فهرست
ما شما را دوست نداریم، آقای قائدی!
ما شما را دوست نداریم، آقای قائدی!

ما شما را دوست نداریم، آقای قائدی!

آی اسپورت - ژان ژاک روسو در امیل جمله‌ای را نوشته که دقیقا تعبیری برای این روزهاست؛ «جوان 16 ساله می‎داند رنج كشيدن يعنی چه زيرا خودش رنج كشيده است. ولی آن طور كه بايد نمی‌داند كه ديگران هم رنج مي‌كشند، زيرا ديدن رنج ديگران كافی نيست. تا كسی خودش رنج نبيند نمی‌تواند بفهمد رنج يعني چه...»

بیایید رک باشیم. سبک هواداری‌مان جالب است، سبک خبرنگاری و روزنامه‌نگاری‌مان هم همینطور؛البته اگر واژه ژورنالیست اندازه قواره‌مان باشد که به جرات می‌نویسم در اکثرمان نیست.غیرممکن است بتوانیم گرایشات رنگی‌مان و عقایدمان را از مخاطب پنهان کنیم و خودمان و قلم‌مان را مبرا کنیم از افراط آبی و قرمز. زشتی کارمان زمانی بیشتر نمایان می‌شود که چهره‌مان برای هواداری که تکیه می‌کند تا حقش با چند سطر ناقابل ادا شود رنگ می‌بازد. پس اگر جایگاه مخاطب  یا هوادار با نگارنده تنها همین پنهان‌کاری مسخره و احمقانه است دیگر چه تفاوتی است میان افراط و وابستگی؟ برای آنکه کمی جزئی‌تر به این مسائل پرداخته شود برخلاف میل باطنی چندخطی از اتفاقی که سکوت را جایز می‌دانستم می‌نویسم.

چندروزی از مخابره لحظه به لحظه تصادف بوشهر گذشته است. چند روزی از تیترهای هماهنگ روزنامه‌های کشور که جلدهایشان را با «پاشو باشو» بسته بودند گذشته است. همانطور که مهدی قائدی آرام آرام به هوش می‌آمد همانطور هم آهسته آهسته اعضای بدن احمدرضا شاکر اهدا می‌شد. سرنشینان اتومبیل به خانه‌شان بازگشته‌اند، دهان کسی هم دیگر بوی الکل نمی‌دهد. مهدی قائدی هم به خانه‌اش بازگشته است و خنده‌کنان به لنز دوربین نگاه می‌کند و «خدارو شکر» زمزمه می‌کند، انگار نه انگار که احمدرضا مرده است. شاید پس از چندروز هنوز خبر ندارد چه دسته‌گلی به آب داده است و چه دسته‌گلی پرپر شده است، بگذریم. کروکی تصادف هم شرح داده شده است و همانطور که شواهد نشان می‌دهد روزنه‌ای گذاشته شده است برای سرپوش گذاشتن بر روی فاجعه‌ای که رخ داده.

چنین روزنه‌هایی نه تنها در ورزش بلکه در حوزه‌های دیگر دیده‌ایم. شبیه به استانداری که از رانت‌ها سوءاستفاده کرد و در عین ناباوری وزیر کشور شد. یا شبیه به همان مردی که با دست بر روی میز می‌کوبید و می‎‌گفت بانک ها باید زنانه-مردانه شوند اما امروز با چندهزار میلیارد اختلاس در فلان کشور خوش می‎گذراند. یا در محفل ورزشی؛ شبیه به پارتی بازیکنان استقلال در یکی دو دهه گذشته، و یا شبیه به جعل سند مجموعه پرسپولیس در چند هفته پیش که پای ریاست جمهوری دو کشور را وسط کشیده بود. این روزنه‌هایی که در ورزش امپراتوری می‌‎کنند یاد مهندس صفایی فراهانی را بیشتر برای‎‌مان زنده می‎کنند. مهندس صفایی فراهانی تعریف می‌کرد روزی به محمد بن‌همام گفتم ما می‌خواهیم تو را رییس کنفدراسیون آسیا کنیم. بن‌همام خندید و گفت «لابد تو هم می‌خواهی رییس جمهور شوی». صفایی فراهانی در پاسخ می‌گوید «در ایران اصلا مرا قبول ندارند». پاسخ تامل برانگیز صفایی فراهانی دقیقا حال و روزمان را نشان می‌دهد.

قاطعانه می‌نویسم داستان تصادف مهدی قائدی و مرگ احمدرضا شاکر آنطور که باید هرگز برای مردم روشن نخواهد شد. احمدرضا شاکر به خاطر سهل‌انگاری مجموعه‎ای و نادانی ستاره‌ای نوپا مرده است. همانطور که مادر احمدرضا شاکر می‌گوید «از خون پسرم نمی‌گذرم و از راننده شکایت می‌کنم».

اما سوال اینجاست آیا کسی باور دارد مهدی قائدی راننده نبوده است؟ آیا وقتی خون جوانی ریخته می‌شود باز گرایشات مسخره آبی و قرمزمان کورمان می‌کند تا بنویسیم امین حسن‌پور راننده بوده است؟ نوع جراحات مهدی قائدی، کروکی تصادف، آیا دلیل منصفانه‌ای برای اثبات این قضیه نیست؟ زود قضاوت نکنید کمی صبر کنید.

روزی که فرزندان ایران زمین در سنین پایین به هر دلیلی به دار آویخته می‌شدند ضجه هیچ مادری آنچنان رسا نبود تا به گوش مردم برسد. بچه‌هایی که با سنین پایین اعدام می‌شدند شمارشان آنقدر وسیع شده بود که در مخیلات هیچ اصول‌گرایی هم نمی‌گنجید. فرزندانی که بدون آنکه درکی حتی سطحی از زندگی داشته باشند در کانون‌ها و ندامتگاه‎ها می‌مانند تا موعد حکم دارشان از راه برسد. این اتفاق تمام‌شدنی نبود تا اینکه محمد قوچانی تابوی این خفقان را با تیتر تکان‌دهنده «دست از اعدام کودکان بردارید» جلد اعتماد ملی را بست. کمی صبر کنید.

اگر کم و بیش هم لیگ آزادگان را در فصول گذشته دنبال کرده باشید با ستاره نوپای فوتبال ایران آشنا شده‌اید، با مهدی قائدی. اینکه امروز مهدی قائدی را هم‌قواره یک ستاره می‌دانم اغراق نکرده‌ام یا اصلا و ابدا اسیر جو مرسوم در ورزش ایران نیستم. مهدی قائدی آنچنان درخشیده بود که با یک نگاه سرسری هم می‌شد عصر زمانه را به نام او سند زد. مهدی قائدی تبدیل شده بود به یک بازیکن ممتاز در لیگ آزادگان. نشان به آن نشان که یک الف بچه آنقدر سرشار از نبوغ بود که دو غول پایتخت را شیفته خود کرده بود. قائدی آنقدر درخشان بود که حتی چند دقیقه کوتاه بازی در لیگ برتر با پیراهن استقلال او را در دل هواداران آنچنان جا کند تا برای او در آبادان بنر بزنند «زود برگرد»، و هربار در استادیوم آزادی(!) بیش از کاپیتان و عقاب و مربی محبوب‌شان تشویق شود. هوش بالای مهدی قائدی، دریبل‌های خیابانی‌اش، بازی بدون توپ، سرعت و استارت‌های انفجاری و حرکات هدفمند از مهدی قائدی یک ستاره به تمام معنا ساخته بود.

دیگر همه مان به این موضوع آگاه هستیم، به اینکه یک بازیکن جوان و گاهی نوجوان که لقب ستاره را در ایران یدک می‌کشد نمی‌تواند بیرون از زمین مسابقه آنطور که باید از خودش مراقبت کند. پول‌های هنگفت، قراردادهای چندصد میلیون تومانی و پیشنهادهای اغواکننده می‌توانند به راحتی رویای یک خانواده، یک باشگاه، یک شهر را نابود کنند. کاری که دقیقا مهدی قائدی انجام داده.

همواره با این جمله کلیشه‌ای که می‌گویند باید از «سرمایه‌های فوتبال حمایت شود» موافق بوده‌ام. تاکید می‌کنم بر روی واژه سرمایه. نه آنکه هر بازیکن جوانی را سرمایه تلقی کنیم و بر هر اشتباهی که می‌کند چشم ببندیم. سرمایه‌های کشورمان با توجه به بسترسازی‌ای که کرده‌ایم اندک هستند، سرمایه‌های جوان و آینده‌داری همچون سیدحسین حسینی، مهدی ترابی، صادق محرمی و مهدی قائدی. اعتقاد دارم اگر مشکلی برای‌شان چه در زمین مسابقه و چه در زندگی شخصی به وجود می‌آید از آنها تمام‌قد حمایت شود. این‌ها جوان هستند و البته کم‌تجربه. اگر سیدحسین حسینی دست و پای خود را در برنامه نود گم می‌کند و یا شبانه قهر خود را در فضای مجازی از هم‌تیمی‌هایش اعلام می‌کند نیاز به یک تلنگر و البته حمایت دارد. اگر مهدی ترابی با سایپا آنچنان به مشکل می‌خورد که حرمت بزرگ‌تر و کوچک‌تر را نمی‌شناسد با یک گوشزد نیاز به حمایت دارد. اگر صادق محرمی باانگیزه زیر سایه حسین ماهینی خسته، نام‌اش فراموش می‌شود نیاز به حمایت دارد. همه این مسائل فوتبالی و حتی شخصی جای بحث دارند، جای تبادل دارند. اما حکایت مهدی قائدی دیگر متفاوت است. احمدرضا مرده است و عقیده دارم مهدی قائدی باید تاوان این اشتباه را بپردازد.

 

لابد حکایت سرباز جنگ را خوانده یا شنیده‎اید. دوست دیرینه‌اش در وسط میدان جنگ افتاده، می‌توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته، حس کند. سنگر آنها توسط نیروهای دشمن محاصره شده بود. سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد؟ ستوان جواب داد: «می‌توانی بروی اما من فکر نمی‌کنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالا مرده و تو فقط زندگی خودت را به خطر می‌اندازی». حرف‌های ستوان را شنید، اما سرباز تصمیم گرفت برود. به طرز معجزه‌آسایی خودش را به دوستش رساند، او را روی شانه‌های خود گذاشت و به سنگر خودشان برگرداند. ترکش‌هایی هم به چند جای بدنش اصابت کرد. وقتی که دو مرد با هم بر روی زمین سنگر افتادند، فرمانده سرباز زخمی را نگاه کرد و گفت: «من گفته بودم ارزشش را ندارد، دوست تو مرده و روح و جسم تو مجروح و زخمی است.» سرباز گفت: «ولی ارزشش را داشت.» ستوان پرسید «منظورت چیست؟ او که مرده»، سرباز پاسخ داد: «بله قربان؛ اما این کار ارزشش را داشت، زیرا وقتی من به او رسیدم او هنوز زنده بود و به من گفت: می‌دانستم که می‌آیی.» - کمی صبر کنید.

روزی که رسوایی اینستاگرام مهدی قائدی به وجود آمد همان اندازه که سوژه هواداران پرسپولیس شد همان اندازه هم اسباب تاسف هواداران استقلال را به بار آورد. فقط چند ساعت کافی بود که کار به آنجایی کشیده شود که مهدی قائدی فراموش شود و نام ناصرمحمدخانی، شیث رضایی، محمد نصرتی سپر دفاعی هواداران استقلال شود. اتفاقی مرسوم که هر بار عادت کرده‌ایم یا بر روی آن سرپوش بگذاریم و یا اتفاقی دیگر را سپر دفاعی‌مان کنیم. حاضر هم نمی‌شویم یک بار جلوی این اتفاقات را بگیریم و فیصله‌اش دهیم. این چند روز اکثر رسانه‌ها نسبت به این اتفاق تلخ سکوت کرده‌اند. راست‌اش من این سکوت را یک نوع نجابت تعریف می‌کنم. ژورنالیست‌هایی که پا را روی گرایشات رنگی‌شان گذاشته‌اند و نمی‌خواهند یک الف بچه را قربانی تیترهای زردشان کنند، نمی‌خواهند آینده یک ستاره نوپا را بیش از این خراب کنند. این ستودنی است، جای احترام دارد. اما امروز باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال جای آنکه در جایگاه متهم باشد شانه‌ای تکان می‌دهد و به ژورنالیست‌‎ها و مجری فلان برنامه می‌گوید به این موضوع دامن نزنید تا مبادا تیم به حاشیه برود. امروز باشگاه استقلال سکوت کرده است و طبق سنت از فاجعه‌ای که می‌توانست با کمی تدبیر از وقوع آن جلوگیری کند شانه خالی می‌کند.

گله دارم از بازیکن‌های باتجربه استقلال، از سید مهدی رحمتی. امروز خادم حرم که همواره بازیکنان استقلال را از لحاظ سن و سال فرزند خودش نام می‌برد و احساس بزرگی می‌کند توضیح بدهد چه کاری برای مهدی قائدی زمانی که با دمپایی به محل تمرین آمده بود کرده بود؟ کاپیتان رحمتی چه پدری‌ای برای مهدی قائدی کرد آن هم درست در روزی که مهدی قائدی تمرین استقلال را به سخره گرفته بود؟

نمی‌دانم معنای کاپیتانی را چگونه برای آقای عقاب تعریف کرده‌اند، اما این را به خوبی می‌دانم تیمی که میراث بازوبندش بر دستان ناصرحجازی بسته می‌شد ایشان میراث‌دار خوبی نبودند. آقای رحمتی که می‌گویید من پدر بازیکنان جوان تیمم هستم چون سن و سالم این است و فلان، آیا توانستید به گرد پای مجتبی جباری برسید؟ آقای رحمتی شما را تنها واگذار می‌کنم به شبی که سیدحسین حسینی در برنامه نود پرده از پدری منصور پورحیدری برداشت. همان لحظه که گفت «وقتی جای خواب نداشتم و از سرما می‌لرزیدم منصورخان دست کرد در جیبش و یک چک بیست و پنج میلیونی به من داد و اجاره چند ماه خانه را هم داد.»

 

آقای قائدی ستاره نوپای ایران، باشوی کوچک و دوست‌داشتنی، فوتبال شما را تمام شده می‌دانم، شبیه به روزی که سعید سالارزاده رفت بر روی پای میلاد میداوودی، شبیه به روزی که بی‌معرفت‌های بندر مارسی «مارکو فن باستن» را نقش زمین کردند، شبیه به روزی که مجاهد خذیراوی را سلاخی می‌کردند، و یا شبیه به روزی که پیام صادقیان روبروی میثم زمان‌آبادی عین ابر بهار اشک می‎‌ریخت.

مهدی قائدی عزیز؛ هر اشتباهی تاوان دارد و این تنها شما نیستید که تاوان می‌دهید. اعدام کودکان خیلی وقت است که تمام شده است، کسی دیگر شما را آنگونه محاکمه نخواهد کرد. شما سوختید و هواداران استقلال، دلسوزان فوتبال، و رسانه‌هایی که از ترس مجاهدی دیگر زیر بار تیترهای زرد نرفته‌اند همراه با شما خواهند سوخت.

نمی‌دانم مهدی قائدی فصل بعد بازمی‌گردد به فوتبال یا نه، حتی نمی‌دانم فوتبال‌اش باز هم همانند دیروز می‌شود که هواداران پرسپولیس هم هاج و واج بمانند یا نه، اما این را می‌دانم که از همین امروز به انتظار گلی که به تور دروازه حریف بچسباند و عکس احمدرضا شاکر را از زیر پیراهن‌اش نشان دهد منتظر نخواهم ماند. آقای قائدی شما هم طبق اتفاق‌هایی که در ایران می‌افتد، امین حسن‌پور راننده نام می‌گیرد تا عدم گواهی‌نامه برای شما مشکل‌ساز نشود. دهان‌های الکلی از یاد می‌روند و چه بسا وجود سرنشینان دیگر هم انکار شود. شما با سلام و صلوات بازمی‌گردید و می‌ماند وجدانی که روزی محمد قوچانی نوشته بود. وجدانی که از شما اگر باشو ساخت چه بسا از مهدی شاکر هم جوکر ساخت. نه معنای رفاقت در میدان جنگ را درک کردی نه داغ یک خانواده را. سخت است اما ما شما را دوست نداریم آقای قائدی!

 

اعتراف می‌کنم حکایت عجیبی است. کسی که با مخ می‌خورد بر زمین، جای آنکه دست یاری به او دهیم بیشتر فاصله می‌گیریم، گویی که بدبختی‌اش مسری باشد. تا طرف نمیرد از او قدیس نخواهیم ساخت. نشان به آن نشان که روزنامه پیروزی همکار عزیزمان آقای حسین قدوسی از کمپین «نه به کاپیتانی هادی نوروزی» هم در لفافه حمایت می‌کرد و هر هفته که هادی نوروزی در زمین مسابقه از سوی هواداران پرسپولیس هو می‌شد، یک حمایت کوچک هم از کاپیتانِ تیم‌اش نکرده بود -دریغ از یک حمایت نصفه و نیمه-. اما امروز به میمنتِ مرگ و میر، هفته‌ای چندبار نامی از 24 بر روی جلد می‌بندد و شکوه و شرایط ممتاز پرسپولیس را با تکیه بر یک قدیس‌سازی، حماسی‌تر جلوه می‌دهد؛ روزنامه استقلال جوان بحث مفصلی‌تر می‌طلبد که به زودی برای هر دو روزنامه هواداری نقد نوشته خواهد شد.اما اجازه دهید صادق باشیم. هادی نوروزی آنقدر مورد هجمه قرار داشت که وقتی توپ را شلیک کرد به سقف دروازه مشهدی‌ها، در همان زمین مسابقه اشک ریخت. هیچ گونه حمایتی در کمین هادی نوروزی نبود، پس امروز چه شده است که همان‌ها که نام هادی نوروزی را برای پرسپولیس اضافی می‌‎دانستند دقیقه 24 به احترام‌اش تمام قد می‌ایستند؟ به خودمان هم نقد وارد است. چه بسا اگر جای احمدرضاشاکر؛ مهدی قائدی از دنیا می‌رفت امروز در ستایش از او می‌نوشتیم. در ستایش از پسری که نیامده رفته بود؛ درست همانند امروز که نیامده رفته است.

۵۷ ۵۵  
آی اسپورت
2018-02-11 06:03:00
نظر دهید

۵۵ نظر
امیر
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۰۴
انصافا اگه زندان حقشه و خلاف کرده باید بره ولی این روضه بی سروتهی که شما نوشتی حیف از وقتی که واسش صرف شد

احتمالا ایشون پشت رل نشسته تاوانش زندانه باید بره اما تهمت الکل و همه چی که زدی بااینکه تو گزارش نبوده پس خیلی بیشرمانه بود، اصلا از استقلال بره... بودن و نبودن یه بازیکن تکنیکی ولی با ضعف بدنی و البته جوگیر تیمی رو نابود نمیکنه ، ولی اینی که شما میگی رسما حکم اعدام یه بچه رو داری میدی خداروشکر که امثال شما حکم صادر نمیکنن




Saeed
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۴۴
اقا بحث اصلی اینه که قضیه ماستمالی داره میشه.نشون به این نشون که مردک عادل فردوسی پور یه لار هم به این قضیه نپرداخته.چون نمی خواد یه جبهه جدید برای خودش باز کنه.
عارفabadan
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۰۱
همونطور که خانم اشکریز اینجا نوشتن برخلاف میل باطنی و عقاید رنگیشون این مطلب رو نوشتند ولی خواسته یا ناخواسته بخاطر عقاید رنگیشون در همه نوشته های این خانم مطلب علیه پرسپولیس هست خانم اشکریز ما میدونستیم شما کدوم وری هستی و خوب شد شما هم اعتراف کردی و این رو هم میدونیم که اگه قاعدی بچه تهران بود بجای این اراجیف یه تومار حمایت براش مینوشتین جالبه که از آقای قدوسی انتقاد میکنی که چرا قبل از فوت مرحوم هادی نوروزی ازش حمایت نکرد بی خبر از اینکه 2 روز قبل از فوتش عکسش روی صفحه اول روزنامه پیروزی بود و همواره از مرحوم نوروزی حمایت میشد گفتی از هرزنامه کیسه جوان هم انتقاد میکنی خواستم بهت بگم لازم به انتقاد نیست اگه همین امروز تیتر همین هرزنامه رو بخونی پس فردا که دوباره چشمت بهش افتاد خندت میگیره خواهشن روزنامه ای که آقای قدوسی مینویسه رو با روزنامه ای که معلوم نیست یه کودک خردسال اون رو می نویسه مقایسه نکنید! یادمه برای کیروش چکارا که نکردی خانم اشکریز زمانی که برانکو زیر بار حرف زور نرفت رو میگم یادتونه با اینکه میدونستید حق به برانکو بود ولی به خاطر عقاید رنگی چه مطالبی علیه برانکو که ننوشتید جالبه بعد از اینکه کیروش همه مربیان ایرانی رو یکجا انداخت بیرون و به شعور مردم ایران توهین شد خبری از این مطالب شما نبود خوشحال میشم جوابتون رو در این مورد بشنوم
احمد
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۵۳
باتوجه به وضعی که تو ایران موجوده و خیلی وقتها خون بیگناه پایمال میشه، حدس زدن اینکه سرنوشت این ماجرا چی میشه کار سختی نیست. ولی بدونین با توجه به شخصیت قائدی چند سال دیگه یه ماجرای دیگه به وجود میاره. اون موقع دیگه نمیتونه از زیر بار مسوولیت فرار کنه.
شاهین
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۸
۱. جعل سند باشگاه پرسپولیس من درآوردی کیروشی پور و چهار عدد خبرنگار بیسواد است!
۲. قدوسی همیشه حامی هادی نوروزی بود و شما نمی تونین کینه و دلخوری خودتان را از ماجرای افشاگری پیرامون تیمسار خسروانی اینجوری جبران کنین!
۳. این اتفاق تمام‌شدنی نبود تا اینکه محمد قوچانی تابوی این خفقان را با تیتر تکان‌دهنده «دست از اعدام کودکان بردارید» جلد اعتماد ملی را بست. کمی صبر کنید. خدمت شما عرض کنم اونی که چنین جمله ای گفت مهدی کروبی بود!
۴. هنوز هم کودکان اعدام می شوند!
۵. شما هنوز هم گرفتار تعصب رنگی هستین
۶. امیدوارم بی خیال نویسندگی بشین!
بس
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۰۵
نوشته های شما همیشه عالی هستند.
البته منتظر کامنت زامبی ها باشید........
پیمانوف
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۱۹
این روزها زامبی ها قرمز می پوشند؟ شما چطور؟
پژمان
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۳۸
زامبی ها آبی های پایتخت هستن جهت ماسمالی گند کاری این تازه به دوران رسیده قاتل
___
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۳:۰۲
اتفاقا زامبی ها به پیج ها حمله ور میشن و صندلی ورزشگاه ها رو میشکنن
Sina
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۳۰
همونقدر که توی این ماجرا بوی گند پنهان کاری داره میاد و شفافیت وجود نداره و معلوم نیست که چی‌ شده همون قدر هم نوشته شما نشون میده که درکی از ژورنالیسم ندارین. خانم اشک ریز وظیفه یک نویسنده فقط شرح و تحلیل هست نه قضاوت. حتی وقتی‌ یک قاضی هم که وظیفش قضاوت هست تا تمام شواهد رو نبینه صحبت هارو نشنوه تحقیقات تموم نشه حکم نمیده. بعد شما خیلی‌ خوشحال برا خودتون اینجا بریدینو دوختین؟ به قول خودتون کمی‌ صبر کنید. امثال شما هم جزئی‌ از مشکلات و بدبختی ایران هستین. شما سطح سواد و درک جامعه‌رو بالا نمیبرین.
amirhossein
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۳۱
چندتا سوال برام پیش اومده و با توجه به اینکه چندبار دیدم جواب کامنت ها رو میدید ممنون میشم اگر بی پاسخ نگذارید: ۱- الکل؟ از کجا؟؟ طبق کدوم گزارش؟؟؟ براساس کدوم سند و مدرک؟ روو هوا؟ شما که به فکر ضجه های مادرها هستی بعیده اینطوری اتهام بزنی، شاید هم مدرکی داری که ممنون میشم دربارش توضیح بدی. ۲- از لحن متن اینطور برمیاد که حکم ایشون در صورتی که جرمش اثبات بشه، اعدام هست و الان داره ماست مالی میشه، براساس کدوم ماده قانون جزا این حکم رو صادر میکنید؟ کدوم تفسیر؟؟ اگر هم برداشت من از لحن اشتباه هست لطفا بفرمایید. ۳- وجود سرنشینان دیگر، به نظر کنایه زدن میاد، منظورتون چیه؟ سرنشین به ما هو سرنشین یا سرنشین خانم؟ این به کدوم استناد؟ به کدوم مدرک؟ ۴- با توجه به نوع جراحات وارده، ایشون رو راننده میدونید!! اگر اینطور باشه که مرحوم شاکر به ایشون اولی هستن در رانندگی!!! این چه استدلالیه؟ چطور این رو منصفانه میدونید؟؟ خانم اشک ریز به نظر میرسه بدجور احساسی نوشتید و خیلی از مواردی که در متن منعکس شده فرسنگ ها با واقعیت و مدارک موجود فاصله داره، شاید هم من در اشتباهم و ناآگاه
كسري
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۳۳
آقاي امير حسين اينطور كه نوشتيد به شما نمياد اينقدر درك پاييني داشته باشين و به نظر يك كم احمق مياين ، من فقط جواب چهارمتون رو ميدم ، اخه أوشكول تپه منظور از جراحات وارده ،چون به طحال و كبد قاعدي ضربه خورده يعني بر خورد جسمي با ضربه ي شديد به شكمش يعني اينكه با ترمز گرفتن فرمون محكم به شكمش خورده و باعث ضربه به طحال و كبد شده همون طور كه ضربه ي لگد دروازه بان بحرين باعث صدمه ديدن طحال دايي شد.اخه مشنگ مرحوم شاكر اگه راننده بود كه مرگ مغزي نميشد ؟؟ اخه چجوري ميگي اولي هستن؟؟؟!!! خدايا كمي عقل بده ، خدا موقعي كه عقل و فهم رو قسمت ميكرد كيسه تنان داشتن تو پيج فرشته ها زيراب زني ميكردن خخخ.مرحوم شاكر از ماشين به بيرون پرت شده و سرش محكم به زمين برخورد كرد و دچار مرگ مغزي شد . اخه خدايي اين سخته فهميدنش ؟؟؟؟؟؟ واقعا اينقدر سخته ؟؟؟؟؟؟؟ بعد ميگي اولي هستن در رانندگي ؟؟؟؟؟؟؟ برو بخواب فردا صبح ميخواين برين راهپيمايي اخه ممه ماما بابا خرج داره برو بخواب .
یاشار
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۰۱
این آقا کسری چه استدلال های برای اثبات راننده بودن قائدی کرده!
یعنی راننده هیچ وقت ضربه مغزی نمیشه و سایر سرنشینان با ضربه ی محکمی به شکم و طحالشان مواجه نمی‌شوند!!!!!

نکته: خانم اشک ریز فقط یک هوادار استقلال است .پس لطفاً نوشته هایش را در حد یک ژورنالیست ندانید و بعد از مطالعه از کنارش به آرامی بگذرید!
پیمانوف
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۴۴
این حمایتکهمیگین کجاست... من اطلاعیندارم ولی چرا حس میکنم شما پرسپولیسی هستی??? اگه درست میگم که بدون دیده بردی به گریبان خویش.. شما تو نوجونیت خطا نکردی? بی گواهی نروندی??? تو مثلا دلسوزی ولی اسم احمد ششاکر رو اشتباه مینویسی?? من بوشهریم تو مرام ما برد رفیق برد ماست, چه میدونی احمد اگه بود حتی پشت رل بودنم میپذیرفت. تو ززززززورنالیستی زورکی اومدنبا دمپایی رو کردی توهین به تیم??? ما جنوبیا عروسیم با دمپایی عربی میرین...قظاوت مختص خداست نه و که حتی رقیب محترمی هم نیستی

كسري
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۵۷
لازم شد جواب پيمانوف رو هم بدم اخه داداش اگه اسم مرحوم شاكر رو اشتباه مينويسه خودت ميگي اشتباه ولي ديگه غلط نمينويسه كه ،درست قضاوت ميكنه و ميدونه قضاوت با خداست اشتباه نوشتن فرق داره با بيسواد بودن و غلط نوشتن اين يك . اما دو تو مرام بوشهريها دمپايي پوشيدن عيب نيست ؟ عروسي هم با دمپايي ميرين !!؟؟ چقدر توجيه اخه در ثاني مهدي اونجايي كه با دمپايي رفت تهران بود و جلوي بزرگهاي مثلا استقلال!! تو مياي ابروشو درست كني زدي چشمش رو هم كور كردي!! اومدي قاعدي رو ببري بالا ندونسته تيم خودت رو خوار كردي!! مثلا بزرگهاي تيمت اونجا نشسته بودن؟؟ اونها رو با خاك يكي كردي !! اخه چقدر شما فكرتون كوچيكه آقاي قظاوت !!اگه احمد بود ميگفت من راننده هستم؟؟ يعني دروغ هم ميگين ؟؟ البته مهدي طارمي پيش از اين گفته بود.به خاطره اشتباه يه بچه اينقدر ارزش نداره خودتون رو كوچيك كنين.طرف شش ماه نيست اومده پايتخت اندازه ي يه فرد خلافكار سي ساله تو خود تهران كارهاي منكراتي داشته بعد مياي ميگي تو مرام ما جنوبيا ال و بل !!؟؟ بسه ديگه بسه چقدر لاپوشوني اخه بعد كسي هم مياد مطلب مينويسه كلي تهمت هم ميزنين .تو هم برو بخواب فردا راهپيمايي بايد بري ممه ماما بابا خرج داره برو ، كيسه برو بخواب.
كسري
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۴۷
نوشته ي خوبي بود ،هر كي خربزه ميخوره ميبايست پاي لرزش هم بشينه،توبه ي گرگ مرگ آقاي قاعدي ،واقعا خانم اشك ريز حرف حساب جواب نداره اما يه إيرادي ميگيرم به شما كه البته زياد به شما وارد نيست از بد بختي ما پرسپوليسيهاست نميدونم هر كي ميخاد به استقلاليها ايراد بگيره سريع تيم ما رو هم مياره وسط تا اون جماعت هوچي گر ناراحت نشه،خوب اين همه راجع به مثلا جعل سند ما نوشتن چرا تو اين نوشته ها اسم تيم استقلال و بعضي كثافت كاريهاش وسط نيومد تا ما ناراحت نشيم ، ؟؟چرا راجع به سوشا و صادقيان و... مطلب نوشتن يه گريزي هم به إشكالات تيم كيسه نزدن!!!؟؟؟ اما اينجا راجع به قتل و كشته شدن كسي صحبت ميشه سريع هادي نوروزي مرحوم مياد وسط بحثا !!!؟؟؟ چرا فقط چرا؟ غير از اينه كه اين جماعت كارهاشون هوچي گري و شانتاژه؟؟؟ مهدي قاعدي و طرفدارهاي كيسه ميبايست موقعي كه جيك جيك مستونشون بود ياد زمستون هم ميفتادن ، حالا دير شده ميخوان لاپوشوني كنن اما خدا جاي حق نشسته اگه بخوان همه چي رو برعكس كنن كه دنيا دار مكافات بد جور چوب خوري داره .در اخر فقط حرفم با مهدي قاعدي ،وقتي دوتيم دنبال تو بودن پدرت بخاطره صد ميليون بيشتر تورو داد به استقلال، با ماه نشيني ،ماه شوي،با ديگ نشيني سياه شوي .والسلام.
محسن
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۶:۰۲
نگاه کردم دیدم واسه همه کامنت طویل گذاشتی، دوست عزیز واقعا وجود انسانی مثل تو برای جامعه خطرناکه، تویی که بخاطر بحث استقلال و پرسپولیس قشنگ آرزوت طناب دار گردن مهدی قاعدیه....متاسفم برای تو و نویسنده این متن و امیدوارم واسه عزیزت پیش بیاد که بفهمی میتونی سکوت کنی و بخاطر طرفداری از یک تیم فوتبال حکم اعدام ادمها رو ندی، با کدوم مدرک مست بوده؟ با کدوم مدرک دختر تو ماشین بوده؟ اون خانم نوشته دمپایی.....وقتی از فرهنگ جنوب اطلاع ندارید ببندین دهن رو، ما تو عروسی هم بعضی وقتها دمپایی میپوشیم، فقط یاد گرفتین بخاطر طرفداری از یک تیم هر چرتی بگی؛اون شعر آخرتم یعنی هنرمندی....چون اومد استقلال سیاه شد اگر میومد پرسپولیس خوشبخت میشد،ای کاش بفهمیم که طرفداری از یک تیم نتیجه اش گفتن جفنگیات نیست.... دقیقا امثال تو هستن که استقلالیهاش به مرحوم هادی نوروزی بد و بیراه میگن و پرسپولیسیاش به مرحوم حجازی....ننگ به تفکر و روشت
درجواب محسن
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۰۱
دمت گرم آقا محسن جوابت محترمانه وکوبنده بود،محترم بودن از خصیصه های ما استقلالی هاس،ویکی مثل کسری نشان گر جماعت متوهم وبی ادب لنگی البته غیر از حدود ده درصد طرفدارای پیروزی یکی از اونا هم پرسپولیسی قدیمی همین سایت،بقیه متوهم و تهمت زن وحسودن
پیمانوف
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۳:۱۵
چرا انقدر مث عقد ه ایی ها درباره بقیع صحبت میکنی؟ عجولی فرزندم وگرنه تو کامن بعدی توضیح دادم.... روزی که از تمرین محرومی و اصلا نباید اونجا باشی و نمیخوای خت شی میتونی با دمپایی بری به هیشکی هم برنخورد خودشون زندن وکیلی مثل تو نمیخوان
پیمانوف
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۱۶
از دوستان عذر خواهم ب دلیل غلط های املایی کامنت قبلیم با تلوزیون تایپ کردم. خانم اشک ریز متن زیبایی هست از لحاظ دغدغه های فرهنگی و اجتماعی و استفاده کلیشه ایی از المان های سینمایی ولی از شما خواهش میکنم خرق عادت کنید و بیایید پای کامنتها از متنتون دفاع کنید و چند نکته که ذهن دوستان رو هم مشغول کرده پاسخگو باشید لظفا.... دغدغه اصلی شما از نوشتن این متن بر بنده پوشیده هست لطفا توضیح بدید خواستار انتقال چه چیزی هستید؟ ضمنا شما کدام پسر ایرانی رو سراغ دارید که بی گواهی نرونده باشه و لطفا بفرمایید وقتی از خصوصیات فرهنگی مردم جنوب اطلاع ندارید چطور حضور مهدی قایدی با دمپایی سر تمرین رو بی احترامی ب تیم میدونید؟ و گیر دادن به مهدی رحمتی رو نمیفهمم از ایشون په انتظاری دارید؟ مگر مهدی پدر و خانواده و راهنما نداره؟ انتظار داررید رحمتی بگه مشروب نخور و رانندگی نکن مهدی هم متنبه بشه؟؟؟؟ اگر جوابگوی من و دوستان باشید مرزهای ژورنالیست حرفه ایی و احترام به مخاطب رو تعریف کردید. ممنون
۳ ۱
استقلال باشرف
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۵:۰۹
این نویسنده چرا اینقد دروغگو و قمپز درکن هستش بابا جمع کن جارتا جمله کپی کردی ادای ژورنالیست هارو در میاری خجالت نمیکشی ادم دروغگو
Atlan
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۲۰
این اتفاق تو جاده های ایران واسه هرکسی ممکنه بیفته،و چرا توی مثالهاتون اثری از جوانی‌که در یک بازی بین المللی داور رو کتک زد و تف کرد بهش و دو سال محروم شد نبود؟
جاوید
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۳۵
متاسفم برای نویسنده که با این مطلب چشمه دیدن یک جوانو نداره و میخواد بزنتش زمین همین شما هستین خانم اشکریز که بویی از انسانیت نبردین طوری میگین هرکی ندونه فکر میکنه تو ماشین نشسته بودین و همه چیو میدونین دوخط دیگه ادامه داشت حکم اعدام صادر میکردین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امیر
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۳۷
همیشه ضد پرسپولیس و برانکو طومار مینوشتید افتاب از کدومور دراومده که چشمتون به حقیقت یکبار باز شده:)
مولارودی
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۴۲
من از بستگان متی قائدی هستم این اراجیف شما پیگرد قانونی داره شک نداشته باشین این نوشته به گوششون میرسه و امیدوارم جواب شمارو در دادگاه بدن.خانم به ظاهرمحترم چطور شما نمیدونی که مادر احمد با و متی تو یه اپارتمان بودن کی گفته میخوان از متی شکایت بکنن احمد ومتی برادر بودن دوتا داداش بودن این تهمتا بی جواب نمیمونه
علی
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۵۸
بهتون تبریک میگم بابت اینکه مهدی قائدی فامیلتونه. مست لایعقل بدون گواهینامه باعث مرگ یک نفر شده و دارین با رشوه دادن و هوچی گری ماست مالی میکنین. یه مثل هست که میگه تخم مرغ دزد شتر دزد میشه. قائدی تو این سن کم اینهمه خلاف مرتکب شده اگه بزرگتر شه چکار میکنه
در جواب مولاوردی
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۵
آقا اون خانم بدکاره همراه قائدی رو هم میخواین منکر بشین؟؟؟
درجواب علی
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۰۴
ایشالا خیلی زود همین بلا سرخودت بیاد وبعد تهمت مست قاتل ببندن بهت ،اونوقت دلت بسوزه ومثل ... پشیمون شی از اراجیفی که بافتی
علی
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۱۴
اگه این بلا سر من بیاد مطمئن باشین که تاوانش رو با جریمه یا زندان پس میدم چونکه پارتی و پول ندارم تا کسی ازم دفاع کنه. ولی شما با شانتاژ رسانه ای و لا ابالی گری میخواین خون اون مرحوم رو پایمال کنین.
Reza
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۴۶
مهدی قایدی به کوری چشم شما و مزدورای خبرنگار با قدرت برمیگرده ما دوستت داریم اهای مهدی قایدی
فرهاد
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۵۱
عجب ادمی هستی الان بره زندان راضی میشی؟این بچه چیکارتون کرده وای خدا
بی طرف
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۵۹
نه پرسپولیسیم نه استقلالی.فقط این یاداشتو باید چندبار خوند تاسرخابی ها منطقی بگن حق با کیه
۲
armin
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۵:۰۶
ممنون خانوم اشکریز یکی از بهترین متنهایی بود که کار کاردین
۷
amin
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۵:۱۹
مضخرف،مضخرف،مضخرف!انقدر عصبانی و متاسفم بابت این پست که قطعا اگر نویسنده این سطور احمقانه رو ببینم،چهار تا درشت بارش میکنم!خانم مثلا نویسنده فارق از رنگها!،شما تو اون ماشین نشسته بودی که تصادف شد؟؟؟!!!چطور انقدر راحت و بدون داشتن مدرک دهنت رو باز میکنی و یه جوون نوپا رو میکوبی؟؟!!به کوری چشم شما و امثال شما،مهدی قائدی با قدرت برمیگرده و دهن شماها رو میدوزه!کااااملا مشخصه بدون قصد و غرض این چرت و پرتها رو نوشتید.میدی قائدی عزیز،منتظرتیم تا دهن این یااوه گویان رو ببندی...
مجیدپرسپولیسی
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۶:۰۲
اولا تو برو مزخرف رو یاد بگیر چطور می نویسند بعدا بگو مضخرفه!!! بعد مگه شما توی ماشین بودی که اینقدر مطمئنی که این جوون نوپا بی تقصیره؟!!
ی
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۶:۳۸
عالی بود
نمیدونم الان اینایی که از قاعدی حمایت میکنن، چرا فکر میکنن خون قاعدی از خون خودشون رنگین تره؟ درسته همه اشتباه میکنن ولی من یا شما اگه بودیم، الان زندان و دادگاه بودیم
نه فقط این، حتی قضیه کارت پایان خدمت جعلی چند سال پیش!
کاشکی این حمایتای عوام و روزنامه ها و نهادها و... راجع به افراد تحصیل کرده و این جور افرادم بود ن یه مشت بی سواد
۷
شلغم شاغول بلعم باعور
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۴۴
طبق گزارش سانحه قائدی پشت فرمون بوده البته این رو منوط کرده به گزارش پزشکی قانونی که باید از نوع ضربات جسمی وارده (اصابت به فرمان اتومبیل و آسیب به ناحیه کبد و طحال) مشخص بشه در ضمن در گزارش اولیه مصرف الکل هم اومده حالا عالم و آدم جمع شدن شاید حضور اولیه آقای توفیقی در بو شهر هم به همین علت بوده که اون بنده خدا یه پولی بگیره یه دوسالی زندان بره و بعد قائدی راحت بگرده این درست نیست به هر حال عین نامردیه
اميرحسين
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۲۳:۳۷
اينقد الكي قضاوت نكنين قاعدي بنده خدا هم ك نميخاسته اين اتفاق بيفته ولي خب پيش اومده.اينقدم با اطمينان نگين ك الكل خورده بودن يا قاعدي پشت فرمون بوده ،ي درصد فكر كنين همين اتفاق براخودتون بيفته و درحالي ك مقصر نبودين با قضاوتاي الكي هم مقصر بشين هم الكلي ببينين چقد بده
Power
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۰۹
همینجوری کشکی هم نمیشه این حرفا رو زد
مسعود
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۴۲
به عنوان ١ پرسپوليسي واقعا ١ مدت از دست خزعبلاتت راحت بوديم تو رو خدا ننويس
+
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۵۸
اون روزی که اینستاگرامش هک شده و کثافت کاریاش مشخص شد همین شماها دست به دست هم دادین و به اسم سرمایه! فوتبال روی کارش ماله کشیدین البته قائدی سرمایه بود و صادقیان نبود که به خاطر خمیازه کشیدن و لمس داور نابودش کردین حالا ببینیم این یکی رو چطوری ماله میکشین
666
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰
چقدرررر جالب که نویسنده داره درباره قائدی مینویسه ولی حتما باید این وسط اسم پرسپولیس رو هم بیاره! بعد میگه گرایش های رنگی رو بذاریم کنار! یادتون میاد چقدر مقاله نوشتین و بعد هک اینستاگرامش ازش حمایت کردین؟
اميرحسين
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۲۳:۳۹
كدوم هك!!!؟؟؟اون ك طرف بعدش خودش اعتراف كرد ك اشتباه كرده و از قاعدي معذرت خاست و ملوم شد ك همش ساخنگي بود
سهیل
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۳۵
جان عزیزانتون بس کنین...بسه دیگه...یه بچه 19 ساله بود قائدی...یه جوری در مورش حرف میزنین انگار تجربه از سر روش میباره...بیخیال بابا
علی زازع
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۳۹
عالی عالی عالی
مرسی
۳
m
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۴۰
ملت جو گیر ایران مثل همیشه یه موضوع جدید پیدا کردن که به هم بپرن

اصلن به شماها چه کی پست فرمون بوده؟؟؟

مگه مملکت دادگاه و پلیس و قانون نداره؟خب اگه میخواستن ماستمالی کنن از اول تو گزارش(که ادعا میشد بیمارستان چند ساعت بعد از حادثه گزارش داده)نمینوشتن پس نمیخوان ماستمالی کنن پش شما خودتون رو خفه نکنید اونا خودشون رسیدگی میکنن

در ضمن مرحوم شاکر خانواده و اقوامی داره که پیکیر پایمال شدن یا نشدن خونش باشن

شما خبرنگارها هم اگه خیلی حق طلب و ظلم ستیز هستین برید راجبه هزاران ظلم وفساد گسترده دیگه بنویسید که البته نمیکنید اینکارو چون شماها تا وقتی حق طلبید که براتون هزینه نداشته باشه
شماها فقط درباره آدمهای فاقد قدرت ظلم ستیزید و در برابر ظلم قدرتمندان لالید
فرزین
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۳:۰۳
دم شما گرم عالی بود
۳
هاشور
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۴:۰۳
محمد قوچانی :))
Reza
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۵:۳۶
تا وقتی که به بازیکنان فوتبال بیش از لیاقتشان پول و بهاء داده شود میشود این
۱
مستطیل سبز
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۲۲:۴۷
یه مدت،فقط یه مدت بجای حرف زدن گوش کن،فکر کن.ببین دنیا چقدر قشنگ تره،چقدرچیزای جدید و جذاب داره که نمیدونستی!
میدونم خیلی تلاش کردی خوب بنویسی،روشن بنویسی،بی طرف بنویسی اما با کمال تاسف باید بگم هیچ سررشته ای در این مورد نداری.خواهش میکنم قبل از نوشتن هر متنی کمی تحقیق کن چنتا مقاله سفید و روشنم بخون،باور کن همه چی بهتر میشه
هادی
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۲۲:۵۲
مطمئنی الکل مصرف کرده بود؟خجالت بکشید،اگه این حادثه برای خودت رخ بده،فردی از بین بره،باید بگن مست بودی؟این حادثه برای من پیش امده و هزار تهمت و افترا شنیدم مانند چیزی که شما نوشتی،حرفمو با شعری از مسعود فرد منش تمام می کنم
به نام بخشنده بزرگ
داور بر حق
به نام خداوند ایثار و انصاف
خارم اگر از خاری
خارم تو مپنداری
دانم که مرا با گل
یکجا تو نگهداری
گل را تو به آن گویی
که از عشق معطر شد
آن گل که فقط گل بود
در حادثه پر پر شد
سودای تو را دارم
من از دل و از جانم
گفتند که پیدا شو
دیدند که پنهانم
گفتند که پیدا کن
خود را و تو را با هم
گفتم که پیدا هست
در هر نفس آدم
پیداست و من پنهان
من در تن و او در جان
یک آن نظری کردم
در خود گذری کردم
دیدم که نه در دوری
نزدیک تر از نوری
در راه عبور از تو
من این همه دور از تو
یک عمر نیندیشم
هیهات، تو در پیشم
چشم است که بینا نیست
در عشق که این ها نیست

آن لحظه که از نیاز، انسان

دارد نه کم از هوای حیوان

یک دانه گندم طلایی

از تشت طلا گرانبهاتر

در حادثه های ناگهانی

سالم ز مریض مبتلاتر

آسوده مباش که بی نیازی

یک آنِ دگر پر از نیازی

آنجا که تو فرعون زمانی

در تیررس باد خزانی

مهدی
دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۳۹
بچه ها اشک ریز کجای این متن از کیروش تعریف کرده؟! نکنه یادش رفته؟!
۱
mahdi
دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۱۹
خدا و کیل و بدور از تعصبات رنگی خیلی چرت بود .
مطمان باشید که آقای قاءدی به زمین برمیگردد و گل هم میزند و عکس شاکر را هم نشان میدهد
قرار نیست چون کسی مرده زندگی بقیه تا آخر عزا و غم شود. اتفاقی است ک افتاده . قاءدی ک مهدی شاکر را باماشین زیر نکرده که قاتل باشد. با هم بودند و این اتفاق افتاده. ممکن است برای هر خانواده ای بیفتد.
متاسفم برای نویسنده ی این متن ک نهایت تلاش خود را کرده که وسط ماجرا بایستد و قضاوت کند . اما کاملا اشتباه کرده
صادق
دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶، ۱۳:۱۵
من کاری به اینکه شما چه رنگی هستی ندارم کاری به اینم که چه سابقه ای داری ندارم ولی اینو میدونم که شرفت رو فروختی به جذب چهار تا بازدید کننده بیشتر اونجایی شرفت رو فروختی که ندونسته تهمت استفاده از الکل رد به یک بچه هجده ساله زدی جناب به اصطلاح ژورنالیست مهدی از من و شما و امثال شما بیشتر از فاجعه خبر داره و حالش بیشتر خرابه مطمعن باش مهدی بر میگرده اون روز این خبرتو میذارم جلوش میگم بخون ، دوست و دشمنتو بشناس ، ببین تو این مملکت چه افراد بی رحمی زندگی میکنن که اینگونه یک پسر بچه رو میکوبن اون روز مهدی جواب شما و دوستان قرمز تو توی زمین میده تا لرزه بیفته به بدنت راستی نمیخوای از دلیل واقعی مرگ هادی نوروزی بنویسی؟؟؟ نکنه هنوز نمیدونی که نیرو زا مصرف کرده؟؟
صادق
دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶، ۱۳:۱۵
من کاری به اینکه شما چه رنگی هستی ندارم کاری به اینم که چه سابقه ای داری ندارم ولی اینو میدونم که شرفت رو فروختی به جذب چهار تا بازدید کننده بیشتر اونجایی شرفت رو فروختی که ندونسته تهمت استفاده از الکل رد به یک بچه هجده ساله زدی جناب به اصطلاح ژورنالیست مهدی از من و شما و امثال شما بیشتر از فاجعه خبر داره و حالش بیشتر خرابه مطمعن باش مهدی بر میگرده اون روز این خبرتو میذارم جلوش میگم بخون ، دوست و دشمنتو بشناس ، ببین تو این مملکت چه افراد بی رحمی زندگی میکنن که اینگونه یک پسر بچه رو میکوبن اون روز مهدی جواب شما و دوستان قرمز تو توی زمین میده تا لرزه بیفته به بدنت راستی نمیخوای از دلیل واقعی مرگ هادی نوروزی بنویسی؟؟؟ نکنه هنوز نمیدونی که نیرو زا مصرف کرده؟؟
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر