فهرست
درباره پرویز دهداری، معمای همیشگی فوتبال ایران: آدم برفی
درباره پرویز دهداری، معمای همیشگی فوتبال ایران: آدم برفی

درباره پرویز دهداری، معمای همیشگی فوتبال ایران: آدم برفی

آی اسپورت - در فوتبالی که ستاره‌هایش به محض مشهور شدن، همواره مستعد پیوند خوردن با اتهام زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی هستند، معلم اخلاق خطاب شدن، یک موهبت بزرگ برای مرحوم پرویز دهداری به شمار می‌رود. از دهداری، تصویری سفید برای فوتبال ایران بر جا مانده که قرار است الگوی مربیان وطنی تلقی شود اما این تصویر، هیچوقت نسبتی با شفافیت نداشته است. نسل‌های بعد از دهداری، همیشه ترجیح داده‌اند به جزئیات درباره دوران جدی فعالیت بعد از انقلاب او، نزدیک نشوند و به همین شمایل بدون نقصی که در ستایشِ مطلق از او مورد استفاده قرار می‌گیرد، اکتفا کنند. مردی که بدون استعفا دادن و یا اخراج شدن، از تیم ملی کنار رفت. مردی که در زمان حضور روی نیمکت تیم ملی، هرگز تجربه تشویق شدن در آزادی را به دست نیاورد اما یک دهه بعد از مرگ، قدیسِ فوتبال ایرانی شد. سوژه زنده‌باد‌های برآمده از میانِ فراموشی.
مردِ خوب، مربیِ خوب
از جم آبادان تا تیم ملی، دهداریِ بازیکن روند پیشرفت را به تدریج طی کرد. در مربیگری اما همه چیز برای او سریع‌تر سپری شد. پرویز دهداری تا قبل از انحلال شاهین، مرد کلیدی این باشگاه بود و بعد، تبدیل به اولین مربی پرسپولیس شد. گارد تهران، تیمی بود که از دهداریِ یک مربی تمام عیار ساخت. مردی که در 38 سالگی، هدایت تیم ملی ایران را پذیرفت. تردیدی وجود نداشت که او به لحاظ فنی یکی از بهترین‌های دوران خودش به شمار می‌رفت. او که تیم ملی را به المپیک مونیخ رسانده بود، در همه سال‌های فنی استاندارد اخلاقی خاص خودش را داشت. موضوعی که موجب می‌شد دهداری، به عنوان یک چهره پاک در ذهن فوتبال ایران ثبت شود. شاید تا همین‌جا، خللی در ستایش‌های بی وقفه از این چهره وجود نداشت اما درگیر شدن حجم زیادی از اغراق در توصیفِ عملکرد فنی و اخلاقی او، دهداری تازه‌ای در فوتبال ایران ساخت. دهداری تازه‌ای که همه ویژگی‌های خوب ممکن را داشت اما فقط واقعی نبود.
ستاره ستیز
ایدئولوژی مدنظر دهداری در سال های بعد از انقلاب، سر سازش با ستاره‌های تیم ملی نداشت. در این نگاه تازه، ستاره‌های فوتبال نماد کاپیتالیسم بودند و باید در تیم ملی، با سرسختانه‌ترین برخوردهای ممکن روبرو می‌شدند. مسلط شدن مقررات نظامی در تیم ملی، بین همه نفرات اصلی تیم و سرمربی، اختلاف نظر ایجاد کرد. شاید اگر فقط یک یا دو بازیکن اصلی در جریان اختلاف نظر با دهداری تصمیم به کناره‌گیری از تیم ملی می‌گرفتند، اصول خاص دهداری قابل هضم به نظر می‌رسید اما اینکه 14 بازیکن در کنار هم برای ترک تیم ملی اقدام کردند و از بازی‌های ملی استعفا دادند، نشان می‌داد مشکل اصلی، از اصول عجیب دهداری بوده است. احمد سجادی، محمد پنجعلی، اصغر حاجیلو، مرتضی فنونی‌زاده، شاهین بیانی، شاهرخ بیانی،حمید درخشان، مرتضی یکه، فرشاد پیوس، عبدالعلی چنگیز، ناصر محمدخانی ، سیدمهدی ابطحی، ضیاء عربشاهی و غلامرضا فتح‌آبادی، نفراتی بودند که در آن مقطع به امید کنار رفتن کادر فنی و موردحمایت قرار گرفتن از سوی فدراسیون، نامه استعفا منتشر کردند اما سرمربی در تیم حفظ شد و آن‌ها از تیم ملی دور ماندند. روند ستاره ستیزی و برخورد با هویت فردی بازیکن‌ها، حتی بدون این مهره‌ها نیز در تیم دهداری ادامه پیدا کرد. او در یکی از مسابقه‌ها، بازیکن تیمش را به خاطر دریبل زدن حریف و انجام حرکات تکنیکی، از زمین بیرون کشید و تیم را 10 نفره کرد. رفتاری که امروز سر زدن‌اش از یک مربی، هرگز او را تبدیل به معلم اخلاق نمی‌کند.
محصولِ یک مکتب
بر خلاف آنچه در جامعه تصور می‌شود، کارنامه بازیکن سازی پرویز دهداری چندان پروپیمان نیست. طبیعتا در تیمی که 14 بازیکن شاخص را از دست داده و یکی از استعدادخیزترین نسل‌ها را در فوتبال باشگاهی دارد، چند چهره شاخص و جدید می‌توانند فرصت درخشش را به دست بیاورند. همین حالا نیز اگر قرار به حذف همه نفرات اصلی تیم ملی باشد، چند بازیکن جدید و شاید ناشناخته از لیگ در تیم ملی می‌درخشند. بازیکن‌سازی سازمان‌یافته اما قطعا در فضایی فارغ از تسویه حساب با ستاره‌ها یا تبدیل کردن تیم ملی به یک تیم پادگانی، رخ می‌دهد. البته که تیم دهداری، چند جوان شاخص در ترکیب داشت اما در عین حال، پذیرای بازیکنان بی رزومه و نه چندان مهمی بود که یکی از آن ها، به لطف همان تجربه عجیب یک ساله حضور در تیم ملی، حالا دبیرکل فدراسیون فوتبال است.
برف
در سال‌های سخت دهه شصت، در سال‌های رخوتناکی که بهانه‌های زیادی برای دلخوشی در آن‌ها وجود نداشت، مردم ستاره‌های‌شان را در تیم ملی می‌خواستند. دی ماه 67، مدتی بعد از سومی تیم ملی در جام ملت‌ها، تنش‌ها میان تماشاگران تیم و سرمربی بالا گرفت. ایران بعد از 3 سال در آزادی به میدان می‌رفت. در مسابقه‌ای دوستانه با ژاپن که سکوهای آزادی در آن، هیچ رفاقتی با دهداری نداشتند.  بعد از تساوی آن مسابقه، گلوله‌های برفی از روی سکوها به کنار زمین پرتاب شدند. واضح به نظر می رسید که دهداری با همه ژست‌های اخلاقی، در جذب هواداران تیم موفق نبوده و عشاق فوتبال در ایران، دیگر او را روی نیمکت تیم نمی‌خواهند. دهداری از سمت‌اش استعفا نکرد و در فدراسیون فوتبال هم برنامه ای برای کنار گذاشتن این مربی وجود نداشت. او اما به بهانه بیماری، آرام آرام از تیم کنار کشید. دهداری بدون استعفا و اخراج از تیم ملی رفت تا نشاط به تیم ملی اضافه شود و نفرات بعدی، خیلی زود با دعوت از ستاره‌های مغضوب، فوتبال ایران را به ریل موفقیت برگردانند.
سطر به سطر
دوران حضور دهداری روی نیمکت تیم ملی، اولین و آخرین مقطع فشار شدید رسانه‌ای علیه او را رقم زد. در واقع دهداری علاوه بر ستاره‌های تیم ملی و هواداران فوتبال، با رسانه‌های نوشتاری نیز رابطه خوبی نداشت و حتی موفق نمی‌شد این گروه را در نیز در کنار خود حفظ کند. چالش ادامه دار با رسانه‌ها، تمرکز را از این مربی و تیمش می گرفت. انقلاب رفتاری او در تیم ملی و برخوردهای بیش از حد تند او با بازیکن‌ها، مورد پسند روزنامه‌های معدود آن دوران نبود و تقریبا همه روزنامه نگارهای مرتبط با ورزش در میانه های دهه شصت، در نقد رفتارهای دهداری و تیمی که به دست او ساخته شده می نوشتند. کیهان ورزشی، در صف اول منتقدان دهداری قرار داشت. روزنامه ای که تاثیرش در جامعه آن روز، به مراتب بیشتر از این روزهای برنامه نود بود.
تمام نشده بودند
بعد از جدایی پرویز دهداری، تیم ملی به علی پروین رسید و همه ستاره‌های مغضوب، بار دیگر به تیم بازگشتند. مهره‌هایی که پیش از به عنوان مهره‌های تمام شده در فوتبال ایران شناخته می‌شدند، زیر نظر پروین در پکن، قهرمان بازی‌های آسیایی شدند. این اولین افتخار مهم تیم ملی، بعد از وقوع انقلاب بود. یک نقطه عطف پررنگ در فوتبال ایران که به یک دهه ناکامی پایان داد و ثابت کرد که عبور از الگوی برنامه ریزی شده دهداری، تنها راهکار نجات فوتبال ایران بوده است. چند بازیکن کنار رفته از تیم ملی دهداری، در مسابقه فینال بازی های آسیایی پکن به صورت ثابت در ترکیب تیم ملی قرار داشتند و دوباره فوتبال ایران را با کسب افتخار آشتی دادند.
نقاب مرگ
سیزده سال بعد از مرگ دهداری، خاطره ناظم اخلاق هنوز هم تحت حمایتِ کامل مرگ قرار دارد. بعد از سفر ابدی او، ستاره‌های کناررفته از تیم ملی و حتی بازیکنانی که در تیم ساخته شده توسط دهداری توپ می زدند، حرف های زیادی درباره باورهای خاص جامعه فوتبال از دهداری داشتند اما غالبا ترجیح دادند سکوت کنند تا تصویر قهرمانانه دهداری در ذهن علاقه مندان به فوتبال در ایران، آب نشود. شاید در فوتبال بدون قهرمان ایران، به ساخته شدن چنین خیر مطلقی نیاز بوده تا باور کنیم این فوتبال، حداقل زمانی به شکل درست و منطقی پایِ معیارهای اخلاقی می ایستاده و آن را به ابتذال نمی‌کشانده است. دهداریِ ثبت شده در حافظه فوتبال ایران، همان مردی که رسانه‌ها و مردم همیشه تصمیم گرفته‌اند از دور مشغول ستایش‌اش باشند، نمونه کامل یک مربی-انسان ایده‌ال است اما رابطه چندانی با واقعیتِ دهداری ندارد. تردیدی وجود ندارد که تکرار رفتارهای تندخویانه او با همه ستاره‌های یک نسل تیم ملی در صورت تکرار شدن در شرایط فعلی جامعه، او را تبدیل به معلم اخلاق نمی‌کرد و صفت‌هایی به مراتب خشونت‌بار تر برای این چهره رقم می‌زد. با این وجود، مرگ همیشه بهانه کافی برای شفقت تاریخ‌نویس ها بوده است.


محمدحسین عباسی / تماشاگران امروز
  ۲  
آی اسپورت
2015-11-24 17:28:15
نظر دهید
۲ نظر
مسعود
سه شنبه ۳ آذر ۱۳۹۴، ۱۹:۴۱
برو بابا حتما کیروش خوبه به مرده مردم هم رحم نمیکنید
-
چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۲۷
خحالت بکش آقای عباسی
یه مقاله یه کاملاً یه طرفه نوشتی هر حقیقتی که دوس داشتی رو گفتی ولی از خیلیا چشم پوشیدی
معلطه کردی و یه طرفه به قاضی رفتی
خدا ازت نگذره
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر