فهرست
یادی از دسامبر هشتاد و نُهِ فرگوسن : ساعاتِ ناامیدی
یادی از دسامبر هشتاد و نُهِ فرگوسن : ساعاتِ ناامیدی

یادی از دسامبر هشتاد و نُهِ فرگوسن : ساعاتِ ناامیدی

در آغازِ دهه‌یِ 90 سرمربیِ منچستر یونایتد (سال‌ها پیش از اینکه به لقبِ شوالیه‌یِ سرزمینِ بریتانیا مشرف شود) با دشواریِ زیادی درگیر بود و تیمش در نیمه‌یِ پایینِ جدولِ دسته‌یِ اول دست و پا می‌زد. 8 بازی پشتِ سرِ هم بدونِ برد، شیاطین سرخ را در خطرِ سقوط قرار داده بود. روایتِ مقبول و منطقی آن دوران می‌گوید اگر یونایتد هفتمِ ژانویه به ناتینگهام فارست می‌باخت و از اِف.ای کاپ کنار می‌رفت، مربیِ اسکاتلندی‌اش هم بر کنار می‌شد. این دوران تاریک‌ترین روزهایِ مربیگریِ الکس فرگوسن بود...
 
وقتی الکس فرگوسن سالِ 86 به یونایتد آمد اولین وظیفه‌اش در اولترافورد برگرداندنِ ورقی بود که ران اتکینسون برایِ باشگاه رقم زده بود.او این ماموریت را با نجاتِ تیمِ جدیدش از ورطه یِ سقوط و تکیه زدن بر رتبه یِ یازدهمِ جدول در پایانِ فصلِ 86-87 به پایان برد. فرگوسن که دست به نوسازی‌ای همه جانبه در باشگاه زده بود، از نحوه‌یِ تمرین تیم گرفته تا سیستمِ استعدادیابی، با تمرکز روی معضلِ جدیِ عیاشیِ برخی بازیکنانش، موفق شد نظم و انضباط را به رختکن یونایتد بازگرداند. خریدهای فرگی که مهمترینشان استیو بروس، برایان مک‌کلیر و ویو اندرسون بودند موثر واقع شد و یونایتد را تا رده‌یِ ارزشمندِ دوم در جدول لیگ یک بالا آورد؛ گرچه هنوز 9 امتیاز با لیورپولِ قهرمان فاصله داشتند.
منچستر یونایتدی که قابلیتِ ادامه دادنِ چنین روندی را نداشت و هنوز به تعادل نرسیده بود فصلِ بعد دوباره به رده‌یِ یازدهم سقوط کرد.در مقاطعی از این فصل مردانِ فرگوسن چون مدعیانِ قهرمانی بازی می کردند و در مقطعی دیگر فرق چندانی با تیم های لیگِ دو نداشتند. بهرسو جایگاهِ نهایی آنها دور از انتظار بود و تیمی که به واسطه اسلوبِ محافظه کارانه‌یِ فرگی «سخت کوش، روش گرا و کسالت بار» توصیف می شد، دلِ هوادارانش را هم نتوانست به دست بیاورد.
پیش از آغاز فصل 89-90 تلاش فرگوسن برای پایان دادن به معضلِ عیاشیِ بازیکنانش به نقطه‌یِ نهایی رسید و نورمن وایت‌ساید و پل مک‌گراث، چهره هایِ محبوبِ اِسترتفورد اِند، فروخته شدند. پیش از این گوردون استراکان هم با مبلغ بیست هزار پوند راهیِ لیدز یونایتد شده بود. کمبود نام هایِ بزرگ گرچه در بلند مدت به سود تیم شد، اما در آن دوره یکی از بحث‌هایِ اصلیِ منتقدینِ فرگوسن بود. حتی خرید نیل وب، مایک فیلان و پل اینس هم تغییری در این شرایط ایجاد نکرد. فرگوسن از هنگامی که سه سالِ پیش هدایتِ یونایتد را به عهده گرفته بود 16 بازیکن با مجموع مبلغ 13 میلیون پوند خریده و 18 بازیکن را فروخته بود. تنها بازمانده‌هایِ تیمی که به او ارث رسیده بود هم برایان رابسون و مایک داکسبری بودند.
در آغازِ فصل جدید به نظر می رسید تصمیم فرگوسن مبنی بر سبُک کردنِ تیم از نام‌هایِ بزرگ محصولی مطلوب به بار آورده است. یونایتد در اولین بازیِ فصل 4-1 آرسنال را شکست داد، اما 4 شکست در 6 بازی بعد، ازجمله باخت 5-1 مقابلِ من سیتی در مِین رود، وزنِ مخالفان را بیشتر کرد و در حالیکه فرگوسن افسوس مصدومیت‌های پرشمار بازیکنانش را می خورد، به خصوص نیل وب که در بازی های ملی مصدوم شده بود، پرچمی با چنین نوشته‌ای در اولدترافورد بالا رفت: «سه سال بهونه و هنوز هم همون مزخرفه... شرت کم فرگی».
اما مربیِ تحتِ فشارِ یونایتد واکنشی به شرایط وقت نشان داد که در سالهایِ بعد به دفعات و به عالی‌ترین اشکال ممکن تکرار شد. منچستر یونایتد 4 بازی از 7 بازیِ ماه‌های اکتبر و نوامبر را برد. ولی این روندِ رو به رشد نتوانست رایِ مطبوعات را برگرداند. استیو کاری نویسنده‌یِ دیلی اکسپرس درباره‌یِ تنها باختِ یونایتد در این 7 بازی مقابل چارلتون در مقاله‌ای با عنوان "فرگیِ سوتی!" نوشت: «حقیقت این است که فرگوسن بدترین کارنامه را بین همه‌یِ مربیان یونایتد در دوران مدرن را دارد و وقتی حوصله‌یِ مردم از دست تیم شان سر برود، همانطور که حالا سر رفته، باد تغییرات بر اِسترتفورد اِند خواهد وزید.»
دسامبرِ 89 سوزِ سردی برای فرگوسن به همراه داشت. پیش درآمدِ کریسمس 4 شکست مقابل آرسنال، تاتنهام، استون ویلا و کریستال پالاس بود و تنها یک مساویِ بدونِ گل در آنفیلد. خشمِ هوادارنِ به نزدیک به نقطعه‌یِ انفجار رسیده بود. ریچارد کِرت در کتابش "متحد ایستادیم"، درباره‌یِ شکست 3-0 برابر تاتنهام نوشت: «تحقیرِ کامل! سه هیچ! ما تا می‌توانستیم بازیکنان را هو کردیم وخشم‌مان را سر مربی و مدیر باشگاه [مارتین ادواردز] خالی کردیم.» کار به جایی رسیده بود که جان بین، 28 دسامبر در دیلی اِکسپرس زیرِ عنوانِ "آخرین مقاومتِ فرگی" نوشت: «بازیِ شنبه مقابل ویمبلدون و بازیِ بعد در اولدترافورد مقابل کیو.پی.آر که همزمان است با روزِ سالِ نو در آینده‌یِ فرگوسن تاثیری مستقیم دارد. اما جدالِ دورِ سومِ جامِ حذفی، هفتمِ ژانویه با ناتینگهام فارست حیاتی‌ترین است و فرگوسن هم خوب این را می داند.»
خودِ فرگوسن هم  شرایط را پذیرفته بود: «انگار همه بازیِ جامِ حذفی را مثلِ محاکمه‌یِ من می بینن. من مشکلی با این قضیه ندارم و باهاش کنار میام چون میدونم کارم را درست انجام دادم و مشکلی هم برای انگیزه دادن به بازیکنانم ندارم. یادمون نره که این بازی همونقدر برای ما سخته که برای فارست.» بعد از تساوی 2-2 برابر ویمبلدون و 0-0 مقابل کیو.پی.آر که باز هم هو کردنِ تماشاگران را به دنبال داشت، یونایتد در شرایطی به بازیِ سرنوشت‌سازش پا گذاشت که از 35 بازی گذشته تنها 9 بازی را برده بود و مربی‌اش لبه‌ی تبر را روی گردنش حس می کرد. در سویِ دیگر فارست هم در میانه‌یِ جدول دست و پا می‌زد، اما در راهِ فتحِ جامِ اتحادیه برای دومین سالِ پیاپی بود.
قرعه‌یِ میزبانی به اسمِ فارست در آمد و چمنِ ناهموارِ استادیومِ سیتی پذیرایِ دیداری شد که تکرارِ بازیِ دورِ ششمِ فصلِ پیش به حساب می آمد؛بازی‌ای که خاطره‌یِ حذفِ جنجال برانگیزِ یونایتد به دستِ مردانِ برایان کلاف را با خود به همراه داشت. ریچارد کرت خیلی خوب این بازی را به یاد می‌آورد: «احساسِ عمومی بر این بود که شکست به معنیِ پایین آمدنِ تبرِ جلادِ مارتین ادواردز است.»
نیمه‌یِ اول به دلیلِ فشارِ بالا و محسوس‌اش چندان به یاد ماندنی از کار در نیامد. مدافعِ جدیدِ یونایتد، گری پالیستر، نقشی مهم در استحکامِ خطِ دفاعیِ تیم بازی کرد. اما با شروعِ نیمه ی دوم لحظه‌ای که یونایتد و فرگوسن به شدت محتاج‌اش بودند از راه رسید. دقیقه‌یِ 65 لی مارتین مانع از خارج شدن توپ از زمین شد و هرطور بود به مارک هیوز رساندش. هیوز هم با بیرونِ پایِ راست ارسالی عالی برای مارک رابینز کرد و رابینزِ بیست ساله که تازه سومین حضورش در ترکیب اصلی یونایتد را تجربه می‌کرد با سر توپ را به تور چسباند. اعتقادِ فرگی به جوانان‌اش در دیداری که سرنوشتِ کلِ زندگی‌اش به آن وابسته بود، جواب داد. یونایتد باور را به هوادارنش بازگرداند.
 
یونایتد بازی بعدی را در اولدترافورد به داربی کانتی باخت و دو بازیِ دیگر هم طول کشید تا دوباره طعمِ برد را، خارج از خانه مقابل میلوال، بچشد. سال نو احیایی نسبی برای یونایتد به همراه آورد و شیاطین سرخ موفق شدند 6 برد از 10 بازی به دست بیاوردند و نهایتا در پایانِ فصل با 5 امتیاز اختلاف نسبت به شفیلد ونزدیِ سقوط کرده در رده‎‌یِ سیزدهم قرار بگیرند. اما پیروزیِ یونایتد در بازیِ تکراریِ فینالِ جامِ حذفی مقابل کریستال پالاس و بالا بردنِ جام در حالیکه همه‌یِ بازی ها را خارج از خانه برگزار کرده بودند، فرصتی دوباره به فرگوسن داد. گرچه مطبوعات هنوز متقاعد نشده بودند: «خب فهمیدیم میتونی جامِ حذفی ببری. دیگه برگرد اسکاتلند.» درست است که مارتین ادوادز بعدها گفت حتی اگر فرگوسن به فارست هم می‌باخت باز هم به او وقت می دادیم، اما اهمیت این بازی در سرنوشت یونایتد و فرگوسن غیر قابل چشم پوشی است.
 یک سال بعد فرگوسن با شکست دادنِ بارسلونایِ یوهان کرویف قهرمانِ جامِ جام دارانِ اروپا شد. اما هنوز خبری از قهرمانی در لیگ نبود. تا اینکه فصلِ 1992-1993 و اولین دوره‌یِ لیگِ برتر از راه رسید و فرگوسن که دنبالِ مهاجمی جدید برایِ تیمش می‌گشت و موفق به خریدِ متیو لو تیسیه، دیوید هرست و برایان دین نشده بود، گپِ بینِ پالیستر و بروس را شنید: «این کانتونا خیلی خوبه، نمیشه گرفتش.» 26 نوامبرِ 1992 اریک کانتونا لیدز یونایتد را ترک کرد و راهیِ منچستر یونایتد شد و...
 
     
آی اسپورت
2016-01-02 17:17:23
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر