فهرست
سوالاتی که مایلی‌کهن و خاکپور به آن جواب ندادند: چه کسی امید را کشت؟
سوالاتی که مایلی‌کهن و خاکپور به آن جواب ندادند: چه کسی امید را کشت؟

سوالاتی که مایلی‌کهن و خاکپور به آن جواب ندادند: چه کسی امید را کشت؟

آی اسپورت - سه گل در پانزده دقیقه، رویاپردازی فوتبال ایران برای رسیدن به المپیک را تمام کرد. رویایی که شاید کمی قبل‌تر و در دور گروهی مقابل قطر، یا حتی قبل‌تر از آن و در هیاهو و حاشیه‌های تهران تمام شده بود. امیدهای ایران، این بار پرستاره‌تر از همیشه در مسابقات انتخابی المپیک شرکت کردند اما نتیجه نهایی، فرقی با گذشته نداشت. کاروان ایران، با حسرت به تهران برگشت تا یک نسل دیگر ستاره‌های آینده ما، رویاهای‌شان را در جایی غیر از المپیک جستجو کنند. بازگشتی با حسرت، و البته دنیایی از سوال‌های بی‌جواب که مسیر امیدهای ایران را از ریو، به تهران تغییر داد.

سوال اول: حاجی و دوستان
حبیب کاشانی بعد از انتخاب به عنوان مدیر تیم امید، با زلاتکو کرانچار وارد مذاکره شد و تا او را دوباره به ایران بیاورد. کرانچار کارنامه خوبی داشت، برخورد با بازیکنان جوان را بلد بود و جو فوتبال ایران را هم بهتر از هر مربی خارجی می‌شناخت. کاشانی در بسته شدن پرونده حضور کرانچار در تیم امید مقصر نبود، اما سوال اینجاست چرا در انتخاب بعدی سراغ گزینه‌هایی کاملا متفاوت رفت؟ محمد خاکپور، پیش از نشستن روی نیمکت تیم امید فقط چند ماه سابقه سرمربیگری در استیل آذین را داشت. تیمی که در پایان آن فصل به لیگ یک سقوط کرد. خاکپور برای انتخاب کادرفنی، به جای یک مربی باسابقه، سراغ هادی طباطبایی به عنوان دستیار اول رفت. اوضاع طباطبایی از خاکپور هم بدتر بود و او برای اولین بار، نقشی غیر از مربی دروازه‌بان‌ها را تجربه می‌کرد. مدتی بعد محمد مایلی‌کهن که از 4 تیم آخرش دو تا را به لیگ یک فرستاده بود و هیچ تیمی سراغش نمی‌رفت، مدیریت فنی تیم را به عهده گرفت و مجتبی تقوی که در آخرین تجربه سرمربیگری فقط 10 هفته روی نیمکت ذوب آهن دوام آورد به عنوان مشاور فنی تیم انتخاب شد. دو گانه بی‌سابقه و بدسابقه، که حتی در دو مسابقه پیاپی نتوانستند به ترکیب ثابتی برای تیم امید برسند.

سوال دوم: تغییر بی‌فایده
محمد خاکپور با نظر مایلی‌کهن، چشمی را از پست هافبک دفاعی به مدافع میانی انتقال داد. تغییری که ستاره این فصل استقلال را به بازیکنی سردرگم و پراشتباه تبدیل کرد. بدتر اینکه جای خالی یک بازیکن درگیر و تخریبی مثل چشمی، در خط هافبک تیم امید دیده می‌شد. سوالی که هنوز بدون جواب مانده، این است که با حضور کنعانی و دانشگر، چه اصراری به حضور چشمی در خط دفاع وجود داشت؟ کادرفنی تیم امید، حتی حجت حق‌وردی مدافع میانی آماده ذوبی‌ها را هم به تیم امید دعوت نکرده بودند. حق‌وردی در تهران ماند، دانشگر و کنعانی یک خط درمیان روی نیمکت نشستند و چشمی با جاگیری‌های اشتباه در پست غیر تخصصی، به پاشنه آشیل تیم امید تبدیل شد.

سوال سوم: سیستم چرخشی
از روز اول و بازی با سوریه تا روز آخر و بازی با ژاپن، خاکپور و دوستانش نتوانستند به یک ترکیب ثابت برای تیم امید برسند. سه پست از 11 پست تیم امید در تمام بازی‌ها ثابت بود و در 8 پست دیگر، حداقل دو نفر مختلف امتحان شدند. احسان پهلوان و میلاد کمندانی، زمانی که در ترکیب حضور داشتند نمایشی فوق العاده ارائه دادند اما با این وجود، بازی بعد دوباره روی نیمکت رفتند. در این سیستم چرخشی علاوه بر چشمی، بازیکنانی مثل کنعانی، ترابی و میلاد محمدی هم مجبور شدند در پست غیر تخصصی به میدان بروند. چطور تیم امید بعد از چندین بازی رسمی و غیررسمی و اردوهای مختلف، نتوانسته بود به ترکیب مشخصی برسد؟

سوال چهارم: چشم‌های کاملا بسته
در روزهایی که بازیکنان تیم امید هر بازی جابجا می‌شدند، ارسلان مطهری در همه بازی‌ها بازیکن ثابت تیم امید بود. حتی بعد از نود دقیقه دویدن و خستگی بی‌امان مقابل ژاپن، کادرفنی تیم امید او را در زمین نگه داشت و حتی مهاجم دیگری برای کمک به او به ترکیب تیم اضافه نکرد. مهاجمی به زمین نرفت، چون هیچ گزینه‌ای جز مطهری همراه تیم امید به قطر سفر نکرده بود. کادرفنی تیم امید قبل از سفر به قطر، روی نام بازیکنانی مثل برزای و درویشی خط قرمز کشید و تیم را با چند مهاجم کناری و فقط یک بازیکن با توانایی بازی در پست مهاجم هدف به قطر برد. در وقت‌های اضافی بازی با ژاپن، خستگی مطهری و نبود هیچ آلترناتیوی برای او، بیش از قبل تاوان سنگین این تصمیم را به رخ کشید. محمد خاکپور ستاره‌های دیگری مثل نوراللهی، اسماعیلی‌فر، آقایی، مهدی‌پور و رضاوند را هم به بهانه‌های مختلف به تیم امید دعوت نکرد اما در پست مهاجم هدف، او با حذف ستاره‌های استقلال و گسترش هیچ بازیکنی جز مطهری در لیست تیمش نداشت.

سوال پنجم: دشمن فرضی
تا قبل از مصاحبه‌های تند مایلی‌کهن علیه کی‌روش، رابطه سرمربی تیم ملی با کادرفنی تیم امید کاملا خثی بود. مایلی‌کهن به عنوان مدیرفنی تیم امید، با مصاحبه علیه کی‌روش جرقه درگیری را زد و ماجرای حضور آزمون و جهانبخش در تیم امید به جای تیم بزرگسالان، آتش این اختلاف را شعله‌ورتر کرد. دو بازیکنی که در نهایت همراه تیم امید در مسابقات انتخابی المپیک شرکت نکردند و حضورشان در مرحله اول انتخابی، عملا بی‌فایده بود. حتی زمانی که کی‌روش به دستور رئیس فدراسیون مصاحبه‌ای درباره تیم امید نکرد، مایلی‌کهن از موضعش کوتاه نیامد و هنوز، در هر مصاحبه‌ای به سرمربی تیم ملی حمله می‌کند. دو گانه مایلی کهن – کی‌روش، فرصتی برای تسویه حساب حاجی و دوستانش با سرمربی تیم ملی بود، اما برای تیم امید نتیجه‌ای جز حاشیه‌های پرتعداد و کم شدن محبوبیت بین افکار عمومی نداشت. مایلی کهن مثل همیشه بیشتر از حریف، درگیر جنگ با دشمن فرضی بود. دشمن فرضی که برای شکست دادنش امیدهای ایران گروگان گرفته شدند. کاشانی قبل از انتخاب مایلی‌کهن، رفتارهای او را نمی‌شناخت؟


هفته نامه فوتبال ایرانی
  ۱  
آی اسپورت
2016-01-26 15:33:38
نظر دهید
۱ نظر
aref
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ۲۲:۵۵
خیلی راحته چون جواب داخل خود سوال هست...
چه کسی امید را کشت؟ جواب: مایلی کهن+خاکپور
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر