فهرست
از کلمبیا و آمریکا تا هند و چین: فوتبال کسب و کار من است
از کلمبیا و آمریکا تا هند و چین: فوتبال کسب و کار من است

از کلمبیا و آمریکا تا هند و چین: فوتبال کسب و کار من است

آی اسپورت - مدت زیادی همه تصور می ‌کردند یک فوتبالیست از وقتی تبدیل به برندی خوش ‌نام می ‌شود، الزاما باید بی‌ توجه به نیازهای فیزیولوژیک خود، فقط به حفظ نام خود توجه کند اما خب، همیشه چرخ زندگی به گونه‌ ای نمی‌ چرخد که دغدغه شما صرفا شکستن ناخن یا پارگی سیم گیتارتان باشد. احتیاج و گاه علاقه وافر به ماندن بی ‌دردسر و پر پول، ستاره‌ های فوتبال را به فکر بازنشستگی در تیمی حاضر در لیگی گمنام می ‌اندازد؛ جایی که هم خوب پول می‌ گیرند، هم حسابی محبوب هستند و هم نیازی به تلاش فوق ‌العاده ندارند. روند حضور فوتبالیست بزرگ در لیگ ‌های غیرمطرح، داستان جالبی دارد.

ابتدا کلمبیا و سپس آمریکا
در دهه 50 میلادی، اولین مقصد ستاره هایی که دیگر نمی ‌توانستند بدرخشند، کشور و لیگ آن زمان کلمبیا بود. هنوز هم هرچند به سختی اما می ‌توان ردپایی ازستاره ‌ها را یافت. خیلی زود آمریکا با کشف (!) فوتبال و راه‌ اندازی لیگ حرفه ‌ای با وسوسه دستمزد فراوان، امثال پله و بکن ‌باوئر را به کاسموس نیویورک آورد. این همه ولخرجی آمریکایی دلیل داشت. پس از پایان تبعات سقوط وال ‌استریت، آمریکا به عنوان پیروز واقعی جنگ جهانی دوم از دنیای تجارت آزاد نهایت بهره را برد و پول ترزیق شده به بدنه فوتبال هم برکنار از فرهنگ مصرفی آمریکایی نماند. قراردادی که گفته می ‌شد حقوق یک ماه پله را به اندازه درآمد یک کارگر پمپ بنزین (شغلی سطح بالا به لحاظ مالی در آمریکا) می ‌کند، نتیجه همین ولخرجی بود. پله و بکن ‌باوئر با خودشان تماشاگر برای استادیوم فوتبال آمریکا آوردند. قیصر 19 و مروارید سیاه 31 گل در آمریکا به ثمر رساندند. پس از خداحافظی آنها از فوتبال نوبت به موج هجوم به ژاپن رسید.

ژاپن ‌زدگی از زیکو تا توتو
اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90، حضور در ژاپن بهترین مکان برای خداحافظی ستاره‌ های فوتبال شد. زیکو، پله سفید فوتبال برزیل در اولین روزهای حرفه‌ ای شدن فوتبال دیار آفتاب تابان، کاشیما آنتلرز را به عنوان مقصد پایانی دوران بازی خود برگزید. سالواتوره یا همان توتو اسکیلاچی، آقای گل جام‌ جهانی 1990 با اتمام دوران کوتاه درخشان بین سالهای 1994 تا 1997 در جوبیلو ایواتا به مهاجمان ژاپنی درس فوتبال داد.

موج دوم آمریکایی
با بازاری ‌تر شدن فوتبال، دوباره آمریکا به محلی برای لذت بردن فوتبالیست ‌های در حال بازنشستگی تبدیل شد. دیوید بکام، رهبر جریان موج دوم حضور ستاره‌ ها در آمریکا بود؛ مردی که می‌ گفتند فقط برای جلوه فروشی پایش را در لس ‌آنجلس گلکسی گذاشت. چنین فرضیه ‌ای با گلهای منجر به قهرمانی تیمش باطل اعلام شد و بکام را دوباره به اروپا بازگرداند. علاوه بر او، بریتانیایی‌ های دیگری مانند دفو و کین هم به آمریکا پا گذاشتند. اخیرا هم رائول، ستاره ابدی رئال ‌مادرید با حضور در کاسموس به دوران فوتبال خود پایان بخشید. در این سالها سایر لیگ ‌های آمریکای شمالی هم خریداران خاص خود را داشت؛ از رافائل مارکس مکزیکی که هوای وطن کرد تا سایرین. مارکو دی‌ وایو و اوبافمی مارتینس هم در آمریکا، بیشترین رونق ممکن روزهای بازی را تجربه کردند. آنری، ویا، لمپارد هم ثابت کردند فوتبال آمریکا نمونه درستی از یک سرمایه ‌گذاری مناسب است؛ اینکه شما با ستاره‌ ها، سکوها را پر کنید و در ادامه سکوها با عادت به پر شدن، سرمایه خرج شده را برمی‌ گرداند و پول در گردش، دوباره به یک ستاره دیگر تبدیل می‌شود.

نغمه ‌های عربی
با ورود مالکان عرب و قبضه قدرت در فوتبال انگلیس، سرمایه اروپایی در خاورمیانه به اصطلاح خالی شد تا روند سودرسانی اعراب برای اروپایی ‌ها چندان یک طرفه نباشد. لیگ ستارگان قطر، علاوه بر ما که یک تیم ملی به این کشور اعزام کردیم، برای کشورهای دیگر هم جذاب بود. رائول، اسطوره رئال ‌مادرید ترجیح داد سالهای پایانی دوران حرفه‌ای خود را در لیگ ستارگان قطر پشت سر بگذارد هرچند در لیگ آمریکای شمالی به خط پایان رسید. ژاوی، دیگر نمونه علاقه اسپانیایی ‌ها به لیگ قطر است. او پس از بارسا، السد را برگزید تا در این تیم دور از هیاهو، استراحت کند و پول دربیاورد. قبل از ستاره بارسلونا، برادران دی ‌بوئر و گابریل باتیستوتا و کلودیو کانیگیا هم راه قطر را در پیش گرفته بودند. جز قطر، امارات هم توانست ستاره های زیادی مثل آساموا جیان و میرکو ووچینیچ و گرافیته را به سمت خود بکشد.

جادوی هندی، جنس چینی
لیگ ستارگان هند در دومین دوره تشکیل خود، مامن ستاره ‌های بازنشسته با عنوان غالب مربی- بازیکن شد. برخلاف اکثر کشورهای مورد اشاره، ماجرا ارتباط چندانی با رونق اقتصادی کشور در حال پیشرفت نداشت. سرمایه‌ گذاری شخصی ثروتمندان و اهالی سینمای بالیود امثال لوییز گارسیا، سیلوستره، پیرس، دل ‌پیرو، دیوید جیمز، لیونبرگ، کاپدویا، ترزگه، ماتراتزی و آنلکا را به هند کشاند اما آیا این کشور با بروز ته مانده‌ های جادوی در ساق‌ های این پیرمرد از جمع تیمهای درجه سوم آسیا خارج می ‌شود؟ تا به این سوال پاسخ داده شود، فوتبال چین احتمالا بار خود را می ‌بندد! این کشور با سرمایه ‌گذاری فراوان در هر 2 زمینه مربی و بازیکن در جذب ستاره موفق عمل کرد. از حضور لیپی و اسکولاری روی نیمکت تا درخشش کاناوارو، لیگ چین حالا برای همه نامی شناخته شده است. جدیدترین انتقال ستارگان هم به سمت لیگ پرجمعیت ‌ترین کشور دنیا رخ داده. گوارین، بازیکن کلمبیایی زمانی موفق اینتر، راهی شانگهای شنهوا شد و رامیرس، زننده گل به ‌یادماندنی چلسی برابر بارسلونا در بازی برگشت فصل 2012-2011 لیگ ‌قهرمانان در تیم گمنام جیانگسو سانینگ بخت دوباره‌ ای می ‌جوید. به آنها باید ژروینیو را هم اضافه کرد که رم را ترک کرد تا برای هبی بازی کند.


هفته نامه فوتبال ایرانی
     
آی اسپورت
2016-02-08 18:54:27
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر