فهرست
چرا مربیان ایرانی بین افکار عمومی محبوب نیستند؟ / کله آهنی!
چرا مربیان ایرانی بین افکار عمومی محبوب نیستند؟ / کله آهنی!

چرا مربیان ایرانی بین افکار عمومی محبوب نیستند؟ / کله آهنی!

آی اسپورت - «اگر مربی ایرانی این نتایج را می‌گرفت، او را اعدام کردند.» این عبارت، یکی از پرکاربردترین جملات در مصاحبه‌های اغلب مربیان ایرانی است. مربیانی که اعتقاد دارند نگاه افکار عمومی به آن‌ها منصفانه نیست و در شرایط برابر با مربیان خارجی مقایسه نمی‌شوند. مقایسه برخورد افکار عمومی با حدف تیم قلعه‌نویی و قطبی با کی‌روش از جام ملت‌های آسیا، تا حدودی این ذهنیت را تقویت می‌کند. در نظرسنجی‌های مختلف هم، مربیان خارجی همیشه اقبال عمومی بیشتری از مربیان داخلی داشته‌اند. از نظرسنجی برنامه نود برای انتخاب سرمربی تیم ملی در دوره کمیته انتقالی گرفته تا نظرسنجی سایت پرسپولیس پیش از لیگ دوازدهم برای انتخاب سرمربی جدید این باشگاه. سوال اینجاست چرا طرفداران فوتبال، نگاه خوشبینانه‌ای به مربیان داخلی ندارند؟ چرا مایلی کهن، خاکپور یا درخشان، هیچوقت به اندازه کی‌روش و برانکو بین افکار عمومی طرفدار پیدا نمی‌کند؟

بیزینسمن‌های ناموفق
بعد از انتخاب خاکپور به عنوان مربی تیم امید، هیچکدام از مربیان داخلی لیگ به این تصمیم اعتراضی نداشتند. کانون مربیان، در بیانیه‌ای از سرمربی جدید تیم امید حمایت کرد و مربیان داخلی هم خوشحال از اعتماد حبیب کاشانی به یک مربی جوان ایرانی بودند. هیچکدام، به این فکر نکردند که شاید نسل پرستاره امیدهای ایران، فدای ماجراجویی مایلی کهن و بی‌تجربگی خاکپور شود. از نظر بسیاری از آن‌ها، کی‌روش به عنوان دستیار سابق فرگوسن برای هدایت تیم ملی ایران شایسته نبود اما خاکپور با چند هفته سابقه مربیگری، کیفیت لازم برای نشستن روی نیمکت امیدهای ایران را داشت. همین رفتار دوگانه و حمایت‌هایی از این دست، باعث تقویت این ذهنیت شده که منتقدان مربیان خارجی بیش از هر چیز، نگران امنیت شغلی خودشان هستند. اینکه با ورود کی‌روش، برانکو، اسکوچیچ، تونی، کرانچار و موفقیت آن‌ها، جا برای مربیان ایرانی محدودتر از گذشته شود. مجید جلالی در مصاحبه‌هایش، بارها از این حرف زده که برای سنجش مربیان نه به پاسپورت آن‌ها، که باید به عملکردشان نگاه کرد. در عمل، جلالی همیشه از مایلی‌کهن حمایت می‌کند و در کنار او، منتقدان اصلی برانکوی 2006 و کی‌روش 2014 بودند. دو مربی موفق خارجی، که آخرین تجربه حضور ایران در جام‌های جهانی را رقم زدند.

راه میانبر
افشین قطبی، علی دایی و امیر قلعه‌نویی، آخرین مربیان داخلی تیم ملی بودند. قبل از نشستن روی نیمکت تیم ملی دایی و قطبی کمی بیشتر از یک سال و قلعه‌نویی، 4 سال سابقه مربیگری در لیگ برتر را داشتند. قبل از آن‌ها هم محمد مایلی‌کهن، اولین تجربه سرمربیگری را روی نیمکت تیم ملی بدست آورده بود. خاکپور هم با مسیر مشابهی به نیمکت تیم امید رسید. در ایران، سخت می‌توان مربیانی پیدا کرد که مثل برانکو در مربیگری قدم به قدم جلو بروند یا مثل کی‌روش، بعد از موفقیت در تیم‌های پایه یا دستیاری مربیان بزرگ به صندلی سرمربیگری رسیده باشند. بسیاری از مربیان ایرانی حتی بعد از سال‌ها تجربه هم از مسیری غیر از اثبات توانایی‌هایشان بین تیم‌های مختلف جابجا می‌شوند. لیگ یازدهم، پرویز مظلومی در استقلال جایش را به امیر قلعه‌نویی داد. مظلومی پس از جدایی از استقلال، با دو تیم مختلف به لیگ یک سقوط کرد و کارنامه موفقی در بندرعباس و کرمان نداشت اما این فصل دوباره به نیمکت استقلال رسید. مظلومی بعد از اخراج لیگ یازدهم، چه موفقیتی در این 4 سال بدست آورد که مدیران استقلال دوباره تیم‌شان را به او سپردند؟ فصل پیش حمید درخشان، از مسیری عجیب‌تر جای دایی را روی نیمکت پرسپولیس گرفت و پررنگ‌ترین نمونه این موارد، انتخاب مایلی کهن به عنوان سرمربی سایپا بعد از دیدار با رئیس جمهور بود. استفاده مربیان وطنی از راه میانبر، یکی از عواملی است که اعتماد عمومی به مربیان داخلی و شایستگی آن‌ها را کمتر می‌کند.

ضد قهرمان
چند روز پیش از شروع لیگ هفتم، پرسپولیس برای اولین بار افشین قطبی را به ایران آورد. قطبی در کمتر از یک ماه، توانست به محبوبیت فوق العاده‌ای برسد. محبوبیت زودهنگام قطبی نه به واسطه نتایج، که بخاطر مصاحبه‌ها و فن بیان او بود. مردی که بر خلاف بقیه همتایانش از احترام، اتحاد و آرامش حرف می‌زد. بیشتر مربیان وطنی فارغ از مسائل فنی، برای برخورد با مردم و رسانه‌ها آموزش ندیده‌اند. امیر قلعه‌نویی، بارها خبرنگاران با الفاظ ناشایستی خطاب کرده و حتی به تماشاگران خودی، لقب‌هایی مثل اهالی کوفه داده است. مایلی‌کهن به تماشاگرانی که سرمربی تیم ملی را تشویق می‌کنند پول نشان می‌دهد و دایی به عنوان بازیکن و مربی سابق پرسپولیس، با هواداران تیم خودی هم رابطه‌ای سینوسی دارد. آخرین نمونه، خاکپور بود در کنفرانس مطبوعاتی با نام بردن از چین و سوریه به جای قطر به عنوان حریفان ایران، به جای تیم خودی حریف را تهییج کرد. قطر در این مسابقات چهارم شد و به المپیک نرسید، اما توانست با شکست تیم خاکپور و صعود به عنوان صدرنشین، جلوی المپیکی شدن امیدهای ایران را هم بگیرد. مربیان ایرانی معمولا به جای قهرمان، نقش ضد قهرمان را بازی می‌کنند.

برچسب سنتی
پس از ورود بلاژویچ به ایران برای مسابقات انتخابی جام جهانی 2002، تقابل سنتی و مدرن در فوتبال ایران، جدی‌تر و علنی‌تر از همیشه شد. در دوران حضور چیرو، حتی رسانه‌ها هم به دو دسته سنتی و مدرن تقسیم شدند. از نظر نسل جوان‌تر، بیشتر مربیان ایرانی به دور از علم روز فوتبال و کاملا سنتی عمل می‌کنند. حتی موفقیت مربیانی مثل گل‌محمدی، منصوریان و ویسی هم نتوانسته تصویر کلی مربیان ایرانی را بین افکار عمومی تغییر دهد و برچسب سنتی را از روی آن‌ها بردارد. مصاحبه‌های گاه و بیگاه بعضی از مربیان وطنی هم روی این طرز تفکر مهر تایید می‌زند. فصل پیش مهدی تارتار از آنالیز برنامه نود بخاطر نشان دادن نقاط ضعف تیمش به رقبا انتقاد کرده بود و امسال، خداداد عزیزی از کارشناسی جلال چراغپور در نود تمجید کرد چون آنقدر خوب بوده که بخشی از حرف‌های او را نفهمیده است! جلال چراغپور هم، هفته گذشته به عنوان کارشناس مخالف تیم امید به برنامه نود رفت اما نقشی موافق‌تر از جلالی بازی کرد. مخالفان او، بعد از برنامه می‌پرسیدند کسی که در حد کارشناسی یک برنامه تلویزیونی قابل اعتماد نیست، چطور می‌تواند رفتار حرفه‌ای را به بازیکنانش آموزش دهد؟


هفته نامه فوتبال ایرانی
  ۹  
آی اسپورت
2016-02-03 15:35:49
نظر دهید
۹ نظر
-
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴، ۱۷:۵۶
از همه مهمتر هیچ تلاشی هم برای افزایش دانش و به روز شدن نمیکنند. اوج تبحر و دانششون در حد تلفظ «ناولج آو د گیم» هست.
-
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴، ۲۱:۴۰
مربی ارانی = بیسوادان پررو. نمونه بارزش همین مایلی کهن درخشان مظلومی
فرشته فاتح
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴، ۲۲:۰۵
جانا سخن تز زبان ما می گویی
-
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴، ۲۲:۱۲
لطفا مایلی کودن و جزو مربیا به حساب نیارین
برزو
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۳:۵۸
بازم مطلب ضد استقلالی از یه سایت لنگی!!! مظلومی اگه دوتا تیم رو هم به لیگ یک فرستاده باشه فعلا تو استقلال تیمش صدر جدوله و به فینال جام حذفی هم صعود کرده، شما هنوز داری دنبال این میگردی که چرا مظلومی بدون کسب موفقیت به استقلال برگشته؟؟؟ مثل اینکه حضور استقلال کبیر تو صدر جدول بدجوری اذیتتون کرده! به نظرم اسم سایتتونو عوض کنید بذارید 4longsport.ir خیلی بهتون میاد!
علی جوانی
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۷:۱۷
جلالی حرف راستی زده که برای اظهار نظر نباید سراغ پاسپورت رفت، اما متاسفانه خود ما ایرانی ها این تقابل رو ایجاد می کنیم. ما عادت کردیم به جای این که خودمون رو بکشیم بالا، می خوایم دیگران رو بکشیم پایین. انتقاد پذیر هم نیستیم. مثلا سال قبل، اوایل لیگ، جواد زرینچه مصاحبه کرد که استقلال خوب نیست. برحورد قلعه نوعی، اصلا خوب نبود، در حالی که زرینچه دستیارش بود. امیرخان وقت داشت استقلال رو درست کنه، اما چشم هاشو بست. تا این نگرش ها درس ت نشه، وضع همینه.
-
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۵۷
شاید خیلی از مطالبتون درست باشه ولی اگه بر گردیم سال ۸۲ که قلعه نوعی هنوز وارد گود مافیا بازی و دلالی نشده بود و استقلال عالی بازی میکرد, تو بازی اخر که فکر کنم خلوی پگاه بود با وجود قهرمان نشدن استقلال همه قلعه نوعی رو تشویق کردن, این در مورد قطبی هم بود, ولی به نظر من علت اصلی که این محبوبیت ادامه نداره, یکیش وارد شدن تو کلکلای سطح پایین و بچه گانه بعد عقب موندن از علم فوتبال و بی جنبه بودن این مربیاست
مهرداد
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۱۲
بابا کاش حداقل یکیشون از لیگ دسته دوی یه کشور خارچی یه پیشنهاد میگرفت. به قول خودتون کیروش از موزامبیک تونسته برسه به سرمربیگری ریال مادرید! یکیشون یه تکونی نمیخوره بره یه کشور خارجی یه چند سال مربیگری کنه اقلا دوزار تجربه بین المللی به دست بیاره که هر دفه تیمای ما با مربی ایرانی توی تورنومنتا اوت نشن. یکیشون محض رضای خدا انگلیسی بلد نیست!
اسمان
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۱۸
خداییش فرق کیروش وبرانکو را با مربیان ایرانی نگاه کن بعد میفهمی چرا محبوب نیستن.کدوم مربی ایرانی شاغل در یک کلاس پیشرفته یا یک دوره کلاس پیشرفته طی کرده .
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر