فهرست
در ستاش مرگ به بهانه سالگرد هشتم آیدین؛ در اوج
در ستاش مرگ به بهانه سالگرد هشتم آیدین؛ در اوج

در ستاش مرگ به بهانه سالگرد هشتم آیدین؛ در اوج

آخرین تصویری که از گری اسپید به یاد داریم به 26 نوامبر 2011 مربوط می‌شود. پشتِ خطوط منظم پارچه کت و خط‌های نامنظم دور چشم، او در استودیوی بی‌بی‌سی نشسته و از فوتبال حرف می‌زند. با مک‌آلیستر و شیرر شوخی راه‌ می‌اندازد و مسابقه من‌یو-نیوکاسل را از نزدیک تماشا می‌کند. آخرین قاب‌های او، همین‌جا به ثبت رسیده‌اند.مردِ خوش‌تیپ نیمکت ولز بعد از مسابقه، تا خانه‌اش رانندگی می‌کند و صبحِ روز بعد، جسد حلق‌آویز شده‌ او روبرویِ جیغِ بلند همسرش قرار می‌گیرد. «فرم‌خوب». این توصیفِ مجری آخرین برنامه گری اسپید درباره حضور اوست. افسردگی، استرس، مشکلات خانوادگی. شاید او در استودیو، همه چیز را پنهان می‌کرده و شاید در آستانه رسیدن به طناب هم، او شوخ‌طبعی‌اش را همراه داشته تا یک پاسخِ دراماتیک به مفهومِ زندگی بدهد. گری اسپید، در فرم خوب می‌میرد.درست مثل «میچ هدبرگ» که آخرین تصویرش، توی یکی از استندآپ کمدی‌های پرانرژی شکار شده. باز مردم را روده‌بر کرده و باز از این تجربه واقعی حرف زده که چند سال تلاش کرده تنیسور شود اما آخرش متوجه شده حتی اگر به خوبی فدرر باشد، باز هم به خوبی دیوار نمی‌تواند توپ‌ها را برگرداند و به همین خاطر به جستجویِ کمدی رفته تا مشهور شود و بتواند در اوج بمیرد. خبر مرگ او کمی بعد از یک اجرای بزرگ، در اولِ آوریل پخش می‌شود. این خبر، دروغ اول آوریل نیست و جسم بی‌جان میچ را توی هتل پیدا کرده‌اند. او در زمان دلخواهش مرده. در اوج. با اوودوزِ آخر. هر چیزی باید در اوچ زیبایی نابود شود. باورِ این جمله و باورِ اینکه دل‌بستن به آینده الزاما به اتفاق‌های امیدوارکننده متصل نخواهد شد، ضربه هشت ساله مرگ آیدین نیکخواه بهرامی را قابل‌تحمل‌تر می‌کند. پسر دومتر و یک سانتی تیم‌ملی، یک بازکن از نسل غول‌هایی بود که یک «اولین» جلوی همه افتخارات بسکتبالی ملی‌شان قرار دادند. سال‌ها از آخرِ نفس او می‌گذرد اما آیدین، با جوراب‌های راه‌راه متمایز، با پرتاب‌های راه دور دقیق و با هدبندهای سفید رو موهایِ همیشه خیس به یاد آورده می‌شود.قابِ آخر او، کمی بعد از صعود به المپیک، جستجویِ حریصانه تور بسکتبال سالن و به غنمیت‌گرفتن آن است. زیبا، در اوج. آنقدر که گاهی تصور می‌کنی شاید خود او برای لحظه‌ای وسوسه شده و فرمان را در جهت گاردریل‌ها چرخانده تا فرصت تمام‌شدن به لحظه ندهد. تا زیبایی و جوانی‌اش ار ابدی کند. نسل طلایی، هرگز بدون آیدین نتوانست. تیم در المپیک ندرخشید و چند سال بعد از سفر لندن بازماند. بال‌های پسران تیم کوتاه‌تر شده بود و پاهای‌شان بلندتر. درست بر عکس اتفاقی که برای نیکخواه‌بهرامی رخ داد. او به عنوان یک قهرمان همیشگی ماندگار شد. قهرمانی که انگار بعد از یکی از دانک‌ها، دیگر هرگز دوست نداشته به ارتفاع زمین برگردد. حالا درست هشت‌سال از مرگ آیدین در اوج دوران ورزشی او می‌گذرد و هنوز هم نمی‌شود به کژی رنگ سیاه در گوشه عکس‌های‌اش مومن بود. ستاره‌ای که لابد قبل از پیچِ آخر جاده،صدایِ آهنگ شاد ضبط ماشین‌اش را کمی بالاتر برده بود.

محمد حسین عباسی
  ۱  
آی اسپورت
2015-12-28 14:17:33
نظر دهید
۱ نظر
مصطفی
دوشنبه ۷ دي ۱۳۹۴، ۱۶:۱۵
روحش شاد دلم واسش تنگ شده
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر