فهرست
گزارش: لویی ون گال؛ تاریخچه‌ای از عشق و نفرت
گزارش: لویی ون گال؛ تاریخچه‌ای از عشق و نفرت

گزارش: لویی ون گال؛ تاریخچه‌ای از عشق و نفرت

آرشِ حقیقی
 
لویی ون گال و مارسلو بیلسا مربیانی بودند که لقب پدرانِ فوتبالِ مدرن در نیمه‌یِ اولِ دهه 90 را به خودشان اختصاص دادند. ون گال با وام گرفتن از توتال فوتبال و اضافه کردنِ ساختاری منظم‎‌تر و پراگماتیک‌تر به ایده‌هایِ رمانتیکِ ویک باکینگهام و رینوس میشل و یوهان کرویف، با اتکا به نسلِ طلاییِ آکادمیِ آژاکس تیمی ساخت که سه بار لیگِ هلند را برد، دو بار به فینالِ چمپیونز لیگ رسید و یک بار قهرمان آن شد. آژاکسِ ون گال در بازه‌یِ زمانیِ 7 ساله رکوردِ فوق‌العاده‌یِ 69 درصد پیروزی را به دست آورد. بعد نوبت به سنت همیشگیِ آژاکس و بارسلونا رسید و ون گال هم راهِ مربیانِ بزرگِ پیش از خودش را رفت و نیوکمپ را به عنوانِ خانه‌یِ بعدی‌اش برگزید.
ون گال سالِ 97 کارش را در بارسلونا شروع کرد و با تیمی که کاپیتانش پپ گواردیولا بود و ستاره‌هایی مثلِ فیگو و ریوالدو داشت و ژوزه مورینیو را به عنوانِ دستیارِ خودش می‌دید دوتا لا لیگا و یک کوپا دل ری برد. اما ون گال مدام با مطبوعاتِ اسپانیا و ستاره‌هایِ خودش درگیر بود. در همین دوران وقتی ریوالدو درِ دفترِ ون گال را زد و گفت: «فکر می‌کنم اگر پستِ شماره‌یِ 10 بازی کنم بهتر از اینه که چپ بازی کنم.» او جوابِ کلیدی‌ترین مهره‌اش را با نیمکت‌نشین کردنش داد (اتفاقی که نهایتا با بازگشتِ ون گال به بارسلونا باعثِ پیوستنِ ریوالدو به میلان شد). با وجودِ قهرمانی‌هایِ بارسا در لیگ، حذفِ آن‌ها از دورِ گروهیِ چمپیونز لیگِ 1998-1999 فشارِ زیادی رویِ ون گال آورد. بارسلونا در گروهِ مرگِ آن فصل با منچستر یونایتد و بایرن مونیخ (دو فینالیست نهایی) همگروه بود و موفق نشد هیچکدام از چهارتا بازی‌اش مقابلِ الکس فرگوسن و اوتمار هیتسفیلد را ببرد. در نهایت ون گال در پایانِ فصلِ بعد، فصلی که بارسلونا هیچ جامی نبرد، نیوکمپ را با این جمله‌یِ تاریخی ترک کرد: «بارسلونا تویِ تاریخش چی برده؟ چندتا چمپیونز لیگ برده؟ من توی 6 سال بیشتر از بارسلونا در 100 سال برده‌ام.»
مقصدِ بعدیِ ون گال تیم ملیِ هلند بود. هلندِ میزبان با فرانک رایکارد در نیمه نهاییِ یورو 2000 مقابلِ ایتالیایِ 10 نفره با نمایشِ بی‌نظیرِ فرانچسکو تولدو در ضرباتِ پنالتی شکست خورده بود و نیاز به صعودی مقتدرانه به جامِ جهانیِ 2002 داشت. اما تیمِ ون گال موفق نشد در دورِ مقدماتی از پسِ پرتغال و ایرلند برآید و او مجبور به استعفا شد. در همین دوران بود که شایعه‌یِ خداحافظیِ سر الکس به گوش می‌رسید و اسمِ ون گال به عنوانِ گزینه‌یِ اولِ جانشینی او مطرح می‌شد. اما سر الکس در یونایتد باقی ماند و ون گال به بارسلونا بازگشت، بازگشتی که بدترین دورانِ مربیگری‌اش را رقم زد. بارسلونا تا ژانویه‌یِ 2003، 8 بازی را باخت و در رده‌یِ دوازدهم قرار گرفت، در حالیکه فقط 3 امتیاز با منطقه‌یِ سقوط فاصله داشت. ون گال در همان ژانویه اخراج شد.
ون گال بعد از این تجربه‌یِ کابوس‌وار به آژاکس بازگشت، این بار به عنوانِ مدیرِ فنی. اما رابطه‌یِ نه چندان دوستانه‌یِ او با رونالد کومن که مربیِ تیم بود باعث شد تا همکاری‌شان یک ساله به پایان برسد: «من استعفا می‌دهم چون به نفعِ آژاکس است. این تصمیم هیچ ارتباطی به نتایجِ ضعیفِ تیم نداره.» ون گال بعد از آژاکس یک قدم عقب گذاشت تا با مربیگریِ تیم آ.زد. آلکمارک شهرتِ خوش را بازسازی کند. دو فصلِ اول او با آلکمارک موفقیت‌آمیز بود که مقامِ دوم و سوم را در لیگ برایشان به همراه داشت. اما آلکمارک در فصلِ 2007-2008 یازدهم شد و ون گال استعفا داد. اینجا بود که در چرخشی دراماتیک بازیکنانِ تیم پشتِ ون گال ایستادند و ازش خواستند یک فصلِ دیگر رویِ نیمکت بشیند. ون گال قبول کرد و در فصلِ 2008-2009 آلکمارک را بعد از 28 سال به مقامِ قهرمانیِ "اردیویزه" رساند. این موفقیتِ چشمگیر باعث شد تا بایرن مونیخ که به دنبالِ مدرن‌سازی تیم و فلسفه‌یِ فوتبالش بود رو به ون گال بیاورد.
ون گال در مونیخ با تغییراتِ زیادی که در شیوه‌یِ بازی و پستِ بازیکنان داد، شروعی نامطمئن داشت و سه بازیِ اول بوندسلیگا را بدونِ برد پشتِ سر گذاشت و به رده‌یِ چهاردهم جدول سقوط کرد. اما بایرنِ ون گال آرام آرام پا گرفت و در نهایت دوگانه‌یِ داخلی را برد و به فینالِ چمپیونز لیگ رسید، جایی که مغلوبِ اینترِ مورینیو شد. اما فصلِ بعد داستانی کاملا متفاوت داشت. بایرن تا قبل از ماهِ مارچ 7 بازی در لیگ را باخت و ون گال بازهم با ستاره‌هایش از جمله لوکا تونی درگیر شد (حتی در رختکن برایِ اثبات اینکه آدم شجاعی است به اعمالی بدوی و باورنکردنی روی آورد) و در حالیکه شانسی برایِ کسبِ قهرمانی دیگر نداشت و حتی حضورش در چمپیونز لیگِ سالِ آینده هم به خطرِ افتاده بود، ون گال اخراج شد. در بیانیه‌یِ رسمیِ باشگاه نوشته شد که «هیچ نکته‌یِ لذت‌بخشی» در فوتبالِ ون گال نبود.
بعد از بایرن مونیخ نوبت به بازگشت به تیم ملیِ هلند رسید. ون گال با تیمی که فاصله‌یِ زیادی با نسل‌هایِ طلاییِ قبلی هلند داشت، با فوتبالی جذاب و با شکست دادنِ 5-1 اسپانیا در بازیِ اول به نیمه نهایی رسید، در ضربات پنالتی مقابلِ آرژانتین شکست خورد و نهایتا با پیروزی مقابلِ برزیل به مقامِ سومِ جهان رسید. بعد از جامِ جهانی ون گال با افتخار هلند را ترک کرد و همانطور که از قبل مشخص شده بود، بالاخره راهیِ اولدترافورد شد...
 ون گال در کریسمسِ 2014 گیلاسش را به افتخارِ ژورنالیست‌هایِ انگلیسی بالا برد و برایشان از اهمیت عشق و خانواده گفت. اما درست یک سال بعد با خشمی و نفرتی که از چشمانش می‌بارید ازشان پرسید: «فکر نمی‌کنید باید از من عذرخواهی کنید؟» ون گال دسامبرِ سیاهی را در یونایتد سپری کرد، از چمیپونز لیگ حذف شد و پشتِ سر هم به بورنموس و نوریچ و استوک باخت و تیمش از رده‌یِ اولِ جدول به ششم سقوط کرد.
این فصل از تاریخچه‌یِ لویی ون گال هم به زودی به سرانجامش خواهد رسید. 
     
آی اسپورت
2015-12-27 11:58:02
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر