فهرست
داستانِ دو تیم و یک ترانه
داستانِ دو تیم و یک ترانه

داستانِ دو تیم و یک ترانه

وقتی در مارچِ 1963 سر جرج مارتین از بیتلز خواست تا قطعه‌یِ How Do You Do It، نوشته‌یِ میچ ماری را بازاجرا و ضبط و به عنوانِ اولین سینگل‌شان منتشر کنند، پل مک‌کارتنی و جان لنون این پیشنهادِ تهیه‌کننده‌یِ بزرگِ استودیویِ ابی رود را نپذیرفتند و تصمیم گرفتند با قطعه‌یِ Please Please Me  که نوشته‌یِ خودشان بود به صحنه‌یِ موسیقیِ مرسی بیت وارد شوند. بدین ترتیب سر جرج سراغِ گروهِ دیگری از لیورپول رفت که در اواخرِ دهه‌یِ پنجاه، مثلِ بیتلز برایِ کسبِ شهرت و تجربه، راهیِ هامبورگ شده بود؛ گروهِ جری اند پیس‌میکرز. جری مارسدن، خواننده و مغزِ متفکرِ گروه که قصدِ رقابت با بیتلز داشت، برعکس لنون و مک‌کارتنی، به سر جرج اعتماد کرد و نتیجه‌یِ این اعتماد شد اولین هیت سینگلِ گروهِ جری اند پیس‌میکرز. پیس‌میکرز بعد از این موفقیت دو هیت سینگلِ پیاپیِ دیگر هم منتشر کرد و بدل به یکی از محبوب‌ترین گروه‌هایِ نیمه‌یِ اولِ دهه‌یِ شصتِ بریتانیا شد. این دو هیت سینگل I Like It و You’ll Never Walk Alone بودند که به ترتیب در ماه‌هایِ می و اکتبر منتشر شدند و به صدرِ چارتِ موسیقیِ بریتانیا رسیدند.
اما قبل از اینکه قطعه‌یِ "هرگز در این راه تنها نخواهی بود"، که نوشته‌یِ ریچارد راجرز و اسکار همرستین بود منتشر شود، جری مارسدن که به تماشایِ تورِ آماده‌سازیِ لیورپول برایِ شروعِ فصلِ 1963-1964 رفته بود، صفحه‌یِ این سینگل را به بیل شنکلی هدیه داد. شنکلی صفحه را پلی کرد و به گفته‌یِ تامی اسمیت، مدافعِ وقتِ لیورپول، دهانش از زیباییِ موسیقی‌ای که شنیده بود باز ماند. دو سال بعد، یک روز مانده به فینالِ اف.ای کاپِ 1965، شنکلی مهمانِ شویِ رادیوییِ "آهنگ‌هایِ جزیره‌یِ متروکه" بود. طرحِ برنامه این بود که روی پلاملی، مجریِ شو، از مهمان‌هاش می‌پرسید اگر قرار باشد در جزیره‌ای دورافتاده تک و تنها بمانند و تنها هشت قطعه و یک کتاب داشته باشند، انتخاب‌هایشان چیست. شنکلی "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" را به عنوانِ هشتمین و آخرین قطعه‌یِ خودش انتخاب کرد.
یک سال بعد، در 19 آوریلِ 1966 لیورپول میزبانِ سلتیک در بازیِ برگشتِ مرحله‌یِ نیمه نهاییِ جامِ جام‌دارانِ اروپا بود. مردانِ بیل شنکلی بازیِ رفت را با تک گلِ بابی لنوکس در سلتیک پارک باخته بودند. اما در این شبِ بارانی و در زمینِ گل‌آلودِ آنفیلد، تامی اسمیت و جف استرانگ دو بار دروازه‌یِ تیمِ جاک استاینِ کبیر، تیمی که فصلِ بعد با شکست دادنِ "لا گرانده اینترِ" هلنیو هررا اولین سه‌گانه‌یِ تاریخِ رقابت‌هایِ اروپایی را فتح کرد، را باز کردند و تیمشان را به فینال بردند. با اینکه این بازی برایِ خیلی از سلتیکی‌ها هنوز خاطره‌یِ تلخِ گلِ به اشتباه آفساید گرفته‌یِ بابی لنوکس در دقیقه‌یِ 85 را زنده می‌کند، اما هودارانِ گلاسکویی در این شب با دستِ خالی آنفیلد را ترک نکردند.
آنفیلد در دهه‌یِ شصت سنتی داشت که قبل از شروعِ بازی‌ها، ده قطعه‌یِ اول در چارتِ موسیقیِ بریتانیا، به ترتیب از دهم به اول، در استادیوم پخش می‌شد و هوداران با این ترانه‌ها همخوانی می‌کردند. "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" هم به همین سنت پایش به آنفیلد باز شد، اما به عکسِ دیگر قطعات که دیر یا زود جایشان را به هیت‌هایِ جدیدتر می‌دادند، هرگز خانه‌یِ لیورپول را ترک نکرد و جایگاهی یگانه به عنوانِ سرودِ قرمزهایِ مرسی ساید پیدا کرد. برایِ همین بود که سلتیکی‌ها بعد از شنیدنِ اجرایِ شکوهمند و حماسیِ لیورپولی‌ها پیش از شروعِ بازیِ برگشت، آنقدر تحتِ تاثیر قرار گرفتند که راهی جز انتخابِ این قطعه به عنوانِ سرودِ رسمی‌شان برایشان باقی نماند.
دو هفته بعد از شکست دادنِ سلتیک، لیورپول پا به بازیِ فینال گذاشت. مقابلِ بوروسیا دورتموند. در همپدن پارک. در گلاسکو. این بازی اهمیتِ زیادی در تاریخِ فوتبالِ آلمان داشت، چون شاهدِ اولین قهرمانیِ یک تیمِ آلمانی در رقابت‌هایِ اروپایی بود. زیگفرید هلد و راینهارت لیبودا دو گل برایِ دورتموند زدند تا بازی در نهایت با نتیجه‌یِ 2-1 به سودِ زرد و سیاه‌پوشانِ وستفالن به پایان برسد. کرت بروم، گزارشگرِ رادیوییِ فینال، بعد از پایانِ بازی گفت: «فوتبالِ آلمان حالا برایِ خودش در اروپا جایی پیدا کرده و لایق این است که کنارِ تیم‌هایِ بزرگی مثلِ رئال مادرید، بنفیکا و اینتر ازش نام ببریم.» اما قبل از شروعِ بازی، اسکاتلندی‌ها، به خصوصِ هودارانِ سلتیک، دورتموندی‌هایی که برایِ تماشایِ تیمشان به گلاسکو آمده بودند را به پاینت‌هایِ پیاپی گینس و گپ و گفت‌هایِ فوتبالی دعوت و برایِ تیمشان آرزویِ موفقیت کرده بودند. اینکه اکثرِ دورتموندی‌ها در آن دوران چندان به انگلیسی مسلط نبودند، و اگر هم بودند قطعا از پسِ درکِ لهجه‌یِ گلاسکویی بر نمی‌آمدند، دلیلِ اصلیِ ارتباط برقرار نکردنِ این هوداران با "هرگز در این راه تنها نخواهی بود"، که شبِ قبل از بازی در پاب‌هایِ نزدیکِ همپدن پارک پخش ‌شد و شبِ بازی هم در خودِ استادیوم توسطِ لیورپولی‌ها خوانده شد، بود.
  در دهه‌هایِ بعد دورتموند باز هم در دیدارهایی دوستانه مقابلِ لیورپول و سلتیک قرار گرفت. اما هیچکدام از این بازی‌ها "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" را برایِ آلمان‌ها محبوب نکرد. تا اینکه سالِ 1991 سه‌تا از نویسندگانِ مجله‌یِ هودارانِ باشگاهِ سنت پائولی برایِ کسبِ تجربیاتِ جدید راهی اسکاتلند شدند و با تیمِ نویسندگانِ مجله‌یِ هودارانِ سلتیک به رفاقتی نزدیک رسیدند. بعد از این سفر، تحتِ تاثیرِ رفقایِ اسکاتلندی‌شان، کانونِ هودارانِ سنت پائولی برایِ موسیقیِ فیلمِ مروری بر فصلِ باشگاه از اجرایِ "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" از گروهِ پانک راکِ ادیکتس از ایپسویچ استفاده کرد. به محضِ انتشارِ این فیلم، ملودیِ قطعه به کرمِ گوشِ هودارانِ سنت پائولی بدل شد و خیلی زود این هوداران شروع به خواندنِ "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" در میلرنتور اشتادیون کردند. اما از آنجایی که پیدا کردنِ نسخه‌یِ ادیکتس برایشان کارِ ساده‌ای نبود، گروهِ هامبورگیِ رابرمیدز برداشتِ دیگری از قطعه را ضبط و در ژانویه‌یِ 1994 منتشر کرد، تا هامبورگ، شهری که جری اند پیس‌میکرز قبل از به شهرت رسیدن، آن را خانه‌یِ دومِ خودشان برگزیده بودند، بالاخره "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" را به آلمان معرفی کند.
طولی نکشید که باشگاه‌هایِ دیگرِ آلمانی هم مجذوبِ این قطعه شدند. هودارانِ کایزرسلاترن که پیش از این از تمِ قطعه‌یِ Yellow Submarine  از بیتلز برایِ سرودِ باشگاهش استفاده کرده بودند، "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" را هم واردِ ادبیاتِ فریتز والتر اشتادیون کردند. حتی کار به جایی رسید که هودارانِ بایر لورکوزن در آوریلِ 2002 در بازیِ رفتِ نیمه نهاییِ چمپیونز لیگ مقابلِ منچستر یونایتد، در اولدترافورد، "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" را خوانند و طبیعتا باعثِ خشمِ یونایتدی‌ها شدند. گرچه خودشان احتمالا دلیلِ این خشم را نمی‌دانستند. بعد از این اجرایِ لورکوزنی‌ها بود که هودارانِ سنت پائولی، ناراحت از تقلیدِ دیگر باشگاه‌ها، تصمیم گرفتند سرودشان را تغییر بدهند و با "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" وداع کنند.
اما دورتموند. منطقی است فکر کنیم دورتموند هم تحتِ تاثیرِ جریانِ قالبِ دهه‌یِ نودِ بوندسلیگا مجذوبِ "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" شد. اما اولی هسه لیشتنبرگر، ژورنالیست و تاریخ‌نگارِ فوتبالِ آلمان، عاملی دیگر در این رابطه‌یِ رمانتیک بینِ دورتموندی‌ها و جری اند پیس‌میکرز پیدا کرده است. سالِ 1987 دورتموند در جامِ یوفا باید مقابلِ سلتیک به زمین می‌رفت. در دورانی که هولیگانیسم در فوتبالِ بریتانیا موج می‌زد، مسئولینِ دورتموند تصمیم گرفتند با برپا کردنِ یک مهمانیِ بزرگ و دعوت از هوادارنِ سلتیک برایِ شرکت در آن، جوی دوستانه بین دو گروه، قبل از روزِ بازی، بسازند. تمهیدِ دورتموندی‌ها نتیجه داد و هودارانِ دو تیم با زنده کردنِ خاطراتِ سالِ 1966 ارتباطی بسیار نزدیک و صمیمانه با هم برقرار کردند. پنج سال بعد، وقتی سنت پائولی تازه "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" را به گوشِ بوندسلیگا رسانده بود، دورتموند و سلتیک دوباره مقابلِ هم قرار گرفتند. این بار هم شبِ قبل از بازی جشنی برپا شد و در این جشن بود که دورتموندی‌ها و سلتیکی‌ها، دست در گردنِ هم، "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" را برایِ اولین بار باهم خواندند.
نه سال بعد، در شانزدهمِ میِ 2001، وست‌فالن میزبانِ فینالِ جامِ یوفا و یکی از به یادماندنی‌ترین شب‌هایِ تاریخِ باشگاهِ لیورپول بود. قبل از شروعِ این بازیِ دراماتیک که نهایتا با گل به خودیِ دلفی هلی در دقیقه‌یِ 116، با نتیجه‌یِ 5-4 به سودِ شاگردانِ ژرار هولیه به پایان رسید، لیورپولی‌ها وست‌فالن را با اجرایِ حماسیِ دیگری از "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" به لرزه درآوردند. این اجرا باعثِ ایجادِ دو دستگی بینِ هودارانِ دورتموند شد. بخشی از این هوداران که یک بارِ دیگر جادویِ همخوانیِ قطعه را از نزدیک دیده بودند، حاضر نبودند سرودی دیگر برایِ تیمشان بخوانند. و بخشی دیگر اعتقاد داشتند قطعه متعلق به لیورپول و سلتیک است و استفاده‌یِ آن‌ها ازش تلاشی بیهوده و درجه‌یِ دو است.
چهار ماه بعد از آن شبِ فراموش‌نشدنی، لیورپول برایِ بازی با دورتموند در چمپیونز لیگ بازهم به وست‌فالن سفر کرد. قبل از شروعِ بازی، ماتیاس کارتنر، خواننده‌یِ آلمانی که هر طوری بود خودش را به موقع از مایورکا به دورتموند رسانده بود، پا به وست‌فالن گذاشت و "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" را اجرا کرد. اجرایِ کارتنر به پایِ اجرایِ جری مارسدن، یا حتی رابرمیدز نمی‌رسید، اما لیورپولی‌ها که هنوز شیرینیِ قهرمانی‌شان در وست‌فالن را فراموش نکرده بودند، شال‌هایِ قرمزشان را بالا بردند و شروع به همخوانی کردند. شاید همین لحظه بود که باعثِ تصمیمِ نهاییِ دورتموندی‌ها شد. "هرگز در این راه تنها نخواهی بود" در وست‌فالن ماندگار شده بود.
در پادکستِ فوتبالِ این هفته‌یِ گاردین، جیمبو ریچاردسون و رافا هونیگشتاین درباره‌یِ این شایعه که دی‌جیِ آنفیلد قصد دارد با پلی کردن قطعاتی از گروه‌هایِ آلمانی، مثلِ اسکورپیونز و رامشتاین، حواسِ دروتموندی‌ها را پرت کند حرف می‌زدند. در این بحث بود که رافا در جوابِ جیمبو که پرسید: «مگه رامشتاین هنوز هم موضوعیت داره؟» گفت: «رامشتاین هیچوقت موضوعیتی نداشته!» شاید. شاید هم نه. اما "تو هرگز در این راه تنها نخواهی بود" برایِ لیورپول و دورتموند سالهاست که موضوعیت داشته و خواهد داشت.
 
 
     
آی اسپورت
2016-04-15 17:39:04
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر