهیم زاده، تاوان کنار گذاشتن این مربی و انتخاب صمد مرفاوی را با 17 هفته بدون پیروزی و در نهایت سقوط به رقابت های لیگ یک داد. حضور تارتار در صبا ابدا تجربه موفقیت آمیزی نبود و این تیم تنها به لطف امتیازهای خوبی که در نیم فصل اول جمع کرده بود، توانست از خطر حضور در رده های انتهایی جدول مصون بماند. تونی نیز موفق نشد هواداران تراکتورسازی را به رویای دیرینه قهرمانی در لیگ برساند. البته که بخشی از تغییرها نیز، در نهایت به نتیجه مثبتی ختم شدند. فرکی با تیم پرستاره‌ای که کرانچار بسته بود، قهرمانی لیگ را به دست آورد و راه آهن و ملوان هم با ف.ک های نجات دهنده، به شکل معجزه آسایی از کابوس سقوط فاصله گرفتند. شاید این چند تغییر، تنها تغییرهای لازم برای فصل چهاردهم فوتبال ایران بودند. فصلی که در انتهایش، ذوب آهن تبدیل به یک مثالِ کامل برای اهمیت ثبات شد. تیمی موفق؛ که اگر در پایان هفته بحرانی چهارم عذر یحیی را خواسته بود؛ هیچوقت به نیم فصل باشکوه دوم و فتح جام حذفی نمی رسید.
«در هر نقطه ای که نمی دانی باید چه تصمیمی بگیری، به تیم شوک بده». به نظر می رسد این جمله، کلید مدیریت باشگاهی در لیگ برتر باشد. شوک از نگاه این مدیرها، به هیچ وجه یک عبارت چندوجهی نیست و معنای سرراست خودش را دارد. معنایی که تنها لزومِ اخراج سرمربی تیم را بلافاصله بعد از هر ناکامی شامل می شود تا بلکه سرمربی جدید، همه ساختارها و سیاست های غلط باشگاه را به تنهایی درست کند و علاوه بر این موفق شود نتیجه مدنظر هواداران را در زمین مسابقه بگیرد. شاید به جای تن دادن به این دور باطل و انتخاب یک مربی تکراری از بین گزینه های اندک مربیگری در لیگ برتر ایران و  صحه گذاشتن روی بی رحمی با سرمربی تیم، راه های دیگری نیز برای نجات باشگاه از بحران وجود داشته باشد. شاید مربی فقط باید زمان بیشتری را برای هماهنگ شدن با بازیکنان‌اش و پیاده کردن ایده های فنی در تیم سپری کند. فرهنگ عجولانه حاکم بر فوتبال در ایران؛ زودتر از همه چیز باید یادبگیرد که گاهی «شوک» در بسترِ حمایت جدی تر از مربی و ماندگار کردن او نیز به بازیکنان تیم تزریق می شود. چرا زمان یادگیری این نکته پراهمیت، همین فصل نباشد؟
وقتیِ لیگ چهاردهم به هفته آخر رسید، بسیاری از باشگاه ها درگیر این حسرت بودند که کاش با رفتاری شبیه آنچه در ذوب آهن صورت گرفته بود، به مربی‌شان اعتماد می کردند و تغییرهای پی در پی کادر فنی را تنها چاره بهود اوضاع نمی دانستند. حالا به مقطعی از فصلِ تازه رسیده ایم که باشگاه ها در بزنگاه مهم ترین انتخاب فصل قرار خواهند گرفت. در پایان هفتمین هفته از لیگ پانزدهم، دو مربی به خاطر مسائل درون باشگاهی- و نه نتیجه ها- از کار برکنار شده اند و به جز عبدالله ویسی و پرویز مظلومی، همه مربیان دیگر خطر زیر تیغ بودن را در نزدیکی خود حس می کنند. وقت آن رسیده که باشگاه ها استراتژی‌شان را در برخورد با کادر فنی مشخص کنند. آن ها می توانند فرصت بیشتری به سرمربی‌ها بدهند و این امکان را نیز دارند که به سراغ مربی دیگری بروند و هوایِ نیمکت باشگاه را عوض کند. انتخابی تعیین کننده که در پایانِ فصل تکلیف آن ها را روشن خواهد کرد. تکلیفِ حسرت ساز بودن برای دیگران و یا حسرت گرا ماندن؛ حسرتِ تغییرهایی که باید رخ می دادند و تغییرهایی که نباید.


محمدحسین عباسی / تماشاگران امروز
  ۱  
آی اسپورت
2015-10-06 16:15:20
نظر دهید
۱ نظر
گتاب سیتی
سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۴، ۱۶:۳۹
اسکوچیچ باید بمونه
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر