فهرست
یادی از بر باد رفته؛ یک پسر خوش تیپ وخوش استیل!
یادی از بر باد رفته؛ یک پسر خوش تیپ وخوش استیل!

یادی از بر باد رفته؛ یک پسر خوش تیپ وخوش استیل!

یه چپ پای باکلاس که نظیرش رو فوتبال ما کمتر به خود دیده. گل دقابق پایانی به الاتحاد و انفجار ورزشگاه صدهزار نفری ازادی. دوئل های پس از گل با احمد مومن زاده. شماره گیری با دکمه های استوکش و تقدیم گل به مادرش. اقای گل مسابقات اسیایی بوسان. شماره 11 تیم بلاژ که باعث دلخوری خداد عزیزی شد. گل حساس و بی نظیرش در مقابل اردن در حالی که سمت چپ ایران قبل از ورودش کاملا خنثی بود,و در برنامه ای به نام فوتبال ایرانی که از شبکه دو پخش شد پیش از ورود به زمین رو به دوربین کرد و گفت: "خیالتان راحت,من یه گل میزنم" به عهدش وفا کرد و اون سلام نظامی پیش چشمان ملک عبدالله و هزاران اردنی که امده بودند تا ایران بزرگ رو کنار بزنند... به مدت 3 تا 4 سال به صورت پیاپی گل های اول استقلال رو در لیگ برتر به ثمر رساند"تیم های تحت رهبری کخ و قلعه نویی" و در سال سوم حضور قلعه نویی وقتی برای ثبت قرارداد به هیئت فوتبال رفت رو به دوربین. گفت"اینبار امدم برای قهرمانی" باز هم به قولش وفا کرد و باز هم گل اول استقلال در لیگ رو زد,اینبار جلوی صبای پرستاره و در روز پیروزی 4_1 فصل که تموم شد با یه چرخش عجیب قرمز پوش شد,شاید چون دوست داشت خیلی خاص باشه و دل هر دو طرف رو داشته باشه (در این بین باز هم با بدشانسی جام ملت های اسیا رو از دست داد,تیمی که اتفاقا مربیش امیر قلعه نویی بود) اما اشتباه میکرد. مثلِ بقیه حاشیه هاش. پارتی های شبانه. شب بیداری ها. انتخاب نادرست دوستان و ... همه پل های پشت سرش رو خراب کرد تا اینبار زندگی جدیدی با قرمزها شروع کنه... تو لباس قرمز هم دلربایی میکرد. شاید بازی با سپاهان مطابق میلش نبود و با پنالتی که از دست داد جام رو از قرمزها گرفت ولی با تیم تحت هدایت دنیزلی اونقدری خوب کار کرد که دل قرمزها رو مال خود کنه. دربی رو برد و در بازی برگشت گل هم زد و بغض کرد(کاش میشد فهمید اون لحظه تو دلش چی میگذره) شاید از ته دل نمیخواست خوشحالی کنه ولی باید جواب توهین ها روی سکوها رو میداد. بگذریم... قهرمان لیگ برتر شد و پس از قهرمانی از پرسپولیس به عنوان محبوب ترین تیمش در ایران یاد کرد تا حتی اون دسته از ابی دلان که به احترام خاطرات خوش ازش به نیکی یاد میکردند هم به کل فراموشش کنند... در تیم ملی هم اسیر مصدومیت های گاه و بیگاه بود و مسابقات اسیایی بوسان شد اولین و اخرین تورنمنت بین المللیش که اگه اینگونه نمیشد میرفت اروپا و کل جریان نقش اول قصه ماتغییر میکرد. وقتی تو برنامه نود، عادل ازش پرسید له اروپا میری یا نه جواب عجیبی داد: "میخوام برم کشوری که هنوز بازیکن ایرانی در اونجا بازی نکرده,مثلِ لوشامپیونه" کاش انقد خاص نبود. و بعد از پرسپولیس هم حاشیه و حاشیه و حاشیه. و دوستان فدراسیونی که هر کاری کردند تا بر باد رفته هرگز به فوتبال حرفه ای باز نگرده... به هر حال بازگشت به استقلال اما دیر بود. خیلی دیر. حتی 4 نشان دادن هم کافی نبود. حتی حمایت فرهادِ محبوب هم فایده نداشت. تموم شده بود و هرگز بخشیده نشد و در برنامه ورزش از نگاه دو با یه غم تو گلوش گفت: "کاش از استقلال نمیرفتم" اما بیایید و بی معرفت نباشیم و یاد کنیم از پسری با روزی روزگاری. اقای گل بوسان. سلام نظامی. دوئل پس از گل اردن. دو قهرمانی لیگ با سرخابی ها. پسر محبوب بلاژ.

امیر شیرازی
     
آی اسپورت
2016-02-17 16:00:12
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر