فهرست
مشکل یونایتد: مدیرانی عاری از فهم فوتبال
مشکل یونایتد: مدیرانی عاری از فهم فوتبال

مشکل یونایتد: مدیرانی عاری از فهم فوتبال

آی‌اسپورت – این تیمی است که لیورپول برای قهرمانی لیگ برتر چشم امید بهش بسته؟ شاید تنها کورسوی امید لیورپولی‌ها واکنش منچستر یونایتد به نمایش رقت‌انگیز مقابل اورتون و جنگیدن برای جبران آن در دربی منچستر، چهارشنبه شب، باشد. شاید این اتفاق بیافتد، اما لیورپولی‌ها نباید چندان بهش دل ببندند. بازیکنان یونایتد درست از لحظه‌ای که اوله گونار سولشر به عنوان مربی آینده‌شان انتخاب شد با او رفتاری چون معلم جانشین داشته‌اند.

شکست ۰-۴ در گودیسون پارک پنجمین باخت پیاپی خارج از خانه یونایتد بود، بدترین روند آن‌ها از سال ۱۹۸۱ تا امروز. یونایتد در هشت بازی اخیرش شش بار شکست خورده و در دو بازی‌ای که برده هم نمایش چندان قانع‌کننده‌ای نداشته. روزنامه‌های نروژی همچنان یونایتد را در جدول سولشر (جدولی که شروع لیگ را بعد از ورود او در نظر می‌گیرند) در رده سوم می‌بینند، اما واقعیت اینجاست که آسمان آفتابی که در آن هفته‌های اول بر فراز اولدترافورد دیده می‌شد، حالا در افقی دوردست محو شده.

مشکل یونایتد قطعا فرای سولشر است. یونایتد با ژوزه مورینیو به بی‌راهه می‌رفت و اخراج او تصمیمی کاملا منطقی بود. امید باشگاه بر این بود که با کنار رفتن مربی‌ای که جوی مسموم در تیم پدید آورده بود حداقل تا جای ممکن فصل نجات پیدا کند: جنگیدن برای رسیدن به چهار تیم بالای جدول لیگ و پیش رفتن در چمپیونز لیگ و جام حذفی. در این راه انتخاب سولشر به عنوان مربی موقت بهترین تصمیم باشگاه بعد از دوران سر الکس فرگوسن بود. سولشر در جایگاه یکی از ستاره‌های سابق تیم که همیشه لبخند به لب داشت، با ایده‌های تاکتیکی خودش که مشخصا از دوران حضور کوتاه‌مدتش در کاردیف پیشرفت کرده بود، باعث پیشرفت تیم در هفته‌های ابتدایی شد.

تمام این پیشرفت اما با تصمیم امضای قرارداد سه ساله با او نابود شد و یک بار دیگر نشان داد مدیران باشگاه منچستر یونایتد هیچ تخصصی در زمینه فوتبال ندارند و فقط در مسیر نظرات عمومی پیش می‌روند، به جای اینکه برنامه‌ریزی خودشان را داشته باشند.

از همان ابتدای ورود دیوید مویز به اولدترافورد مشخص بود که او توانایی و کیفیت لازم برای هدایت چنین تیمی را ندارد. اما با توجه به اینکه مویز انتخاب خود فرگوسن بود، در این زمینه نمی‌توان مدیران باشگاه را چندان مقصر دانست. انتخاب لویی ون گال هم تنها در صورتی منطقی جلوه می‌کرد که قدم اولی برای پیش رفتن به سوی فلسفه فوتبال هلندی باشد و نفر بعدی مربی‌ای جوان‌تر از همین جنس و مکتب باشد. و البته که اینطور نشد. مدیران یونایتد هیچ درکی از فوتبال و برنامه‌ریزی بلندمدت ندارند. آن‌ها ارزش داشتن فلسفه‌ای واحد و زیربناسازی سبکی را نمی‌دانند. بنابراین مورینیو جانشین ون گال شد، مربی‌ای که با اینکه دو دهه پیش زیر نظر او در بارسلونا کار کرده بود، اما به محض جدایی‌اش از این رژیم علیه آن طغیان کرد و با سبکی کاملا متضاد با آن به موفقیت‌هایش رسید.

انتخاب مورینیو البته با شیوه باشگاه‌داری یونایتد کاملا می‌خواند، باشگاهی که فقط دنبال نام‌های بزرگ در اوج، یا اندکی از اوج پایین آمده و در مسیر سقوط قرار گرفته، است تا اینکه زحمت استعدادیابی به خودش بدهد.

زمانبندی دائمی کردن قرارداد سولشر هم یک بار دیگر نشان از واکنش‌گرایی هیات مدیره باشگاه داشت، شوری سطحی بابت نتایجی مثبت در مقطع زمانی کوتاه، بدون اندیشیدن به این مسئله که آیا این مربی جدید چیزی فرای صرفا مورینیو نبودن هم دارد یا نه. سولشر بعد از شکست مقابل اورتون، در بازی‌ای که یونایتدی‌ها هشت کیلومتر کمتر از میزبانشان دویدند، آمادگی بدنی بازیکنانش را زیر سوال برد. این نمایش در گودیسون پارک با الگوی کلی تیم در فصل جاری کاملا همخوانی داشت. شاید بازیکنان یونایتد در هفته‌های اول ورود سولشر با تمام وجود و بیش از توانشان برای مربی جدیدشان دویدند، اما حفظ این روند عملا برایشان امکان پذیر نبود.

مسئله باز هم از این عمیق‌تر است و به پرسونل تیم برمی‌گردد. پل پوگبا و آنتونی مارسیال به شدت محو شده‌اند. کریس اسمالینگ و فیل جونز بیشتر به مجسمه شیرهای سنگی بیرون در موزه بریتانیا می‌مانند. بقای آن‌ها بعد از این همه سال قابل توجه است، اما نمی‌توان انتظار دفاع کردن ازشان داشت. سفر هفته پیش به بارسلونا هم باعث شد داوید دخئا بدل به داوید دخئایی شود که برای تیم ملی اسپانیا بازی می‌کند. فرد در این میان از آشوبی که دور و برش می‌گذرد حیران مانده و حق هم دارد. الکسیس سانچز با توجه به ضربه‌ای که به ساختار مالی باشگاه زده شاید یکی از بدترین خریدهای تاریخ آن‌ها باشد. واقعا غیر از مارکوس رشفورد، دل هواداران یونایتد برای کدامیک از بازیکنان حال حاضر تیمشان تنگ خواهد شد؟ تازه رشفورد هم در هفته‌های اخیر فرم خوبش را از دست داده.

شاید اگر خود مورینیو مسئول خرید برخی از این بازیکنان نبود و زندگی برای بازیکنانش تا این حد سخت نمی‌کرد، راحت‌تر می‌شد ازش دفاع کرد. داشتن دستی بد لزوما بازی خوب با آن را غیرممکن نمی‌کند.

این تیم نیاز به یک خانه‌تکانی اساسی دارد و شاید هیچ مربی‌ای در جهان تجربه برپا کردن چنین انقلابی را نداشته باشد. پس آیا سولشر در این راه موفق خواهد بود؟ شاید. سوال مهمتر اما اینجاست: اگر وودوارد سه هفته پیش قرارداد سولشر را دائمی نمی‌کرد حالا همچنان همین نظر را داشت؟ آیا هواداران یونایتد با این انتخاب موافق بودند؟

تنها نکته مثبت برای این هواداران اینجاست که حداقل وضعیت تاسف‌آور تیم‌شان به احتمال زیادی جلوی قهرمانی لیورپول را خواهد گرفت.

۹    
آی اسپورت
2019-04-23 12:21:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر