فهرست

در دفاع از وحید هاشمیان؛ مزیتِ ناسازگاری!

یک/ مجید جلالی و جلال چراغپور؛ انتخاب‌های شاهکار عادل‌فردوسی‌پور برای تحلیل تیم ملی امید در استودیوی نود بودند. مردانی که قرار بود دو طرفِ یک مناظره جذاب باشند اما درست مثل همیشه به عبارت‌های تکراری و تاسف‌بار چسبیدند تا از کیانِ مربی وطنی دفاع کنند و برای سرزنشِ حذفِ امیدها؛ سه دهه در طولِ تاریخ عقب بروند. پرفورمنس آقامعلم‌ها در  نود؛ هیچ زاویه‌ای از بحران تیم خاکپور را روشن نکرد و از این کارشناس‌های همیشگی؛ سوژه‌هایی برای شوخی در شبکه‌های اجتماعی ساخت. وقتی عادل هر چند دقیقه یک بار با سندی تازه؛ ادعای مجید جلالی را رد می‌کرد و وقتی تحلیل خام دستانه چراغپور در برش دو دقیقه‌ای از بازی با ژاپن قرار بود ماهیت یک تیم پرتغییر و پرنوسان را به مخاطب بشناساند؛ انتظاری به جز استقبال ویژه توئیتری‌ها از این دو چهره نمی‌رفت. حقیقتِ محو شده در صحبت‌های جلالی و تاکیدِ خنده‌دار چراغپور به «عدم نالج آو د گیم»؛ بعد از برنامه حجم زیادی از کامنت‌ها و توئیت‌های بامزه ایرانی را رقم زدند. یکی از این شوخی‌ها نیز در صفحه وحید هاشمیان اتفاق افتاد. واکنشی که شاید خیلی‌ها انتظارش را از سلبریتی ساکت ایرانی نداشتند. وحید؛ اشکالِ هندسی تحلیل کارشناس کهنه‌کار نود را به دستمایه شوخی اینستاگرامی‌اش کرد و به خاطر همین رفتار مورد انتقاد قرار گرفت. انتقاد از سویِ گروهی که معتقد بودند او نباید به سبک قاطبه مردم؛ به ماجرایی شبیه این واکنش نشان بدهد. که باید به تک‌چشمیِ آنالیزهای جلال‌ها و جلالی‌ها لبخند بزند و بعد از حذفِ بعدی؛ دوباره انتظار حضورشان در نود را بکشند. حضورِ آن‌ها که همیشه تحلیل می‌کنند تا همیشه ببازیم.
 


 
دو/ گم کردن ردِ افتخار در پرونده ملی وحید هاشمیان؛ تنها از عهده فوتبال بی‌رحم و فراموش‌کار ایران برمی‌آید. فوتبالی که دو هزار گل ملی به جزایرِ کوچک جنوب شرق آسیا به حافظه‌اش سپرده می‌شوند تا از یاد ببرد که مرد شماره 9؛ در کدام بازی مرگ و زندگی با یک بغل پای به سقفِ دروازه؛ نبضِ زندگی را به رویای صعود به جام جهانی 2006 برگرداند. امروز از نام یحیی، برای کنایه زدن به هاشمیان استفاده می‌شود اما حتما گل‌محمدی به خاطر دارد که یک دهه قبل؛ گل به خودی او در بازی با قطر را چه کسی تلافی کرد تا ایران یک بازگشت باشکوه در دوحه را پشت سر بگذارد. فردایِ گل یحیی به ایران در بازی حساس با قطر؛ روزنامه‌ها نوشتند که یک طرفدار جوان تیم ملی در آن لحظه به خاطر فشار زیاد سکته کرده و از دنیا رفته است. تیتر درشت‌تر اما شمایل خونسردانه هاشمیان. ستاره‌ای که لازم‌اش داشتیم. ستاره‌ای که بود. در جای درست بود تا ضربه نهایی را بزند و قهرمانِ اول 3-2 فراموش نشدنی تیم ملی باشد. فروردین 84 را هنوز هم با او به یاد می‌آوریم. با گل‌های تماشایی‌اش به ژاپن که همان روز ایران را جهانی کردند. با همان خونسردی؛ با همان دست‌های رو بالا؛ همان ژست پرواز. مهاجمی که اوج می‌گرفت و اوج. تا در آلمان هلی‌کوپتر شود و در ایران؛ سرزنش.
 


 
سه/ سال‌ها زندگی در آلمان؛ این باور را در ذهن وحید هاشمیان شکل داده که نباید با فوتبال ایران سازگار باشد. همه این بی‌نظمی‌ها، همه این حواشی، همه این نابلدی‌ها در مدیریت؛ همه این شکست‌های متوالی و همه این فجایعِ تبدیل شده به عادت؛ جایی خارج از اتوپیای مدنظر او هستند. اتفاقا؛ همین بهانه کافی است تا برای دوباره ساختن فوتبال ایران به او نیاز داشته باشیم. به چهره‌ای که در عادت تعارف و تایید دست و پا نمی‌زند و رضاِ جاودانیِ درون‌اش را مهار کرده تا در مقابل هر حرفی که شنید؛ سر تکان ندهد و لبخند نزند. هر جامعه‌ای برای ساخته شدن، بیشتر از هر چیز به ناسازگارها نیاز دارد. چهره‌هایی که لزوم پایداری ساختارها در یک نظم اشتباهی و دلخراش را درک نمی‌کنند. قهر هاشمیان با تیم ملی، نقطه روشنی در کارنامه او نیست اما فراموش نکنیم که او؛ در آخرین روزهای بازی‌اش؛ مهره نیمکت نشین پرسپولیس بود و هیچوقت مصاحبه‌ای انجام نداد تا به این جایگاه اعتراض کند و درست بر خلاف بسیاری از هم‌تیمی‌ها؛ با سرمربی تیم قهر نکرد و زمینه‌ساز بحرانی شدن شرایط قرمزهای تهران نشد.
 
 


چهار/ هاشمیان شاید یکی از عجیب‌ترین ستاره‌های تاریخ فوتبال ایران است. چهره‌ای که مدل موهایش هیچوقت سوژه مجله‌های لایف استایل نشده؛ شادی‌هایش هرگز رنگ اغراق نگرفتند و در مصاحبه‌هایش تیترهای جذابی به روزنامه نگارها نداده است. هرگز عجیب نیست اگر از مقایسه او با جلال چراغپور متعجب شویم. چرا که از بین این دو نفر؛ فقط یک نفر آن‌ها مهاجم ثابت تیم ملی بوده؛ فقط یک نفر به جلسه‌های تمرینی بهترین مربی‌های دنیا رفته و پیراهن شماره 9 بایرن مونیخ را بر تن کرده است. از میان آن‌ها؛ فقط یک نفر به تصور زندگی در قرن قبل؛ به تلفظ‌های غلط انگلیسی برای به دست آوردن توجه مخاطب تکیه زده و فقط یک نفر در آیتم سوزناک نود مشغول عجز و لابه شده تا شاید دوباره در پستی جزئی به فوتبال ایران برگردد. البته که وحید؛ آن ستاره مکش مرگ مایِ محبوب نیست که با ژست‌های رنگی و لابی‌های فوتبالی تیم بگیرد و با سرعت سی ذکر بر دقیقه؛  تیم‌اش را در کنار زمین هدایت کند اما دوران چراغپورهایی که تیم گرفته‌اند هم خیلی وقت است که تمام شده. پس مراقب وحیدها؛ مراقب واقعیت؛ مراقبِ آینده باشیم.
 
 
 
 
 
  ۲  
آی اسپورت
2016-01-28 15:11:02
نظر دهید
۲ نظر
نیلوفر کنگرانی
جمعه ۹ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۵۱
1-نکته جالبیه که یک متن چند صد کلمه ای در حمایت از وحید هاشمیان فعلی نوشته بشه به واسطه گلهای حساس و بغل پای زیبایی که زده و توی همین متن به علی دایی کنایه فعلی زده بشه که افتخارات و سیاهه گلهاش مطمئنا دهها برابر وحید هاشمیان بوده. کسی که گل وحید هاشمیان رو فراموش کرده ذهن فراموشکار فوتباله و مشخص نیست کسی که گلهای دایی رو فراموش کرده چه لقبی داره!
2سال‌ها زندگی در آلمان؛ این باور را در ذهن وحید هاشمیان شکل داده که نباید با فوتبال ایران سازگار باشد! این ژانر نیازی به زندگی در المان نداره. ناصر حجازی و محمد مایلی کهن سالهاست با این ژانر زندگی کردن. هاشمیان فقط میتونه نمونه آلمانیزه شدشون باشه.
3-متن قبلی کوچکترین حمایتی از جلال چراغپور نداشت. حرف این بود که جلال چراغپور بد. وحید هاشمیان هم جلال چراغپور آینده است. او هیچ چیزی در مربیگری این مملکت نمیشود. این جمله رو حتما توی حافظه تاریخیتون نگه دارید تا آینده با هم صحبت کنیم. کما این که یحیی گل محمدی که گل به خودی زده(هنوز متوجه نشدم گل به خودی او چه ارتباطی به بحث لابی نداشتنش در مربیگری دارد) مربی بسیار موفقی است.
4.5.6
نیلوفر کنگرانی
جمعه ۹ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۵۱
1-نکته جالبیه که یک متن چند صد کلمه ای در حمایت از وحید هاشمیان فعلی نوشته بشه به واسطه گلهای حساس و بغل پای زیبایی که زده و توی همین متن به علی دایی کنایه فعلی زده بشه که افتخارات و سیاهه گلهاش مطمئنا دهها برابر وحید هاشمیان بوده. کسی که گل وحید هاشمیان رو فراموش کرده ذهن فراموشکار فوتباله و مشخص نیست کسی که گلهای دایی رو فراموش کرده چه لقبی داره!
2سال‌ها زندگی در آلمان؛ این باور را در ذهن وحید هاشمیان شکل داده که نباید با فوتبال ایران سازگار باشد! این ژانر نیازی به زندگی در المان نداره. ناصر حجازی و محمد مایلی کهن سالهاست با این ژانر زندگی کردن. هاشمیان فقط میتونه نمونه آلمانیزه شدشون باشه.
3-متن قبلی کوچکترین حمایتی از جلال چراغپور نداشت. حرف این بود که جلال چراغپور بد. وحید هاشمیان هم جلال چراغپور آینده است. او هیچ چیزی در مربیگری این مملکت نمیشود. این جمله رو حتما توی حافظه تاریخیتون نگه دارید تا آینده با هم صحبت کنیم. کما این که یحیی گل محمدی که گل به خودی زده(هنوز متوجه نشدم گل به خودی او چه ارتباطی به بحث لابی نداشتنش در مربیگری دارد) مربی بسیار موفقی است.
4.5.6
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر