فهرست
وعده با ما وحید هاشمیان، همین‌جا، برنامه 90
وعده با ما وحید هاشمیان، همین‌جا، برنامه 90

وعده با ما وحید هاشمیان، همین‌جا، برنامه 90

« هر روز یه بهونه می‌گیره. یه روز میگه زمین کجه. یه روز میگه چرا هواپیما تکون زیاد داشت. یه روز میگه..... دیگه خستمون کرده.»
این نقل قول یکی از نزدیکان دادکان در فدراسیون است زمانی که وحید هاشمیان از تیم ملی قهر کرده بود و اختلافاتی بر سر بازگردان یا نیامدنش به تیم ملی وجود اشت. این توصیف یکی از باحوصله‌ترین نزدیکان دادکان بود از بهانه‌های هرروزه یکی از حرفه‌ای ترین فوتبالیست‌های ایرانی.
حرفه‌ای؟حرفه‌ای بامتر و معیارهای داخلی. به هر حال وحید هاشمیان سالها در آلمان بازی کرده، در آلمان زندگی می‌کند، در آلمان کلاس مربیگری می‌رود. برای مایی که دوروبرمان علی دایی را دیده‌ایم که از زمین مسابقه با تابلوی تعویض بیرون رفته و روی نیمکت مربی‌گری نشسته یا نمونه‌های مربیان داخلی با کمترین سواد و دانش فنی را دیده‌ایم وحید هاشمیان یک از فرنگ برگشته است.
او اوایل یک «تمایز» بود در فوتبال روزمره ما. یک نفر که از پایه شروع کرده تا به اوج برسد. منتظر بودیم استارت بزند تا تمایزش را ببینیم. خروجی این کلاس مربیگری و زندگی در آلمان فقط یک چیز بود. مصاحبه‌های تحقیرکننده، نگاه از بالا و قیاس فوتبال ایران و آلمان.شاید در حد مقایسه همون موتورگازی و بنز معروف. تعداد مصاحبه‌ها بیشتر شد. یکی،دوتا،10 تا و این آخر دیگر رسید به تمسخر. تمسخر جلال چراغپور و نقطه‌بازی‌اش در برنامه 90. هیچ خبری از عمل نبود.
چرا؟ چرایش را از هاشمیان پرسیدیم. از دست‌های پشت پرده گفت و لابی و مدیران نالایق و چه و چه و چه. دیگر خبری از تمایز نبود. این حرفها تکراری بود. همان حرفهایی که در این سالها گوشمان از شنیدنش پر شده. نگاهی به مصاحبه‌های امیرقلعه‌نویی، مایلی‌کهن، جلالی و .... بیندازید و تا دلتان می‌خواهد از این واژه‌ها پیدا کنید. برای زدن این حرفها که دیگر نیازی به تمرینات بایرن مونیخ و شاگردی گواردیولا و پیشرفته‌ترین کلاسهای مربی‌گری نیست.
او در تیم ملی هیچ وقت شماره یک نبود. آن زمان می‌گفت به خاطر علی دایی. بعد از دایی هم نشد. می‌گفت چون دیگر از سنش گذشته است. از تیم بلاژ رفت. می‌گفت بلاژ یک شومن است. با برانکو خوب نبود. می‌گفت برانکو با بازی دادن به مسن‌ها جوانها را نابود می‌کند. قهر کرد. می‌گفت این فوتبال با این سیستم و مدیران به جایی نمی‌رسد. رفت المان. گفت تیم ملی من را به هیچ جا نرساند. من با تلاش خودم به موفقیت رسیدم. خلاصه این که وحید هاشمیان هیچ وقت نبود. هیچ وقت آن زمان که باید بود نبود. الان هم نیست.
چون لابی ندارد؟  چون به بازی‌های پشت‌پرده وارد نیست؟ مگر یحیی لابی دارد؟ مگر منصوریان بازی پشت‌پرده بلد بود؟ مگر ویسی فامیل فلان رئیس و بهمان وزیر است؟
چون تحویلش نمی‌گیرند؟ مگر مهدوی‌کیار ا تحویل گرفتند که رفت تیم‌نوجوانان و از اعتبار و آبرویش در آلمان خرج کرده تا هر کاری می‌تواند بی‌سروصدا برای فوتبال پایه این مملکت انجام دهد.
اتفاقا هاشمیان چه بد کسی را برای تمسخر انتخاب کرده. جلال چراغپور. چقدر شبیهند. چراغپور هم در هیچ تیمی نماند. با هیچ کس کار نکرد. رفت و قهر کرد و رفت. چون اینجا ایران است. کار کردن شاید دانش فنی نخواهد. شاید لابی بخواهد. اما حتما جان‌سختی هم می‌خواهد. حتما پوست کلفت‌بودن می‌خواهد. جنگیدن با داور و زمین و زمان و فدراسیون و دلال و .... را در دانشگاه‌های آلمان به کسی یاد نمی‌دهند. اینجا در همین فوتبالی که وحید هاشمیان منتقد درجه یک آن است باید یاد گرفت. اگر یاد نگرفتی میشوی جلال چراغپور که با کلی دانش فنی هم باید بنشینی پشت تریبون 90 و شکلک هندسی بکشی تا یکی مثل وحید هاشمیان بیاید و مسخره‌ات کند. همین‌جا. در همین برنامه 90 و با شکلک‌هایتان منتظرتان هستیم آقای هاشمیان.
وحید هاشمیان بی‌شک افتخار ماست. اگر افتخاری بیافریند.
     
آی اسپورت
2016-01-28 00:15:54
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر