فهرست
یک درصد هم امکان ندارد داماش بیفتد / با هزینه پلاکاردهای تبریک به اقای نوبخت داماش دوسال اداره می شد / در تلاش هستم که برای فصل آینده یک مدیرعامل بومی در اینجا باشد/ به نظر محمدی گفتم سال بعد مربی خارجی!
یک درصد هم امکان ندارد داماش بیفتد / با هزینه پلاکاردهای تبریک به اقای نوبخت داماش دوسال اداره می شد / در تلاش هستم که برای فصل آینده یک مدیرعامل بومی در اینجا باشد/ به نظر محمدی گفتم سال بعد مربی خارجی!

یک درصد هم امکان ندارد داماش بیفتد / با هزینه پلاکاردهای تبریک به اقای نوبخت داماش دوسال اداره می شد / در تلاش هستم که برای فصل آینده یک مدیرعامل بومی در اینجا باشد/ به نظر محمدی گفتم سال بعد مربی خارجی!

آی اسپورت – امیرعابدینی ، مدیرعامل داماش یک چهره جذاب در فوتبال ایران است ؛ مصاحبه مفصل او با آی اسپورت رابخوانید . بخش اول این مصاحبه قبل ازبازی پرسپولیس – داماش منتشر شد و حالا قسمت دوم این گفت  و گو را بخوانید :

*ظاهرا مشکلانی با مدیران ورزش استان دارید ...

وقتی مسئولین عالی رتبه ورزشی استان تماس میگیرند با فدراسیون فوتبال و تلاش می کنند که این بازی بدون تماشاگر برگزار شود، ببینید که داماش چقدر مظلوم است. آن آقایان بالا بروند، پایین بروند امیر عابدینی، امیر عابدینی است و خدمتگزاری که مردم او را می شناسند. یک روز دردشان می آید و تحریک می کنند که عده ای به من توهین کنند، که مشکلی نیست و اتفاقا سره از ناسره اینجاست که مشخص می شود؛ وقتی می بینند آن راه به جایی نمی رسد، می آیند روش های دیگری را امتحان می کنند! کسانی که بین داماش و مسئولین عالی رتبه استان داشتند اختلاف ایجاد می کردند، تیرشان به سنگ خورده و حالا از روش های دیگری می خواهند استفاده کنند.

امروز کار به جایی می رسد که آنها به تهران و کسانی که می توانند لابی کنند زنگ می زنند! از سازمان لیگ زنگ می زنند به من می گویند که قصه چیست! یعنی کمیته انضباطی هم باید تحت فشار باشد که این بازی بدون تماشاگر باشد؟

بسیج مسئولین استان 200 میلیون تومان برای داماش به ارمغان آورد، آیا انتظار بیشتری داشتید؟

 

نه من چنین انتظاری نداشتم، من انتظار وفاق داشتم. من همان روز اولی که آقای استاندار آمد نامه ای دادم که خواستم پیگیر آن نامه شوند...

یک بار نامه ای دادم که در دفتر استانداری آقای قهرمانی گم شد و گفتم نکند این نامه هم سرنوشت همان نامه را داشت و اصلا به دست استاندار نرسیده است! پگاه نامه ای را به آقای قهرمانی داد که در آن نوشته شده بود ما از این هفته دیگر هیچ تعهدی به تیم نداریم و وارد زمین نمی شویم که آقای استاندار زیر این نامه نوشتند: این تیم یک هنجار سیاسی و ورزشی است و شما اجازه ندارید که این مسئله را تبدیل به هنجار انتظامی کنید و باید تا زمانی که ما می گوییم باشید. وقتی آمدیم به مسئولین پگاه گفتیم شما می خواستید تیم را رایگان بدهید و بروید، چه شده که دو میلیارد می خواهید؟ دیدم نامه پیدا نیست!

الان هم دوباره همان مسئله پیش آمده و ما نامه ای را نوشتیم و گفتیم گوشه چشمی به داماش داشته باشید اما گویا این نامه هم گم شده است و اگر هم که پیدا شد، گله ام این بوده که چرا آقای استاندار جلسه نگذاشت؟سه استاندار قبل از ایشان بودند هر گاه داماش دچار مشکل می شد، حداقل جلسه ای برگزار می کردند. آن سه استاندار مربوط به دولت فخیمه آقای احمدی نژاد بودند که ما به آن رای ندادیم و توقع ما از دولت اعتدال که به آن رای دادیم این بود که حداقل به ما جواب میدادند .آقای مدیرکل در جلسه یک جور با ما حرف می زد و پشت سر ما می رفت و جنجال سازی می کرد!

*اینطور که در خبرها هم آمد، گویا شما درخواست یک میلیارد وام در ازای چک شخصی خودتان کرده بودید و قرار بود این پول را چند ماهه پس دهید...

 

در آن جلسه آقایان سراوانی، الماسخاله، رهنما ، تامینی، بچه های اطلاعات، بازرسی، معاون استاندار محترم و دیگر آقایان بودند. من گفتم حرف و حدیث ها را کنار بگذاریم، همت استان را به کار بگیرید و یک میلیارد به ما بدهید که ما ظرف 10 ماه، هر ماه به شما 100 میلیون برگردانیم یا شما هر ماه صد تومان بدهید که ما در پایان ده ماه این پول را به شما برگردانیم.

من در دستگاه اجرایی کار کرده ام و می دانم که برای ریالی پرداخت خارج از برنامه ریزی گرفتاری وجود دارد و فقط شهرداری و شورای شهر است که از ماده 16 و 17 اختیار کمک را دارد. استانداری که خزانه دار نیست، من بحثم حمایت، حراست و تعامل بود که معانی و مفاهیم مختلفی را دارد که یک بعد آن مادی است و یک بعد هم معنوی. متاسفانه ما از هر دو بُعد چیزی ندیدیم.

*بحث مسائل قضایی داماش و شرکتهای امیرمنصور آریا  چیست ؟

مطالبی که از سوی آدم های بی سواد مطرح می شود را پاسخی به آن نمیدهم، چون نه میدانند قانون چیست و نه از پرونده فساد مالی سر در می آورند. اگر ال سی هم باز شده است در خوزستان بوده است نه در گیلان... باشگاه زیر پوشش آب معدنی داماش بود و از هیچ شرکت دیگری نه بدهکار است و نه بستانکار و قرارداد عابدینی با آب معدنی داماش است نه باشگاه و...

*می گفتند شما رابطه خوبی با مدیران عالیرته دولت دارید.

من از آقای نوبخت شدیدا گله مندم! آقای نوبخت ریز و درشت این شهر و استان را می شناسد ، ایشان در حساس ترین جایگاه سیاستمداری و سیاستگذاری وپیگیری مسائل سیاسی و اجتماعی نظام یعنی بخش دولت و قسمت برنامه ریزی مسئولیت دارند. چطور در غالب استان گیلان ایشان هیچ برنامه ای ارائه نکرده است، تعقیب نکرده است یا تماسی نگرفته است؟

روزی که ایشان انتخاب شدند من پلاکاردهای بزرگی و بسیاری را در مسیر دیدم که به ایشان تبریک می گفتند و با خودم می گفتم اگر هزینه های همان ها را میدادند داماش دو سال اداره می شد! ما میگوییم این کار طرفدارانشان است نه کار خودش اما ایشان یک بار ندیده ام که بگویند این هزینه ها را انجام ندهید چرا که ما در مملکت هزینه های بسیار داریم و حکمی که گرفته ام حکم خدمت گذاری است.

برخی ها مثل اینکه 10 سال دوری خیلی به آنها فشار آورده، قرار نیست که ما همیشه بر مسند خدمت باشیم! گله مندی اینجاست که این بزرگواران پیگیری نمی کنند که در مسائل اجتماعی شهرشان چه خبر است.

*ایشان مصاحبه ای کردند که در آن گفتند استقلال و پرسپولیس پاره تن من است و از داماش اسمی نبردند.!؟


 

استقلال و پرسپولیس در برنامه نود 3 میلیون پیامک دارند که اگر این را 20 درصد از این قشر حساب کنیم، یعنی چیزی حدود 15-20 میلیون از طرفدارانشان دارند این برنامه را نگاه می کنند..من هم بودم این حرف را می زدم! اگر بخواهیم عقل و خرد آنگونه را به کار بگیریم باید همین حرف را زد! واپس گرایی در سیستم ما عجیب است...

 *شما در مصاحبه گفتید که سال آینده داماش مشکلی به لحاظ مالی نخواهد داشت. دلیل تان برای این حرف چیست؟

ببینید با بانک ملی تعامل شده است که سیستم امیرمنصور آریا از طریق حکم قضایی بدهی اش را پرداخت کند که به آن رد مال می گویند. بانک ملی بالاترین طلبکار است که مبلغ آن هزار و صد میلیارد است و مابقی بانک ها نیز چیزی حدود پانصد میلیارد طلب دارند که آنها هم بیایند سهام را بردارند چیزی حدود 20 درصد می شود.

می ماند جرایم که با توجه به سازوکاری که اندیشیده شده است آنها هم پرداخت می شود و در نتیجه دستگاه قضایی کارش را در بخش دیون انجام داده است و چرخه سیستم شروع به چرخش می کند. یعنی فقط اگر mdf راه بیافتد که دارد این اتفاق می افتد، یا فولاد لوشان یا شفاف شیمی یا معدن شکافان و گردشگری به همراه آب داماش می توانند پتانسیلی را ایجاد کنند که باشگاه داماش را به راحتی اداره کنند. من به این مسئله امیدوار هستم و با دوستان هم که حرف می زدم این را میگفتند که تا خردادماه کاملا این مسئله انجام میشود.

فصل آینده مردادماه آغاز می شود که ما در این مدت فرصت خوبی داریم تا بدهی های داماش را پرداخت کنیم...کل بدهی داماش هشت میلیارد و صد و چهار میلیون است که قرار است چهار میلیارد و ششصد به دستور قضایی آقای قویدل باید به داماش پرداخت کند. انشالله ازخرداد به بعد شرایط ما بهینه می شود...

گفتید برنامه بلند مدتی داشتم و این مشکلات پیش آمد.. اگر به سال های قبل برگردید باز هم چنین تصمیمی میگیرید که داماش به استان گیلان ورود کند؟

من سرباز بودم و زن و بچه داشتم که به گیلان آمدم و از آن موقع یک علقه عجیبی به گیلان پیدا کردم. تمام کوه و کمر استان را چون آسفالت نبود با جیپ می رفتیم ... همیشه از باران، شالیزارها، سرسبزی اش و مردمش لذت می بردم و می توانم بگویم که تقریبا وطنم اینجا شد و بعد از خدمت هم اینجا ماندم . البته برادرم سال هاست که در رشت زندگی می کند و ماندگار شده است...

وقتی که بحث پگاه شد و قرار شد که به گیلان بیاییم اوایل به خاطر شرایط جدولی که وجود داشت شدید مخالف بودم اما وقتی که دوباره با آن آب و هوا و مردم برخورد کردم برایم تجدید خاطره شد و ماندم .

ببنید من قطعا به دنبال این هستم که دیگر مدیرعامل نباشم، اما اینکه هدایت عمومی اش را در اختیار بگیرم به عنوان رئیس هیات مدیره و یکی از اعضای هیات مدیره اینکار را انجام میدهیم و کارهای تکنیکال و اقتصادی داماش را انجام میدهم .

یک مقدار اذیت شدم و دیگر نمی خواهم مدیرعامل باشم، در تلاش هستم که برای فصل آینده یک مدیرعامل بومی در اینجا باشد و به او هم هر آنچه از دستم بر بیاید کمک کنم. اینکه درچند بازی آخر فصل مدیرعاملی نگذاشتیم به این علت است که اگر خدای نکرده تیم سقوط کرد نگویند عجب پاقدمی داشت و به گردن او نباشد بلکه به گردن من باشد.

 

با توجه به اینکه در بازى هاى آینده با دو غول صنعتی بازی دارید، پیش بینی تان چیست و به نظر شما آیا داماش می ماند؟

ما اگر یک درصد هم سقوط کنیم به خاطر این بازی ها نمی افتیم به خاطر بازی ها و نتایج قبل مان این اتفاق می افتد. ما وقتی در زمین خودمان مساوی می کردیم یا می باختیم باید به چنین فشار و روزهایی فکر میکردیم. همان موقع که برخی ها فکر میکردند میرزاکوچک خان شده اند و ناجی تمام مسائل استانی! آن زمان نیامدند با تدبیر و اندیشه و تعقل فنی کار را پیش ببرند. انشقاقی در تیم ما انجام شد که بخشی از آن مادی بود و بخشی دیگر معنوی؛ به عنوان مثال بخش معنوی اش این بود که در رختکن ما بی احترامی به اوج خود نرسد یا در زمین فوتبال بی احترامی نشود یا در کار تیمی ضعف بدی داشتیم... شرایط موجود تلاش می کند که آن نافرجامی را تبدیل به فرجام کند.

به نظر شما نظرمحمدی خوب کار کرده ؟

اگر بخواهیم به علی نظرمحمدی نمره بدهیم، یک نوع نمره این است که به کارنامه اش نگاه کنیم و یک نوع دیگر شرایطی است که ایشان آمدند و مربی شدند. علی که بضاعت مربیگری در لیگ برتر را نداشت اما ایشان آمدند تیم را گرفتند با هر آنکس که توانستند مشورت کردند و هیچوقت نگفتند من خدای فوتبال هستم اما از برخی شنیدیم. برخی ها بودند که آمدند و گفتند کسی مثل من فوتبال نمی فهمد.

حدود سه هفته پیش به علی نظرمحمدی گفتم برای سال آینده نظرت روی مربی خارجی چیست که ایشان گفت آن چیز که به صلاح تیم است برایم مهم است و حتی اگر فکر می کنید من نباشم به نفع تیم است این را می پذیرم.

یک بحثی مطرح می شود که چرا وقتی پول نیست از مربی داخل استان استفاده می شود و وقتی خیر این اتفاق نیفتاده است؟ چه وقتی که پول هست و چه وقتی که پول نیست این من هستم که باید پاسخگوی مردم باشم و مردم مطمئنا انتظاراتی را متناسب با شرایط دارند.

یک مسئله در خصوص علیرضا جهانبخش وجود دارد که او در اینجا بود بازی های خیلی خوبی را انجام میداد اما تا به خارج از کشور رفت به تیم ملی دعوت شد، چرا؟

در خصوص جهانبخش من اجازه نمی دادم! شما اگر بازیکنی را به یکباره به جایی بفرستید که بالاتر باشد آن بازیکن نابود می شود...من حتی برای فرستادن علیرضا جهانبخش به خارج از کشور با تردید داشتم بررسی انجام می دادم! به همین علت شخصی را فرستادم که با وی به آنجا برود و برایش خانه بگیرد و چند روزی با او باشد ، مترجمش را خودم گرفتم که کنارش باشد تا این بچه را آنجا آداپت کنیم . یکی از بچه های دانشگاهی آنجا را صدا کردیم و دستش را گذاشتیم در دست علی که هر جا مشکلی داشتی اول از طریق ایشان به دنبال حلش می روی، برایش وکیل گرفتیم وفقط نفرستادیم که برود چرا که این بازیکن سرمایه استان است.

بعد از این اتفاقات به سراغ آقای کی روش رفتم و گفتم نگاهت به علی باشد؛ حالا علی از کلاس اروپا دارد به تیم ملی می رود...شما می بینید که خیلی ها به تیم ملی دعوت شدند اما الان کجا هستند؟ علیرضا جهانبخش رفت که ماندگار شود، اگر در این سن از اینجا می رفت شاید خیلی زود نابود می شد!


 

موضوع لژیونرهای دوره شما در پرسپولیس هم همین بود؟

آقایان مهدوی کیا، علی دایی و کریم باقری می دانند من چه برنامه ریزی هایی برای آنها داشتم. وقتی آقای دکتر لام با من تماس گرفتند که آقای کریم باقری شدیدا به لحاظ روحی و روانی دچار مشکل شده اند من 48 ساعت بعد خودم را به بیله فلد رساندم. رفتم با کریم صحبت کردم دیدم بریده است و نمی خواهد ادامه بدهد... بیشتر که جویا شدم به من گفت، درست است که یک میلیون صد هزار مارک قراردادم بوده است اما الان کمترین حقوق را من الان با 12 هزار مارک می گیرم وبازیکن های غیر من 50-60 هزار مارک میگیرند. رفتم پیش آقای لام و گفتند می خواهم کریم را ببرم و چقدر به ما پول دادی که بپردازم؟ لام گفت، گفتم بیای حل کنی نه اینکه کریم را ببری! گفتم خوب یکی از راه های حل همین است. چرا به کریم ظلم می کنی و اینقدر کم به او حقوق میدهی و توافق کردیم حقوقش را به 60 هزار مارک برساند. بیله فلد سقوط کرد و کریم تیم را بالا آورد... یعنی اگر کریم ایرانی نبود شاید مجسمه اش را در شهرداری بیله فلد می زدند و بعد از آن کریم به چارلتون رفت.

البته علی دایی بحثش فرق دارد و طلایه دار بود؛ اگر علی دایی برگشت می خورد ما رسوا شده بودیم و دیگر نمیتوانستیم بازیکنی ترانسفر کنیم.

     
آی اسپورت
2014-03-30 16:53:09
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر