فهرست
کلوپ، لیورپول و واقعیات پیش ‌رو؛ آقای معمولی و تیم معمولی‌تر
کلوپ، لیورپول و واقعیات پیش ‌رو؛ آقای معمولی و تیم معمولی‌تر

کلوپ، لیورپول و واقعیات پیش ‌رو؛ آقای معمولی و تیم معمولی‌تر

آی اسپورت - معلوم نیست واقعیات موجود درباره وضعیت خراب فعلی لیورپول چه ارتباطی با تصنیف ‌های فوق ‌زمینی جان لنون، رهبر فقید لیورپولی گروه لیورپولی بیتلز دارد که این روزها، غالب روزنامه ‌نگاران با دیدی احساسی از دریچه تلفیق موسیقی و فوتبال به پیوند یورگن کلوپ و باشگاه قرمزپوش می ‌نگرند. آقای به زعم خودش معمولی به لیورپول آمده تا به قول خودش دومین تیم پرافتخار انگلیس را به رویای اولین قهرمانی در لیگ ‌برتر برساند اما اگر به سر و وضع فعلی باشگاه و روند کاری کلوپ نگاهی بیندازیم، متوجه می ‌شویم واقع ‌بینانه ‌ترین هدف در 3 سال اول مربیگری در لیورپول می ‌تواند حضور ثابت در جمع 4 تیم برتر جدول و قهرمانی در جام‌ های درجه دومی مثل لیگ اروپا، جام حذفی یا اتحادیه انگلیس باشد.
معضل جوزدگی
لیورپولی ‌ها روزهای آخر حضور کوتاه ‌مدت روی هاجسون در این باشگاه را به یاد دارند؛ روزهایی که تحت ‌تاثیر زمزمه بازگشت دالگلیش به نیمکت مربیگری تیم، فرصت لازم به مربی چند منظوره ‌ای انگلیسی داده نشد. دالگلیش آمد و به اعتبار قبلی خود و باشگاه ضربات اساسی زد. حالا هم هرچند به راجرز فرصتی بسیار بیشتر از هاجسون داده شد اما انگار باشگاه بیش از اندازه برای داشتن کلوپ ذوق داشت؛ به حدی که هنوز از آسمان به زمین نیامده است! به نظر می‌ رسد لیورپول بیش از اینکه برای جذب کلوپ فکر کرده باشد، تنها به فکر داشتن او در آنفیلد بود. در این شرایط، سرمربی محبوب آلمانی قطعا در فصل جاری راه به جایی نمی ‌برد و در فصول بعدی تنها درصورت داشتن اختیار تام در زمینه خرید و فروش بازیکن، می ‌تواند استحاله موردنظر باشگاه را رقم بزند چه اینکه در شرایط فعلی، لیورپول به بازیکن خیلی خیلی خوب بیش از مربی خیلی خیلی بزرگ نیازمند است و کلوپ به لطف فراست ذاتی ‌اش، احتمالا در همان 72 ساعت اقامت در بندر، این نیاز را حس کرده است.
فصل آخر را به یاد بیاور
اگر بخواهیم درباره خود کلوپ قضاوت کنیم هم اوضاع را به اندازه آنچه رسانه ‌ها بزرگنمایی می ‌کنند، رویایی نمی ‌بینیم. فصل آخر حضور او دردورتموند اصلا خوب نبود. چرا؟ به دلیل از دست دادن مهره‌ های کاریزماتیکی مانند لواندوفسکی و گوتزه. جای زننده گل قهرمانی آلمان در جام‌ جهانی 2014 به تدریج خالی شد و بدون لواندوفسکی هم پازل تهاجمی، انگار چیزی کم داشت. کلوپ یک مربی به شدت احساسی است و اینگونه مربیان، معمولا در برخورد با شیوه‌ های ایذایی فوتبال (به طور مثال آن شیوه ‌ای که مورینیو در بازی منجر به از دست رفتن قهرمانی لیورپول در فصل 2012-2011 ارایه کرد) دچار آشفتگی و ایستایی ذهنی می ‌شوند. کلوپ هرچند در دوران حضوردر دورتموند به اقتضای شرایط، ترکیب‌ های گوناگونی را امتحان کرد اما در عصر جلوه‌ نمایی بیش از اندازه ستارگان (بارسای بدون مسی فعلی را تصور کنید) او هم لاجرم به چند بازیکنی متکی بود که نبودشان، سقوط دورتموند را در فصل پایانی حضورش رقم زد. او حالا در لیورپول، دغدغه به موفقیت رساندن تیمی بدون بازیکن کاریزماتیک را دارد و از این نظر مجبور به نشان دادن چشمه دیگری از توانایی ‌هایش در عرصه مربیگری است.
بازی روانی
کلوپ، عاشق بازیهای روانی قبل از هر بازی است و با همان اولین مصاحبه به عنوان سرمربی لیورپول، نشان داد چقدر به بازی کلامی علاقه دارد. شاید این اتفاق برای دیلی ‌میل، خجسته و تیترزا باشد اما برای لیورپول نه! کلوپ قابلیت وارد شدن به جنگ روانی راه ‌اندازی شده از سوی امثال مورینیو را دارد و این موضوع قطعا برای لیورپول محتاج آرامش آنهم در مرحله بازسازی از سم هم مهلک‌ تر جلوه می ‌کند. برندان راجرز درکنار تمام خصیصه‌ های فنی درخشان، استاد دوری کردن از جنگ ‌های روانی بود چون می ‌دانست نه خودش توان جواب دادن به مورینیو را دارد و نه تیمش آنقدر در موضع بالایی است که با یکی دو تنش دچار حاشیه نشود و به راهش ادامه دهد. کلوپ احساساتی در دورتموند نشان داد مایل است بخشی از توان خود را صرف جنگ روانی کند. حالا آن دسته از هواداران منطقی و پر سن و سال لیورپول نگران پیامدهای لفاظی ‌های احتمالی «آقای معمولی» در تقابل با «آقای خاص» هستند.
ترانسفر
به طور کلی هر سرمربی جدیدی علاقه‌ مند است بازیکنان موفق تیم سابقش را در باشگاه ببیند. کلوپ هم از این فاعده مستثنا نیست اما نمی ‌تواند روی بازیکنان دورتموند دست بگذارد چون باشگاه آلمانی با وجود دشمنی دیرینه با بایرن، ترجیح می ‌دهد ستارگانش را با مبلغی بالا به رقیب باواریایی بدهد و اگر هم این کار را انجام ندهد، حداقل لیورپول فعلی، اولویت فروش باشگاه و ترجیح بازیکنان تیم نیست. عملکرد کلوپ در فصل نقل و انتقالات، سرنوشت او در لیورپول را رقم خواهد زد. فوتبال کنش‌ گرای تیم، حضور بازیکنان دارای درصد تقریبا مساوی تبحر در سرعت و قدرت را ضروری جلوه می ‌دهد.
امید به آینده
لیورپول، بد یا خوب به یورگن کلوپ دل بسته است. «هوی متال» فوتبال در مواجهه با گروه «کر» هماهنگ سیتی که در سمفونی لیگ ‌برتر، گام اول و آخر و نت بالا را دراختیار دارد، دستی پر از شگفتی رو می‌ کند؛ قصه ‌های هنوز خوانده نشده، تاکتیک ‌های هنوز روی کاغذ قرار نگرفته و کلی امیدواری از جنس همان آوازهای جایگاه دوست داشتنی کلوپ به نام «اسپیون کاپ».


مرتضی یاسری‌نیا / فوتبال ایرانی
  ۱  
آی اسپورت
2015-12-11 19:44:47
نظر دهید
۱ نظر
محمد
شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۴، ۱۷:۳۴
صریحا باید بگم که آقای نویسنده هیچ دانش و اطلاعاتی از فوتبال نداشتند

اولا اینکه هیچ جنگ لفظی بین کلوپ و مورینیو در همین دیدار اخیر دو تیم چه در کنفرانس قبل بازی و چه در مصاحبه مطبوعاتی بعد بازی رخ نداد و اتفاقا هر دو با خوشرویی از هم استقبال کردند. این بازی با پیروزی 3-1 کلوپ بر مورینیو پایان یافت.

دوما گروه «کر» هماهنگ سیتی که در سمفونی لیگ ‌برتر، گام اول و آخر و نت بالا را دراختیار دارد که نویسنده در متن نوشتند، با اختلاف فاحش 4-1 در مقابل کلوپ نتیجه رو واگذار کرد و فقط کافی بود فیرمینو کمی در زدن ضربات آخر دقت کنه تا اختلاف بیشتر میشد.

سوما کلوپ در آخرین فصلش بایرن رو در جام حذفی با نهایت تدبیرو تیزهوشی شکست داد و در لیگ هم در نیم فصل اول تیم در آستانه سقوط رو در نیم فصل دوم به تیم ششم جدول تبدیل کرد.

چهارما همه چیزی که شما نوشتید مبنی بر قفل شدن ذهن کلوپ در دیدارهای حساس به عکس از اب درومده چون یک نگاهی به نتایج لیورپول از ورود کلوپ بیاندازید میبینید که ایشون در بازی های داخل خانه و در مقابل تیم های متوسط مشکل داشتند و همه بازی های بزرگ رو با پیروزی های قاطعانه پشت سر گذاشتند.

آخر از هم بگم که جمله " سرمربی محبوب آلمانی « قطعا » در فصل جاری راه به جایی نمی ‌برد " رو در ذهنم حک میکنم تا در صورت قهرمانی احتمالی لیورپول در یکی از سه جام لیگ اروپا، جام حذفی و جام اتحادیه خودت بفهمی که دیگه علیه لیورپول قلم نزنی !

لطفا از نویسنده های توانمند استفاده کنید.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر