فهرست
یادداشت روز: چرا مایلی‌کهن باید نماد اعتراض باشد؟
یادداشت روز: چرا مایلی‌کهن باید نماد اعتراض باشد؟

یادداشت روز: چرا مایلی‌کهن باید نماد اعتراض باشد؟

آی اسپورت - یک) محمد مایلی‌کهن، سرپرست سابق تیم ملی امید پس از ناکامی در مسیر راه‌یابی به المپیک 2016، همچنان سیبل ترکش‌های غیرفنی است که شاید تنها در یک فوتبال بیمار قابلیت شلیک شدن را داشته باشند. البته برای مردی که شش‌لول به کمر بسته تا در برابر شایستگی‌های فنی سرمربی پرتغالی تیم ملی ایران بایستد و سمفونی اعتراض با موضوع اجنبه‌زدگی بنوازد، قرار گرفتن در گوشه‌ی رینگ حاشیه درحالی‌که قطرات عرق آغشته به خون را از سر و صورت پاک می‌کند و حریف می‌طلبد، سیبل و آماج ترکش‌های جبهه‌ی دلواپسان بودن هم چندان دور از انتظار نیست؛ هرچند انگار این‌بار دیگ مچ دیگ‌چه را در سیاهی آخر زمستان رسوائی گرفته است و قصد دارد یک سوزن به یک دلواپس اورجینال بزند. با این وجود موضوع شخص "محمد مایلی‌کهن" و مصاحبه‌ی جنجالی او با رسانه‌ی "بی‌بی‌سی فارسی" و احضار او به کمیته‌ی انضباطی نیست؛ چرا که حاجی‌ مایلی بی‌شک راه سرد کردن آتش این معرکه را نیز بخوبی می‌داند، حتی به قیمت حمله به محمد جواد ظریف (!) موضوع امروز تعریف جرمی تازه با عنوان "پاسخ‌گوئی به رسانه‌" است، حتی رسانه‌ای که گرگی است در پوستین میش.
دو) فراموش نکنیم نگاه سیاسی به مستطیل سبز یک نگاه خطرناک برای ذات فوتبال و حتی ورزش است و فدراسیون جهانی فوتبال تعلیق را جزای این نگاه می‌داند. شاید محمد خاکپور به درستی این نگاه را در کلام گنجانده است، زمانی‌که در واکنش به عبارت "جنگ" میان تیم‌های ملی امید ایران و ژاپن گفت: "فوتبال نه تنها جنگ نیست، بلکه بهترین وسیله برای نزدیکی ملت‌ها است. بدون شک فوتبال در مدت زمان ۹۰ دقیقه می‌تواند کاری را انجام دهد که سیاست‌مداران و دیپلمات‌ها باید سال‌ها برای آن تلاش کنند و وقت بگذارند. فوتبال مبارزه‌ی ورزشی است تا تماشاگران لذت ببرند." در این میان رسانه به عنوان تکه‌ای از پازل فوتبال، پلی میان اهالی فئتبال و مخاطبان پرشماری است تا دست‌آورد این پدیده‌ی محیرالعقول را آن‌طور که سلیقه‌ی مخاطب حاضر در جامعه است، جلوه دهد و کارنامه‌ی یک اتفاق را از حاشیه تا متن برای یک هوادار ارائه دهد. طبیعی است رسانه‌ای که در بدنه‌ی خود منتقد، خبرنگار، گزارش‌گر، عکاس، فیلم‌بردار، گرافیست، کاریکاتوریست، شومن و ... دارد در تلاش است تا زمینه‌ی به اوج رسیدن هیجان و لذت تماشاگران را فرآهم آورد و در یک فضای آزاد مخاطب بسته به همگون بودن افکار خود با سیاست‌های کلی یک رسانه، خوراک رسانه‌ای خود در زمینه‌ی فوتبال را تهیه می‌کند. بدیهی است اهالی فوتبال موظف به پاسخ‌گوئی به اهالی رسانه بخصوص در حوزه‌ی فنی فوتبال هستند، چرا که یک رسانه نماینده‌ی یک جریان فکری است که گاه و بی‌گاه نیز در قامت منتقد صدای اعتراض مخاطب است. بنابراین غربال‌گری رسانه‌ها در حوزه‌ی ورزش با بهانه‌جوئی‌هائی که ریشه در تفکرات خارج از مستطیل سبز دارند، قبیح و زننده است.
سه) حتی اگر در مقام پاسخ‌گوئی در برابر تاجر خبر که گوئی خبرهای جعلی نیز می‌خرد، قرار بگیریم، تنها یک راه پیش‌رو باقی خواهد ماند، پاسخ‌گوئی. فوتبال بهانه‌ای برای صلح و زندگی در اوج تفاهم فرهنگی و اعتقادی است که در برابر اصول حرفه‌ای سر تعظیم فرود می‌آورد. بنابراین احضار سرپرست سابق تیم ملی امید به کمیته‌ی انضباطی به بهانه‌ی قرار گرفتن در مقام پاسخ‌گوئی در برابر رسانه‌ای معاند نظام جمهوری اسلامی، حرکتی سیاسی در حریم صلح است و همان‌قدر قبیح است که فدراسیون فوتبال عربستان با بهانه‌جوئی‌هائی وابسته به عرصه‌ی سیاست، ایران را با استدلالی کذب کشوری ناامن برای میزبانی رقابت‌های لیگ قهرمانان آسیا می‌داند و گله و شکایت خود را به کنفدراسیون فوتبال آسیا می‌برد. شاید امروز محمد مایلی‌کهن را به واسطه‌ی تمام واکنش‌های پارادوکسیال و موضع‌گیری‌های تند و زننده‌ی او مستحق یک مجازات سفت و سخت بدانیم، اما نباید فراموش کنیم که باب شدن این دست برخوردها به بهانه‌ی اخلاق با پس‌زمینه‌ی یک نگاه سیاسی سخت‌گیرانه خطری جدی برای حریم امن دنیای فوتبال محسوب می‌شود و عدم واکنش به احضار محمد مایلی‌کهن به کمیته‌ی انضباطی، مهر تأیید بر این بهانه‌جوئی‌های سیاسی است که در دنیای فوتبال جائی ندارد و بر پیکره‌ی بی‌جان فوتبال ما ضربه‌ای مهلک است.
چهار) اگر اندکی به درس‌های پندآموز تاریخ توجه کنیم، قطعا این برخوردهای سیاسی در فوتبال را محکوم خواهیم کرد. عدم انتخاب زلاتکو کرانچار به بهانه‌ی دائم‌الخمر بودن، انتصاب و اخراج سیاسی علی دائی به عنوان سرمربی تیم ملی، برخورد با پدیده‌ی خالکوبی ملی‌پوشان حاضر در اردوی تیم ملی، انتقال امتیاز باشگاه‌هائی همچون پاس تهران به شهرستان‌ها و ... از جمله تصمیم‌های سیاسی اخیر در دنیای فوتبال بوده است که نتیجه‌ای جز تند تر کردن شیب سقوط فوتبال ملی نبوده است.


کاظم ملک‌پور دهکردی
  ۷  
آی اسپورت
2016-02-10 15:52:23
نظر دهید
۷ نظر
فرشاد33
چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ۱۶:۲۷
باورکنیدناکامی کهن همینومیخوادکه هرطوری شده تیتریک باشه چی میشد ی حکم مثل اون حکمی که به علی دایی دادن بهش بدن که ممنوع المصاحبه بشه واقعامیره توروان انسان چه پرسپولیسی باشه یاطرفدارهرتیمه دیکه من موندم کی تومترواینوتحویل گرفتش مگه میشه؟!!
امین
چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ۱۷:۵۴
آقای ملک پور چطور میشه با شما در ارتباط بود؟
Danial
چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ۱۹:۳۷
یعنی‌ به خدا دارم بالا میارم اینقدر تو وب سایت‌های ورزشی راجع به میلی‌ کهن مطلب نوشته می‌شه و مصاحبه می‌شه با این آدم. تا زمانی‌ که تو مطبوعات ما به کسی‌ مثل مایلی کهن توجه میشه سطح اون رسانه هم بالاتر از حد مایلی کهن نخواهد رفت. به خدا همه چیز جنجال آفرینی و پرداختن به مطالب جنجالی نیست. والا خوبه رسانه‌ یه کم کلاس خودشو حفظ کنه و سعی‌ کنه خودش رو ارتقا بده. کیه که ندونه این آدم سر تا پا عقده است و این اصلا چیز جدیدی نیست اگه خیلی‌ شک دارید برید از همکلاسی‌های مایلی کهن تو دانشکده تربیت بدنی سوال کنین. حالا شما‌ها واسه اینکه دو تا خواننده‌ بیشتر داشته باشین سطح خودتون رو تنزل بدین با پرداختن به این آدم تا ببینیم ماحصل این هم واکاوی و مطلب نوشتن چی‌ خواهد بود؟؟؟
رضا دبیری
چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ۲۰:۵۲
یکی از بهترین یاداشت هایی بود که در سایت خوندم
فردین
پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۴۰
چون آدم عوضی واسکلیه
به همه چی گیر میده
چون عقده ایه
چون نیاز به توجه داره
چون...........................
حامد
پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۵۴
ممنون آقای ملک پورـ اینجا ایرانه و هرچیزی می تونه قانون باشه
بهروز
پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۵۶
بله دیگه امروز مایلی کهن توبیخ میشه فردا مربی های دیگه بکی پس از دیگری از فوتبال محروم میشن مگه سوشا نیست که به زندگی خصوصیش سرک کشیدن و بدبختش کردن
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر