فهرست
یکشنبه غم انگیز؛ سیلی به برانکو
یکشنبه غم انگیز؛ سیلی به برانکو

یکشنبه غم انگیز؛ سیلی به برانکو

یک/  حتماً نامِ «یکشنبه غم انگیز» به گوشتان خورده است. ماجرای یکشنبه غم انگیز بی تردید یک رسوایی نبود بلکه یک تراژدی بود. شاید شبیه به بوف کور. پیرمرد خنزر پنزری انگار «رژو شرش» بود که با یک دست پشتِ پیانو نشست, خواند و نواخت و باعث شد صدها نفر خودکشی کنند. رژو شرش اثری برجای گذاشت که باعث شد بسیاری زندگانی را آنطور که باید ببینند. ترانه‌ای ممنوع که باعثِ خودکشی صدها نفر از قلبِ مجارستان تا اروپا شد.

بعضی‌ها شعر این ترانه را به جای وصیتنامه از خود باقی گذاشتند خودکشی کردند, بعضی نیز با شنیدنِ این موسیقی راهی جز خودکشی را نتوانستند انتخاب کنند. یکی از نوازندگانِ دوره گرد خواسته بود تا یکشنبه غم انگیز را برایشان بنوازد و سپس خود را خلاص کرده بود. یا مردی دیگر از دسته ارکستر یک کلوبِ شبانه می‌خواهد تا این آهنگ را برایش بزند و سپس جلوی در کلوپ به صورت خود شلیک می‌کند. عده‌ای از ماهیگیران می‌گفتند که هر چندگاه یک بار، بدنِ بیجانی را از دانوب بالا می‌کشند که در انگشتهای به هم چفت شده‌اش کاغذی را چنگ زده و همیشه در تکه‌هایی از کاغذ که در مشتِ جنازه از آب محفوظ مانده است، قسمت‌هایی از ترانه «یکشنبه غم انگیز» را پیدا می‌کنند. سوژه عاشقانِ شکست خورده‌ای که دسته دسته خود را می‌کشند باور کردنی نبود. خودکشی‌ها بدونِ توقف می‌رفتند و می‌آمدند. تا روزی که ماهیگیران، جنازه دختری ۱۴ ساله را ازعمق آب بیرون کشیدند که مثلِ همیشه در مشتش کاغذی پنهان بود. اما اینبار بر خلاف همیشه اطرافیان دخترک گواهی دادند که او هرگز عاشق نشده است. اندکی بعد هم پیرمردی ۸۰ ساله خود را از طبقه هفدهم ساختمانی به پایین پرت کرد. شاهدان گفتند که او موقع پریدن یکشنبه غم انگیز را می‌خوانده است, آنها گفتند که پیرمرد تا لحظه آخر به خواندن ادامه داد و صدایش تنها زمانی قطع شد که مغزش روی زمین پاشید. اما ماجرا غیرقابل درک تر هم می‌شود؛ در رم پسربچه‌ای با شنیدن آهنگِ یکشنبه غم انگیز از نوازنده‌ای دوره گرد، دوچرخه‌اش را کنار رودخانه پارک کرد, کلِ پولهای جیبش را به دوره گرد بخشید و خود را از روی پل به آب انداخت. آنقدر خودکشی‌ها با یکشنبه غم انگیز ادامه داشت تا یک روز رژو شرش از پنجره آپارتماناش در بوداپست پایین پرید اما در عین ناباوری زنده ماند. ساعتی بعد در بیمارستان وقتی به هوش آمد خود را با سیم‌های برق کشت. فردای آن روز همه روزنامه‌ها نوشتند «خالقِ یکشنبه غم انگیز دیروز خودش را کشت. دیروز یکشنبه بود»


دو/ نیمروزو یک شب از دربی گذشته است. التهابات قطعاً فروکش کرده. شور و ذوق زدگی مطمئناً قابل کنترل تر شده. ناراحتی‌ها و افسوس‌ها احتمالاً کمتر شده. نگاه به آنچه که در شهرآورد اتفاق افتاده بی تردید منطقی‌تر شده. استقلال رکورد شکست ناپذیری پرسپولیس را شکست. منصوریان با جوانانش برانکو را آنگونه شکست داد که دستیار برانکو با نوشتنِ «کیسه» خشمِ خود را نشان می‌دهد. مساله اینجاست این نتیجه نه استقلال را قهرمان لیگ می‌کند نه جلوی قهرمانی پرسپولیس را می‌گیرد. پرسپولیسی که سرشار از ستاره و ملی پوش است آنقدر پتانسیل دارد که در ادامه جایگاهش تهدید نشود. اما نکته اینجاست دیگر «رؤیایی» در کار نیست. قهرمانی پرسپولیس در این لیگی که آنچنان مدعی ندارد دیگر حماسی نخواهد بود, دیگر آنچنان شیرین, جانانه و دراماتیک هم نخواهد بود. برانکو ایوانکویچ ماه‌ها است با رویای نشستن بر روی نیمکتِ تیم ملی ایران به خلصه رفته بود و با این طرز تفکر مقابلِ یکی از جوان‌ترین و بی تجربه ترین استقلال‌های دو دهه اخیر و مربی جوانش باز شکست خورد. قهرمانی لیگ همینجا میانِ اشک‌ها و خودزنی‌های هوادارانی که این پرسپولیس را رؤیایی می‌دانستند به انتها رسید. برانکو باز شکست خورد تا نشان دهد مردِ روزهای سخت نیست. مرد روزهایی که پای قمارِ میلیون‌ها هوادار بماند و آنچنان تدبیر بایندیشد که چنین قماری را نبازد, نه نیست. همانی که هنوز می‌گوید جای کمال خالی نبود و جانشینش به خوبی عمل کرد. همانی که عذرخواهی را با اکراه انجام می‌دهد. همانی که می‌گوید جای فرشاد درست بود و تعویضم هم بی نقص بود. دیگر برکسی پوشیده نیست دیروز یکشنبه پرونده برانکو ایوانکویچ برای نیمکت تیم ملی هم برای همیشه بسته شد.

سه/ شاید امروز بهتر می‌شود عیارِ برانکو را سنجید. اگر کمال کامیابی نیا در دقایقِ پایانی بازی با تراکتور با توجه به پستِ حساسی که داشته تعویض می‌شد امروز شاهدِ سوپرایزِ افتضاحِ مردی که داعیه بهترین تصمیمات را دارد, نبودیم. پروفسور در موردِ جانشینی کمال برای دربی بارها از سوپرایز صحبت می‌کرد اما آنچه که مشاهده شد با آن چیزی که وعده داده شده بود بسیار متفاوت بود. مساله اینجاست این اولین بار نبود که برانکو در شرایطِ بسیار مهم با تصمیماتی که گرفته بود هواداران را مأیوس می‌کرد. نمونه بارزش فصل گذشته بود. برانکو مقابلِ نفت تهران با تدابیری اشتباه آنگونه کوچ کرد, آنگونه تعویض کرد, آنگونه استراتژی برپا کرد که دراماتیک‌ترین فصلِ فوتبالی حتی در جهان را با دستانِ خودش از پرسپولیس ربود, کاپیتان پوسید و برانکو چشم به کفتر غربتی تیم ملی ایران دوخت. دیروز  تعویض پروفسورِ در بازی مرگ و زندگی هم تعریفی نداشت. استفاده از فرشاد احمدزاده با توجه به شرایط شهرآورد توجیحی نداشت. تعویضِ رامین رضاییان بی نقص نبود و استفاده از حسین ماهینی در نقشِ هافبک دفاعی یعنی تکمیل کردنِ یک فاجعه که سورپرایز نام داشت. این شکست با احترام به شایستگی علی منصوریان بیشتر حاصلِ ضعفِ برانکو در بازی‌های سرنوشت ساز بود که رقم خورد. اتفاقی که از گذشته بارها دیده‌ایم و انگار هیچگاه پایان‌های شیرینی را به کول نمی‌گیرد. انگار درست می‌گفتند که باید گاهی برای برانکو تصمیم گرفت. او قابلِ ترحم نیست چون نیازی ندارد. اما لباسِ درخور ایران را ماه‌ها است پوشیده است. لباسی از جامه ما, از شکل و شمایلِ ما. باید گاهی برای پروفسور تصمیم گرفت و برخلافِ عقیده‌اش نظر داد و آن را به کرسی نشاند. نمونه‌اش سیدجلال حسینی بود که مطلقاً نه او را می‌خواست و نه به او اعتقاد داشت. امروز که پرسپولیس را حتی یک نیمه بدونِ سیدجلال تصور می‌کنیم وحشتناک است. تصمیمی که که اگر فصل گذشته برای برانکو می‌گرفتند رؤیایی ترین و دراماتیک‌ترین فصول یکی تیم باشگاهی حتی در جهان را مشاهده می‌کردیم. یا رامین رضاییان؛ که اگر باز برای برانکو تصمیم گرفته نمی‌شد امروز جایگاه پرسپولیس اینقدر دست نیافتنی نبود. برانکو از لحاظِ فنی برای یک باشگاه ایده آل است. یعنی عالی است اما نمی‌توان از کم اقتداری و اشتباهاتِ وحشتناکش چشم بست. شاید اگر این اشتباهات از سوی یک مربی داخلی می افتاد چشممان را می‌بستیم و راحت‌تر هضمش می‌کردیم اما وقتی برانکو ایوانکویچ چنین خطاهای بی انتهایی می‌کند و از طرفی چشم به نیمکتِ بی نفص/کم نقصٍ تیم ملی کشورمان دارد را دیگر نمی‌توان نادید بگیریم.

چهار/  مربی‌های بزرگ در بازی‌های بزرگ خودشان را نشان می‌دهند. البته سوا از شگفتی‌ها و نتایجِ عجیب غریبش. اگر توپِ طارمی گل می‌شد یا اگر آنچنان می‌شد اینچنین می‌شد دیگر مهم نیستند. استقلال فقط سه امتیاز از پرسپولیس نگرفت. بلکه طلسم شکاند, رکورد جابجا کرد, درسِ فوتبال داد و مچِ برانکو را خواباند. برای هیچ هواداری در شهرآورد الویت امتیاز نبوده و نخواهد بود. استقلالِ منصوریان برد تا غرورِ کاذبِ برانکو را از بین ببرد. استقلال برد تا شاید برانکو خودش را بتکاند. بتکاند از غرور و خودستایی. همان روز که برانکو در اوجِ اختلاف با کارلوس کیروش دستش را میز می‌کوباند و فریاد می‌زد «بهترین مربی کرواسی منم,علمی‌ترین مربی جهان منم» مشخص بود غرور و تکبر را تا خرخره خورانیده بود. دیروز یکشنبه غم انگیزِ برانکو بود. یکشنبه غم انگیزِ هوادارانِ پرسپولیس هم بود. باخت در این دربی آنقدر گران بود که با قهرمانی احتمالی پرسپولیس هم آنچنان التیام پیدا نمی‌کند. امروز می‌توان این سؤال را پرسید. با توجه به نتیجه دربی, آیا این استقلال که جوان گرایی کرده است و به آسیا صعود کرده است و با کسبِ احتمالی سهمیه آسیایی, موفق‌تر تلقی می‌شود یا پرسپولیسِ کهکشانی که با برانکو قهرمانِ احتمالی لیگ خواهد شد؟  پاسخ هرچه که باشد دیگر حماسه و شاهکاری در کار نیست آقای پروفسور.

پنج/ چندروزی از درد دلِ بهترین والیبالیستِ ایران و جهان گذشته است. محمد موسوی. چکیده حرف‌های موسوی این بود «روزی که با ولاسکو در والیبال به قله رسیدیم همه از ولاسکو می‌گفتند و می‌نوشتند. گاهی احساسِ خوبی نداشتم که تلاشِ ما زیر سایه آن مردِ آرژانتینی جا مانده است. از روزی که ولاسکو رفت متوجه شدم چه کسی را از دست دادیم. ما قدرشناس نبودیم  فقط میگویم شما قدرِ کارلوس کیروش را بدانید». درد دلهای موسوی انگار حرفِ دل مردم بود. لحظاتی که در بازی با السد و دربی تصویرِ کارلوس کیروش و پرچمِ تیم ملی ایران را از روی سکوها جست و گریخته می‌دیدم خیلی از مسائل را در ذهن و قلبمان تفکیک می‌کردیم. از قدرنشناسی‌ها و لیاقتمان گرفته تا جایگاهی که امروز در آسیا داریم و آنطور که باید درک نمی‌کنیم. دربی یکشنبه به یادِ شهدای چوار برگزار شد. سی سال پیش بازی فوتبالی در چوار-ایلام- برگزار می‌شد. نیمه اول با نتیجه ۲ بر ۱ به نفع جوانان استان شد. در بین دو نیمه کاپیتانِ چوار به بازیکنانش گفت «فرض کنید در خط مقدم جبهه هستید با شجاعت و شهامت برای ایران بجنگید». گویی او هم می‌دانست واقعه‌ای عظیم در راه است. فقط ۱۰ دقیقه از نیمه دوم گذشته بود که هواپیماهای بی رحمِ دشمن با انواع و اقسام بمب‌ها، زمین فوتبال را تبدیل به خط مقدمِ واقعی کردند. لحظاتی قبل از بمباران کاپیتان سعی می‌کرد با فریادهای خود همه را روی زمین بخواباند. تعدادی از بازیکنان بر روی زمین خوابیدند و در حالی که کاپیتان سعی می‌کرد بقیه بازیکنان را هم مطلع کند، به سمتِ فرزند پنج، شش ساله‌اش رفت و او را به بغل گرفت تا از بمباران در امان بماند. شاید کاپیتان می‌خواست این فرزندِ عزیزش را حفظ کند تا سالها بعد، این واقعه را به نسل‌های فعلی منتقل کند. لحظاتی بعد خیلی‌ها در زمین مسابقه شهید شدند. از تماشاچی تا داور تا مربی و بازیکن. برخورد راکت به سرِ دروازه بان تیم منتخب چوار را با کدام قلم می‌توان نوشت؟ اصابت راکت به کمر و دو تکه شدنِ هافبک فوتبال را باید با کدامین فریاد به گوشِ مردم رساند؟ برای ما کسی آنچنان از خانواده‌ی چواری نگفت که در زمینِ مسابقه به دنبالِ سرِ جدا شده‌ی فرزندانشان می‌گشتند. کسی از بازیکنی که به تیم ملی نوجوانان دعوت شده بود نمی‌نویسد که چگونه جلوی چشم برادرانش در بمبارانِ چوار بدنش در زمین مسابقه تکه تکه شد. «بغضِ موسوی, دربی به یادِ چوار, پرچم تیم ملی ایران در شادی پادوانی مقابل السد, تیم ملی ایران.» شما بگویید چه رمز و رازی میانِ این کلمات است؟

شش/  پرسپولیس و برانکو سرشار از نقص نبودند, دلیلی ندارد تیمِ بازنده بی رحمانه نقد شود. اما با اینکه خیلی از ورزشی نویسان به آنالیز و خط کشیدن‌های ذوزنقه, مثلث و مباحثِ فنی می‌پردازند من نمی‌توانم اینگونه نگاه کنم. «ایمانِ قلبی» تنها واژه‌ای است که می‌توانم بنویسم. کشوری که از چوار تا پکن برای جام و جان اشک و خون ریخت حقش است امروز یک سیلی بزند. یک سیلی تا فراموش نشود استقلال هم «جنگ زده» بود آقای برانکو. امروز روزنامه‌ای ننوشت, اخباری نگفت, مردمی ندانستند اما من می‌نویسم دیروز یکشنبه بود. یکشنبه غم انگیزی که برانکو از چوار تا پایتخت سیلی خورد.

۵۴ ۴۵  
آی اسپورت
2017-02-13 14:53:00
نظر دهید

۴۵ نظر
علی جامائیکا
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۲۳
مثل همیشه فوق العاده ... چه قلمی دارید خانم اشک ریز
برزو
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۸:۳۶
يادداشت هاتون خوبه خانم اشك ريز اما خيلي طولانيه.
بند اول داستان ترانه يكشنبه غم انگيز جالب بود
۶
حامد
سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۰۱
توی جمله هاتون مشخصه که به خاطر کی روش منتظر یک همچین باختی بودین تا برانکو رو بکوبین. این که میگید لیگ بدون مدعیه خودش گویای اینه که شناختی از تعریف مدعی ندارین. این تراکتور از نظر میانگین امتیازی در حد قهرمانها نتیجه گرفته ولی شانس بدش اینه که پرسپولیس فوق العادست. این استقلال در 3.5 فصل اخیر بهترین استقلال ممکنه و شما بهش میگید جنگ زده؟ لطفا تعصب به کی روش رو کنار بگذارید و واقعیت رو تحریف نکنید.
۴
علی
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۲۶
برانکو با چند برد درلیگ بی حال ایران خودش رو در جایگاهی بالاتراز کیروش دید و اردوی تیم ملی رو بهم زد امروزدستیار کیروش ترمزش رو کشید
جاهد
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۳۲
متن کاملا جانبدارانه بود.اولا پرسپولیس تیم کهکشانی نیست.فراموش نکنید خیلی از این بازیکنان زیر نظر برانکو تبدیل به ستاره شدن.هیچ تیمی نمیتونه همیشه پیروز باشه و در ضمن این تقریبا اولین بازی بزرگی ست که برانکو باخته.چرا بدون منطق حرف میزنید؟برانکو چند تا رکورد جابجا کرده؟بردن سپاهان بعد از 13 سال در زمین خودش،پیروزی مقتدرانه در فینال لیگ،حتی کارنامه برانکو با وجود باخت دیروز در دربی هم عالی ست.خانم اشکریز عزیز شما هم مثل همه سوار موج انتقاد از برانکو بعد از اولین باخت مهم شده آید.هیچکس نمیگه استقلال هر سه شوت داخل چارچوبش گل شد.هیچکس نمیگه اگه اون توپ رو 100 بار دیگه به همون شکل زیر پای اسماعیلی بندازیم محاله بتونه گل کنه.استقلال برد چون شانس داشت و البته به خوبی از شانسش استفاده کرد.پرسپولیس باخت چون اصلا قرار نیست همیشه ببره.برانکو هم اشتباه داشت چون همه مربیان بزرگ هم اشتباه میکنن.حتی کیروش.هنوز باخت به لبنان رو فراموش نکردیم.البته که در بزرگی کیروش هم شکی نیست.الان هم به عنوان یه طرفدار پرسپولیس تا آخر فصل از تیمم حمایت میکنم و مطمئن باش خانم اشکریز که قطعا ارزش جام قهرمانی از بردن در یه بازی بیشتره.تو همه جای دنیا.شک نکن.
مسعود
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۳۵
دورود به شرفت نویسنده . خیلی جالب و درست تحلیل نمودی . واقعا استقلال جنگ زده بود.1- مدیرعامل نا لایق که 24 ساعت پس از بازی نه تبریکی گفته نه سرصدایی بابت خالی ماندن سکوی های قسمت استقلال 2- محروم از نقل انتقالات فیفا فشارهای روانی آن 3- دریغ از تامین یک زمین تمرین مناسب برای تیم جهت جلوگیری از مصدومیت بازیکنان. 4- واگذاری ورزشگاه شهید کاظمی به پرسپولیس در فصل گذشته در حالی که از اول به نیت باشگاه استقلال و حتی قرار بود به نام حجاز باشد( نقل قول از علیرضا دبیر عضو شورای شهر تهران ) و.......
امید از تفت
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۳۶
شقایق بدجوری داری عقده گشایی میکنی. مربی های بزرگ در بازیهای بزرگ خودشون را نشون میدند. پس با معیار شما منصوریان مربی بزرگیه!!؟؟ خخخخخ. باشه بگید اول مدرکش را بگیره. مشکلش برای نشستن روی نیمکت توی آسیا حل شد!؟ یا کارت تدارکات براش صادر می کنند!!؟؟
وحید
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۳۶
کلا تا "خلصه" خوندم. چون تو نوشته بودی دنبال بهونه بودم که نخونم و با "خلصه" بهونه جور شد.
دوره پارسی نویسی شرکت کن
وحید
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۳۶
کلا تا "خلصه" خوندم. چون تو نوشته بودی دنبال بهونه بودم که نخونم و با "خلصه" بهونه جور شد.
دوره پارسی نویسی شرکت کن
۷
حمید
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۳۹
علی بود فقط یکم خلاصه تر !!! مثلا 4 رو میشد ننوشت چون همون 2 و 3 بود ولی عااالی
۵
پرسپولیس واقعی
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۴۰
خانم اشک ریز!
در تکمیل مقاله ی طولانی شما که البته می توانست خلاصه تر ولی گویاتر باشد:

برانکو یکی دوبار مصاحبه راجع به سرمربی تیم ملی کرد و سپس سکوت پیشه گرفت . همه می گفتند ایشان سرش به تیمش گرم است و فرصت جواب دادن به بیانیه های کی روش و یا شایعات را ندارد.
ولی یک جا برانکو خودش را لوداد : اینجا!!
وقتی خبر نگار از آقای برانکو پرسید که آیا برای دیدن بازی استقلال و السد به آزادی می رود ، برانکو جواب داد نه ولی از شما می پرسم آیا کی روش به استادیوم می رود. ای اسپورت تیتر زد : حمله ی هوشمندانه برانکو به کی روش !
هیج کس ولی نپرسید که جناب برانکو ، شما که وانمود میکنی مسئله کی روش برای شما بی اهمیت است ؛ چطور در آستانه ی مهمترین بازی فصل تیمت ؛
ذهن و روح وروان شما درگیر این است چیزی بگویی که کی روش را سیبل هواداران و رسانه ها کند.
تو چطور قبل از چنین بازی مهمی به چیزی غیر از تیمت فکر میکنی
سوال برانکو دقیقا علت باخت در دربی است.
"افکار سرمربی پرسپولیس علیرغم آنچه نشان می دهد حول تیم ملی سیر میکند."
او قبل از دربی تمرکز نداشت. در دربی هم همینطور.
امید از تفت
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۴۷
عوضی این اسمتو عوض کن. خیلی آدم باید پست باشه که با اسم پرسپولیس بر علیه سرمربی تیمش موضع بگیره. تو یه عوضی ضدپرسپولیسی هستی. برو بازیهای کیروش را نگاه کن. برو هر غلطی میخوای بکن ولی کاری به پرسپولیس نداشته باش. عوضی هایی مثل تو بدتر از رقیب استخوان لای زخم هستند و نمک به زخم هوادار می پاشند. گم شو عوضی پست فطرت بی شرف
فرزاد مهریار
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۱۳
امید ، طرفداری از یک تیم به معنای قدیس سازی از یک تیم و لعن و اهانت بقیه نیست . هر چند من هم معتقدم که بسیاری از نقدهایی که به برانکو می شود ، بی مبنا و از سر عقده گشایی هست...
۷
پرسپولیس واقعی
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۲۱
امید از تفت !
تمام کامنتهایی که می گذارم اول سعی میکنم مودبانه باشد و دوم اینکه با دلیل و سند و مدرک باشد.

امید از تفت!
اگر حرفی داری بگو وگرنه بد گفتن و فحش دادن جایش چاله میدان است نه اینجا

امید از تفت
بدترین چیز می تواند پرسپولیسی بودن تو باشد با این ادبیات و بااین مدل هواداری تو
من هرگز توهین نکردم دلیلش احترام به شما نیست دلیلش شخصیت خودم است. به خودم احترام می گذارم که توهین نمی کنم.لزومی هم ندارد چون هرکس شخصیتی دارد .که در رفتار و گفتارش معلوم است.
۶
امید از تفت
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۳۳
فرزاد خان این عوضی هایی که به اسم پرسپولیس نظر میدند ستون پنجم دشمن هستند. 1000 تا دشمن و رقیب بهتر از چنین هوادارنماهایی است. من به این عوضی میگم میخوای اظهارنظر کنی اسم پرسپولیس را از روی خودت بردار الدنگ
۵
مریم عرب
سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۰۸
شرافت کلمه ایه که امثال تو حتی نمیتونین هجیش کنی..بیچاره فلک زده استقلالی،فک کردی همه مثل خودت حیوونن و اینونمیفهن که کیسه هستی.
۱
پرسپولیس واقعی
سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۱۹
مریم خانم !
مخاطب شما من بودم !؟ به من گفتید؟!
قرمز
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۵:۴۶
lمتاسفانه امسال تیم های ضعیف برای پرسپولیس ، شگفتی ساز شدن. اول قشقایی حالا هم استقلال . استقلال واقعا در حد پرسپولیس نبود . ما هم گل رو جلو بودیم هم سوار بازی بودیم . جوونای استقلال وحشت زده شده بودن. اون دو تا گل نمی دونم یه دفعه چه جور زده شد.
۹
فرزاد مهریار
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۰۱
رکوردهای مزخرف نویسی با متون خانم اشک ریز جابجا می شوند . نویسنده ای که خودش هم معترف است بیش از آنکه با منطق و علم فوتبال سروکله بزند ، درگیر ایمان قلبی و شهود وحیانی است که البته در این عصر فقط به سراغ خانم اشک ریز می آید . فقط امیدوارم دفعه بعدی که جبرئیل روح الامین به سراغ خانم اشک ریز می آید ، به ایشان یاداوری کند که خلسه درست است نه خلصه....
بهراد
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۰۳
خانم اشک ریز مشکل بزرگ بعضی مقالات شما از نظر من اینه که سطح معمولی و رو به پایین فنی و تحلیلی متن رو میخواهید با نثر شبه شاعرانه و مثالهای تاریخی بیربط بپوشونید و خواننده رو اونقدر با استعاره و تمثیل های کهنه بمبارون میکنید که ذهنش مجالی پیدا نکنه برای فهمیدن ضعف استدلال و بنیه تحلیلی ضعیف مطلب...چرا این قد بسامد واژه های مستعمل و کلیشه ای مثل خون و اشک و سیلی بالاست در نوشته های شما..مثلا همین مقاله رو اگر کسی ندونه درباره فوتبال نوشته شده فک میکنه امقصرین نسل کشی رواندا رو دارید متهم میکنید
علی یزدی
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۰۶
دوباره ایشون صحبت کرد به مشرق و مغرب میزنه عشقش به کیروش نشون بده راست میگی برانکو مرد روزهای بزرگ نیست که تیمش پارسال با اون یارا 4تا زد به استقلال راست میگی برانکو مربی روزهای سخت نیست که ایران. قهرمان بازیهای آسیایی بوسان میکنه و سوم آسیا میکنه حالا برانکو یکی جام برای پرسپولیس میاره اما کیروش تو یکی جام آسیا حالا کمتر یکی سومی آسیا بیاره ما قبول داریم و منصوریان برد نوش جونش جام به قهرمان میدن نه یک بازی ببری همین منصوریان فعلا نسبت به علی دایی و گل محمدی عقبتر ه زیرا هیچ سال یک جام نبرده
عمار كلايي
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۰۹
خانم اشك ريز چقدر منتظر همچين اتفاقي بودي خدايي؟نه واقعا...
شوخي ميكني...اين مرثيه سرايي تو اين وضعيت براي كيروش...اين جمله خداست: "و از طرفی چشم به نیمکتِ بی نفص/کم نقصٍ تیم ملی کشورمان دارد"
واقعا چه قلمي داريد خانم "اشك ريز " ديگه؟
اينقدر سطحي نويسي واقعا عجيبه...براي كوبيدن يكي چقدر آدم ميتونه ضعيف و حقير باشه كه حتي موفقيت يك نفر رو ببره تا جايي كه بگه "در ليگي كه هيچ مدعي نيست"
مگه سالهاي قبل منچستر و بارسا تو ليگ بودن كه امسال نيستند؟
خداروشكر كه مربي ها هميشه همونن و فقط ميچرخن...تراكتور و سپاهان و همين استقلال مگه كم مهره گرفتن؟مگه منصوريان نگفت استقلال بايد پرستاره باشه و با نفت فرق ميكنه؟
الان چون پرسپوليس صدر جدوله تيم هاي ديگه ضعيفن؟
خواهشا به سوالامون جواب بدين تا اينقدر بيشتر شائبه براي خودتون ايجاد نكنيد...
سامان
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۱۱
خوبه که اینهمه منتظر موندین تا بتونین بالاخره یه بار بزنین برانکو رو . با همه ی اشتباهاتی که میگید برانکو کرد اگه طارمی از 4 موقعیتش دوتا رو زده بود الان قلمتون اینجوری به عشق کیروش نمینوشت، نیست که کیروش مرد روزهای بزرگه و ایران رو قهرمان آسیا و جهان کرده ، کیروشی که یادمون نرفته با رئال مادرید پر ستاره چه نتایجی گرفت
عمار كلايي
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۱۳
واي "احمدي نژاد" درونت بدجور تو ذوق زده
خدايي اعصابم خورد شد
شهداي چوار؟؟؟؟
پوپوليست رو دوباره معني كردين خانم "اشك ريز"؟
"عقده ي" بدي در گلو داشتي...خوبه خداروشكر
سعید
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۱۴
چه مقاله یه طرفه ای. نه فقط ایشون بلکه بقیه دوستان نویسنده هم دائم می گن برانکو مرد بازی های بزرگ نیست. اون دربی فصل قبل که پرسپولیس برد و رفت صدر جدول با نتیجه 4 بر 2 بازی بزرگ نبود؟ یا بازی قبلی با تراکتور؟ یا دربی دو فصل پیش که تیم داغون پرسپولیس جولوی استقلال که مدعی قهرمانی بود با گل علیپور برد؟ یادتونه که گابریل و پیام صادقیان و خانزاده و ... برانکو کنار گذاشت؟ در مقایسه با کیروش هم خوبه که جام ملت ها رو مقایسه کنید. تیم برانکو با اون همه بحران مدافع که سه نفر تا نیمه نهایی محروم شدند و تقی پور بازی با کره مصدوم شد اون تیم تاریخی کره رو 4 بر 3 برد (تیمی که چهارم جهان شده بود) بعد جلوی چین میزبان که اومده بود قهرمان بشه با ناداوری و توی ضربات پنالتی باخت. اما کیروش چی؟ به عراقی که اومده بود به ایران ببازه با ناداوری و پنالتی باخت. اما اون چین کجا و این عراق کجا. اون کره کجا و این قطر و امارات و بحرین کجا. توی جام جهانی هم هر دو یک امتیاز گرفتند. البته برانکو ستاره های بهتری داشت اما یادتون نره که همه اون ستاره ها یک ماه قبل از جام جهانی مصدوم شدند و اصلا شرایط خوبی نداشتند و فدراسیون و مربی همه وضعیتشون روی هوا بود و همین تیم رو به حاشیه برده بود. اما کیروش با زدن زیر توپ یک امتیاز (بدترین بازی جام جهانی) از نیجریه گرفت و البته بازی قابل قبول جلوی ارژانتین.
پرسپولیس باخت. از نظر فنی هم توی همین بازی خیلی سرتر از استقلال بود و با وجود دفاع بسته خیلی موقعیت خوب خلق کرد. اما بعضی وقتها نمیشه. پرسپولیس مثل همیشه نبود ولی بازم سرتر از استقلال بود.
اگر قراره به یه بازی بگیم پس فلانی بهتره چون برده که باید بگیم ویرا خیلی بهتره از وینبلز مربی استرالیاست. چون ایران استرالیا رو برد. اما کیه که نودنه اون بازی و صعود ایران یه اتفاق بود. نه بازیکنای ایران بهتر بودن نه مربی اون موقع ما ازمربی حریف.
منصوریان هم هیچ کار تاکتیکی درستی نکرد. اگر طارمی اون هد دقیقه ده رو زده بود میدید که الان همه منصوریان رو سیبل می کردند.
آرش
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۱۸
ترجیح ((ایمان قلبی)) به ((ذوزنقه و مثلث))، در علوم انسانی غیر پست مدرن، ارتجاع نام داره
فرزاد مهریار
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۷:۲۱
این حرفت کشیده جانانه ای بود که باید به صورت اشک ریزان شقایق زده میشد . من شهامت زدن چنین سیلی جانانه و آبداری را نداشتم . ممنون که تو به جای من هم توانستی...
۹
محمد علی
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۲۱
با احترام به نویسنده:
نقدی بود سراپا بی ربط و بی اساس.
اولا اگر استقلال جنگ زده بود، از بی تدبیری مدیریت و کادر فنی خودش بود و ربطی به پرسپولیس نداشت. به اذعان همه کارشناسان در ابتدای فصل تیم استقلال در بازار نقل و انتقالات بهتر از پرسپولیس عمل کرد و همه استقلال را شانس اول قهرمانی می دانستند. بنابراین اینکه به اعتقاد شما تیم استقلال قبل از دربی شرایط یک تیم جنگ زده را داشته (با توجه به بیشترین هزینه در فصل نقل و انتقالات) خود نشان دهنده بی کفایتی مدیران و کادر فنی استقلال است و نه چیزی دیگر.
ثانیا اگر پرسپولیس آقای برانکو 8 یا 9 ملی پوش دارد و به زعم شما کهکشانی است، باید برای این عملکرد آقای برانکو کلاه از سر برداشت، چرا که اکثر این بازیکنان و ستاره ها را برانکو تحویل تیم ملی داده است. آیا محمد انصاری، رامین رضائیان، مهدی طارمی، کمال کامیابی نیا و حسین ماهینی قبل از اینکه با آقای برانکو کار کنند، این کیفیت را داشتند و به تیم ملی دعوت می شدند؟. آیا کیفیت سروش رفیعی در همین چند بازی پرسپولیس به نحو محسوسی افزایش نیافته است؟. این را مقایسه کنید با پائین آمدن کیفیت بختیار رحمانی و کاوه رضائیان در استقلال. راستی چرا کاوه رضایی و بختیار رحمانی از وقتی به استقلال آمده اند به تیم ملی دعوت نمی شوند. این است تفاوت برانکو و منصوریان یکی ستاره ساز است و دیگری ستاره سوز.
سوم: عملکرد یک مربی را یک فصل نشان می دهد نه یک بازی، به قول یکی از بزرگان فوتبال اگر می خواهید ارزش یک مربی را بدانید، به جدول نگاه کنید، امروز منصوریان از نظر امتیاز تیمش 10 امتیاز از پرسپولیس پائین تر است و از نظر کیفیت فنی بازی این فاصله بیشتر هم می شود. اگر مبنای شما یک بازی باشد، استقلال منصوریان از صنعت نفت آبادان هم در ورزشگاه آزادی باخت. پس بنا به تحلیل شما اگر برانکو مربی بازیهای بزرگ نیست، آنوقت باید بگوییم منصوریان مربی بازیهای کوچک هم نیست.
عمار كلايي
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۶:۲۴
خدايي من آدم بدي نيستم...
اما واقعا اين مقاله رو آي اسپورت چاپ كرده؟
عقده اي هم نيستم و شايدم از نظر شما باشم...بخدا 6 آتيشه و اين چرنديات نيسام...دنبال خوندن مطالب قشنگ و حرف حساب هستم...اما اين چه سطح نازل و اعصاب خوردكني از يك بازي فوتبال و حتي يك شخصيته؟
بابا نميدونم چقدر با كيروش بر خوردينكه حتما زياد بوده...اما كاش كمي با اين برانكوي فلك زده هم ميچرخيدي تا اينطور يكجانبه به قاضي نري...
بخدا زشت و اعصاب خورد كن...شايد لذت ببريد از عصبانيت ما اما بعدا تو خلوتتون فكر كنيد و از حالات روحي معمولتون خارج بشيد و اينو بخونيد...همه چيز و بهم ربط داديد تا بگيد كي روش خوبه؟؟؟؟!!!
محمد موسوي،چوار،ليگ نازل ايران و بزرگ كردن منصوريان؟؟؟؟
خيلي خوبي....
۹
عماد مولائی
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۷:۰۱
سه نکته :
1- چه تضمینی وجود دارد که پرسپولیس طی 9 بازی باقیمانده قهرمان لیگ شود؟
2- چه تضمینی وجود دارد که استقلال بعد از 9 هفته در صدر جدول لیگ برتر نباشد؟
3- املای صحیح کلمه مورد نظر شما "خلسه" است که خلصه نوشته شده است.
۵
شاهین تاجی
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۷:۳۵
شقایق اشک‌ریز عزیز مئل یک فیلم قشنگ تصور کردم و چند بار مو به تن سیخ شد!!! عالی بود این نوشته! فراتر از سطح آی اسپورت بود، درود بر شما
۴
امید از تفت
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۷:۴۰
ضرب المثله میگه : «از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.» دیوار شکسته میشه پلاسکو، سگ درنده میشه داعش، زن سلیطه هم میشه اشک ریز کولی
۵ ۳
ms
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۷:۵۴
لنگی دون صفت هم میشه امید از تفت...
تیمت باخته، فرهنگ و شخصیتت رو نگهدار لااقل
۴
امید از تفت
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۸:۱۴
بیماری ام اس داری!؟ خوب اینجا جای درمان نیست. ضرب المثله تو چرا ناراحت شدی!؟ استرس برات خوب نیست.
۲
ms
سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۴۴
استرس عالم هوار شد روی سرت یکشنبه، البته باید کودکی باشی 12-13ساله
۲
سجاد
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۷:۴۲
عالی بود شقایق جان
۶
مهدي
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۷:۴۳
ببين يعنيييييييي عاااالي بود مثل هميشه

پرسپوليسي هستم اما به اينكه تاپالوويچ مربي نيست باور دارم. اينو نه الان بلكه سال ٢٠٠٤ نشون داد. اونجايي كه جلوي اردن و قطر افتضاحي به بار آورد كه دادكان شخصا وارد عمل شد تا با اوردن هاشميان و خداداد تيم رو ببرن جلو. تيمي كه با اون همه ستاره و سه تا بازيكن سال آسيا توي همون مرحله اول مقدماتي داشت حذف ميشد.
حالا هم كه دوباره با چراغ سبزهايي كه مخالفان كيروش بهش دادن برگشته ايران به اميد اينكه جاي كيروش رو بگيره اما شقايق جان به قول تو سيلي قشنگي خورد.هم اون و هم كسايي كه از بدنه فدراسيون دنبال آوردنش به تيم ملي بودن. تيم ملي اي كه بعد از سال ٩٨ تنها تيمي هست كه توي قلب مردم هست و باهاش زندگي ميكنن.
اما اين سيلي رو بايد اون هواداراي متعصبي بخورن كه تا همين دو روز پيش ميگفتن تيم ملي ما پرسپوليسه. اوناايي كه منافع رنگي رو ب ملي ترجيح ميدن. اوناايي كه در توهماتشون خيال ميكنن تاپالوويچ از بچگي پرسپوليسي بوده و اصلا به عشق اينها دوباره برگشته ايران.اين سيلي رو بايد اونها بخورن تا بلكه از اين خواب بيدار بشن
۹ ۱
مریم عرب
سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۱۴
بشین بابا...تاپ..له
mohamad
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۸:۰۹
چه تحلیل زیبایی.عالی بود.
۴
saba
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۸:۲۵
big likeee
۳
یه ایرانی
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۲۱:۰۲
به به جناب اشک ریز
خدائی باید بهتون جایزه داد ؛ نمیدانم مدال حقارت را بدهند یا عقده ای بودن را ؟ مدال کینه ورزی را بدهند یا دنائت را ؟
به هر حال از شیفتگان کارلوس کیروش هیچ بعید نیست که چون مرادشان باشند ؛ کسانی که دست به هر کاری میزنند برای توجیه خودشان . حقیقتش منتظر بودیم تا باز ذاتش را نشان بدهد و کوچک بودنش را ، به هر دلیل زیپ دهنشون رو کشیدن و صد البته شما و چند نفر دیگری هستند بجای ایشان آتش دنائت را روشن نگه دارند . برای پست بسیار زیبایتان که معرف شخصیت شماست ممنون و بسیار ممنون .
مدتی بود در انظار نبودید و با یک شکست پرسپولیس چون شغال و کفتار که در تیره گی شب و دنبال مانده مردار بیرون میآیند بیرون آمدید . پرسپولیس باخت به هزار و یک علت که تیمهای دیگر میبازند . اینکه مربی اشتباه کرد ، بازیکن گل نزد ، داور مهربان بود ؛ بازیکنان جوگیر بودند و و و ...........................
همه تیمها میبازند ، در همه لیگها و کدامشان اینقدر دور و برش پر است از عقده گشا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر طرفداران پرسپولیس داغ کرده اند از حماقتشان است چرا که هنوز لیگ تمام نشده ؛ بازیهای آسیایی در راه است و زمان زمان اتحاد . دیروز "چلسیِ" مقتدر" آنتونیو کونته " مساوی کرد در مقابل "بارنلی" که معلوم نیست کجای لیگ است آیا این همه جنجال بپا شده ؟
بر شما و دیگر حقیرانی که مرادشان کارلوس کیروش حقیر است هیچ خرده نمیتوان گرفت . فقط ممنون بعداز شاهکار کیروش پیش از بازی با تراکتورسازی و نشان دادن شخصیت و ذاتش
شما هم امروز لطف کردید و بطور کامل خودتان رو معرفی کردین
۴
حمید
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۲۱:۳۳
شقایق! خواهش می کنم بس کن. مگه دلت برای تیم ملیت نمی سوزه؟ بله! و صدتا و هزار تا بله دیگه برای نقدهای فنی که برانکو وارد کردی! اما چه دلیلی داشت اون ها در بستر اختلاف کیروش-برانکو عنوان کنی؟ احساس می کنم داری دست و پا میزنی تا حقانیت خود رو ثابت کنی- که به احتمال زیاد نمی تونی- و در این راه فراموش می کنی که این کار چه قدر می تونه به همون تیم ملی که این قدر دوستش داری آسیب بزنه. برای خیلی از طرفدارای پرسپولیس این مناقشه داشت تموم می شد که یهویی تو اومدی اونهم توی این شرایط که داغ پرسپولیسی ها تازه است این جوری به مربی تیمشون حمله می کنی. این کارت از نظر اونها مثال پرواز یک لاشخور بالای سر یک آهوی زخمیه! فکر می کنی اونا چیکار می کنن؟ قطعا به دفاع از اهوی زخمی بر می خیزن. و در مقابل، اشتباهات شدیدا بچه گانه کیروش رو یادآور می شن درست همونطور که تو از برانکو انتقاد می کنی. و تنش دوباره برپا میشه! خب! این تنش چه کمکی به تیم ملی می کنه؟ چرا داری هیزم روی یک آتش در حال خاموش شدن می ریزی؟ فقط به خاطر اینکه ثابت کنی داری راست میگی که باز هم تاکید می کنم نمی تونی. اصلا من دوست دارم یه قصه دیگه برات تعریف کنم. می دونم عاشق قصه هایی پس گوش کن:
درست چند روز قبل از اغاز جنگ جهانی اول وزیر امور خارجه بریتانیا ،ادوارد گری، که آدم صلح طلبی بود در حالیکه از جلوگیری از اغاز جنگ قطع امید کرده بود تمام تلاششو می کرد تا از گسترش جنگ به جبهه غربی جلوگیری کنه. برای همین یک نقشه-فرصت نیست اینجا وارد جزئیات بشم- بر پایه قول نداده فرانسوی ها کشید تا از جنگ در جبهه غربی جلوگیری کنه. آخرش هم نقشه اش شکست خورد و جنگ جهانی اول آغاز شد. وقتی ازش پرسیدن چرا از طرف فرانسوی ها قول الکی دادی، جوابش برای من بسیار جالب بود. دقت کن: "به خاطر اینکه وقتی واقعیت مطابق میلمون نیست این منم که همه ازش انتظار دارن واقعیت بهتری خلق کنه." واقعیت بهتر برای ادروارد گری صلح جهانی بود به جای جنگ جهانی. خب شقایق جان! تو چقدر برای رسیدن به واقعیت بهتر در فوتبال ما تلاش کردی و چه قدر در برپا کردن جنگ نقش داشتی؟ راستشو بخوای این مساله اونقدر هم پیچیده نیست. همکاران تو براحتی این مسائل رو درک می کنند و برای همینه که مدت هاست این مطالب رو پوشش نمی دن و به اعتراف خودت روزنامه‌ای ننوشت, اخباری نگفت و مردمی ندانستند ولی توی دیوونه عاشق (من خیلی باید برای کسی احترام قائل باشم تا بهش بگم دیوونه) کلی باید برات قصه بگن شاید بفهمی شاید هم نه!
مازیار
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۲۱:۴۸
لینک این آهنگم میگذاشتی میخواستم خودمو دار بزنم :D
عرفان
سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۳۹
خانوم فوقالعاده بود همین دوباره بنویسید از اینا
رضاجاوید
سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۵
درود درود. بند شهدا عالی بود.تشکر میکنم برای این شجاعت و این قلم
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر