فهرست
همسر نوروزی: به هانی نگاه می‌کنم هادی را می‌بینم
همسر نوروزی: به هانی نگاه می‌کنم هادی را می‌بینم

همسر نوروزی: به هانی نگاه می‌کنم هادی را می‌بینم

آی اسپورت -  او بعد از این بازی از آخرین شرایط خانواده نوروزی، وضعیت روحی محمدهانی، خودش و شرایط پسرش همچنین تغییرات اساسی که در رفتار فرزند اول مرحوم هادی نوروزی به وجود آمده صحبت کرد. همچنین در ارتباط با شرایط روحی خودش پس از گذشت قریب به 20 روز از درگذشت همسرش حرف زد.
هانی 20 سال بزرگ شد
هانی در فاصله این دو، سه هفته که از درگذشت پدرش سپری شده به سرعت بزرگ شده است. البته این بزرگی را در ارتباط با شرایط روحی اش می گویم. احساس می کنم 17،18 سال از سنش جلو افتاده است. صحبت هایی می کند که گاهی من از آن تعجب می کنم. طرز برخوردش با من و هانا خواهر کوچکش هم فرق کرده است. کلا به پسری باشعور و بزرگتر از سنش تبدیل شده در حالی که او 8 سال بیشتر ندارد. البته می دانم که همه این مسائل به خاطر اتفاقی است که برای خانواده ما افتاد.
با دیدن هانی، هادی را می بینم
اتفاق جالبی که در این مدت به ویژه در این یک هفته اخیر شاهدش هستم روحیه عجیب هانی است. او طوری رفتار می کند که به نظرم می رسد هادی در حال حمایت کردن از اوست و همواره هادی را پشت سر پسرم احساس می کنم. برخی رفتارهای هانی مانند آدم بزرگ ها شده. مثلا از مدرسه که به خانه می آید با اینکه خسته است دوست دارد در کارهای خانه به من کمک کند. با هانا بازی می کند تا جای خالی پدرش برای من احساس نشود. وقتی این رفتارهای هانی را می بینم احساس می کنم که هادی در خانه است.  
خستگی اش را بروز نمی دهد
همین دیشب با اینکه خسته از ورزشگاه برگشت و قبل از آن ما از شمال و مزار پدرش به سمت تهران حرکت کرده بودیم وقتی به خانه آمد نمی خواست حالت خستگی اش برای من مشخص شود. ما از صبح که بر سر مزار پدرش رفتیم، در رفت و آمد با اتومبیل به این طرف و آن طرف بودیم. بعد به خانه آمدیم. لباس کاپیتانی اش را تنش کرد و به ورزشگاه رفت. همه این کارها برای یک بچه 8 ساله خستگی زیادی را به همراه دارد. ولی با این حال وقتی به خانه آمد دوست داشت خودش را سرحال نشان دهد.
حال خوب هانی، خوشحالم می کند
دیشب وقتی از ورزشگاه به خانه آمد به من گفت که بازوبند کاپیتانی بابا را به هم تیمی هایش دادم اما به آنها گفتم که این امانتی بابا را 5،6 سال بعد می آیم و دوباره از شما پس می گیرم. همین چیزها را که می بینم حال مرا خوب می کند. باعث خوشحالی ام می شود. وقتی هانی را خوشحال می بینم خیلی از دردهایم را فراموش می کنم. البته نبودن هادی به شدت مرا آزار می دهد ولی باز همین که می بینم بچه ام خوشحال است و حالش خوب و خوب تر می شود حال من هم خوب می شود.
پسرم شب ها راحت می خوابد
هیچ کس جای خالی پدرش را برای هانی پر نمی کند. اما همین که دوستان هادی دور و برش هستند و یاد پدرش را زنده نگه می دارند باعث راحتی پسرم است. من مادرم و از طرز خوابیدن هانی می توانم بفهمم که او فکر و خیال نمی کند. شبها راحت می خوابد. دور و بری های هادی و مسئولان باشگاه خیلی به این موضوع توجه می کنند. مخصوصا دوستان هادی، رضا و محسن که همین امروز هم تلفن کردند و گفتند اگر هانی حالش خوب نیست بیاییم و او را به تمرین ببریم.
اشک نمی گذاشت بازی را ببینم
از همه کسانی که دیشب در ورزشگاه برای هادی زحمت کشیدند ممنونم. البته به خود من هم گفته اند که به ورزشگاه بروم اما نمی توانستم. وقتی هم که از تلویزیون بازی را نگاه می کردم اشکی که در چشمانم جمع می شد نمی گذاشت تا راحت بازی را نگاه کنم. لحظه سختی را تجربه می کردم. فکر کنید که شوهرم 8،9 سال در این تیم بازی می کرد بعد در بین بازیکنان دنبال شماره 24 بودم تا شوهرم را پیدا کنم. امیدوارم هیچ کس چنین حسی را تجربه نکند. اما همین که می دانستم هانی آنجاست تا اندازه ای خوشحال می شدم. مطمئنم که هیچ کجای دنیا این طور نیست که تا این اندازه دوستان هادی به من و خانواده هادی لطف و محبت می کنند.
امروز به مدرسه رفت
از هفته گذشته که شرایط برای خانواده مان کمی آرام تر شد او را به مدرسه فرستادم چون همیشه هادی به هانی تاکید می کرد که دوست ندارد سختی ها و دردهایی که در مسیر موفقیتش تحمل کرده را پسرش هم تحمل کند. به همین خاطر همیشه به هانی می گفت که به درس و مشقش اهمیت بدهد. هانی هم این حرف ها را در این چند روز برای من تکرار می کند. می گوید بابا می گفت همیشه اول درس بعد ورزش. او امروز با اینکه خیلی خسته بود سرحال و قبراق به مدرسه رفت.
هانی در مدرسه بازوبند می بندد
تا پیش از مرگ هادی، هانی همیشه از صحبت دوستان هم مدرسه ای اش حرف می زد که آنها پیگیر نتایج پرسپولیس بودند و درباره هادی با او حرف می زدند. در این یک هفته هم که دوباره به مدرسه برگشته هر روز بازوبند کاپیتانی هادی را می بندد و با حس خیلی خوبی راهی مدرسه می شود. البته می دانم که این شرایط برای او سخت است اما از خدا خواسته ام که هم به من صبر بدهد و هم به هانی قدرت تحمل این شرایط را.
باشگاه کمک مان می کند
نمی خواهم درباره مسائل مادی صحبت کنم. هادی هم چنین اخلاقی داشت و هرگز دوست نداشت درباره مسائل این چنینی مصاحبه کند یا حرفی زده شود. همین قدر که مسئولان باشگاه پرسپولیس در این مدت کنار ما بودند و نگذاشتند تنها باشیم برای ما کافی است و انشاالله از این به بعد هم ما را تنها نمی گذارند.
 
منبع: کاپ

کد خبر:9402
  ۴  
آی اسپورت
2015-10-17 15:17:23
نظر دهید
۴ نظر
گتاب سیتی
شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۴، ۱۴:۵۱
افتخار بابلی هانی
mami
شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۴، ۱۵:۲۲
امیدوارم بعد از شوهر کردنش هم همینطور بگه
شاهین
يكشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۰:۴۶
چه همسر پخته و مودبی...
درود بر شرف ات
امیدوارم از هانی یه هادی بسازی شیرزن

mami خجالت هم خوب چیزیه متاسفم برات :(
امید
چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۴، ۲۳:۲۷
مامی. خیلی مزخرفی،
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر