فهرست
کاندیداهای همیشگی آماده بازگشت: انقلاب مصنوعی
کاندیداهای همیشگی آماده بازگشت: انقلاب مصنوعی

کاندیداهای همیشگی آماده بازگشت: انقلاب مصنوعی

آی اسپورت - نمایِ آخر داستان رمانتیک شاغلام و فجر، لحظه وداع فوتبال باشگاهی ایران با آخرین بارقه‌های استفاده طولانی از یک مربی بود. حالا دیگر مربیان فوتبالفارسی به محضِ آغاز کار در یک باشگاه، با هر نتیجه ای نامطلوبی باید نگران از دست دادن فرصت شغلی‌شان باشند. این نگرانی البته آن چنان به طول نمی انجامد چرا که گزینه های محدود مربیگری در لیگ برتر، خیلی زود تیم تازه ای برای خودشان دست و پا می کنند و این روند همچنان در همین دایره بسته ادامه می یابد. خبر خوب؟ در فوتبال ایران چند مربی وطنی خوب و بااستعداد وجود دارد. خبر بد؟ در فوتبال ایران فقط چند مربی وطنی خوب و بااستعداد وجود دارد.
تاکتیک شانه تخم مرغی   
برای مربی شدن در فوتبال ایران، در درجه اول به اسم بزرگی نیاز است. اینجا می توانی علی دایی باشی و بلافاصله بعد از نتیجه نگرفتن در یک تیم، به لطفِ کاراکتر و سابقه درخشان فوتبالی،  تیم بعدی را مهیای برگزاری اردوی پیش فصل در سرعین کنی. برای مربیانی که سابقه خاصی در مستطیل سبز نداشته اند و اساسا چهره شناخته‌شده ای در فوتبال ایران به شمار نمی روند اما ماجرا کمی متفاوت است. آن ها در شرایط عادی باید دوران دستیاری را سپری کنند و از اولین فرصت برای سرمربی شدن بهره ببرند اما سرمربیان سابقا فوتبالیست، ترجیح می دهند از رفقای قدیمی در پست دستیار استفاده کنند. از بین این چهره های قدیمی فوتبال نیز تعداد بسیار کمی کاریزمای لازم برای هدایت یک تیم در لیگ برتر را دارند.  با این حساب، سرمربیگری در لیگ برتر غالبا در اختیار چهره های تکراری باقی می ماند. آدم هایی که به سختی از چرخه خارج می شوند و  اجازه ورود چهره های جدیدتر را می دهند و عموما تنها جای شان را با هم عوض می کنند.
ستیزهایی که وجود ندارند
یکی از دلایل مهم رقم خوردن قانون پایستگی گروهی از مربیان در لیگِ برتر، شاید عدم وجود ستیزها و تضادهای ایدئولوژیک میان بیشترِ تیم ها باشد. در واقع مربیان فوتبال ایران هیچوقت برای مدتی طولانی بیکار نمی مانند و به لحاظ شغلی از بین نمی روند، بلکه تنها از تیمی به تیم دیگر منتقل می شوند، چرا که می توانند به سادگی در تقریبا همه تیم ها کار کنند و با واکنش منفی هواداران قبلی روبرو نشوند. برای مثال در لیگ برتر، مربی منچستریونایتد نمی تواند به سادگی برای هدایت لیورپول، سیتی، آرسنال،  وست برومویچ آلبیون و ... مهیا شود و مورد نفرت هواداران شیاطین سرخ قرار نگیرد اما در ایران، در محاصره تیم های بی هوادار و کم هوادار و کم فلسفه؛ روند تعویض مربیان با هم کاملا طبیعی به نظر می رسد.
مربی نسازها
پسرانِ نسل جدید تیم ملی و رقابتی که در خطوط مختلف تیم به راه انداخته اند، به روشنی نشان می دهند فوتبال ایران از سال های بن بست ستاره سازی دور شده و حالا در مسیر کشف پدیده های متعددی قرار گرفته است. فوتبال ایران حتی در سخت ترین شرایط نیز از استعدادهای تازه خالی نشده اما به نظر می رسد این اتفاق به شکل واضحی در زمینه مربیگری رقم خورده است. خروجی هیچکدام از کلاس های کمیته آموزش فدراسیون، تا به حال ساختِ یک مربی خوب برای لیگ برتر نبوده است. در 5 سال گذشته، کدام مربی جوان به شکل آکادمیک ساخته شده تا تحویل لیگ برتر داده شود؟
عجله برای بازگشت
پپ گواردیولا بعد از جدایی از بارسلونا، پیشنهادهای متعددی از سوی باشگاه های بزرگ اروپایی داشت اما تصمیم گرفت برای یک سال بدون تیم بماند و اطلاعات‌اش را بیشتر کند. این ماچرا برای ژوزه مورینیو نیز پس از جدایی از چلسی رقم خورد و حالا نیز یورگن کلوپ و آنچلوتی همگی در حال استراحتِ بعد از جدایی از تیم های سابق هستند. این روند در مورد مربیان کوچکتر نیز صدق می کند اما در ایران، همواره هراس فراموش شدن برای مربی ها وجود دارد. آن ها نگران اند تا مثل غلام پیروانی، محمد مایلی کهن، رسول کربکندی، مجتبی تقوی و ... به فراموشی سپرده شوند و دیگر در بین مدیران باشگاهی خواهان نداشته باشند. به همین خاطر است که در هر شرایطی عجله دارند به سرعت به فوتبال برگردند. همین عجله، فضا را برای مربیان مشغول کار ملتهب می کند.
آلترناتیو؛ برای همه
از همان هفته های ابتدایی فصل گذشته لیگ برتر، امیر قلعه نویی اصرار زیادی روی قول قهرمانی دادن به هوادارها داشت و شاید همین بالا بردن انتظارها بود که موجب شد او در هفته های پایانی حمایت هواداران را از دست بدهد و به محض اتمام لیگ برتر، حکم جدایی اش از استقلال را دریافت کند. امیر در تابستان با چند باشگاه مذاکره کرد و در آستانه شروع لیگ برتر، در راس کادر فنی ملوان قرار گرفت. بدقولی انزلیچی‌ها اما موجب شد ژنرال خیلی زود قید حضور در بین قوهای سپید را بزند. دوست داشتن یا دوست نداشتن قلعه نویی، حقیقت را در مورد او تغییر نمی دهد. حقیقت پرافتخارترین مربی لیگ برتر بودن، این روزها برگ برنده امیر است و پیشنهادهای زیادی را پیش روی او قرار داده. او تقریبا آلترناتیو همه تیم های لیگ برتری به شمار می رود و در کنار سیاه جامگان که مذاکراتی جدی را با او آغاز کرده؛ گسترش فولاد و تراکتور نیز به این مربی نزدیک هستند. بعد از امیر قلعه نویی، فیروز کریمی گزینه دوم همه باشگاه ها به شمار می رود. مردی که ملوان لیگ چهاردهم را با امتیاز تک رقمی و در اوج بحران در لیگ حفظ کرد و خیلی زود از این باشگاه جدا شد تا تنها چند هفته بعد از آغاز لیگ پانزدهم، هواخواهان زیادی در باشگاه های مختلف لیگ داشته باشد.
جبر و اختیارِ جغرافیایی
امتناع امیر قلعه نویی از امضای قراداد رسمی با ملوان و کنار رفتن او از باشگاه، تماشاگران باشگاه را به این باور رسانده بود که ملوان باید دوباره به اصل خودش برگردد و به سراغ مربیان بومی انزلی برود. مردانی که در همه تاریخ این باشگاه پیش از دو فصل گذشته، وظیفه هدایت تیم نوستالژیک شمالی را بر عهده داشته اند. یکی از گزینه های همیشگی باشگاه، محمداحمدزاده است که شاید در صورت لغزش استیلی، در ادامه فصل دوباره به ممی محبوب انزلیچی ها تبدیل شود. این ژانر از مربیان متعلق به یک شهر، در بخش های دیگر ایران نیز دیده می شوند. مثل رسول خطیبی که بی تاب بازگشت به گسترش یا تراکتورسازی است و نعیم سعداوی کم تجربه، که به شکل آشکاری به جانشینی اسکوچپچ علاقه مند نشان می دهد.
مربیانِ ناجی
بعد از قهرمانی با سپاهان در سال پرحرف و حدیثِ لیگ برتر، توانایی های فنی و ذهنی فرهاد کاظمی برای ماه ها سوژه رسانه ها بود و خیلی ها او را گزینه ای تضمین شده برای هدایت تیم ملی می‌دانستند. اتفاقی که هیچوقت رخ نداد چرا که کاظمی اساسا در مسیر تنزل قرار داشت. او حالا استاد کار کردن در تیم های بی هوادار است. یک سرمربی روحیه بخش که پیکان را لیگ برتری می کند و با کمک به ماندگار شدن ذوب آهن در لیگ، راه آهنی را که حتی بازیکنانش از بقای آن قطع امید کرده اند، به شکل معجزه آسایی در لیگ نگه می دارد. کاظمی حالا یک مربی «ناجی» در لیگ برتر محسوب می شود و بعد از اخراج از راه آهن؛ احتمالا یک باشگاه بی هوادار را برای ادامه کارش انتخاب خواهد کرد. البته اگر داستان پیشنهاد پرسپولیس به او، جدی نشود.منصورِ دورافتادهفاصله حضور در فینالِ آسیا و بیکار ماندن در فوتبال ایران برای دستیار سابق لوکا بوناچیچ چندان زیاد نبود. منصور ابراهیم زاده، یکی از بهترین ذوب آهن های همه تاریح را ساخته بود اما همیشه در 50 قدم آخر کم  آورد و به جای قهرمانی، به نایب قهرمانی بسنده کرد. او در ابتدای فصل گذشته، تبدیل به یکی از گرانقیمت ترین مربیان شغل در لیگ برتر شد اما در پیکان، شباهتی به روزهای اوج مربیگری اش نداشت. با این وجود او قبل از تارتار، یکی از گزینه های هدایت راه آهن به شمار می رفت و شاید همین جرقه،  بازگشت نام او به معادلات لیگ برتر را تسهیل کند.
امپراتور نزدیک می شود
در واپسین روزهای تکیه زدن حمید درخشان به نیمکت سرخ ها، نام افشین قطبی همواره در فهرست مربیان مدنظر این باشگاه قرار داشت. او آخرین مربی قهرمانی سرخ های تهران بود. مردی که به لطف تجربه خلق الساعه سرمربیگری تیم ملی؛ به لیگ ژاپن رفت اما آنجا هرگز موفق نشد فوتبال شیزوکا را مثل توت فرنگی هایش مشهور کند. قطبی از مدت ها قبل، به انتظار دریافت پیشنهاد جدی از فوتبال ایران است. پیشنهادی که از راه برسد و در درجه اول مشکل مالیانی این مربی را حل کند. امپراتور این روزها به شکل جدی به تراکتورسازی نزدیک شده و شاید به زودی با «قلب شیر» در این باشگاه رویت شود. او با توانایی مثال زدنی اش در پوپولیسم، دقیقا همان چیزی نیست که تبریزی ها باید به دنبالش باشند؟
همه؛ شبیه هم
اینکه در روزهای سرنوشت ساز پیش رو، کدام مربی ها به کدام نیمکت ها پیوند می خورند، سناریوی جدیدی نیست. شاید در کنار این نام‌های تکراری، نیمکت‌های باشگاهی ایران به مربیان تازه نفس تری نیاز دارد تا از چرخه فاصله بگیرد و به جایی برسد که در وفور استعداد روی نیمکت ها، هر تغییر برای هر باشگاه به معنای انتخاب یک مربی شکست خورده در باشگاهی دیگر نباشد. فعلا، هنوز دور دور ژنرال‌ها و امپراتورهاست.


محمدحسین عباسی / تماشاگران امروز
  ۲  
آی اسپورت
2015-10-07 15:48:29
نظر دهید
۲ نظر
-
چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۴، ۱۹:۴۳
رسول خطیبی از همه اینایی که گفتی بهتره هم متعصبه هم رابطه خوبی با بازیکنا برقرار میکنه و در عین حال مربی با انگیزه و باهوشیه
رضایت
پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۲۲
خیلی عذر میخوام کاظمی با سپاهان در سال پر حرف و حدیث لیگ برتر قهرمان شد؟! میشه حرف و حدیثش رو بگید ما هم بدونیم؟ مرد حسابی سپاهان سال فرهاد کاظمی با فاصله 10 امتیاز از تیم دوم همیشه صدر جدول بود شما یادت نیست اون موقع مدرسه می رفتی
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر