فهرست

۲۲ دی ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۹

درست روزی که درهای ورزشگاه در #عربستان سعودی هم به روی #زنان باز شد، دختر پرسپولیسی مشهدی را قبل از ورود به ورزشگاه دستگیر می‌کنند و «تحویل خانواده‌»اش می‌دهند. این فصل هم در کتاب تاریخ خواهد گذشت جنابان!
آی اسپورت
2018-01-12 20:49:31
نظر دهید

۵ نظر
پدرام
جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶، ۲۱:۳۶
همین که صحیح و سالم و خود کشی نشده تحویل خانوادش دادند نشانه پیشرفته
مهدی
جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶، ۲۲:۰۹
تا حالا فکر کردی ای کاش می تونستی مثل همه ی اون آدم هایی باشی که مسائل سیاسی براشون مهم نیست و صرف نظر از اتفاقات سیاسی و اجتماعی از زندگیشون لذت می برن ؟ ممکنه بگی اونها افراد بی مسولیتی هستند و من دارم کار شرافتمندانه ای انجام می دم . ولی داری به خودت دروغ می گی پوریا جان . مثلا اگه یک کشور قدرمتند چند میلیون سیاهپوست رو بندازه زندان به احتمال زیاد تو ناراحت نمی شی .ولی مثلا اگه ماموران ایرانی یک نفر رو از ورزشگاه خارج کنن به شدت عصبانی می شی .اگه به خاطر شرافت بود باید به خاطر سیاهپوستان هم ناراحت میشدی اما اینطور نیست . می دونی چرا ؟ چون وارد سیستم طرفداری از گروه شدی . و البته طرفداری رو به تعصب رسوندی . توی اینترنت مقالاتی رو جستجو کن که چینی ها چگونه سربازان امریکایی رو کومونیست می کردن . اونها مکانیزم طرفداری رو کشف کردن و روی اسیران امریکایی اجرا کردن و نتیجه گرفتن . بسیاری از جوون های ما ناخودآگاه وارد این مکانیزم خودکار اجتماعی شدن و اعصابشون به هم ریخته . در حالی که می تونستن از شرایط موجود هم لذت ببرن نه اینکه بزرگترین آرزشون جنگ داخلی باشه .اینکه می گن توی ایران محدودیت هست هم الکیه . تقریبا همه چیز آزاده .حتی دیسکو . همین تهران حداقل هرشب دویست نقطش پارتی برگزار میشه و مامورها هم با اینکه اطلاع دارن گیر نمیدن .یا مثلا اگه کسی دوست دختر نداره بخاطر محدودیت یا ترس از حکومت نیست . بلکه احتمالا به خاطر اعتماد به نفس پایین خودش یا ناتوانی در بدست آوردن دل دختره هست.
۲ ۳
علیرضا
جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶، ۲۳:۰۵
از کشف موجوداتی چون تو خیلی شاد شدم! یعنی یه اسکن از مغزت رو یک میلیون میخرم بخدا!
پوریا طباطبایی
جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶، ۲۳:۳۱
مهدی عزیز! صادقانه می‌گم که لحظه‌های بسیاری بوده که درگیر سیاه‌پوستان آفریقایی هم شدم؛ یا هر اتّفاق تلخ دیگه که در دنیا فکرش رو بکنی هم قلبم رو به درد آورده. اتّفاقا برای اینکه بتونم زندگی سالم و موثّری داشته باشم تصمیم گرفتم از میون تمام دردهای پیش روی دنیا، تعداد محدودی رو انتخاب کنم و توان و ظرفیتم رو خرجش کنم. معلّم شدم تا با بچّه‌ها کار کنم و کمی دنیای بهتری براشون بسازم و حتّی اینجا توی آی‌اسپورت هم خودم رو محدود به چند تا موضوع ویژه کردم که گمون می‌کنم کمتر به‌شون پرداخته می‌شه و شاید پرداخت من اثری داشته باشه. اگر این محدود کردن حوزه‌های فعّالیّت اسمش «گروه طرف‌داری» باشه هم باکی نیست.
ولی در مورد دغدغهٔ سیاسی مطمئنّم که «سیاسی» صدا زدنش چیزی از ارزش این دغدغه کم نمی‌کنه؛ دغدغهٔ اینکه نیمی از آدما به ما هو آدم بودن در این کشور اگه بخوان برن فوتبال از نزدیک ببینن، نمی‌تونن چون زن هستن. به نظرم سیاسی به معنی سیاست‌زده نیست؛ سیاسیه چون سیاست به زندگی انسانی گره خورده؛ انسانیه.
۵
من من
شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۶، ۰۲:۰۹
شروع حرفت امیدوار کننده بود ولی بعد نامربوط شد...
اتفاقا اون بخشی که جدای از بحثهای سیاسی و اجتماعی هستن شامل دو گروه میشن.. اکثریتی که صرفا قصد لذت بردن دارن... افراد معدودی که دید وسیعتری دارن و به جای وارد شدن در کنشهای سیاسی و گروهی نتایج رویدادها در بلند مدت رو تحلیل می کنن و در مواجهه با اتفاقات دچار خشم ..شادی بیش اندازه و یا درگیر شدن در کنشها نمیشن و همواره حالت ارامش درونی دارن...
شما نهایتا جزو بخش اول میشید...
اما درمورد حرفهایی که بعدش زدی... انسانها چه افرادی که دنبال لذت شخصی هستن مثل شما و چه افرادی ک وارد کنشهای اجتماعی میشن کاملا متاثر از رویدادهایی هستن که به اونها نمایش داده میشه و در معرض اون هستن... یعنی چی؟ یعنی به عنوان مثال خود تو ک عنوان می کنی هدفت لذت بردن هست اگه امروز برای خواهرت یا نزدیکانت چنین اتفاقی می افتاد دیگه از بی ربط بودنش به خودت و اهمیت نداشتن اون نمی گفتی... خود تو اگه همین امروز به عنوان مثال از محل کارت به ناحق اخراج بشی و یا مثلا برای برای رفتن به یک کلاس یا ورزش دچار محدودیت بشی مطمنا شروع به اعتراض می کنی و بعد هم دنبال اون رو می گیری برای احیای حق..چرا؟ چون اون موضوع به تو و نزدیکانت و یا مجموعه هایی که به اونها تعلق خاطر داری مربوط شده...
پوریا یه کنشگره ... پوریا یه ورزشی نویسه .. مشخصا این اتفاقات برای اون بیشتر در معرض دید و در نتیجه محل بحثه... اگه یک ملوان یا نیروی دریایی بود حتما الان داشت درمورد کشتی اتیش گرفته توییت می کرد و به عدم امداد به موقع اعتراض می کرد و ..
ب همین شکل تمامی جریانهای سیاسی در تمام دنیا تنها بر اساس رویدادهایی که به اونها مربوط میشه و یا در معرض دید و توجه جامعه اونها قرار می گیره واکنش نشون میدن... این موضوع جهانیه...
در مورد تعریفت از محدودیت نداشتن هم ک ... کلا منطق رو جا به جا کردی... الان یک ایرانی فارغ از دین و اعتقاداتش ازاده بر اساس شایستگی فردی و کاری به سمتهای سیاسی یا احتماعی برسه؟ ازاده فارغ از دینی ک داره پوشش خودش رو انتخاب کنه؟ ازاده فارغ از جنسیت رشته ورزشی مورد علاقش رو دنبال کنه؟ ازاده نظراتش رو در قالب کتاب منتشر کنه؟ ازاده با همون دوست دخترش بدون دغدغه و مزاحمت زندگی کنه و از نظر جایگاه اجتماعی مورد تعرض قرار نگیره؟ ...و هزاران مورد دیگه...
اما نکته اخر که جالب هم بود... دقیقا نشون دهنده حرفم درمورد دسته اول بودنته... اینکه به جای اینکه تاثیر ازاد نبودن رسمی "داشتن دوست جنس مخالف" رو تحلیل کنی تنها با اشاره به چند نمونه عده ای رو ناتوان معرفی کردی... اصلا درمورد اینکه رسمی نبودن این موضوع چه تاثیری بر خود روند رابطه ها داشته فکر نکردی و نمی کنی.. اصلا به اینکه همین رسمی نبودن چه تاثیری روی زندگی بخشی از جامعه ایرانی دختر/پسر گذاشته فکر نمی کنی.. اینکه دچار چه محدودیتهایی شدن... اصلا به این موضوع فکر نمی کنی که جدای از بحث بچه های زیر بیست سال این دوره این محدودیت قانونی چه تاثیری در روند اشنایی دختران و پسران نزدیک به سی و بالای سی داشته که بر اساس ساختار اجتماعی و محدودیتهایی ک داشتن از داشتن دوست مناسب و یا شریک زندگی محروم شدن و همچنان بر اساس همین محدودیتها و فرهنگ اجتماعی محیط و بستر مناسبی برای اشنایی ندارن... بماند که اصلا به روند طی شده در تغییر شکل این رابطه هاو علنی شدن اونها در سالهای گذشته فکر نکردی! و اینکه چطور از فضای بسته دهه هفتاد به این نقطه رسیده...

خلاصه کلام شما جزو دسته اول مورد بحثم هستید که مشخصا روند منطقی در کلام ندارید... و نهایتا تنها با اسیب دیدن خودتون یا نزدیکانتون متوجه موضوعات و عمق اونها میشید...

طولانی نوشتم ولی دیگه نوشتم.. منتشر کن :)
۵
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر