فهرست
چرا باید از ویلموتس عبور کنیم؟
چرا باید از ویلموتس عبور کنیم؟

چرا باید از ویلموتس عبور کنیم؟

آی‌اسپورت- اگر از آن‌هایی هستید که فکر می‌کنید باید ترسید و حرف‌ها را نگفت و محافظه‌کاری کرد، این یادداشت را نخوانید. این‌جا قرار است نوشته شود چرا باید از ویلموتس عبور کنیم و بدون ملاحظه. ممکن است تحلیل اشتباهی از شرایط باشد، اما در گذر زمان، حتی آن‌ها که تحلیل‌های غلط داشته‌اند، کارشان ارزش بیشتری از آنهایی دارد که اساساً بیگانه‌اند با آن و فقط اتفاقات را گزارش می‌کنند.

یک- انتخابش از ابتدا هم اشتباه بود!

در موردش باید مطلب جداگانه‌ای نوشت. نمی‌شود از آن عبور کرد و فقط حرفش را زد. در مورد ویلموتس، انتخابش، گذشته‌اش و آینده تیم ملی، در همان ابتدا صد دقیقه گفتگو داشته‌ام (ده دقیقه‌اش در فضای مجازی در دسترس است) و یک گزارش بلند با تیتر  «بررسی یک مسیر؛ مارک ویلموتس از بلژیک تا ایران». حتماً دوباره ببینید و بخوانید. این روزهای تیم ملی قابل پیش‌بینی بود. ما نه از خودمان شناخت داشتیم و نه از ویلموتس. قسمتی از آن یادداشت را در ادامه بخوانید.

«ما در دوران گذار تیم ملی، در اولین اقدام، باید مشخص می‌کردیم که کجا قرار داریم؟ تیم ملی ما چه کیفیتی دارد؟ تیم ملی از نظر فنی چه دارد و چه ندارد؟ اصلا چرا از مربی پیشین گذر کرده‌ایم؟ در مرحله بعد، باید هدف ما مشخص می‌شد. قرار است در سال ۲۰۲۲ یا ۲۰۲۶ شاهد چه کیفیتی از تیم ملی باشیم؟ و بعد به دنبال ترسیم مسیر و بعد هم مدیری برای این پروژه می‌گشتیم. پس بیایید به دور از افکار مدیران فدراسیون، خودمان دست یه یک بررسی بزنیم و در نهایت هم گزینه انتخابی را زیر ذره بین ببریم. در اولین نقطه به بررسی دینامیک یک تیم در فوتبال بپردازیم. حرکت‌ها در فوتبال به چه شکل و چرا انجام می‌گیرند؟ اگر فوتبال را به دو بخش هجومی و تدافعی تقسیم کنیم، به دینامیک هجومی و دینامیک دفاعی تیم‌ها می‌رسیم. آیا مشخص شده است که مربی بلژیکی قرار است دینامیک تیم ملی را به چه سمتی ببرد؟ اصلا می‌دانیم که تیم ملی کنونی ما چه خصوصیات حرکتی دارد؟ و نکته مهم‌تر که در حقیقت خروجی شکل حرکتی اجزاء است، شکل کلی بازی تیم ملی است که می‌توان آن را به اسم سبک بازی شناخت. سبک بازی تیم ملی چگونه است و قرار است چگونه شود؟ سوال مهم‌تر البته این است که چه شکلی از بازی فوتبال، متناسب با فیزیک، فن فوتبال و ذهنیت بازیکن‌های ایرانی است؟»

مارک ویلموتس انتخاب اشتباهی بود، چون دینامیک دفاعی و هجومی تیم مورد نظر او و اساساً تفکرات و شخصیت او با ذهن (اخلاق یا شخصیت) بازیکن‌های ایرانی، فن فوتبال و فیزیک آن‌ها همخوانی نداشت و ندارد.

دو - بی‌تفاوت است!

شکست خوردن برای ویلموتس اهمیتی ندارد. برایش مهم نیست تیمش تمرین می‌کند یا نه، بازیکن‌هایش سالم هستند یا نه، لیگ فشرده است یا نه، رسانه‌ها چه می‌نویسند و در کل، ما برای ویلموتس اهمیتی نداریم. ویلموتس با ما حرف نمی‌زند، انتقادات ما را نمی‌شوند، حتی اگر بگوید خفه شوید احمق‌ها! ما خوشحال می‌شویم. این بی‌تفاوتی از کجا می‌آید؟ ویلموتس در فوتبال اروپا امضا ندارد، برند نیست. همه او را با تیم ملی پرستاره بلژیک به یاد می‌آورند. ویلموتس یک وصله است به آن تیم. چیزی ندارد برای از دست دادن. بدتر از آن، انگار او مربیگری را دوست ندارد. مربی بی‌تفاوت برای ما خطرناک است. برای ما که سال‌هاست عادت داریم به  فدراسیون فشل و بی‌برنامه. این زوج خطرناک، نتیجه‌اش می‌شود از دست دادن پنج فیفادی. اصلا حتی اگر قبول کنیم ویلموتس از نظر فنی عالی است، مگر می‌شود بدون تمرین چیزی ساخت؟ ویلموتس جادوگر نیست. پس اگر نمی‌تواند جادو کند، باید پیگیری کند، حرف بزند، عصبانی شود، با مُشت بکوبد روی میز تاج، و طالقانی و شکوری را به دفترش راه ندهد. چرا باید آل‌اشپورت بپوشیم؟ ویلموتس این کار را بلد نیست. اشتباه نشود، این تنها راه نیست، اما راهی که ویلموتس می‌رود هم راه درستی نیست. اصلاً ویلموتس دارد راه می‌رود؟  تلاش‌های ویلموتس تنها به گام‌هایی خلاصه می‌شود که گاهی به عقب برمی‌دارد!

سه- مدیریت پروژه بلد نیست!

همین چند ماه کافی است برای فهم این مطلب که ویلموتس مدیریت پروژه را بلد نیست. او همه چیز را به هم ریخت. سیستم، سازمان دفاعی، شکل هجومی، کادر فنی، بازیکن‌ها و هر چیزی دم دستش بود. محبی چطور می‌تواند اینقدر سریع ملی‌پوش شود؟ عزت‌اللهی چطور برای همیشه خط خورد؟ مهدی ترابی؟ ما که به تغییرات آهسته کی‌روش عادت داشتیم، سخت است به این شیب تند تصمیمات ویلموتس عادت کنیم. پس شک می‌کنیم به درستی تصمیماتش و با تجربه‌ای که از خودمان داریم (چه کسی بهتر از ما، خودمان را می‌شناسد؟)، از ویلموتس ناامید می‌شویم. کی‌روش مگر اشتباه می‌کرد که مدام می‌گفت تجربه بین‌المللی؟ وقتی عادل در تحسینش گفت که تغییر نسل آرامی در تیم ملی ایجاد کرده‌اید آقای کی‌روش، خوشحال نشد و خیلی جدی به عادل گفت که اشتباه می‌کند، او تغییر نسل نداده، فقط تیم را حرکت داده و باعث پیشرفتش شده.

چهار- با استراتژی بیگانه است!

اگر بازی‌های تیم ملی را بگذاریم کنار بازی‌های بلژیک و همه را در امتداد هم ببینیم، خیلی هم زود نیست برای رسیدن به این نتیجه که ویلموتس با استراتژی بیگانه است. چند مثال بیاوریم. تیم ملی در زمان ویلموتس با دو مهاجم (یک و دو) بازی کرده. به یک‌باره همه‌چیز برابر عراق به هم می‌ریزد و با هافبک پشت مهاجم بازی می‌کنیم. آن‌هم در روزی که عراق با سه مدافع بازی کرد و سردار به تنهایی آنجا تلف شد. این تغییر چه معنایی دارد؟ چرا برابر هنگ کنگ و کامبوج، بازی با عراق را تمرین نکردیم؟ استراتژی یعنی همین. ریچارد روملت استدلال می‌کند که بینش، قلب استراتژی خوب است (بینش نسبت به ذات واقعی موقعیت). ویلموتس موقعیت را نمی‌شناسد، نمی‌داند کجاست و قرار است به کجا برسد. کارلوس کی‌روش را در کلمبیا نگاه کنید. به انتخاب بازی‌های دوستانه دقت کنید. در شش فیفادی گذشته، کلمبیا سه زوج بازی برگزار کرده. ابتدا یک بازی فشرده و سنگین‌تر برای تیم اصلی و بعد یک بازی یک سطح پایین‌تر برای بازیکن‌های دوم و ترکیب و تلفیق با تیم اول. در بازه اول، ابتدا برزیل و سپس ونزوئلا، در بازه دوم، ابتدا شیلی و سپس الجزایر، در بازه سوم، ابتدا پرو و سپس اکوادور. معنی استراتژی در اشل بزرگ (نه استراتژی در زمین فوتبال) که ستون اصلی مدیریت پروژه است، این‌طور معنا پیدا می‌کند. کی‌روش وقتی در ایران بود هم روی بازی‌های دوستانه حساس بود. او این‌گونه تیمش را می‌ساخت. اما ویلموتس چه؟ می‌پرسید مگر کی‌روش معیار ماست؟ سؤال درستی می‌پرسید، راه کی‌روش تنها راه نیست. او یگانه مربی کاربلد عالم نیست. اما در ویلموتس، درکارهایش، در تصمیم‌هایش کدام مسیر مشخص نمایان است؟ زیادی مشوش نیست و ناآگاه؟

پنج- بیگانه با تاکتیک؛ تیم ملی با ترمز دستی بازی می‌کند!

این جمله، تیتر یادداشت لوک نیلز در روزنامه Het Laatste nieuws در مورد بلژیک مارک ویلموتس است. اتفاقی که در همین چند ماه می‌توانیم آن را در تیم ملی ایران هم مشاهده کنیم. از سرعت تیم ملی کاسته شده و سخت می‌توان به برنامه‌های تاکتیکی تیم پی برد. این مطلب را بارها می‌توانیم در مورد تیم مارک ویلموتس در مطبوعات بلژیک پیدا کنیم. روزنامه De Morgen   در یادداشتی، سوال‌های متعددی از ویلموتس پرسیده است. مهم‌ترین سوال این است: «چرا دفاع شما مطمئن نیست؟». کریستوف لیبرلو شاید بهترین یادداشت را در مورد تیم ملی بلژیک با این تیتر می‌نویسد: « سرعت خیلی کم، ایده‌های خیلی کم، اندک اندک اندک». روزنامه دیگری هم تیتری شبیه به مورد قبلی را روی جلد برده: « بدون سرعت، بدون هدف». یا برای مثال استفان کینگنارت، بعد از بازی برابر ایتالیا در جام ملت‌ها این‌گونه از تیم مارک ویلموتس می‌نویسد: «ویلموتس تعداد خیلی زیادی از جملات قصار بلد است و هنوز هم از آن‌ها استفاده می‌کنند. اما حالا می‌دانیم که حرف‌های  او توخالی است. او گفته بود ما دوست داریم به بازی سلطه داشته باشیم و چندین و چند موقعیت گلزنی خلق کنیم. حتی اگر قبول کنیم بلژیک مالک توپ و میدان بوده است (چیزی که به نظر نمی‌رسید برای ایتالیا مهم باشد)، برای ما مشخص نبود که بلژیک چگونه سعی داشت موقعیت ایجاد کند؟ آیا چیزی از بازی برابر آرژانتین در ۲۰۱۴ تغییر کرده است؟»

شش- عادت، ترس، بی اعتمادی و فرار تا کجا؟

ما با ویلموتس به شکست عادت کرده‌ایم. هیچ بازیکنی بعد از بازی با بحرین و عراق، آن‌جا وسط زمین، بی‌رمق و ناراحت ننشست. عادی بود همه‌ چیز. ویلموتس اهمیت بازی‌ها را نمی‌داند و طبیعتاً نمی‌تواند آن را به بازیکن‌ها انتقال دهد. همین مسئله است که حتی بازیکن‌ها را ترسانده. به نظر می‌رسد تعداد بازیکن‌هایی که حالا به تصمیم‌های ویلموتس اعتماد دارند خیلی کم باشند. سرآغاز بی‌نظمی همین‌جاست. وقتی اعتماد از بین رفته. و چه اتفاقی قرار است ما را نجات دهد؟ به کجا می‌خواهیم فرار کنیم؟ حتی اگر صعود کنیم، قطر، کره، ژاپن، استرالیا و عربستان منتظر ما هستند. این تیم و مربی که شک داریم بتوانند از مهلکه عراق و بحرین فرار کنند، چرا باید ادامه دهند؟ کدام روزنه امید؟ تداوم و فرصت معنا دارد در فوتبال. شما یک تغییر مثبت، یک جهش نشان‌مان بدهید.

هفت- تصمیم‌های سخت برای مربی‌های بزرگ!


کسی هست قبول نداشته باشد ما در همجواری فاجعه‌ایم؟ ما قبول داریم با کی‌روش هم این‌جا بوده‌ایم. دقیقاً همين‌جا و در همین بیم و امید، اخراج یا ادامه. اما می‌دانید چه اتفاقی افتاد؟ کی‌روش تصمیم سخت گرفت. پی تغییر رفت و تکانی به خودش داد. فکر کرد، نقشه ریخت و از بیرون انداختن رحمتی تا مشورت و کمک گرفتن از دوست قدیمی‌اش نلو وینگادا بی هراس بود و جلو رفت. او حساسیت را فهمید، نیاز به تغییر را و تلاش کرد. ویلموتس می‌خواهد چکار کند؟ او استراحت می‌کند. نمی‌داند کجاست و عاجز است از گرفتن تصمیمات سخت.

هشت- جانشین؟

اگر قراراست برسیم به برانکو و کرانچار، بیایید یک کار بکنیم. شما این‌ها را که خوانده‌اید فراموش کنید، من هم معذرت می‌خواهم از همه.

۳۶ ۳  
آی اسپورت
2019-11-25 15:12:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۳ نظر
ابوالضل مرادی
دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۸، ۱۵:۳۴
بهترین گزینه ایتالیایی ماسیمو گاررا
۶
محمد نوبری
دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۸، ۱۶:۴۵
ماهم مخالف بازگشت برانکو به تیم ملی هستیم چون باید برگرده پرسپولیس و خوارومار تاسیون مثه تورو سپوخته کنه:))))
۳
بابک66
دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۸، ۱۶:۵۱
البته فراموش نشه که ما با کیروش در دور دوم مقدماتی در همچسن موقعیتی قرار داشتیم نه درو اول مقدماتی
ضمنا بازیکنای اون تیم با بازیکنای الانمون اصلا قابل مقایسه نیستن. فکرشو بکنید تا ثبل از پیدا شدن قوچان نژاد بهترین مهاجممون غلامرضا رضایی بود.
کلا برای اینکه مبنای صحیحی برای مقایسه داشته باشید کافیه به این فکر کنید اگه الان قرار بود ما با مراکش اسپانیا و پرتغال بازی کنیم چه نتیجه ای در انتظارمون بود
و برای تحیلیل آینده هم به این فکر کنید برانکو در مقابل این حریفا چکار خواهد کرد؟؟؟
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر