فهرست
موج‌سواری پس از مرگ نوروزی: در جستجوی مقصر
موج‌سواری پس از مرگ نوروزی: در جستجوی مقصر

موج‌سواری پس از مرگ نوروزی: در جستجوی مقصر

آی اسپورت - یک/ بامداد پنج شنبه برای جنگجوی بی هیاهوی پرسپولیس به صبح متصل نمی شود. او با همان آرامش آشنایی که در همه این سال ها درون و بیرون زمین فوتبال بروز داده، برای همیشه چشم‌هاش را می بندد و بی سروصدا زمین را ترک می کند تا در روزهایی که قلب های ایستا جوان‌های رعنای زیادی را قربانی کرده اند، جامعه را به ماتمی تازه پیوند بدهد. هادی نوروزی، شاید هنوز تا الیت شدن راه داشت، شاید بازیکنی با تکنیک و مهارت فوق العاده نبود و نمی توانست فوقِ ستاره باشد اما با حجب و حیایی که کالای نایابِ دنیای فوتبال به شمار می رفت و به خاطر تفاوت آشکاری را با بسیاری از ستاره های دیگر فوتبال ایران داشت، چهره محبوبی در بین پرسپولیسی ها محسوب می شد. هادی بعد از یک دهه سختکوشی، بالاخره به بازوبند کاپیتانی تیم محبوبش رسید اما حتی تکه پارچه ارزشمند زردرنگ نیز رفتار او را تغییر نداد و آرامش‌اش را به هیچ مسیر دیگری منحرف کرد. آرامشی که حالا اثری از آن توی رفتار همکارهای بازمانده این بازیکن نیست. آن ها با منِشی درست بر خلافِ آنچه از هادی تماشا کرده بودیم، مثل همه بازمانده های دیگر دنیا به دنبال مقصر هستند و به نظر می رسد دیواری کوتاه تر از هواداران فوتبال پیدا نکرده اند. هوادارانی که انگار از ابتدای تاریخ والدینِ همه قصورها بوده اند.
دو/ متخصصان قلب، در تشخیص های اولیه، وراثت را عامل ایست قلبی ناگهانی کاپیتان پرسپولیسی می دانند اما اهالی فوتبال سوار بر موجی تازه، از «حرص و جوش»های تحمیل شده به نوروزی حرف می زنند تا نسخه خودشان را برای آینده فوتبال بچیپند و انگشت اتهام را به طرف هوادارانی بگیرند که ابدا کمتر از آن‌ها غصه دار نیستند. به نظر می رسد اصرار برای واکاوی مرگِ پسرِ خوب پرسپولیس، قرار است به تئوریزه کردن مظلومیت فوتبالی ها در ایران ختم شود. مجید جلالی، فشار باشگاه ها به مربیان و بازیکنان را محکوم می کند تا از همین حالا این پیام را به مدیران سایپا برساند که نباید برنامه ای برای اخراج او داشته باشند، میثم بائو که انگار هادی را با خودش اشتباه گرفته، از هوادارانی حرف می زند که آقای کاپیتان را در حد و اندازه های پرسپولیس ندانسته اند، امید عالیشاه اعتراض تماشاگران پرسپولیس به نتایج ضعیف تیم را عامل وداع زودهنگام نوروزی می داند و از بی دقتی های شخصِ خوش در روند ثبت این نتایج عبور می کند و جواد نکونام نیز نگران بازیکنانی می شود که روی سکوها محبوب نیستند. به نظر می رسد برای جواد و دیگران، هادی تبدیل به بهانه ای قدرتمند برای دفاع شخصی شده. بهانه ای که قرار است آینده آن ها را از خطر اعتراض و اخراج خالی کند.
سه/ استفاده ابزاری از بی نفسی یک انسان، در هر شرایطی حرکتی تمیز به نظر نمی رسد. چه، آدمی که برای لایک خوردن و کامنت گرفتن و مورد توجه بودن در شبکه های اجتماعی کلوزآپ جسم بی جان هادی را به اشتراک می گذارد و چه ستاره ای که با مثال زدن هادی و تکیه کردن به نام او، قصد دارد مشکلات خودش را با فوتبال و مشکلات فوتبال را با خودش حل کند، در دسته فرصت طلب‌ها قرار دارند و شاید تحمل رفتارهای گروه اول، به خاطر آگاهانگی کمتر، ساده تر نیز باشد. فوتبال ایران، یکی از محجوب ترین فوتبالیست های یک دهه اخیر را از دست داده و با گذشت چند روز، هنوز هم سنگینی و تلخی این اتفاق کمرنگ نشده است. هنوز هم ستاره های سیاهپوش پرسپولیس در تمرین تیم اشک می ریزند و خانه آخر هادی در کپورچال، خلوت نمی شود. در پشت پرده این تراژدی اما آدم هایی هستند که به جای همراه شدن با سوگواری جامعه و تن سپردن به سکوت، روی دلسوزی مردم حساب باز می کنند تا با نصیحت‌های‌شان، موج تازه ای برای حمایت از فوتبالیست ها به راه بیاندازند و همه را بباورانند که مرگِ هادی، برای‌شان فرصتی فراهم آورده که همیشه به دنبالش بوده اند. غافل از اینکه الفت جدانشدنی فوتبال و فشار، در همه تاریخ این رشته وجود داشته و همین حالا در همه نقاط دنیا، هیچکدام از مربی ها و ستاره ها از خطر مواجه شدن با اعتراض و اخراج در امان نیستند. بی رحم بودن، خاصیتِ همیشگی فوتبال است و شاید دلیلی برای جذابیت انکارناپذیر این رشته ورزشی. آدم ها اما مجبور به نمایش بی رحمی نیستند. به آشکارا چنگ زدن به ریسمان آینده، توی لحظه هایی که آینده از خانواده نوروزی پر کشیده است.


محمدحسین عباسی / تماشاگران امروز
  ۱  
آی اسپورت
2015-10-09 15:51:24
نظر دهید
۱ نظر
حسین
جمعه ۱۷ مهر ۱۳۹۴، ۲۱:۰۵
باعث وبانی اصلی مرگ هادی فقط داوران هستند چرا کسی از مقصران صد در صدی مرگ هادی حرفی نمیزنه؟
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر