فهرست
رسیده بود بلایی که هنوز هست!
رسیده بود بلایی که هنوز هست!

رسیده بود بلایی که هنوز هست!

آی اسپورت - رسیده بود بلایی که هنوز دور سر فوتبالمان «پرپر» می‌زند! رسیده است بلایی که تا جان فوتبال ما را نگیرد، دست برنمی‌دارد! بلایی که فدراسیون فوتبال را یک جور و تیم‌های استقلال و پرسپولیس و بقیه را جور دیگری دارد قربانی ناتوانی و قربانی نابلدی خود می‌کند! بلای مدیریت ناشیانه! صورت ظاهری این بلای ناگهانی که سال‌های سال است گریبان ما را چسبیده و رهایمان هم نمی‌کند، این است که فعلاً دست از سر پرسپولیس برداشته، ولی این فقط ظاهر قضیه است! در باطن، هنوز هم نفهمیده‌ایم که باید «به کارهای گران، مرد کاردیده» فرستاد!

هنوز هم نداشته‌ایم که باید از شر نادانی، حتی بیشتر از نادان‌ها، دوری بجوییم و از کم‌دانی، پرهیز کنیم که خطر کم‌دانی- ولی خود را دانای کل دانستن- از همه بلایای دیگر هولناک‌تر است! مثال زنده و مصداق عینی این هر دو ماجرا، تیم پرسپولیس است که در غرب آسیا بهترین شد و در جنگ با نادانی‌ها، چنان لطمه خورد که بیا و ببین! بدتر از زخم شمشیر! پرسپولیس، حریف تمام مدعیان غرب آسیا شد ولی جلوی نابلدی و کم‌بلدی و خودخواهی عوامل درون تیم خودش کم آورد و به مرز از هم پاشیدگی رسید! چرا؟ چون حضرت اجل، فرق بنشین و بفرما و بتمرگ را نفهمیده است!

 

بی‌سوادان جبلی

چیزی نمانده بود که پرسپولیس داغان شود! تا متلاشی کردن کامل پرسپولیس- فینالیست لیگ قهرمانان قاره کهن- یک یا دو قدم دیگر باید برمی‌داشتند آن‌هم از سر جهل، آن‌هم برای آنکه نمی‌دانند که چه زمانی باید دهان باز کنند! خدا خواست که همه چیز جور دیگری پیش رفت! خدا خواست با یک‌سری حرف‌های نابخردانه، دست خود را برای همه مردم رو کردند! با این حال، باز هم ضربه‌های محکمی به پیکر پرسپولیس زدند! 

درباره شجاع، با ترشرویی و تلخ‌زبانی، به خود حق دادند که هرچه دل تنگشان می‌خواهد، بگویند! چرا؟ چون زبان فوتبال را نمی‌فهمند! حرف مفت زدن و پشت ‌سر هم بالای منبر رفتن شامل یحیی هم شد و باورشان شد که بدون اجازه ما، بدون امضای ما، آب از گلوی کسی پایین نمی‌رود و گفتند که پس زور! پشت ‌سر همه حرف زدند و خیال کردند که با سعایت، صداقت به خرج داده‌اند و مدیریت کرده‌اند! غافل از آنکه می‌رفتند تا نخواسته و ندانسته پرسپولیس را دست بسته تسلیم حریفان کنند! گویا نفهمیده باشند که لیگ آسیا چه ارزش و چه بهایی دارد! در فاصله نیم‌قدمی تصاحب لیگ آسیا، هزار و صد بلا بر سر تیمی که درکش نمی‌کردند و شناختی درباره‌اش نداشتند، نازل کردند! هیچ آدمی با عقل سلیم، یک‌صدم این بلیه را بر سر تیم خود روا نمی‌داشت! ولی کدام تیم خود؟ پرسپولیس با این حضرات غریبه بود! حضرت اجل، فوتبال دیدن را هم یاد نگرفته بود! و حتی مالکیت را!

 

پرواز ققنوس‌وار

این نیز بگذرد! پرسپولیس، این آتش را سرد می‌کند و از آن می‌گذرد! پرسپولیس، ققنوس‌وار بال می‌گشاید! به‌رغم تمام لطمات، این تیم راه خود را می‌رود! ولی گردانندگان پرسپولیس چه‌کاره‌اند؟ مدیریت مفید مدیران جدید پرسپولیس از کدام قماش خواهد بود؟ با دانایان طرفیم یا باز هم با فاقدان دانش و دانایی روبه‌رو خواهیم شد؟ پرسپولیس بالاخره نفس راحت خواهد کشید و یک جرعه آب زلال از چشمه عاشق و دلسوزی خواهد نوشید یا حکایت سال‌های اخیر، با اسامی تازه‌تر و دانش کهنه‌تر، تکرار می‌شود؟ وزارت ورزش خود نیازهای پرسپولیس را برمی‌آورد یا دوباره پولداری، ملاک انتتخاب‌هایش خواهد بود؟

آقای سلطانی‌فر! در فوتبال قحطی مدیر نداریم! در ورزش، قحطی عاشق نداریم! مسلماً قحطی پرسپولیسی‌های صادق و باوفا هم نداریم! پرسپولیس را به اهلش بسپارید! به راستگویان! به آنها که پرسپولیس مثل خانواده‌شان است! نه مثل که در حکم خانواده‌شان بوده و هست!  آقای سلطانی‌فر! شما چقدر باید خود را سپر بلای ندانم‌کاری و اشکالات و اشتباهات این حضرات بنمایید؟ شما به همکارانی نیاز دارید که سینه‌شان را به نفع شما، سپر کنند! بلاگردان شما باشند، نه برعکس! مثل حالا، مثل تمام این سال‌های گذشته!

جناب وزیر! شما به عصای دست احتیاج دارید نه اینکه خود را عصای دست این و آن مدیر دست و پا شکسته کنید! شما باید خودتان را برای آنجا خرج کنید که ارزشش را بفهمند و قدرش را هم بدانند! شما به کسانی که هر روز یک الم‌شنگه راه می‌اندازند، چه نیازی دارید؟

 

ماهی را از آب گرفتید

در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست! بنابراین لازم است هم از وزیر ورزش تشکر کنیم که بیش از این درنگ و صبر و حوصله و معطل نکرد و تصمیمی را که باید ۱۸، ۱۷ ماه پیش اتخاذ و عملی می‌کرد، سرانجام، البته گرفت و دستور به اجرایش داد! شاید هم وزارت ورزش، خودش چنین تصمیم لازمی را نگرفته باشد! و حالا باید یک پرسش آینده‌نگرانه را پیش‌ روی آقای سلطانی‌فر قرار داد و از ایشان چواب این سؤال را جویا شد! اما سؤال روز:

...از همان روز اول، بر چه اساس و بر پایه کدام مصلحت و فایده‌مندی، پرسپولیس را و استقلال را به این نفرات که هم علم مدیریتی‌شان زیر سؤال بود و هم جربزه و برش و تیغ کاریشان، محل تردید، سپردید؟ ما که از ناحیه اینان، از اول تا آخر، نور امیدی که سوسو بزند هم ندیده بودیم! شما چه دیدید که برخلاف نظر درستتان عمل کردید و پایه‌های تیم ملی را به دست کسانی دادید که خودشان را باید همه‌جوره مراقبت و مواظبت می‌کردند که در جایگاه مدیریت دوام بیاورند و نیاوردند؟ اما، از شما باز هم متشکریم که جلوی ضرر را بالاخره، یک‌جایی گرفتید تا پرسپولیس بیش از اینها لطمه نخورد!

 

خبر ورزشی 

  ۱  
آی اسپورت
2020-10-26 08:40:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۱ نظر
اقلیت تاس
دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹، ۱۱:۵۳
آش چقدر شور شده که صدای رفیق گرمابه و گلستان گروهبان قندلی هم دراومد
۲
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر