فهرست
یادداشت ویژه / مورد عجیب مقبره هادی نوروزی: کاپیتان این شکلی نبود
یادداشت ویژه / مورد عجیب مقبره هادی نوروزی: کاپیتان این شکلی نبود

یادداشت ویژه / مورد عجیب مقبره هادی نوروزی: کاپیتان این شکلی نبود

آی اسپورت - یک / داشتیم در کار نصب مقبره بیست و چهار ابدی دقت می کردیم. همه چیز سر جایش بود. آرام و باوقار.  افراد زیادی برای تماشا آمده بودند و کار زیادی هم برده بود علم کردن چنین سازه ای وسط قبرستان قدیمی کپورچال. برای این که یک طور تازه ای به چشم بیاید؛ یک طوری که زیاد به لبخندهای کاپیتان محجوب نمی برد. نه چشم کسی تنگ شده و نه شماتتی در کار است. مجالی برای پشتک واروهای روشن فکرانه هم نیست؛ اما داستان فوت نوروزی، از پنج شنبه نه مهر نودوچهار تا همین امروز چیزهای تازه ای داشته، چیزهایی متفاوت با بقیه رفتن ها. همه چیز آن قدر باشکوه پیش رفته که انگار هادی فرصتی بوده برای وصله کردن همه ی کم و کاستی های گذشته. صف عزاداران، از روز اول تا روز پرده برداری از مقبره همیشه دراز است؛ یک طوری که بیش تر از همه ی مردن های قبل و بعد. چرا که نه؟ حقش بود. بی حاشیه بود، کم حرف بود، ادعا کم داشت و حرف هایش را در زمین می زد. هادی زندگی خوبی نداشت اما شایسته چنین مرگ باشکوهی بود. سوال این جاست که چرا همیشه نه؟ چرا مرتضی پاشایی چند میلیون و هما روستا چند صد نفر؟ چرا نوروزی این قدر مهم و احدی و بهزادی کم تر؟ چرا آهنگ  پای مان همیشه جور نیست؟ یا خیلی هستیم یا خیلی نیستیم. بعضی وقت ها آن قدر حواس مان جمع است که به همه نشان بدهیم چه آدم های خوبی هستیم و چه قدر آبروداریم. آن قدر که از آرامگاه کاپیتان بی حاشیه، امامزاده می سازیم و بعضی وقت ها آن قدر حواس مان جمع نیست که ختم سرطلایی را می گذاریم و جمع می شویم دور کیک تولد مسلمان، که کار بدی نبود اما می‌شد یکی دو روز اولویتش را تغییر داد.

دو/ این شتاب زدگی ها. این تا آخر رفتن ها. این همه غوغا و ولوله. این ها همیشه هم خوب نیست. سوتفاهم می آورد. خطا می آورد. از یاد می برد که راستی هادی چرا این طور محبوب رفت؟ چون کاپیتان وقت پرسپولیس بود؟ چون جلوی چشم مان پرپر شد؟ چون هانا و هانی؟ کدام یک از این ها؟ آرامگاه کدام یکی از بزرگان رفته این طور زرق و برق گرفته؟ ناصر حجازی؟ پرویز دهداری؟ همین همایون خان بهزادی خدابیامرز؟ آرامگاه کدام یکی از بزرگان فوتبال این طور طاق و گنبد دارد؟ اوزه بیو؟ گوردون بنکس؟ گارینشا؟ برایان کلاف؟ هیچ  کجای دنیا. گفتند هادی بزرگ تر از این ها بود. مردتر از این ها بود. آن طور که باید دیده نشد. حق داشتند. همین طور بود. گفتند باید جبران کنیم و بعد شروع کردند. از روز اول تا امروز و این بنا. جو عمومی هم همراهی کرد. تا تهش را رفتند و رسیدند به گنبد و بارگاه. نه این که حق هادی نباشد، نه این که راضی نباشیم که اصلا چه کاره ایم و به ما چه، اما رسمش این نیست. که یک باره همه ی نکرده ها را جمع کنیم و مثل رعد و برق یک جا خرج شان کنیم. از حجب هادی خرج کنیم برای اعتبار خودمان. روی همهمه ی جمعیت صدا بلند کنیم و خودمان را نشان بدهیم. یک چیزهایی کمش جایز نیست، زیادش هم جایز نیست. ختم و یابود و یادواره و یادگار هم یکی از این چیزها.

سه/ همیشه همین طوریم. قصدمان اثر گذاشتن بر دیگران است. اتفاق های ساده به دردمان نمی خورد. دنبال آوانگاردها هستیم. مهر و محبت و دست و دلبازی مان را جایی خرج می کنیم که دیده بشود. حواس مان به پایین دست ها نیست. معمولی ها را کاری نداریم ولی فرصت دیده شدن که باشد، چهارگوشه اش را سفت می چسبیم و تا شورش را درنیاوریم بی خیال نمی شویم. این مقبره با هادی نوروزی ست نیست. جور نمی شود. درنمی آید. با نفس و هویت هادی نمی خواند. این مقبره هادی شناخته شده را با رنگ تازه ای نشان می دهد. یک طور غریبه. یک طوری که درست یادمان نماند که در پرحاشیه ترین پرسپولیس های تاریخ، همیشه کم حاشیه ترین بود. همیشه کم تر حرف می زد و بیش تر نشان می داد. بُر خورده بود بین ستاره های اینستاگرامی فوتبال. فرقش این جا بود. حالا ولی، صد و خورده ای روز بعد از رفتنش یک طور دیگر فرق دارد؛ یک طوری که خودش، حتما دوست نداشت.


علیرضا ارژنگ‌زاده / تماشاگران امروز
  ۳  
آی اسپورت
2016-02-24 16:10:43
نظر دهید
۳ نظر
گتاب سیتی
چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۴، ۱۷:۱۳
یه روز مرد خداییم یه روز اهل ریاییم...
-
چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۴، ۱۹:۴۸
خیلی مقبرش رو زشت طراحی کردن, کافیه چند ماه بگذره و با بارون همیشگی شمال, یه جلوه ی زشتی می گیره. نباید اینجوری می کردن
دنیا
جمعه ۲۰ فروردين ۱۳۹۵، ۱۶:۲۸
تحتحتکتن
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر